برای یک مجموعه پلیسی با محوریت تحقیقات نظامی، قتل و توطئههای بینالمللی، NCIS (انسیآیاس) همیشه زمان زیادی را به صحبت درباره احساسات اختصاص داده است. به همین دلیل است که اپیزود “مردی وارد یک بار میشود…” از فصل هشتم، همچنان یکی از بهیادماندنیترین اپیزودهای این سریال محسوب میشود. در حالی که پرونده هفته درباره مرگ یک فرمانده نیروی دریایی است، داستان اصلی در مطب یک رواندرمانگر اتفاق میافتد، جایی که اعضای تیم با اکراه تحت ارزیابیهای روانشناختی اجباری قرار میگیرند. چیزی که ابتدا یک زحمت به نظر میرسد، به تدریج به کنکاشی درباره انسانهای پشت نشانها تبدیل میشود.
در این میان، دکتر ریچل کرنستون (با بازی وندی ماکینا) که بینندگان بعداً متوجه میشوند خواهر بزرگتر کیت تاد (با بازی ساشا الکساندر) است، سخنرانیای انجام میدهد که حتی از سال ۲۰۱۱ هم بهروزتر به نظر میرسد. او میگوید: “از نظر بالینی، آنها یک فاجعهاند. اما عملکرد نادرست و فداکارانهشان در نهایت دلیلی است که این تیم کار میکند. برای من واضح است که همه ما به شیوههای متفاوتی به چالشهای زندگی واکنش نشان میدهیم. برخی با مرگ میجنگند. و برخی آغوش آرامش آن را میپذیرند. برخی سرنوشت خود را میشناسند، و دیگران هر کاری لازم باشد برای تغییر آن انجام میدهند. گاهی انتظارات دیگران را نادیده میگیریم، و گاهی برای برآورده کردن آنها قد علم میکنیم. اما ثابت این است که به خودمان وفادار باشیم. ما کاری را که باید، وقتی که باید، انجام میدهیم. برای بهتر یا بدتر واکنش نشان میدهیم.”
پانزده سال بعد، یافتن توضیحی بهتر برای اینکه چرا NCIS همچنان موفق است، سخت به نظر میرسد.
اپیزود “مردی وارد یک بار میشود…” از فصل هشتم، تیم را بهتر از هر کس دیگری درک کرد
وندی ماکینا در نقش دکتر ریچل کرنستون در NCIS | تصویر از CBS
تا زمان پخش “مردی وارد یک بار میشود…”، تماشاگران هشت فصل را با گیبز (با بازی مارک هارمون) و تیمش سپری کرده بودند. آنها میدانستند که گیبز ترجیح میدهد احساساتش را به جای صحبت کردن، در خودش نگه دارد، و اینکه شوخیهای تونی (با بازی مایکل ودربی) اغلب چیزی عمیقتر را پنهان میکند. میدانستند که زیوا (با بازی کوته د پابلو) زخمهایی را حمل میکند که فقط با حل شدن پرونده ناپدید نمیشوند، و اینکه دستپاچگی مکگی (با بازی شان موری) وفاداریاش را پوشانده است.
از بیرون، تشخیص دکتر کرنستون چندان تعریفی به حساب نمیآید؛ او اساساً آنها را ناکارآمد میخواند، اما حق با اوست. اینها انسانهایی هستند که با اندوه، فقدان، پشیمانی و تروما شکل گرفتهاند. ارتباط خوبی با هم برقرار نمیکنند، و بیش از یکی از اعضای تیم میتوانست از زمان بیشتر در اتاق درمان بهره ببرد. اما به شکلی، همه این شخصیتها به قدری خوب در کنار هم قرار میگیرند که به خانواده تبدیل شدهاند.
NCIS همیشه بیشتر درباره آدمها بوده تا پروندهها
مارک هارمون، مایکل ودربی، شان موری و کوته د پابلو در یک اپیزود از NCIS | تصویر از Sonja Flemming / © CBS / Courtesy Everett Collection
دلیلی وجود دارد که طرفداران مرگ کیت، خروجهای زیوا، داستانهای داکی (با بازی دیوید مککالوم) و تلنگرهای گیبز را مدتها پس از اینکه فراموش کنند قاتل در یک اپیزود کیست، به یاد میآورند. پروندهها مهم هستند، اما دلیل ماندگاری تماشاگران نیستند. چیزی که NCIS را از سریالهای پلیسی بیشمار جدا میکند، این است که نویسندگان زود فهمیدند مخاطبان با روابط درگیر میشوند. شوخیهای بین تونی و مکگی، مراقبت خاموش گیبز از تیمش، گرمایی که ابی (با بازی پاولی پرت) به تاریکترین موقعیتها میآورد: همه اینها به ایجاد این حس کمک کردند که این آدمها واقعاً به هم اهمیت میدهند.
حتی طنز سریال هم نقش داشت. با کار در چنین حرفه غمباری، تیم از شوخیها، ارجاعات فیلم و گاهی هرجومرج برای بقا استفاده میکرد. نتیجه چیزی بود که بسیاری از درامهای جنایی برای رسیدن به آن تقلا میکنند: یک تلویزیون آرامشبخش. فارغ از اینکه اوضاع چقدر وخیم میشد، بینندگان میدانستند که ساعتی را در کنار افرادی میگذرانند که از بودن با آنها لذت میبرند.
تلویزیون در طول پخش NCIS به شدت تغییر کرد. سرویسهای استریم عادات تماشا را عوض کردند، بازیگران آمدند و رفتند، فرنچایزهای کامل ساخته و نابود شدند، و در این میان، NCIS همواره به همان ایدهای بازگشت که در مونولوگ دکتر کرنستون بیان شد. هیچکس در تیم، چه اصلی و چه غیر، با درد به یک شکل برخورد نمیکند: برخی با آن میجنگند، برخی از آن فرار میکنند، برخی خود را در کار دفن میکنند، و برخی پشت شوخی پنهان میشوند. این برای تیم اصلی صادق است و برای نسلهای بعدی هم. چیزی که ثابت مانده، تمایل به حضور برای یکدیگر است. این در نهایت چیزی است که سریال درباره آن است: آدمهای ناکامل که تلاش میکنند کار خوبی انجام دهند، در حالی که به خانوادهای که در طول مسیر ساختهاند تکیه میدهند.
به نظر شما چه جمله یا لحظهای از NCIS برای همیشه در ذهنتان ماندگار شده؟ کامنت بگذارید.