به مناسبت اکران فیلم مورد انتظار “بلک ویدو” (Black Widow) این مقاله تقدیم شما میشود. 

مقدمه: ناتاشا رومانوف ملقب به بلک ویدو جز محبوب ترین شخصیت های ماروله. البته حضور مستمر این شخصیت در فیلم های MCU (به خصوص فیلم اختصاصی خودش) به همراه بازی عالی اسکارلت جوهانسون، در افزایش شهرت او بی تاثیر نبود، ولی اگه فکر میکنید تنها دلیل محبوبیت او فیلم های MCU هست باید بگم کاملا اشتباه میکنید چون بلک ویدو کاملا مستحق اونه. او علاوه بر اینکه یکی از بهترین مبارزان مارول و یک قاتل و جاسوس حرفه ای است، یکی از بهترین و جذاب ترین شخصیت های مارول هم هست.

شاید بشه گفت مهمترین چیزی که اون رو متفاوت میکنه اینه که اون اصلا به ریشه های سنتی قهرمانان وابسته نیست. به عبارت دیگه اون هیچوقت مثل کایپتان آمریکا، ثور یا مرد عنکبوتی یک شخصیت پاک و درستکار نبود. او مسیری طولانی رو طی کرد تا از یک جاسوس روسی به مامور شیلد تبدیل بشه. با توجه به تاریخچه طولانی این شخصیت، ‌طبیعیه که لیست بلند بالایی از دشمنان داشته باشه که مو به تن هر کسی سیخ میکنه. اما مهمترین و خطرناک ترین دشمنان بلک ویدو چه کسانی هستند؟ برای پاسخ به این سوال در ادامه مقاله با من همراه باشید.

برای آشنایی کامل با شخصیت بلک ویدو به مقاله زیر رجوع کنید:

10- آیرون مِیدِن (Iron Maiden)

آیرون مِیدِن (Iron Maiden)

«ملینا وُستوکوف» (Melina Vostokoff) یکی از ماموران دولت روسیه بود. او هم مثل ناتاشا کشورش را ترک کرد تا زندگی جدیدی برای خود بسازد. متاسفانه فرقی نمیکنه که ملینا کجا و با کی بجنگه، چون ناتاشا همیشه از اون بهتر عمل میکنه. این باعث ایجاد حس حسادت عمیقی در ملینا نسبت به ناتاشا شد. آیرون میدن یک مبارز خشن و حرفه ای است که مهارت هایش دست کمی از مهارت های ناتاشا ندارند. به همین دلیل وقتی او به همراه گروهی قاتلان برای ترور ناتاشا استخدام شد، به جای اینکه مثل بقیه از ناتاشا کتک بخوره، تا مرز غلبه بر او پیش رفت. اما از شانس بد او «جیمی وو» و ماموران شیلد سر رسیدند و مانع او شدند.

9- مَندریل (Mandrill)

 مَندریل (Mandrill)

«مندریل» یکی از جهش یافته های خبیث عالم مارول است. ظاهر او شبیه به مَندریل (نوعی بوزینه درشت اندام آفریقایی) است. او میتواند موادی تولید و ساطع کند که به او این توانایی را میدهند که زنان را جذب و اسیر کند، و آن ها را به انجام هر کاری که میخواهد وادار کند. حالا تصور کنید که برای بلک ویدو چقدر میتونه دشمن خطرناکی باشه. برای مدتی، بلک ویدو تحت کنترل مندریل قرار گرفت و هویت دردویل را برای او فاش کرد. مندریل همچنین گروهی از زنان تشکیل داد که همه توسط او کنترل میشدند (ناتاشا هم یکی از آن ها بود) و حتی با کمک آن ها نزدیک بود آمریکا رو فتح کنه! مندریل نه تنها میتواند زنان را کنترل کند، بلکه دارای قدرت، سرعت، چالاکی و انعطاف پذیری ابرانسانی هم هست. تعجبی نداره که او به یکی از خطرناک ترین دشمنان بلک ویدو تبدیل شده است.

8- بولزای (Bullseye)

بولزای (Bullseye)

اگه از حضور بولزای در این لیست تعجب کردید باید چند تا نکته رو بدونید. بولزای تقریبا دشمن همه قهرمانان مارول است و همچنین بلک ویدو سابقه رابطه رمانتیک با دردویل رو داشته (از علاقه و تخصص بولزای در کشتن دوست دختر های دردویل که خبر دارید). رابطه نسبتا طولانی مدت بلک ویدو با دردویل باعث شده که او بارها با بولزای مبارزه کنه و هر بار نتیجه مبارزه کاملا غیر قابل پیشبینی بوده است.

7- اِسنَپ دِراگون (Snapdragon)

 اِسنَپ دِراگون (Snapdragon)

«اسنپ دراگون» در دسته ابرشرور های بدون قدرت فرا بشری قرار میگیره. به طور خلاصه او ترکیبی است از یک کلاه مجهز به سنسور های مادون قرمز‌، یک زره محافظ، و یکی از بهترین مبارزان تن به تن دنیا که این لباس را پوشیده است. در اولین تقابل بلک ویدو و اسنپ دراگون، اسنپ دراگون توانست بلک ویدو را مغلوب خود کند، اما بلک ویدو در نبرد بعدی تلافی کرد.

6- تَسک مَستِر (Taskmaster)

«تسک مستر» یکی از دشمنان اصلی انتقام جویان و البته ویلین فیلم اختصاصی ‌”بلک ویدو” است. اگرچه این دو ارتباط زیادی در دنیای کمیک نداشته اند، اما ثابت شده که تسک مستر حریف قابلی برای بلک ویدو است. نکته منحصر به فرد درباره تسک مستر این است که میتونه از روی فنون و ضربات دیگران تقلید کنه و ضد حمله بزنه! او معمولا به صورت شخصیتی به تصویر کشیده میشد که از جانب سازمان های پلید استخدام ميشد تا ماموریتی را برایشان انجام دهد. درسته که گاهی کارهای خوب هم انجام داده و بیشتر به عنوان يک “ضد قهرمان” به تصویر کشیده شده ولی به پول بیشتر از هر چیز دیگری اهمیت میدهد. در سال 2011 معلوم شد که در واقع يک مامور “شیلد” بوده و در تمام اين مدت توسط «نيک فیوری» ماموریت داشته از دنیای خلافکاران اطلاعات جمع کند. در مجموع یکی از ویلن های محبوب هواداران مارول است که قدرت های جالبی دارد. سپر و شمشیر هم داره و با اون شنل و ماسک باحالش کاملا خودنمایی میکنه. او بارها با اعضای مختلف اونجرز جنگیده. اما مهم تر از همه اینه که او یک آکادمی تاسیس کرده که در آن به خیلی از مزدوران و آدم کش ها آموزش میده! پس خیلی از کسانی که گروه اونجرز هر روز باهاشون مبارزه میکنند دست پروده او هستند!

5- مادام هایدرا (Madame Hydra)

وایپر

افراد زیادی در طول تاریخ لقب “مادام هایدرا” را به دوش کشیدند اما یکی از آنها که به یکی از خطرناک ترین دشمنان بلک ویدو بدل گشته، «وایپر» (Viper) نام دارد. وایپر در مبارزه تبحر دارد، در استراتژی ماهر است، میتواند تقریبا از هر سلاحی استفاده کند و در برابر سموم و گاز ها مصونیت دارد. مادام هایدرا را میتوان نقطه مقابل بلک ویدو در نظر گرفت. همانطور که ناتاشا نماد تمام چیز هایی است که شیلد به آنها پایبند است و برای آنها میجنگد، مادام هایدرا هم نماد تمام اهداف و آرمان های شرورانه هایدراست. ولی در عین حال که بلک ویدو و مادام هایدرا در تضاد با یکدیگرند، اما در بسیاری از جنبه های زندگی به هم شبیه هستند. به هر حال باید بدانید که مادام هایدرا در طول زمانی که در کمیک های مارول حضور داشته، عضو گروه های “هند” (Hand)،” همر” (HAMMER) ،”هایدرا” (Hydra)و “امپراطوری مخفی” (Secret Empire)بوده است. و هر یک این سازمانها دشمن قسم خورده بلک ویدو و انتقام جویان هستند.

4- الکسی شوستاکوف (Alexi Shostakov)

الکسی شوستاکوف (Alexi Shostakov)

«الکسی شوستاکوف» ملقب به “نگهبان سرخ” (Red Guardian) شوهر سابق ناتاشا رومانوف است. او هم مانند ناتاشا توسط شوروی پرورش یافت و وقتی که آموزشش تمام شد، به یک مامور و خلبان سازمان جاسوسی امنیتی روسیه یا KGB تبدیل شد. نگهبان سرخ رو میشه یه نسخه روسی از کاپیتان آمریکا در نظر گرفت. بعد از اینکه بلک ویدو روسیه را ترک کرد و به آمریکا رفت، الکسی حتی از قبل هم خشن تر و بی رحم تر شد. تعداد بار هایی که او با بلک ویدو و انتقام جوبان جنگیده است قابل شمارش نیست. از نظر اخلاقی او اصلا شباهتی به چیز هایی که استیو راجرز به آنها پایبند است ندارد و خشونت و پرخاشگری اش، او به دشمنی مرگبار تبدیل میکند.

3- یِلِنا بِلُوا (Yelena Belova)

یِلِنا بِلُوا (Yelena Belova)

«یلنا بلوا» درست مانند ناتاشا رومانوف در “‌اتاق قرمز” (Red Room) آموزش دیده بود. همچنین او دومین بلک ویدو مارول بود. تا اینجا حتما متوجه شدید که این دو مسیری مشابه را پیمودند، اما در نهایت تفاوت های چشمگیری بین این دو قابل رویت است. چیزی که یلنا بلوا میخواست این بود که تنها بلک ویدو جهان باشد. او برای رسیدن به هدفش بار ها و بار ها برای کشتن ناتاشا تلاش کرده است و هر بار شکست خورده، میدان نبرد را ترک کرده است. البته ناتاشا و یلنا بار ها با هم متحد شده اند، اما این بدین معنا نیست که یلنا بلوا آدم قابل اعتمادی است.

2- ایوان پِتروویچ (Ivan Petrovich)

 ایوان پِتروویچ (Ivan Petrovich)

«ایوان پتروویچ» نقش بسیار مهمی در گذشته ناتاشا داشته است و اگر او نبود، احتمالا هرگز ناتاشا تبدیل به بلک ویدو نمیشد. در حقیقت ایوان کسی بود که ناتاشا را وقتی کوچک بود نجات داد و او را به KGB و اتاق سرخ برد. در حقیقت نوعی رابطه پدر و دختری بین او و ناتاشا وجود دارد. از وقتی که ناتاشا به آمریکا رفت، ایوان هم با دنبال او رفت و همواره سعی میکرد مراقب او باشد. اما ایوان یک عشق پنهانی نسبت به ناتاشا در دلش داشت ولی ناتاشا برخلاف او، اصلا به رابطه رومانتیک با او فکر نمیکرد. وقتی ایوان فهمید که ناتاشا هرگز به او و عشق پنهانی اش اهمیت نمیدهد، برای مدت ها پنهان شد. بعد ها او به همین دلیل به جنون رسید و خود را به یک هیولای سایبورگی تبدیل کرد و در نهایت ناتاشا مجبور شد کسی را که نقش پدرش داشت، به قتل برساند.

1- گذشته خودش (Her past)

گذشته بلک ویدو

مطمئنا انتظار این یکی رو نداشتید، مگه نه؟ ولی بیاید صادق باشیم، گذشته ناتاشا به اندازه شب های بدون ستاره تاریک بوده است. همانطور که در بخش مقدمه گفتم، ناتاشا هرگز شبیه به کلیشه های ابرقهرمانی نبوده است. او مثل کاپیتان آمریکا و مرد عنکبوتی یک قهرمان صالح و درستکار نبوده و بیش از هر قهرمان دیگری مرتکب سرقت، قتل و خیانت شده است. او همواره در تلاش است گذشته خود را پنهان کند، اشتباهاتش را جبران کند و مدام در حال فرار از گذشته تاریکش است. به معنی واقعی کلمه، بزرگترین دشمن او گذشته خودش است؛ و این دقیقا همان وجه تمایز بلک ویدو نسبت به سایر قهرمانان است. تعجبی ندارد که این شخصیت به سرعت به یکی از جذاب ترین و محبوب ترین شخصیت های دنیای کمیک تبدیل شده است.

منبع