یکی از بزرگترین اشتباهاتی که فرنچایزهای وحشت مرتکب می‌شوند این است که فرض می‌کنند یک ایده خوب خودبه‌خود نیاز به دنباله‌ای بزرگ‌تر دارد. یک فیلم اول موفق، ایده‌ای را معرفی می‌کند که مردم را مجذوب خودش می‌کند، مخاطبان با اشتیاق از آن استقبال می‌کنند و قسمت بعدی با بودجه بیشتر، ریسک‌های بالاتر و اسطوره‌شناسی گسترده‌تر از راه می‌رسد. گاهی این کار جواب می‌دهد، اما گاهی هم جاه‌طلبی برای ساختن دنباله‌ای عظیم‌تر، همان فرض ساده‌ای را که در وهله اول جذاب بود، زیر فشار می‌شکند. فیلم Obsession (وسواس) خودش را در موقعیتی ویژه می‌بیند. این فیلم ترسناک مستقل حول محور ایده‌ای به‌ظاهر ساده می‌چرخد: یک سرویس مرموز برآورده کردن آرزو که می‌تواند دقیقاً همان چیزی را به افراد بدهد که فکر می‌کنند می‌خواهند. ترس از یک قاتل نقاب‌دار یا موجودی ماوراء‌الطبیعه که قربانیانش را تعقیب می‌کند نمی‌آید، بلکه ترس از خودِ خواستن نشأت می‌گیرد. هر آرزویی عواقبی به همراه دارد و هر تلاشی برای میان‌بر زدن به سوی شادی، مشکلات تازه‌ای خلق می‌کند.

داستان فیلم، قدرت نهفته در خواسته‌های انسانی را به شکلی هوشمندانه به کابوس تبدیل می‌کند. شخصیت‌ها در Obsession (وسواس) با این پرسش روبه‌رو می‌شوند که اگر یک سرویس مرموز بتواند هر آرزویی را برآورده کند، حاضرید چه بهایی بپردازید؟ و شاید جذاب‌ترین بخش ماجرا این باشد که این مفهوم ساده اما عمیق، ظرفیت تبدیل شدن به یک مجموعه آنتولوژی نفس‌گیر را دارد. به جای اینکه فیلم Obsession (وسواس) مسیر دنباله‌سازی سنتی را طی کند و با پیچیده‌تر کردن داستان، خودش را از آن ایده مرکزی دور کند، می‌تواند هر بار داستانی کاملاً جدید با شخصیت‌هایی متفاوت و آرزوهایی تازه تعریف کند، در حالی که همچنان در همان دنیای تاریک و هشداردهنده‌ی آرزوهای برآورده‌شده تنفس می‌کند. این دقیقاً همان کاری است که بهترین مجموعه‌های آنتولوژی تاریخ انجام داده‌اند: حفظ یک هسته موضوعی نیرومند و اجازه دادن به داستان‌های مستقل برای شکوفا شدن در دل آن.

اگر Obsession (وسواس) به یک سریال آنتولوژی تبدیل شود، ژانر وحشت صاحب مجموعه‌ای خواهد شد که نه بر پایه خون و خشونت، بلکه بر اساس وحشت روان‌شناختی و تصمیم‌های غلط انسانی بنا شده است. هر قسمت می‌تواند تماشاگر را با قربانی جدیدی همراه کند که با همان سرویس مرموز روبه‌رو می‌شود، و هربار یک داستان اخلاقی تلخ و مهیج روایت شود. طرفداران ژانر وحشت که از کلیشه‌های تکراری خسته شده‌اند، احتمالاً از چنین رویکردی استقبال گرمی خواهند کرد. به نظر شما اگر یک آرزو داشتید که می‌دانستید عواقب پیش‌بینی‌نشده‌ای خواهد داشت، باز هم آن را مطرح می‌کردید؟