بیش از یک سال از زمانی میگذرد که دنیای تلویزیون فانتزی با خبر لغو سریال جاهطلبانه و علمیتخیلی The Wheel of Time (چرخ زمان) از پرایم ویدئو شوکه شد. این سریال پس از فصل سوم لغو شد و طبق گزارشهای ددلاین دلیل آن صرفاً مالی بود. این تصمیم طرفداران را غافلگیر کرد، نه تنها به خاطر مجموعه ۱۴ جلدی عظیم رابرت جردن که منبع اقتباس بسیار بیشتری داشت، بلکه به این دلیل که سریال بالاخره ریتم خود را پیدا کرده بود. پس از فصلی اول پر از مشکل، «چرخ زمان» فصل به فصل بهتر شد و در فصل سوم با امتیاز ۹۷ درصدی منتقدان در راتن تومیتوز به یکی از بهترین سریالهای فانتزی تلویزیون تبدیل شد.
اما در حالی که پیشرفتهای قابل توجه سریال برای نجات آن کافی نبود، این لغو فرصتی را برای ارزیابی دوباره و شروعی تازه فراهم کرد. از ماه مارس امسال، رمانهای جردن در مسیری کاملاً جدید قرار گرفتهاند. طبق گزارش ورایتی، استودیوی iwot که حقوق رمانهای فانتزی محبوب جردن را در اختیار دارد، با توماس وو، تهیهکننده سریال Arcane (آرکین) و از کهنهکارهای «League of Legends» در Riot Games، و نیز شرکت رسانهای Initiate Entertainment متعلق به آنتونی بورکز، برای مجموعهای از پروژههای جدید همکاری میکند: یک بازی ویدئویی جدید، فیلمهای سینمایی انیمیشنی، و یک سریال تلویزیونی انیمیشنی.
بازآفرینی «چرخ زمان» جان تازهای به فرنچایز میدهد
در حالی که بینندگان «چرخ زمان» از لغو سریال ناراحت بودند، این پروژههای جدید میتوانند نفس تازهای به داستانهای جردن بدهند و حتی تطابق بهتری با جهانسازی گسترده و قوسهای فانتزی او باشند. بالاخره، با اینکه پرایم ویدئو برای ساخت نسخه لایو اکشن از هیچ هزینهای دریغ نکرد، یک سریال انیمیشنی، فیلمهای انیمیشنی و یک بازی ویدئویی شانس بیشتری برای همتراز شدن با مقیاس و اسطورهشناسی دنیای جردن به «چرخ زمان» میدهند. بسیاری از همان زمان اعلام نسخه لایو اکشن این نکته را مطرح کردند که هرچند پروژه هیجانانگیز و جاهطلبانه بود، اما لایو اکشن به معنای پروژهای طولانی و پرهزینه خواهد بود، بهویژه با توجه به تأخیرهای ناشی از کووید-۱۹ که فصل اول را تحت تأثیر قرار داد. در مقابل، سریالها، فیلمها و بازیهای انیمیشنی این قابلیت را دارند که نزدیکتر به منبع اصلی باقی بمانند و در عین حال، معمولاً هزینهای به مراتب کمتر داشته باشند.
در این اعلامیه، وو دقیقاً بر همین نکته تأکید کرد: فرصت گسترش جهان داستانی بیش از هر زمان دیگری. او در بیانیهای به ورایتی گفت: «من فرصت عظیمی در گسترش «چرخ زمان» به تجربههای داستانگویی کاملاً اصیل، یکپارچه، تعاملی و انیمیشنی میبینم. عمق اسطورهشناسی، بنیادی برای رشد مستمر و چندپلتفرمی فرنچایز فراهم میکند.» ریک سلویج، مدیرعامل iwot Studios نیز این نظر را تکرار کرد: «توماس به طور مداوم توانایی خود را در تبدیل جهانهای روایی به فرنچایزهای سرگرمی جهانی نشان داده است. سابقه او در تقاطع داستانگویی، فناوری و معماری فرنچایز، او را به طور منحصربهفردی برای کمک به گسترش «چرخ زمان» در قالبهای جدید و فراگیر مناسب میسازد.»
پروژههای جدید «چرخ زمان» مخاطبان تازهای را هدف میگیرند
علاوه بر این، با ورود به عرصه سریال انیمیشنی و بازی ویدئویی، بازآفرینی جدید «چرخ زمان» بیش از نسخه لایو اکشن به مخاطبان جوانتر پاسخ خواهد داد. با این کار، این پروژهها فرنچایز را برای بلندمدت آماده میکنند و به طور بالقوه بازآفرینی را به یک پدیده فرنچایزساز تبدیل میکنند، نه صرفاً یک جایگزین برای سریال. به هر حال، اگرچه iwot Studios پس از لغو پرایم ویدئو در سال گذشته روشن کرد که کارشان با داستانهای جردن تمام نشده است، اما پروژههای جدید به مخاطبان مناسبتری پاسخ میدهند و همزمان امکان گسترش و همسویی بیشتر با منبع اصلی را فراهم میکنند.
با همه این اوصاف، در حالی که لغو «چرخ زمان» توسط پرایم ویدئو سال گذشته طرفداران را ناامید کرد، این IP به سوی چیزهای به ظاهر بزرگتر و بهتری حرکت میکند: یک سریال تلویزیونی انیمیشنی، فیلمهای سینمایی و یک بازی ویدئویی. این بازآفرینی بدون شک تغییری برای طرفداران نسخه لایو اکشن خواهد بود، اما شواهد نشان میدهد که میتواند همان تغییری باشد که این مجموعه برای موفقیت و تثبیت خود به عنوان یک فرنچایز چندقالبی و محبوب همیشگی به آن نیاز داشت. به نظر شما، آیا یک سریال انیمیشنی بهتر از نسخه لایو اکشن میتواند دنیای پیچیده «چرخ زمان» را زنده کند؟