زمان مطالعه: ۵ دقیقه

مطالعه بخش اول این مطلب»

ما باید به دستگاه صوتی خود توجه خاصی داشته باشیم؛ چرا که باز هم مثل پرانایاما در یوگا، هیچ سازی مانند گلو وجود ندارد که بدن ما را برای ایجاد طنین و لحن آماده کند. در حقیقت، شما دارای یک ساز زهی در بدنتان هستید که در آن می‌دمید. در گلوی شما دو مجرا در کنار هم قرار دارد که یکی مواد غذایی را به معده می‌رساند و دیگری بالای مجرای جعبۀ غضروفی است که تارهای صوتی در آن قرار گرفته و حنجره نام دارد. این تارها با هوایی که به آن وارد می‌کنیم مرتعش می‌شوند. پس، کیفیت صدای شما در مرحلۀ اول بستگی به نحوۀ به کارگیری تارهای صوتی و مقدار هوایی دارد که به آن وارد می‌کنید و زمانی صحیح انجام می‌شود که هوا به مقدار لازم و درست داخل ریه‌ها شود. البته، تنفس غلط (در یوگا) و طرز بد خواندن ناشی از هواگیری ناصحیح و یا استفادۀ نادرست از صدا موقع صحبت کردن است. باید به ریه‌ها اجازه دهید در سینه‌تان حرکت کنند و اگر دیافراگم خود را به حال عادی بگذارید که بالا و پایین برود تنفستان مثل تنفس یک بچۀ کوچک کاملاً طبیعی و کامل می‌شود و هدف در یوگا و خواندن همین است. باید مسیری بدون مانع برای رسیدن هوا به شش‌ها تأمین کنیم. پس صاف بایستید، پاها را به اندازۀ عرض شانه باز کنید، سرتان را بچرخانید تا اگر ناراحتی در گردنتان هست رفع شود. سپس، سرتان را مستقیم نگه دارید طوری که چانه‌تان موازی زمین باشد. شانه‌ها را به سمت عقب و وسط کمرتان بکشید؛ طوری که عقب و پایین باشند.

حال، با این کار سینه‌تان باز می‌شود و این همان چیزی است که چه در یوگا و چه در آواز خواندن مد نظر است. تنفس دیافراگمی آرام‌بخش جسم انسان است و نباید با فشار و تنش عضلانی همراه باشد. در این نوع تنفس بدون دخالت شانه و سینه و بدون فشار یک تنفس خوبی را در آوازخوانی و یوگا تجربه می‌کنید. وقتی شروع به یادگیری تنفس دیافراگمی می‌کنید ممکن است کمی دچار سرگیجه شوید؛ علت این است که با این مدل تنفس، بیشتر از آنچه به آن عادت دارید، هوا وارد سیستم تنفسی‌تان می‌کنید و تهویۀ شدید ریوی رخ می‌دهد. اما مطمئن باشید این موضوع گذراست و بدن شما اکسیژن حیات‌بخشی را که به آن می‌دهید به خوبی پذیرا می‌شود. لازم است در حین تنفس، با فشار آرامی روی عضلات شکم کار کنید. تمرینی وجود دارد که چارۀ خوبی برای از بین بردن تنش عضلات شکم است. برای این تمرین بایستید، دست‌ها را به کمر بزنید و مانند شکل، بدون اینکه باسن‌تان جا به جا شود، بالاتنه‌تان را از یک سمت به سمت دیگر حرکت دهید. به عبارتی باید بدنتان را از کمر به پایین بی‌حرکت نگه دارید، شانه‌ها را صاف و تنفس را جاری کنید. در این حالت وقتی برای اولین بار احساس بازدم بدون فشار را تجربه می‌کنید، بدون حرکت دادن تنه به هدف خود خواهید رسید. ترفندهای دیگر برای خواندن صحیح آواز، تمرین با کتاب است. همانند یوگا دست یا کتاب را روی شکم در بالای ناف قرار دهید، عمیقاً با شکم نفس بکشید و بیرون بدهید. فقط دقت کنید که شکم یا سینه تان در عمل بازدم دخالتی نداشته باشد. اما گذاشتن کتاب چه نقشی دارد؟

کتاب برای ایجاد فشار یا تسهیل تنفس نیست، بلکه فقط یک کمک بصری بزرگ است که فرد با دیدن آن دیگر نگران حرکت درست شکمش نیست. فقط می‌بیند کتاب بالا و پایین می‌رود و راحت‌تر قابل دیدن است. حرکت دیگر، خم شدن به سمت جلو از ناحیۀ کمر است. این تمرین به خصوص برای خواندن نت‌های بالا بسیار مفید است. با این عمل دو کار انجام می‌دهید. وقتی خم می‌شوید و تنه‌تان موازی زمین قرار می‌گیرد تنفس عوض می‌شود. این حرکت باعث می‌شود به شکم فشار وارد شود، شکم را به شکل مصنوعی داخل می‌دهیم و هوا از شش‌ها به بیرون رانده می‌شود. این عمل سبب می‌شود نت صحیح‌تر اجرا شود. اما علت دیگر این است که اگر نگران از دست دادن تعادل باشید و بترسید که بیفتید، ذهنتان مشغول این است که بدنتان چه کار می‌کند و تعادلتان چگونه است و بدین ترتیب نت بالا را راحت‌تر می‌خوانید زیرا حواستان به بدنتان متمرکز شده و ذهنتان بیشتر روی تعادل بدن و نیفتادن است و ناخودآگاه صدایتان بهتر می‌شود. پس برای آواز وقت بگذارید و تکنیک‌های تنفسی را عیناً مانند یوگا انجام دهید تا هرگونه فشار و تنش از صدای شما حذف شود و حجم بالاتری به صدایتان بدهید. تنفس‌های کاپالابهاتی در یوگا و مانترای اوم بسیار به صحیح خواندن ما کمک می‌کند؛ زیرا گلو و زبان در وضعیت مناسب قرار می‌گیرد، جریان هوا تنظیم می‌شود و از نظر فیزیکی برای داشتن صدای صحیح‌تر آماده می‌شوید. تارهای صوتی بسیار اهمیت دارند؛ بنابراین، توجه داشته باشید ورزش‌هایی مانند شنا گرچه برای تنفس بسیار عالی هستند، اما کلر موجود در آب مخاط دهان، بینی و گلو را ملتهب می‌کند.

اگر سرتان را زیر آب نکنید و برای تجدید تنفس مرتباً سر به زیر آب نرود و آب را قورت ندهید مشکل زیادی پیش نخواهد آمد. سیگار و امثال آن هم مستقیماً تارهای صوتی را با گرما و مواد شیمیایی ملتهب می‌سازد و به ریه صدمه میزند. پس مراقب تنفس و تارهای صوتی خود باشید و آب زیاد بنوشید. گرچه خوردن آب مستقیماً شما را خواننده نمی‌کند، اما زبان و کام دهان را خیس می‌کند. وقتی آب را قورت می‌دهید، بلغم را از یک نقطۀ ملتهب در تارهای صوتی به جای دیگر منتقل می‌کنید. مرتب نمی‌توانید آب دهانتان را قورت دهید، اما هراز گاهی نوشیدن جرعه‌ای آب لازم است؛ زیرا گلو را مرطوب می‌سازد. در واقع با نوشیدن آب مرتب گلویتان را روغن‌کاری می‌کنید. علت اینکه صبح‌ها صدا پایین‌تر است آن است که مایعات در نسوج گلو جمع می‌شود، خلط ایجاد می‌شود و به علت تنفس با دهان باز در موقع شب، گلو خشک می‌شود. وقتی تارهای صوتی خشک باشند به راحتی حرکت نمی‌کنند. برای ایجاد صدای بالا تارها باید با هم حرکت کنند. تارها بالأخره در طول روز با رطوبت، گرم شدن و کش و قوس دادن وضعیت مطلوب‌تری پیدا می‌کنند. البته در انجام آساناهای یوگا هم در صبح و عصر تفاوت وجود دارد؛ زیرا صبح‌ها ذهن آماده‌تر است و عصرها وضعیت فیزیکی بدن مساعدتر است. در کل سعی کنید موقع خستگی هم از انجام دادن تمرین تنفس در یوگا و هم از خواندن آواز بپرهیزید. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که موسیقی مانند یوگا تأثیر شگرفی بر جسم و ذهن ما دارد.

همانطور که با یوگا به سلامت جسم و ذهن و روح می‌پردازیم هر سۀ این موارد با موسیقی و صدای خوب نیز در ارتباط است. موسیقی با ریتم قوی و تند، امواج مغزی را تحریک و آن را هماهنگ با ضرباهنگ امور می‌کند، تمرکز را بالا می‌برد، تفکر را بهبود می‌بخشد، مغز را قادر می‌سازد آسانتر سرعتش را تغییر دهد و تأثیر مثبت ماندگاری بر حالات ذهنی دارد. موسیقی همانند یوگا، بر عملکردهای جسمی نیز اثر می‌گذارد؛ زیرا تنفس و ضربان قلب تحت تأثیر سیستم عصبی خودکار است. با موسیقی تنفس آرام‌تر و ضربان قلب کندتر می‌گردد و با گوش دادن به موسیقی، به خصوص موسیقی کلاسیک، فعال‌سازی و واکنش‌های آرمیدگی حاصل شده و استرس کاهش می‌یابد. موسیقی کلاسیک با خود آرامش و خواب بهتر به ارمغان می‌آورد؛ چرا که، در اثر گوش دادن به این نوع موسیقی، فشار خون پایین می‌آید، حملات قلبی کاهش می‌یابد و سیستم ایمنی بدن تقویت می‌شود. علاوه بر آن، یک آواز صحیح به علت برخورداری از بار هیجانی و عاطفی، تأثیرات عمیقی بر روحیه، شخصیت و پرورش عواطف انسان دارد و حتی در تعدادی از شاخه‌های طب جایگزین، مثل طب سوزنی، هومیوپاتی و آیورودا، موسیقی نقش پررنگ و عمدهای برعهده دارد. صدای طبیعت، آب و مانتراها هم نقش مهمی در سلامت مغزی ما ایفا می‌کنند.

سخن آخر، شنونده‌ای زیرک باشیم، در مسیر تعالی و معنویت پیش برویم و سعی کنیم گوشمان را با صداهای بد تخریب نکنیم.

این مطلب اولین بار به قلم ژیلا حاتمی در ماهنامه دانش یوگا منتشر شده است.