یادداشت سردبیر: مصاحبه زیر حاوی اسپویل‌هایی از قسمت سوم سریال The Vampire Lestat (خون‌آشام لستات) است.

سریال Interview with the Vampire (مصاحبه با خون‌آشام) از شبکه AMC از همان ابتدا در سال ۲۰۲۲ لحن متمایزی را پایه‌گذاری کرد، اما با تغییر رسمی و بازنام‌گذاری آن به The Vampire Lestat (خون‌آشام لستات)، این حس هم به وجود می‌آید که یک دیدگاه کاملاً متفاوت روایت داستان را تسخیر کرده است. تصمیم لستات دو لیونکورت (با بازی Sam Reid (سم رید)) برای اینکه بالاخره جلوی دوربین بنشیند و با روزنامه‌نگار و خون‌آشام تازه‌وارد، دنیل ملوی (با بازی Eric Bogosian (اریک بوگوسیان))، برای مصاحبه اختصاصی خودش گفتگو کند، شروعش مستقیم‌تر از حد تصور است؛ در حالی که دنیل تلاش می‌کند با سوالاتی که روزبه‌روز تحریک‌آمیزتر می‌شوند حقیقت را از لستات بیرون بکشد و لستات ماهرانه در هر لحظه از روراستی طفره می‌رود.

اما داستان واقعی، همانطور که دیده‌ایم، همیشه جایی بین اجرای عمومی و آنچه کاملاً ناگفته می‌ماند قرار دارد. وقتی بحث به اوج تراژیک رابطه لستات با اولین عشقش، موسیقی‌دان نیکلاس «نیکی» دو لِنفنت (با بازی Joseph Potter (جوزف پاتر))، و همچنان تبدیل شدن تروماتیک خودش توسط خون‌آشامی به نام مگنس (با بازی Damien Atkins (دیمین اتکینز)) می‌رسد، قسمت «تورنتو» به همان اندازه‌ای از برملایی روح نزدیک می‌شود که بیننده‌ها تا حالا تجربه نکرده بودند، حتی اگر، همانطور که پاتر پیش از پخش قسمت در مصاحبه ما اشاره کرد، این ماجرا از میان «دریچه‌ای از فریب» منتقل شود. در ادامه، پاتر و اتکینز درباره فلش‌بک‌های احساسی نیکی و مگنس در قسمت سوم، اینکه چطور دستکاری و خیانت روایت شخصیت‌هایشان را در سریال شکل می‌دهد، تجربه بازی در نقش ارواحی که به معنای واقعی داستان لستات را تسخیر می‌کنند و موارد بیشتر صحبت می‌کنند.

کولایدر: جوزف، نیکی یکی از معدود شخصیت‌هایی است که واقعاً لستات را قبل از تبدیل شدن به خون‌آشام می‌شناسد. این دانش بنیادین منحصربه‌فرد چطور رویکرد تو و سم [رید] را نسبت به رابطه‌تان در زندگیشان تاثیر گذاشت؟

جوزف پاتر: جالبه، چون مشخصاً ما آن‌ها را وقتی برای اولین بار در پاریس هستند ملاقات می‌کنیم. یک سطحی از این حس هست که مثلاً «وای، آن‌ها چقدر در اوورنی از همدیگر شناخت داشتند؟» این یک افتخار بود که آن لحظه آشنایی کوچک را در آن صحنه داشته باشیم. فکر می‌کنم وقتی نیکی و لستات برای اولین بار همدیگر را می‌بینند، هر دو خیلی بدشانسی آورده‌اند. فقیر هستند. هر دو این روح‌های تراژیک هستند که، برای نیکی، واقعاً آن‌ها را متحد می‌کند و همین باعث می‌شود تفاوت وقتی به پاریس می‌رسند و لستات شروع به اوج گرفتن می‌کند، آن تغییر بسیار ویران‌کننده‌تر شود. بنابراین، بازی با این نوع تحول واقعاً جذاب بود.

دیمین اتکینزِ The Vampire Lestat (خون‌آشام لستات) از انگیزه واقعی مگنس برای تبدیل لستات پرده برمی‌دارد

«او یک کیمیاگر بود. دنبال طلا می‌گشت.»

دیمین اتکینز در قسمت سوم The Vampire Lestatدیمین اتکینز در قسمت سوم The Vampire Lestatتصویر از AMC

دیمین، ما تا این فصل اطلاعات خیلی کمی از مگنس داشتیم، جدای از آنچه لستات از زبان خاطرات لوئیس فاش کرده. «بزرگ‌ترین طرفدارت» او را به عنوان یک هوادار افراطی مریض به تصویر می‌کشد، اما از دیدگاه تو، واقعاً چه چیزی مگنس را به سمت لستات کشید و وادارش کرد تا بخواهد او را به یک خون‌آشام تبدیل کند؟

دیمین اتکینز: اوه، کتابم طبقه بالاست، چون همین دیروز داشتم نگاهش می‌کردم. منظورم این است که او می‌گوید «گرگ‌کش کوچولوی شجاع». چیزی که ما در کتاب می‌بینیم این است که او ده‌ها یا صدها مرد بلوند را کشته. این یک جور چیز عجیب آریایی است، انگار که او به دنبال وارث کامل می‌گشته، و بعد یکی را پیدا می‌کند که جسارت و شجاعت دارد. می‌دانی منظورم چیست؟ او به دنبال پسر کامل می‌گشت. این مریض است.

مگنس [لستات] را قبل از اینکه تبدیل شود می‌شناسد، اما از فاصله دور، بنابراین احتمالاً شناختش تحریف‌شده است، دانش واقعی از او نیست. اما او می‌بیند که لستات روی آدم‌ها تاثیر می‌گذارد. باید بگویم، وقتی به کلیت داستان دنیای این سریال فکر می‌کنی، به نظرم مگنس به دنبال برگزیده است. او دنبال کسی می‌گشت که انقلاب را رهبری کند. کسی که یک ویژگی خیلی خاص دارد، که باید با شجاعت و کاریزما مرتبط باشد، به نظرم، همراه با زیبایی… که همه این‌ها چندش‌آور و حال‌به‌هم‌زنی است، اما باور دارم که این دیدگاهش بوده. او یک کیمیاگر بود. دنبال طلا می‌گشت.

جوزف، به نظر می‌رسد افول نیکی در این قسمت، از نظر ذهنی و عاطفی، یک‌شبه اتفاق نمی‌افتاد. آیا حس می‌کنی یک نقطه اوج بزرگ برایش وجود داشت، یا واقعاً یک سری دروغ، حذف‌کاری و چیزهایی بود که لستات به وضوح قبل از انجام عکسش به او می‌گفت؟

پاتر: در بازگویی وقایع توسط لستات، ما آن را از فصل ۲، قسمت ۳ دنبال می‌کنیم، جایی که تبدیل شدن نیکی با کاون و آرماند اتفاق می‌افتد. بعد می‌رسیم به لحظه‌ای که او از کوره در می‌رود. در قسمت ما، وقتی می‌گویم «یک ماه پیش»، از آنجا به عقب برمی‌گردیم. همانطور که گفتی، این یک ساخت تدریجی از فریب است. هیچ‌وقت نمی‌دانی در این سریال چه چیزی واقعی است و چه چیزی نیست… خاطره یک هیولاست. اما احساس می‌کنم ما شاهد گازلایتنینگ (دستکاری روانی) هستیم و داریم آن را تماشا می‌کنیم، و بنابراین لستات به نوعی در مورد اینکه چطور به نیکی خیانت کرده صادق است و به همین دلیلی است که هنوز آن جعبه موسیقی را با خودش حمل می‌کند.

بله، یک تکرار مداوم از دروغ‌هاست که ما را به اینجا رسانده، اما شیوه‌ای که ما آن را می‌بینیم، این حس را القا می‌کند که سریع اتفاق می‌افتد و او به سرعت به ورطه شیدایی شیرجه می‌زند. من نیکی را دوست دارم و فکر می‌کنم بعضی وقت‌ها واقعاً با او ناعادلانه رفتار شده. [می‌خندد]

سم رید روی صحنه بدون پیراهن در The Vampire Lestatمطالب مرتبط

سکانس آغازین The Vampire Lestat (خون‌آشام لستات) رسماً زمینه‌ساز فصل ۴ می‌شود [اختصاصی]

قسمت اول The Vampire Lestat (خون‌آشام لستات) در حال حاضر به یک مسیر جدید پیچیده و هیجان‌انگیز اشاره دارد.

دیمین، من خیلی مجذوب این شدم که این قسمت چطور مگنس را قاب می‌گیرد و ما او را از میان دو دریچه کاملاً متفاوت می‌بینیم. اولین باری که او ظاهر می‌شود در موزیک ویدیو است، نسخه‌ای که لستات علناً در «بزرگ‌ترین طرفدارت» تعریف می‌کند، اما بعداً یک نسخه کاملاً متفاوت از وقایع هست که با صداگذاری روی خوانش لوئیس از دفترچه خاطرات کلودیا روایت می‌شود. کدام نسخه را اول فیلم‌برداری کردید و آیا یکی از سکانس‌ها به شکلی غیرمنتظره به دیگری شکل داد؟

اتکینز: اوه، چه سوال خوبی. ما کارهای موزیک ویدیو را دیر انجام دادیم. بنابراین، به نوعی، این یک روند بسیار سنجیده و ارگانیک بود برای شروع با… این واقعاً یک واقعیت کوچک نیست، بلکه یک واقعیت نسبتاً پررنگ و تند است، ولی یک جور آسیب‌پذیری است که فکر می‌کنم منظور تو هم همین است. قطعاً تجربه من از عشق همین بود. باید به درون بروی، بدون قضاوت [مگنس]، به سمت این عشق لرزان، و بعد بگذاری که یک جورهایی منفجر شود. خشونت هم هست و همه آن چیزها هم هست و ما موزیک ویدیو را خیلی دیر انجام دادیم، بنابراین مثل یک شکوفایی طبیعی بود، یک شکوفایی مسخره از چیزی که یک مسئله نسبتاً کوچک و لطیف بوده.

راستش را بخواهی، این یکی از آن سوال‌هایی است که دیدگاه من کاملاً با بقیه متفاوت خواهد بود زیرا برای من همه این‌ها یک کُل واحد است. آن شب، فیلم‌برداری آن صحنه افتضاح بود. باید مدام خودم را در این فکر زمین‌گیر می‌کردم که «فکر می‌کنم کار درستی انجام می‌دم. فکر می‌کنم دارم کار عاشقانه را انجام می‌دم» و می‌گذاشتم سریال و سم آن را به چیزی تبدیل کنند که داستان واقعی برای آدم‌هایی که تماشا می‌کنند است و داستان لستات چیست. برای من، باید خودم را از همه این‌ها عایق می‌کردم و این کار را هم کردم. ماشین، آن صحنه، موزیک ویدیو، همه‌اش یک جور بیانی از عشق بود… عشق مریض، اما خودت می‌دانی.

جوزف پاترِ The Vampire Lestat (خون‌آشام لستات) در مورد اینکه آیا لستات درباره مرگ نیکی صادق است

«این گویای همه چیز است که ما حقیقت را از میان این دریچه فریب دریافت می‌کنیم.»

جوزف پاتر در قسمت سوم The Vampire Lestatجوزف پاتر در قسمت سوم The Vampire Lestatتصویر از AMC

قبل از این، جوزف، تو به آن شعار «خاطره یک هیولاست» اشاره کردی و این چیزی بود که من می‌خواستم در رابطه با اعتراف بسیار احساسی لستات به دنیل درباره مرگ نیکی، و سپس تویست ماجرا که یک شوخی تلپاتیک است و دنیل تنها کسی است که از آن داستان خصوصی شده، ذکر کنم. فکر می‌کنی لستات چقدر در مورد آنچه واقعاً اتفاق افتاده صادق است؟

پاتر: این سوالی است برای سم، برای رولین [جونز]، برای هانا [موسکوویچ]. [می‌خندد] جالب است، چون وقتی من آن را خوندم و بعد از تماشایش، آن بازگویی از چگونگی مرگ نیکی، اینکه آرماند او را در آتش نگه داشته، خیلی باز و صریح است. به شدت حس می‌شود که آنجا و حاضر است. بعد وقتی می‌شنوی که این یک حقه بوده، حس می‌کنی که فرش از زیر پایت کشیده شده. این نوع تقابل برای من دقیقاً همان چیزی است که لستات بر اساس آن تعریف می‌شود.

فکر می‌کنم این گویای همه چیز است که این اتفاق می‌افتد. فکر می‌کنم یک سطحی از آسیب‌پذیری درون لستات وجود دارد که هنوز کاملاً با آن کنار نیامده، در رابطه با جایگاه یا نقشش در خیانت یا افول نیکی. بنابراین، این گویای همه چیز است که ما حقیقت را از میان این دریچه فریب دریافت می‌کنیم. و چه کسی می‌داند؟ شاید یک روزی ما تمام حقیقت را بفهمیم. شاید او دست خودش را قطع کرده باشد. هیچ ایده‌ای ندارم.

چه چیزی را هر دو بیشتر از تجربه تسخیر کردن واقعی روایت به یاد می‌آورید، به خصوص در انتهای این قسمت وقتی ما هر دوی شما را در میان جمعیت، در میان تمام آن هواداران جیغ‌کشنده، در طول سکانس «تنهایی» می‌بینیم؟

اتکینز: خیلی باحال است. صحبت کردن درموردش خیلی حقه‌بازی است چون باعث شد حس قدرتمندی کنم. باعث شد حس مهم بودن کنم. خیلی حال‌به‌هم‌زن است، نه؟ خیلی حال‌به‌هم‌زن. اما فیلم‌برداری آن صحنه کنسرت، همه یک جورهایی دور من در حال راک زدن بودند و من آنجا خیلی ساکن ایستاده بودم با حس پدرانه. [می‌خندد] خیلی حال‌به‌هم‌زن است. وحشیانه و عالی بود.

پاتر: آن طرف قضیه، آن صحنه اولین باری بود که من سم را در گروه می‌دیدم، بنابراین دو فکر در سر من می‌چرخید: «روایت را تسخیر کن، روایت را تسخیر کن» و همچنین «وای خدای من، این خیلی باحاله!» [می‌خندد] اما جالب است که آدم الهه الهام یا یک روح باشد و من سعی می‌کردم هر جا که می‌توانستم از رولین بپرسم، چون بدون اینکه چیزی را اسپویل کنم که در جریان است، چند لحظه دیگر هم هست که چیزهایی ظاهر می‌شوند و میوز نیکی یا گوست نیکی با آنچه که واقعاً هست متفاوت است. این یک جور محرک و یک راهی برای هدایت نحوه کنار آمدن لستات با ترومایش است. این یک موجودیت کاملاً متفاوت است.

قسمت‌های جدید The Vampire Lestat (خون‌آشام لستات) یک‌شنبه‌ها از AMC پخش می‌شود.