زمان مطالعه: ۱۲ دقیقه

مصریان باستان به زندگی پس از مرگ اعتقاد داشتند، تناقض هایی در رابطه با جهان دیگر در اعتقاداتشان وجود داشت.آنها از سوی معتقد بودند که مردگان در آرامگاه خود به زندگی شان ادامه می دهند و از سوی دیگر عقیده داشتند که آنها پس از مرگ به مکان های دور و با صفا سفر می‌کنند.ظاهراً برای حل چنین تناقضی بود که آنها برای هر دو جهان وسایل و امکانات مورد نیاز را فراهم می کردند. در هیچ تمدنی تدارک چنین ملزومات جزئی که مصریان برای حفظ و نگهداری اموال در نظر می‌گرفتند دیده نشده است.

به عقیده مصریان هنگامی که یک نوزاد مصری متولد می شد همزمان با او یک همزاد نامرئی نیست که کا نامیده می‌شد پا به عرصه وجود می گذاشت. کا چیزی مثل ژن یا فرشته محافظ بود که بیشترین وظیفه خود را پس از مرگ شخص انجام می‌داد بدین معنا که تا زمانی که کا در وجود او بود آن شخص زنده بود. اما هنگامی که شخص کای خود را از دست می‌داد میمرد. اما کا نمی مرد بلکه به مرده پس از مرگ ملحق می شد و به زندگی شاد و همیشگی خودشان ادامه می‌دادند.فرد مصری علاوه بر بدن و کا یک روح نیز داشت که در هنگام مرگ از وجود او خارج می شد و پرواز می کرد. روح همچون پرنده ای بود که سری مانند سر انسان داشت و در چهره شخص مرده حلول میکرد. در طی زندگی فرد در این جهان بود در پیکر او احتمالاً جایی در شکم یا در قلب او اقامت می کرد. اما پس از مرگ آزاد می‌شد و در اطراف جهان پرواز می کرد ولی شب،هنگامی که احتمال می داد سر و کله ارواح شیطانی پیدا شود به قبر خود باز می گشت.حال برای این که روح بتواند آرامگاه خود را پیدا کنند باید تشخیص میداد که از کدام جسد خارج شده است.از اینرو مصری‌ها جسد مرده را به بهترین راه ممکن محافظت و نگهداری می‌کردند یعنی آن را مومیایی می کردند. واژه مومیایی مدرسه مصری ندارد بلکه هزار واژه عربی مومیاه که به معنی حفاظت بدن به وسیله موم یا قیر طبیعی است نشئت گرفته و از آن به عنوان روش هایی که مصریان برای محافظت جسد اموات خود به کار می‌بردند استفاده شده است. روند انجام عمل مومیایی در مصر باستان همراه با مراسم مذهبی خاص انجام می‌گرفت. یک دوره ۷۰ روزه برای آماده سازی مومیایی لازم بود و هر مرحله با مراسم روحانی خاصی همراه می‌شد. کارگاه مومیاگران ممکن بود جایی ثابت مثل مکان‌هایی که متعلق به پرستشگاه های بزرگ بود باشد. اما اغلب یک چادر متحرک و مقاومی بود که در نزدیکی منزل شخص مرده برپا می کردند.نخستین گام در آماده سازی جسد برای انجام عمل مومیایی عبارت بود از خالی کردن قسمتهایی از جهت که متعفن و فرسوده بود. مومیایی گران جسد را بر روی جایگاه باریکی که به شکل میز بود قرار می‌دادند و کار خود را شروع می‌کردند. مغز مرده را از طریق سوراخهای بینی او به وسیله نیشتر و یا قلاب های فلزی گوناگون بیرون می‌آوردند. با چنین روشی مغز به اجزای کوچکتری تقسیم می‌شد. به همین علت اجزای بسیار ریز مومیایی نمی شدند. مومیایی گران سپس به سراغ قسمت چپ بدن مرده آمده،امعا و احشا او را در می آوردند،ولی به قلب او دست نمی زدند. آنها ریه،کبد،معده،روده ها و سایر اعضای جزئی بدن را در کوزه های جداگانه ای که کوزه های کانوپیک نام داشتند قرار می دادند و برای حفاظت و نگهداری آن را تسلیم خدای خاص خود می کردند.

پس از مراحل فوق به سراغ محافظت خود بدن نیامدند. این مرحله شبیه فرآیند نمک سود کردن ماهی بود. اما به جای نمک معمولی از ناترون که ترکیبی از کربنات سدیم و بیکربنات سدیم همراه با کلرید سدیم یا نمک معمولی و سولفات سدیم به عنوان ناخالصی استفاده می کردند. ناترون در مکان های محدودی در مصر یافت می‌شد.آبی که حاوی ناترون است به صورت محلول به روی سطح می‌آید و بخار می‌شود و ناترون آن ته نشین می شود.

بسته های کوچک ناترون را که در پارچه های کتانی پیچیده شده بود در داخل رصد قرار می‌دادند. قسمت بیرونی بدن نیز با ناترون شل به صورت،در بسته هایی که در پارچه های کتانی اندود شده بود پیچیده می شد. آب و هوای گرم و خشک مصر فرایند خشک کردن را سرعت می بخشید.پس از آن که رطوبت بدن توسط ناترون جذب می‌شد بسته‌ها را از روی جسد برمی‌داشتند و جسد را با آب و اسفنج می‌شستند.سپس پوست بدن با صمغ کاج تدهین می‌شد و حفره های بدن با لایه های کتانی که به همان مواد آغشته شده بودند پر میشد. در این هنگام جسد آماده باندپیچی با باند های متعدد می‌شد که اصطلاحاً به آن مومیایی می گوییم.

در مومیایی تنها از پارچه های کتانی برای پوشش استفاده می‌شد و برای اینکه ظاهر کار زیباتر باشد در حفره هایی که در عمل خشک کردن به وجود آمده بودند لفاف های کتانی قرار می‌دادند.دست ها و پاها و حتی گاهی اوقات انگشتان دست ها و پاها را به طور جداگانه باندپیچی می‌کردند. سپس سرتاسر بدن را به وسیله چندین لایه لفاف پیچی می کردند و بین لایه ها از صمغ جهت چسباندن لایه ها به یکدیگر استفاده می کردند. این پوشش کسانی که در عمل مومیایی به کار میرفت چند صد متر مربع بود. لایه های لحاف ۶ تا ۱۰ فوت مربع و باندها ۲ تا ۸ اینچ عرض و سه تا ۲۰ فوت طول داشتند. در بیشتر مواقع از پارچه های کتانی که برای باند پیچی عمل مومیایی به کار میرفت فقط به عنوان لفاف استفاده نمی‌شد بلکه از پارچه های خانگی قدیمی نیز که برای این هدف نگهداری می شد استفاده می کردند. اغلب نام صاحبان قبلی آن پارچه بر روی آن نوشته می شد. این نام ها در اثر شست و شوی متوالی از بین میرفت. گاهی اوقات باندها حاوی متن های مذهبی کوتاهی بودند که با مرکب بر روی آنها نوشته می شد. هنگامی که عمل لفاف پیچی تمام می‌شد کارگاه مومیایی تمیز می شد و تمام موادی که در انجام عمل مومیایی به کار رفته بود برای نگهداری در آرامگاه در کوزه ها قرار می گرفت. این کار خوبی بود زیرا مومیاگران مسری افراد با دقتی نبودند و لذا مثلا اگر انگشت یا گوشی درتی مراحل در آزمون می آیی به جا می ماند معمولا همراه با اضافات نمک و تکه های لفاف باقیمانده جمع‌آوری می‌شد و در کوزه ها قرار می گرفت.

اما مومیایی کردن جسد تمام اعمالی را که در طول دوره هفتاد روزه انجام می شد در بر نمی گرفت. هنرمندانی که تعداد آنها به یکصد نفر می‌رسید نیز در تمام فعالیت‌های ضروری در عمل کفن و دفن شرکت می‌کردند.ساخت و تزیین آرامگاه اگر قبلا به وسیله خود شخص مرده در طول عمرش انجام نشده بود کار بسیار بزرگی را می طلبید.نجار ها تابوت یا مجموعه‌ای از تابوت ها را می ساختند که هرکدام به طرز خاصی در داخل دیگری قرار می گرفت.

هنرمندان مشغول تزیین تابوتها می‌شدند ملت پیش می‌آمد که یک نقاشی بر روی چوب تابوت منبت کاری شود بلکه به جای آن نقاشی به وسیله ی گچ نرم انجام می شد او پارک های زیبایی از مواد رنگی که در مصر یافت می شد آن را جلا می دادند.بنابراین افراد بسیاری در ساختن و آماده کردن ملزوماتی که به همراه شخص مومیایی در تابوت قرار می‌گرفت همکاری می‌کردند.

کار بسیار مهم دیگری که می بایست در طی مدت هفتاد روزه عمل مومیایی انجام می شد نوشتن متن هایی بود که در تابوت قرار می‌گرفت.این متن ها که در حال حاضر به کتابچه اموات معروفند بر روی طومارهای پاپیروس که طول آنها متفاوت بود و حتی طول بعضی از آنها به یکصد فوت میرسید نوشته می شد. این نوشته ها به وسیله رنگهای متفاوتی نقاشی می شد.بخش های مختلف کتابچه اموات اطلاعات ضروری فرد در غلبه بر مشکلات خود و تلاش‌های وی برای کسب اجازه و ورود به دنیای پس از مرگ را شامل میشد.

در مراسم تشییع جنازه کاهنان، اقوام، دوستان، خدمتکاران و سایر سوگواران جسد مومیایی شده را تا آرامگاه همراهی می‌کردند.در حضور کاهنان جسد مومیایی شده در تابوتی باشکوه که بر روی سورتمه‌ای که به وسیله دو گاو کشیده می‌شد حمل می‌شد و سوگواران نیز پشت سورتمه حرکت می‌کردند. در مراسم تشییع جنازه افرادی بودند که هدیه هایی را حمل می کردند تا در آرامگاه قرار دهند. آنها اعتقاد داشتند که تجهیزات مرده که مشتمل بر اسباب، وسایل، اسلحه، غذا، جواهرات، پوشاک و هر آنچه که برای راحتی و مسرّت زندگی زمینی او ساخته شده بود برای زندگی پس از مرگ وی نیز لازم و ضروری خواهد بود.

گشایش در تابوت مراسم پایانی آرامگاه بود. مسینان معتقد بودند که با انجام این مراسم جسد مومیایی شده دوباره قدرت حرکت کردن و صحبت کردن و خوردن را برای ادامه زندگی خود در جهان دیگری به دست می لذا ضروری می دانستند مراسم پایانی را که به منظور ذخیره مجدد اعمال شخص انجام می‌شدلذا ضروری می‌دانستند مراسم پایانی را که به منظور ذخیره مجدد اعمال شخص انجام می‌شد کاهنان انجام دهند.

سپس مومیایی در داخل آرامگاه گذاشته و در تابوت مهر و موم می شد. کتابچه اموات و هدیه هایش در کنار وی قرار می گرفت و در این هنگام کاهنان در لباس خدایان اطمینان حاصل می کردند که هیچ روح شیطانی وارد آرامگاه نشده است. بر اساس اعتقاد مصریان آیینه تدوین مومیایی که خود ظاهراً عمل مقدسی برای آمرزش مرده تلقی می شد به طور حتم اطمینان نمی داد که شخص مرده وارد حیات بعد از مرگ شده است یا نه. لذا در جهان دیگر مومیایی ابتدا در حضور گروهی که متشکل از ارواح ۴۲ نفر از اجداد او بودند ظاهر می‌شد و نزد آنها شهادت می داد که زندگی درستی در زمان حیات خود داشته است سپس در آزمایش پایانی ازیریس پادشاه جهان پس از مرگ قلب وی بر روی ترازوی بسیار دقیق که بر روی کفه دیگر آن یک پر که نماد درستی و واقعیت بود قرار داشت و وزن می‌کرد و آنوبیس همان ملک الموت که در طول عمل مومیایی ریاست جلسه را برعهده داشت عمل وزن کردن را انجام می‌داد. در این هنگام توث الهه ثبت اعمال نتیجه را روی لوح ثبت می کرد. اگر قلب مرده از این امتحان سرفراز بیرون می‌آمد یعنی وزن قلب او و پر یکی بود، در این صورت او را ستاره بهشت برین می‌شد و اگر چنین نبود روح او محکوم به سیر همیشگی در حیات زمینی می گردید.

اجساد دودمان مصریان قدیم را در زمینهای شنی دفن می کردند و کوزه های سفالی را که محتوی غذا بود در اطراف جسد قرار می‌دادند. اجساد را به پهلو می خوابانند و آنها را در حصیری می پیچاندند. بعداً اموات را در سبد های کلفت، جعبه ها یا تابوت های سفالی یا در غارهای طبیعی کوچک که در پای صخره ها در دره نیل وجود داشت قرار می دادند. تا سه هزار سال قبل از میلاد مسیح افراد مهم مکان‌هایی را برای خودشان در صخره ها می تراشیدند که اغلب طاقچه هایی داشتند که تابوت در آن قرار می‌گرفت. لذا از همینجا طرح آرامگاه مصریان که شامل دو بخش اساسی بود شکل گرفت. بخشی از آرامگاه برای نگهداری جسد و بخش دیگر برای نگهداری ملزومات شخص مرده در نظر گرفته می‌شد. معروف ترین آرامگاه های مصری آرامگاه‌های عصر هرم هستند. طرح اولیه این آرامگاه های بسیار بزرگ که همانند خودم سر معروف هستند از سکوهای کوچکی به نام مصطبه که واژه‌ای عربی به معنی سکو است گرفته شد که نشان دهنده ساختار تمامی آرامگاه هاست. آرامگاه های مصطبه ساختمان های کوچک و مستطیل شکلی بودند که از آجر و سنگ بر روی صخره سنگ ها ساخته می شدند.این امارات از مجموعه تالار یا اتاق‌هایی تشکیل می‌شد که یکی از اتاق های مخفی آن برای نگهداری مجسمه شخص مرده مورد استفاده قرار می‌گرفت. دیوار های آهکی در حجره های سفارشی آرامگاه‌های مصطبه با مناظر زیبایی که خیلی ریز تراشیده شده بودند منقش شده و به طور اساسی رنگ می‌شدند. هنوز هم بعضی از آن رنگ ها باقی مانده است. بیشتر اطلاعات ما از آن دوران ز هم این مناظر و عکس هایی است که به طور خیلی دقیق و ماهرانه نقاشی شده اند و معاصر با آن دوران هستند. آرامگاه های مصطبه در اکثر مواقع به نجیب زادگان و فراعنه که اهرام ماندگار را ترجیح می‌دادند متعلق بود. اهرام معروف جیزه که به آرامگاه‌های پادشاهان سلسله چهارم فرعون ها تعلق دارد،از حیرت انگیز ترین آرامگاه های هرمی هستند. مصریان در عصر اهرام نیز اموات خود را مومیایی می کردند. در حال حاضر مومیایی‌هایی وجود دارد که به دوره ماقبل عصر اهرام برمی‌گردد. اموات سلسله های قبلی در آرامگاه های مخصوص خود به پهلو خوابانده می شدند و مومیایی می شدند. در حالی که در عصر احرام شخص مرده را به پشت می خواباندند و تمام هیکل او را مومیایی می کردند و در آرامگاه هایی که همانند خانه شخص مرده بود تدفین می‌کردند. در روزگاران قدیم تنها پادشاه خان بودند که فرصت نائل شدن به حیات متعالی پس از مرگ را پیدا می‌کردند.متن های مذهبی بر روی سنگ دیوار های آرامگاه شخص مرده کنده‌کاری می‌شد تا به او کمک کند تا رهسپار بهشت شود. این متن ها اکنون به متن های هرمی معروف اند ویدیو آر های اهرام پادشاهان سلسله پنجم و ششم در ساکارا چه از اهرام جیزه کوچکتر بوده و شکوه و عظمت کمتری دارند که شامل قدیمی ترین مجموعه متن های مذهبی مصر است که تا به حال پیدا شده است. اگرچه برای نجیب‌زادگان عصر هرم نیز تدفین باشکوهی صورت می‌گرفت اما در آرامگاههای آنها هیچ متن مذهبی پیدا نکرده‌اند.

تا زمان پادشاهان عصر میانی ( ۲۱۰۰-۱۷۸۰ق.م) دوره پس از مصطبه ها و اهرام،آرامگاه ها و بخش های وابسته به آنها از سنگ هایی که در حوالی رود نیل یافت می شد درست می شدند. گاهی اوقات آرامگاه شخص مرده در مقابل یا در زیر عمارت او بنا می شد که این عمارت نیز به عنوان عبادتگاه ای یا مذبحه مورد استفاده قرار می گرفت.او می آید در عصر پادشاهان میانی در سمت چپ در تابوت چوبی مستطیل شکل که به متن های مذهبی منتشر شده بود قرار می گرفت. این مرزها گزیده ای از متن های عصر احرام بودند که اعتقادات و نمادهای تازه به آن اضافه می شد. قسمت فوقانی بدن بعضی از این مومیایی ها با ماسک و پوشش مقوایی پوشانده می‌شد. این پوشش های مقوایی که لایه‌هایی از کتان یا پاپیروس بودند آغشته به قیر و به شکل انسان ساخته شده و رنگ می شدند. گاهی اوقات تمام مومیایی در چنین پوششی قرار می‌گرفت. بالاخره این روند منجر به این شد که خود تابوت ها به شکل مومیایی ساخته شوند.

در عصر سلسله هجدهم (۱۵۴۶-۱۳۱۹ق.م) این نوع مومیایی تابوت مورد استفاده عموم واقع می شد.متن های مذهبی که برای اموات نوشته می‌شد از عناوین مذهبی اهرام باستان نشأت می گرفت و تبدیل به کتابچه کامل اموات می‌شد که بر روی طومارهای پاپیروس نوشته می‌شدزن با مومیایی در آرامگاه قرار می‌گرفت و فصول مختلف این کتاب با تصاویر رنگی بر روی تابوت نقاشی می شد.

یک شخص بلند مرتبه یا ثروتمند و وابستگان او دست به دست مجموعه ای از دو یا سه تابوت داشت که در داخل یکدیگر از کوچک به بزرگ به طرز ماهرانه ای قرار می گرفتند. تابوت بیرونی اغلب به شکل مومیای سنگ تراشی شده بود یا از نوع تابوت سنگ آهکی بسیار بزرگ بود. در اواخر این دوره با آزادی مفاهیم مذهبی،امتیاز زندگی پس از مرگ در بین افراد پایین تر از پادشاهان و نجیب زادگان گسترش یافت و این موضوع بر روی مومیایی ها نیز جلوه گر شد. در این مراسم پادشاهان و بزرگان به تصور این که شخص مرده حضور آنها را قبول میکند کلاه هایی را بر سر خود می گذاشتند.

در طول دوران سلسله هجدهم و نوزدهم مقبره هایی که از سنگ تراشیده می‌شد در آرامگاه های مشهور پادشاهان در دره های تبس به اوج و کمال خود رسید.این آرامگاه ها دارای راهروها و حجره ها و سالن هایی بودند که طول آنها به صدها فوت می رسید. دیوار های آن ها با متن ها و مناظر مذهبی و کتیبه ها و تصاویری که از تمام لحظات زندگی او کشیده شده اند پوشانده می‌شد. عمل مومیایی با گذشت قرن ها تغییر می کرد کاربرد کوزه ها به عنوان مخزن نگهداری در طول سلسله بیست و یکم (۱۰۸۵-۹۴۵ق.م) قطع شد و امعا و احشا در بسته‌هایی پوشانده می‌شدند و در بدن فرد قرار می گرفتند.حفره هایی که بر روی بدن خشک شده وجود داشت با قرار دادن لایه هایی از کتان در زیر پوست به طرز ماهرانه‌ای پر می شدند.از این دوره به بعد هنر ساخت مومیایی های خوب به تدریج رو به زوال گذاشت و تا ۱۵۰ سال به همین منوال ادامه یافت.بنابراین در آن هنگام کمترین توجه به وضعیت بدن توف می‌شد و بیشتر به لحاف پیچی اهمیت می دادند.

در عصر رومی ها یعنی ۳۰ سال پس از میلاد مسیح یک نوع تابوت مجلل مورد استفاده قرار می‌گرفت که با پوششی مقوایی ساخته و با تصویری خیالی از مرده نقاشی می شد. در همان زمان تابوت سازها تابوت های ساده ای از جعبه های مقوایی می ساختند و لایه ای از قیر بر روی آنها می کشیدند.

گاهی اوقات عکس رنگی از مرده در داخل تابوت بر روی صورت مومیایی نصب می‌شد.طبیعتاً ثروت همیشه عامل مهمی بود که در مومیایی و تدفین افراد نیز نمود خود را نشان می‌داد. اگرچه اسناد مربوط به قسمت واقعی عمل مومیایی در دست نیست اما دیودوروس مورخ یونانی که به مصر سفر کرده بود در نوشته های خود اشاراتی به هزینه تدفین می‌کند. بر اساس نقل دیودوروس هنگامی که او به مصر سفر کرده ۳ نوع تدفین از لحاظ هزینه وجود داشته نوع اول که بسیار گران بوده در حدود ۶۶ پوند نقره قیمت داشته، نوع دوم یک سوم این قیمت و نوع سوم بسیار ارزان بوده است.

مقبره های افراد عادی حجره نداشت آنها تابوت ها را در تو رفتگی های سنگهای بزرگ را در سوراخ های باریک روی سنگ هایی که روی زمین قرار داشتند می‌گذاشتند. مومیایی فوق را در ظروف معمولی که گاهی همراه با تابوت گاهی بدون تابوت بود قرار داده می‌شد.پیکر افرادی که اصلا پول نداشتند در یک مراسم سرسری و معمولی تمیز می شد و گاهی اوقات پارچه‌ای به آن می پیچاندند و در شنزار دفن می کردند.

به اعتقاد مصریان باستان هر رب النوع به شکل یک حیوان متصور می شد و تقریبا هر رب النوع در ذهن آنها یک پرنده و یا حیوانی را تداعی می کرد. بنابراین جای تعجب نیست که ما در نزدیکی شهر های باستانی مصر گورستان های بزرگ که مختص دفن حیوانات بود پیدا میکنیم.

معمولاً در هر گورستان فقط یک نوع حیوان دفن میشد.در کنار هر یک از این گورستان ها معبدی برای پرستش خدایان مخصوص همان حیوان که در آنجا دفن شده بودند بنا می شد.اما به طور دقیق حیوانات نیز مومیایی می شدند لذا توجه زیاد به باندپیچی حیوان می شد و از این رو خیلی راحت نوع حیوان قابل تشخیص بود. اغلب مومیایی این نوع حیوانات را در تابوت های تریومورفیک قرار می‌دادند. مومیایی ها از شغال ها، گربه ها، لک لک ها، مارها، مارمولک ها، بزهای کوهی، شاهین ها، گاوها، گوسفندان، بابون ها، کروکودیل یا سوسمار، گوریل ها و غیره وجود دارد.در بعضی از مکان ها آرامگاه حیوانات هم مانند آرامگاه گاو های آپیس در ممفیس یافت می شد. آرامگاه گاوهای آپیس که به عصر سلسله هجدهم و بعد از آن بر می‌گردد دارای گذرگاه‌های زیرزمینی و گنبدهای سنگی است که بعضی از آنها تا ۳۶ متر طول دارد. بسیاری از این قاب ها را در تابوت های سنگی بسیار بزرگ قرار می دادند.

آرزوی هر مصری این بود که پیکری مومیایی شده و یک آرامگاه همیشگی باشکوه داشته باشد. فرزندان شخص متوفی عهده دار حفظ و نگهداری این بارگاه در روی زمین می شدند و شاهد و ناظر تمام مراسم بودند.در مورد دولتمردان محبوب بخشی از درآمد آن منطقه صرف حفاظت و نگهداری آرامگاه آنان می شد.همچنان که تعداد اجساد متوفیان و دولتمردان زیاد می شد به هر حال به دنبال آن هزینه نگهداری آرامگاه ها نیز افزایش می یافت.لذا آرامگاه های قدیمی به فراموشی سپرده می‌شد و بیشتر توجه ها به آرامگاه‌های تازه معطوف می گشت.بنابراین ساکنان زنده مصر باستان با تمام اعتقادی که به حفظ و نگهداری مومیایی خود داشتند به طور مداوم با آرامگاههای برخورد می کردند که مورد غفلت واقع شده و غارت می شدند.دلیل این کار این بود که دزدان دست به دزدی و غارت می زدند.مدارک و شواهدی وجود دارد که حاکی از دستبرد به آرامگاه های سلطنتی و تنبیه غارتگران می‌باشد. یک باستان شناس به ندرت می تواند مقبره ای را پیدا کند که غارت نشده باشد.

این مطلب اولین بار در مجله رشد آموزش تاریخ به قلم محمد زمان باقری منتشر شده است.