
هیچ چیز به اندازه یک رویارویی تمامعیار بین ابرقهرمانها و ابرشرورها روی صفحه نمایش هیجانانگیز نیست. مشتهایی که شرور را از میان یک ساختمان (یا چند ساختمان) عبور میدهند. شرورانی که صورت قهرمان را روی آسفالت خیابانها میکشند. تهدیدهای فضایی که مثل برخورد یک شهابسنگ به زمین میآیند و زیرساختهای شعاع ده بلوکی را نابود میکنند. و البته کلیشه همیشگی «پل در حال فروریختن». بله، ابرقهرمانها برای نجات شهر، دنیا و حتی کل کیهان آنجا هستند.
اما این نبردهای حماسی برای «مردم عادی» دنیا یک بازی خطرناک است؛ کسانی که مجبورند از ساختمانهای در حال سقوط فرار کنند، از آوارها جان به در ببرند، و خلاصه کلی دردسر دیگر. Superman (سوپرمن) میتواند از میان ده ساختمان عبور کند و باز هم آماده ادامه مبارزه باشد. اما جو متوسط؟ او از اولین ساختمان جان سالم به در نمیبرد. چه کسی حواسش به آنهاست؟ سوپرمن نمیتواند تکتک آدمها را نجات دهد، و اینجاست که سریال Powerless (بیقدرت) محصول ۲۰۱۷ وارد میشود؛ یک کمدی موقعیت فراموششده از شبکه NBC که در دنیای DC میگذرد و هر ۱۲ قسمت آن روی پرایم ویدیو موجود است، درست مثل یک گزینه عالی برای تماشای آخر هفته.
در Powerless (بیقدرت)، Wayne Security (امنیت وین) حواسش به آدمهای بیقدرت است
Powerless (بیقدرت) در Charm City (شهر چارم) میگذرد، شهری که به اندازه Metropolis (متروپولیس) یا Gotham (گاتهام) بزرگ نیست، اما قطعاً از Smallville (اسمالویل) بزرگتر است. ستاره سریال، Vanessa Hudgens (ونسا هاجنز)، فارغالتحصیل High School Musical (دبیرستان موزیکال)، نقش امیلی خوشبین و سرزنده را بازی میکند که به شهر چارم آمده تا جدیدترین مدیر از رشته مدیران قبلی تیم تحقیق و توسعه در Wayne Security (امنیت وین) باشد. بله، همان وین معروف که رهبری شرکت را به پسرعموی خودخواه، فخرفروش و به شدت بیکفایتش، Van Wayne (ون وین) با بازی Alan Tudyk (آلن تودیک) سپرده است.
در دنیایی که سوپرمن عامل اصلی حوادث محیط کار است، Wayne Security (امنیت وین) برای جمعیت شهر چارم که به طرز خندهداری نسبت به نمایشهای قهرمانان و شروران در خیابانها و آسمان بیتفاوت شدهاند و فقط از اینکه به خاطر ریزش دوباره ریل قطار جلسهشان عقب میافتد ناراحت میشوند، گجتهایی میسازد: بازدارندههای شرور، چترهایی که آوارها را منحرف میکنند و مواردی از این دست. پشت این گجتها تیم امیلی قرار دارد: Teddy (تدی) با بازی Danny Pudi (دنی پودی) و Ron (ران) با بازی Ron Funches (ران فانچز) که به همراه دستیار شخصی ون، Jackie (جکی) با بازی Christina Kirk (کریستینا کرک)، از امیلی (پنجمین رئیسشان در یک سال) متنفرند.
امیلی کار سختی پیش رو دارد، اما آنها باید با هم متحد شوند تا چیزی خلق کنند که جلوی بروس وین را از تعطیل کردن بخش و اخراج همه کارمندان بگیرد. چیزی که بتواند با LexCorp (لکسکورپ) رقابت کند. ون ترجیح میدهد این اتفاق نیفتد، به این امید که تعطیلی Wayne Security (امنیت وین) بلیط خروجش از شهر چارم به گاتهام و رسیدن به یک مقام مدیریتی رویایی در Wayne Enterprises (شرکتهای وین) باشد. اما افسوس که برخلاف میل ون، تیم تحت رهبری امیلی یک آشکارساز مچبند ابرشرور میسازد که به فرد هشدار میدهد چه زمانی یک شرور در نزدیکیاش است. بدتر از آن، پسرعمویش در نقش Batman (بتمن) از این دستگاه برای دستگیری Joker (جوکر) استفاده میکند، فروش بالا میرود و شرکت نجات پیدا میکند.
Powerless (بیقدرت) یک سریال ابرقهرمانی جلوتر از زمان خودش بود
برای طرفداران DC Comics (دیسی کامیکس)، Powerless (بیقدرت) پر از ارجاعات مخفی است. فقط در قسمت اول، Crimson Fox (کریمسون فاکس) با بازی Atlin Mitchell (آتلین میچل) و Jack O’Lantern (جک اولنترن)، دو شخصیت کمتر شناختهشده دنیای دیسی که با Justice League Europe (لیگ عدالت اروپا) و Global Guardians (نگهبانان جهانی) مرتبط هستند، ظاهر میشوند (و عامل خروج قطار از ریل هستند). همچنین Starro the Conqueror (استاروی فاتح) که آخرین بار در The Suicide Squad (جوخه انتحار) دیده شد، در پسزمینه یک فلشبک حضور دارد. Green Fury/Fire (فیوری سبز/فایر) با بازی Natalie Morales (ناتالی مورالس)، شخصیتی که در اکتبر ۱۹۷۹ در Super Friends #25 (سوپر فرندز شماره ۲۵) معرفی شد هم در دو قسمت نقش دارد.
دیگر ارجاعات مخفی هم به تاریخ دیسی اشاره دارند. مثلاً اسم بار محلی Kane and Finger’s Pub (میخانه کین و فینگر) ادای دین مستقیمی است به باب کین و بیل فینگر، خالقان بتمن. یک تیتر کوتاه خبری به رئیسجمهور Lex Luthor (لکس لوتر) اشاره میکند (کسی که تلاش میکند «دوباره متروپولیس را عالی کند»)، که به کمپین موفق ریاست جمهوری او در کمیکها در سال ۲۰۰۰ ارجاع میدهد. فیلم Superman (سوپرمن) محصول ۱۹۷۸ هم چند ارجاع بامزه میگیرد. اول در قسمت آزمایشی پخشنشده اصلی، جایی که Marc McClure (مارک مککلور) (بازیگر نقش جیمی اولسن در آن فیلم) نقش پدر امیلی را بازی میکند. دومین ارجاع، در قسمت دهم سریال با عنوان “No Consequence Day” («روز بیعواقب») میآید که ترفند داستانی «سوپرمن زمان را به عقب برمیگرداند» را دست میاندازد؛ جایی که مرگ لویس لین باعث میشود شخصیتها کارهای عجیبی انجام دهند چون فکر میکنند هر کاری بکنند، وقتی سوپرمن دوباره زمان را برگرداند، عواقبی نخواهد داشت. اما سوپرمن با یک دوستدختر جدید سر خاکسپاری لویس پیدایش میشود و با نمک تمام، فرضیات آنها را به هم میریزد.
Powerless (بیقدرت) یک نامه عاشقانه بامزه به دنیای DC Comics (دیسی کامیکس) است، با ارجاعات هوشمندانه و موقعیتهای داستانی جذاب (مثلاً در یکی از قسمتها، امیلی میفهمد که قرار عاشقانهاش یک نوچه برای Riddler (ریدلر) است) که در تمام ۱۲ قسمت وجود دارد. اما فرصت کافی برای رشد به آن داده نشد و NBC بعد از پخش تنها ۹ قسمت آن را لغو کرد. میتوان گفت سریال از زمان خودش جلوتر بود؛ در دورهای ظاهر شد که Zack Snyder (زک اسنایدر) با دنیای اسنایدری، تقریباً هرگونه طنزی را از برند زدوده بود، و خیلی قبلتر از آنکه James Gunn (جیمز گان) دوباره این اجازه را بدهد که فیلمهای دیسی کمی هم مفرح باشند. در واقع، Powerless (بیقدرت) احتمالاً در دنیای سینمایی فعلی دیسی رشد میکرد، اما دیدن همه قسمتهایش در یک آخر هفته، در این دوران گان، بهترین گزینه بعدی است. البته تا وقتی که یک ابرقهرمان از وسط تلویزیونتان پرت نشود بیرون.
اگر شما هم از تماشای این سریال لذت بردید، کدام یک از ارجاعاتش به دنیای دیسی برایتان جالبتر بود؟