بیش از یک دهه پیش، Illumination فعالیت خود را با Despicable Me (من نفرتانگیز) آغاز کرد، اولین فیلم بلند این کمپانی که آنها را به عنوان یک رقیب جدی برای دیزنی و پیکسار در عرصه انیمیشن معرفی کرد. این فیلم با بازی صداپیشگان ستارهای و کارگردانی نامزدهای اسکار، پیر کافین (Pierre Coffin) و کریس رناد (Chris Renaud) ساخته شد. این دو کارگردان همچنان در صدر فیلمهای Illumination باقی ماندهاند. این فیلم همچنین مخاطبان را با مینیونها (Minions)، آن دستیاران کوچک شیطونی که اکنون در سطح جهانی شناخته میشوند، آشنا کرد. امسال، کریس ملداندری (Chris Meledandri)، مدیرعامل Illumination، مفتخر است تا فیلم Minions & Monsters (مینیونها و هیولاها) را ارائه دهد؛ سومین فیلم مستقل از این شخصیتهای شیطان و هفتمین فیلم در دنیای Despicable Me. این فیلم اولین نمایش جهانی خود را در جشنواره بینالمللی فیلم انسی (Annecy International Film Festival) برگزار خواهد کرد. ملداندری به استیو واینتراب (Steve Weintraub) از Collider میگوید: «این بهترین مکان در جهان برای نمایش یک فیلم انیمیشن است.»
برای فیلم Minions & Monsters، کافین با کارگردان مشترک پاتریک دلاژ (Patrick Delage) (Despicable Me 4) و نویسنده مشترک برایان لینچ (Brian Lynch) (Minions) همکاری کرده است تا این موجودات محبوب و پرجنبوجوش را در قالب یک نامه عاشقانه به هالیوود قدیم، همراه با شگفتیهای هیجانانگیز برای مخاطبان بازگردانند. این داستان ۱۰۰ درصد واقعی، جزئیات چگونگی تسخیر هالیوود توسط مینیونها، شهرت یافتن آنها به عنوان ستارههای سینما، از دست دادن همه چیز و رها کردن هیولاها در جهان را روایت میکند. نقطه اوج داستان جایی است که مینیونها برای نجات جهان از هرجومرجی که خود ایجاد کردهاند، متحد میشوند. صداپیشگان Minions & Monsters شامل آلیسون جنی (Allison Janney)، کریستف والتز (Christoph Waltz)، جف بریجز (Jeff Bridges)، زویی دویچ (Zoey Deutch)، تری پارکر (Trey Parker) و بسیاری دیگر هستند.
پیش از اولین نمایش جهانی مینیونها در انسی، گفتگوی عمیق Collider با ملداندری را از دست ندهید که در مورد همه پروژههای هیجانانگیز و آینده Illumination صحبت میکند. ملداندری، بنیانگذار و مدیرعامل این استودیوی انیمیشنسازی، بهروزرسانیهایی را درباره مورد انتظارترین فیلمهای Illumination، از دنبالهها گرفته تا پروژههای جدید، به اشتراک میگذارد. او درباره وضعیت Sing 3 (آواز ۳) و The Secret Life of Pets 3 (زندگی پنهان حیوانات خانگی ۳)، همکاری با شرکت Mattel برای ساخت فیلم انیمیشن باربی، احتمال ساخت فیلمی مستقل از Starfox (استارفاکس) پس از موفقیتهای خیرهکننده The Super Mario Galaxy Movie (فیلم سوپر ماریو کهکشانی) در گیشه و موارد دیگر صحبت میکند. برای اطلاع از همه این موارد و بیشتر، گفتگوی کامل زیر را تماشا کنید.
‘Sing 3’ و ‘The Secret Life of Pets 3’ در راه هستند، اما فیلم بعدی Illumination یک اثر اورجینال است
«اینها به وضوح دو فیلمی هستند که نه تنها من، بلکه فیلمسازان نیز آنها را دوست دارند.»
کالیدر: تبریک میگویم بابت Minions & Monsters. واقعاً یک نامه عاشقانه به هالیوود قدیم است. نمایش جهانی این فیلم در انسی چه معنایی برای شما دارد؟
کریس ملداندری: این بهترین مکان در جهان برای نمایش یک فیلم انیمیشن است، و وقتی شب افتتاحیه هستیم، حتی خاصتر میشود. این بزرگترین جمع از طرفداران انیمیشن و انیماتورهاست، و هیچ مخاطبی مانند گروه طرفداران و انیماتورهای انسی، هنر به کار رفته در فیلمی مثل Minions & Monsters را درک نمیکند. این باحالترین مکان در جهان برای نمایش یک فیلم انیمیشن است.
جالب خواهد بود. من انرژی آنجا را میشناسم و بسیار دیوانهوار است. دیدن فیلمهای انیمیشن در آنجا فوقالعاده است.
ملداندری: بله، انرژی فوقالعادهای است. آن مخاطبان فیلمها را به گونهای قدردانی میکنند که در هیچ جای دیگر جهان یافت نمیشود، صرفاً به دلیل شناختشان از انیمیشن. بنابراین، آنها هیجانزده هستند، ما هم هیجانزده هستیم. پس از سالها ساخت یک فیلم، دیدن واکنش مخاطبان یک thrill مطلق است. این بزرگترین مخاطب در جهان برای نمایش یک فیلم انیمیشن است، و من کاملاً مطمئن هستم که یک شب افتتاحیه بسیار هیجانانگیز خواهیم داشت.
من بسیار مطمئن هستم که شب بسیار خوبی خواهید داشت. من عاشق فیلم Wreck-It Ralph (رالف خرابکار) هستم، که فیلم شما نیست، اما عاشقش هستم، و دلیلش تعداد شخصیتهای موجود در فیلم است. آیا تا به حال درباره ساخت فیلمی از Illumination صحبت کردهاید که در آن همه شخصیتها به نحوی در یک فیلم حضور داشته باشند؟
ملداندری: هنوز این کار را نکردهایم. به غیر از یک فکر گذرا، هرگز واقعاً ننشستهایم تا روی آن ایده کار کنیم. به نظرم بسیار دلهرهآور میآید. شاید بعداً به آن نگاه کنیم، و ممکن است کسی ایده عالیای داشته باشد که چگونه آن را به روشی ارگانیک انجام دهد. ترس من، صرفاً بر اساس مفهوم، پیدا کردن راهی برای احساس نکردن محدودیت در ساختار این ایده است. و همه اعتبار از آن Wreck-It Ralph است که راهی برای آن پیدا کرد.
وضعیت ساخت یک فیلم دیگر Sing و The Secret Life of Pets چگونه است؟
ملداندری: خب، اینها به وضوح دو فیلمی هستند که نه تنها من، بلکه فیلمسازان نیز آنها را دوست دارند. استودیو آنها را دوست دارد. ما روی هر دو کار کردهایم. میتوانم بگویم هر دو در مرحله توسعه فعال هستند. بازگشت به Pets مدتی طول کشید، در انتظار ایدهای که واقعاً احساس کنیم شایسته جایگاه خود است، نه صرفاً ساختن یک فیلم دیگر Pets. فکر میکنم راهی برای ورود به داستان The Secret Life of Pets پیدا کردهایم که قطعاً آن را دوست دارم. ما با کریس رناد کار میکنیم که نه تنها کارگردان مشترک Despicable Me با پیر کافین بود، بلکه کارگردان اصلی Pets نیز بود. بنابراین، ما کاملاً در جریان هستیم و سخت روی ایدهای کار میکنیم که امیدوارم به زودی آن را بسازیم.
چه میخواهید به مردم درباره وضعیت Sing 3 بگویید؟
ملداندری: گارث جنینگز (Garth Jennings)، نویسنده و کارگردان فیلمهای قبلی Sing، تمام انرژی خود را در حال حاضر با تیم Illumination معطوف به توسعه فیلمی کرده است که به اعتقاد من به آنچه همه ما در مورد این فیلم دوست داریم احترام میگذارد، اما همچنین ایدههای کاملاً جدیدی را وارد داستان میکند. بنابراین، هم Sing و هم Pets در داخل استودیو توجه زیادی را به خود جلب میکنند، و انتظار دارم به زودی اعلامیههایی در مورد هر دوی آنها داشته باشیم.
در حال حاضر سال ۲۰۲۶ است. استودیو چقدر جلوتر برنامهریزی میکند؟ چقدر جلوتر فیلمهای خود را مشخص کردهاید؟ آیا میدانید در سالهای ۲۰۲۸، ۲۰۲۹ و ۲۰۳۰ چه چیزی منتشر میکنید؟
ملداندری: افق زمانی که در حال حاضر به آن نگاه میکنم تا سالهای ۲۰۲۹، ۲۰۳۰ و ۲۰۳۱ را در بر میگیرد. من هر فیلم را دقیقاً در جای خود قرار ندادهام، اما میتوانم بگویم تصویر نسبتاً خوبی از آنچه که فهرست فیلمها به نظر میرسد، حداقل تا سال ۲۰۳۰ داریم. بخشهایی ممکن است جابهجا شوند، اما ما ایده نسبتاً خوبی از ترکیب کلی فهرست داریم.
یک حوزه که اگر بخواهم برای یک دقیقه از خودم انتقاد کنم، میخواهم توجه بیشتری در داخل شرکت به شناسایی فیلمهای اورجینال ما معطوف شود. فیلم بعدی ما که بعد از Minions & Monsters اکران خواهد شد، یک فیلم اورجینال خواهد بود، بدون مواد اولیه. اشتباه نکنید، ما عاشق اقتباس از IP هستیم، و قرار گرفتن در موقعیتی که بتوانیم فیلمهایی بر اساس مجموعهای از شخصیتهای ثابت بسازیم فوقالعاده است، اما گاهی اوقات خود را در موقعیتی مییابیم که فیلمهای موجود انرژی صرف شده برای یافتن آن فیلمهای اورجینال بعدی را تحت فشار قرار میدهند.
ایجاد IP اورجینال بسیار دشوار است، اما احساس میکنم افراد زیادی اکنون برند Illumination را میشناسند. آنها میدانند فیلم Illumination چیست. وقتی برای اولین بار با Despicable Me شروع کردید، یادم میآید به من گفتید که سعی دارید آن را مانند یک پیکسار یا دیزنی بسازید. آیا احساس میکنید مخاطب اکنون میداند فیلم Illumination به چه معناست، و به عنوان مدیرعامل، چگونه نیاز به پیشبرد آثار اورجینال را با دنبالههای امتحانشدهای که میدانید موفق خواهند شد، متعادل میکنید؟
ملداندری: وقتی شروع کردیم، هدف هرگز دستیابی به فراگیری برای Illumination نبود، زیرا احساس میکردم این جاهطلبی بیش از حد بزرگ و غیرواقعی است. من همیشه در مقایسه خود با دیزنی یا پیکسار که به وضوح پیشگام بودند، تردید داشتهام. ما در مسیر پیکسار قدم برداشتیم. با این حال، حتی آگاهی نسبی نیز میتواند تفاوت فوقالعادهای ایجاد کند. آگاهی نسبی از Illumination و این قول که اگر فیلمی از Illumination باشد، برای زیرمجموعهای از مخاطبان ما، آنها احساس میکنند «اوه، بگذار ببینم چیست.»
صرفاً برای اینکه زیرمجموعهای از مخاطبان ما به دنبال اطلاعات در مورد فیلمهای ما بگردند، یک مزیت بزرگ است. وقتی شروع کردیم، این یک مزیت بزرگ به عنوان یک جاهطلبی بود، و در دنیای امروز که توانایی ما برای استفاده از روشهای سنتی برای بازاریابی فیلمها به طور فزایندهای کاهش یافته است، امروز حتی مهمتر است. بنابراین، ما تحقیقات انجام میدهیم و میبینیم نام Illumination چگونه ماندگار میشود، و همیشه از این که آگاهی بیشتری از آنچه فکر میکردیم وجود دارد شگفتزده میشویم. ما نه تنها در ایالات متحده، بلکه در کشورهای دیگر نیز تحقیق میکنیم.
اما این همچنان چیزی است که احساس میکنم جزء اساسی توانایی ما برای توسعه مواد مبتنی بر ایدههای کاملاً اورجینال است، زیرا همانطور که میدانیم، امروزه کسب حتی آگاهی از یک داستان اورجینال سختتر از همیشه است.
باربی با کمک Illumination به سینما بازمیگردد
فیلم لایو-اکشن گرتا گرویگ رکوردهای گیشه را شکست
شنیدم که شما با Mattel در مورد فیلم باربی صحبت میکنید. آیا این درست است؟
ملداندری: درست است، و ما بسیار نزدیک با Mattel کار میکنیم. برای ما و Mattel، اولین مانعی که باید از آن عبور میکردیم این باور بود که میتوانیم کاری کاملاً متمایز از فیلم لایو-اکشن انجام دهیم، که من واقعاً آن را دوست داشتم، و بدیهی است که مخاطبان نیز آن را دوست داشتند. بنابراین، برای ما بسیار مهم بود که راهی از طریق داستان پیدا کنیم که بتواند ما را کاملاً از آن فیلم جدا کند و به هیچ وجه احساس نکنیم که واقعاً در تلاشیم تا در قلمرویی که آنها به زیبایی در آن فیلم ایجاد کردهاند، جا بگیریم. فکر میکنم آن راه را پیدا کردهایم، و بنابراین سخت روی آن کار میکنیم. اما تا زمانی که عمیقتر کاوش نکنیم، مطمئن نخواهیم بود.
آیا فیلمسازی روی آن کار میکند، یا همه چیز هنوز در حال مشخص شدن است؟
ملداندری: ما هنوز فیلمسازی نداریم که خارج از اکوسیستم توسعه Illumination و Mattel با او همکاری کنیم. ما هنوز فیلمسازی را استخدام نکردهایم و هنوز در مراحل تعریف داستان هستیم.
بعدی برای ماریو، Star Fox و نینتندو روی پرده بزرگ چیست؟
«خیرخواهی فوقالعادهای در هر دو طرف برای ادامه کاوش در چیزها وجود دارد.»
The Super Mario Bros. Movie (فیلم برادران سوپر ماریو) و The Super Mario Galaxy Movie (فیلم سوپر ماریو کهکشانی) هر دو بیش از یک میلیارد دلار فروش کردند که مبلغ حیرتانگیزی است، به ویژه در گیشه امروز. کنجکاوم: چه زمانی فیلم بعدی را اعلام میکنید، و آیا عنوانی دارد؟
ملداندری: نمیتوانم بگویم چه زمانی فیلم بعدی را اعلام میکنیم، زیرا نمیدانم چه زمانی قرار است آن را اعلام کنیم. اما نگاه کنید، این همکاری با نینتندو به بخش بسیار مهمی از Illumination تبدیل شده است، و بنابراین این ایده که به همکاری ادامه دهیم چیزی است که از آن بسیار هیجانزده هستیم.
میدانم فیلم سوم در راه است. فقط سوال این است که چه زمانی آن را اعلام میکنید. وقتی به همه در Collider گفتم که قرار است با شما صحبت کنم، بسیاری از مردم از من خواستند از شما بپرسم وضعیت یک فیلم انفرادی Starfox (استارفاکس) چیست، زیرا او در فیلم آخر بسیار مورد استقبال قرار گرفت؟
ملداندری: گوش کنید، کل ایده عبور IP بین داراییهای نینتندو چیزی است که به همراه شیگرو میاموتو (Shigeru Miyamoto) با گفتگوی زیادی آن را بررسی کردیم، و در نهایت، ما از میاموتو سان راهنمایی میگیریم. اگر او باور داشته باشد که میتواند کار کند، ما شجاعت اعتقادات خود را در مورد این ایده توسعه میدهیم. بنابراین، این چیزی بود که او واقعاً حس میکرد میتواند کار کند، و ما از دیدن واکنش مثبت به آن بسیار خوشحال شدیم. اینکه این موضوع در آینده به کجا منتهی میشود چیزی نیست که در این زمان بتوانم بگویم.
کاملاً متوجه میشوم. آیا در مورد IP دیگری از نینتندو که Illumination امیدوار است به زندگی بیاورد، صحبت میکنید؟
ملداندری: من گفتگوهای زیادی با نینتندو دارم، نه تنها به عنوان شریک آنها در ساخت فیلم، بلکه به عنوان نقشی که در هیئت مدیره آنها دارم. بنابراین، من همیشه در مورد تمام جنبههای کسبوکارشان با نینتندو در حال گفتگو هستم، به واسطه این موقعیت بسیار ممتازی که در هیئت مدیره با آنها به اشتراک میگذارم. تنها چیزی که میتوانم بگویم این است که به وضوح همکاری مؤثر است، بنابراین خیرخواهی فوقالعادهای در هر دو طرف برای ادامه کاوش در چیزها وجود دارد.
میدانم که باید با نینتندو محتاط باشید.
کریس ملداندری همچنین نظرات خود را در مورد ‘Shrek 5’ و فیلم بلندمدت ‘Dragon’s Lair’ نتفلیکس به اشتراک میگذارد
دریمورکس به تازگی تریلر جدیدی از دنباله طولانیمدت منتشر کرده است
شما تهیهکننده Shrek 5 (شرک ۵) هستید. درست میگویم؟
ملداندری: بله. رابطه من با شرک و مجموعه شرک بسیار خاص به آن نقش است. من همان نقش مسئولیت خلاقانهای را که با فیلمهای Illumination دارم بر عهده نمیگیرم. خودم را بیشتر به عنوان یک مشاور میبینم. آنها یک تیم فوقالعاده در آنجا دارند، به رهبری مارگی کوهن (Margie Cohn). یک تیم شگفتانگیز در حال ساخت Shrek 5 است، بنابراین از اینکه بخشی از آن هستم بسیار خوشحالم. تماشای نحوه ساخت فیلم توسط یک استودیوی دیگر، غیر از Illumination، یا بازگشت به روزهای قبلیام در فاکس و کار با Blue Sky، و حتی قبلتر با دان بلوث (Don Bluth)، واقعاً برای من هیجانانگیز بوده است. هر بار که میبینم یک فرآیند انیمیشن چگونه کار میکند، یاد میگیرم، بنابراین این تجربه در شرک و من نقشی مشابه در جدیدترین فیلم Puss in Boots (گربه چکمهپوش) داشتم، چیزی است که واقعاً از آن لذت میبرم، و این واقعیت را دوست دارم که با رابطه من با فیلمهای Illumination بسیار متفاوت است.
شما از دان بلوث نام بردید و من عاشق دان بلوث هستم. میدانم نتفلیکس حقوق Dragon’s Lair (لانه اژدها) را در اختیار دارد، و فکر میکنم آنها هنوز در حال توسعه آن هستند، اما چرا این همه طول کشید تا Dragon’s Lair و Space Ace در رسانه دیگری اقتباس شوند؟
ملداندری: فقط به زمانی نگاه میکنم که برای اولین بار در مورد اقتباس از سوپر ماریو در یک فیلم صحبت کردیم. بدیهی است که تعداد زیادی اقتباس از بازیهای ویدیویی وجود داشت، اما اقتباس از یک بازی ویدیویی به یک فیلم چالشبرانگیزتر از واضح بودن تلقی میشد. بنابراین، فکر میکنم که به طور کلی، بازیهای ویدیویی در گذشته با مشکلاتی مواجه بودند. اما آن بازیهای اولیه دان جایگاه ویژهای در ذهن افرادی دارند که امروزه فیلمها را میپرستند. فکر میکنم دیدن توسعه Dragon’s Lair به یک فیلم واقعاً چیز جالبی باشد.
چرا مینیونها برای گذشته، حال و آینده Illumination ضروری هستند
«من فقط احساس کردم، «اوه خدای من، چیزی در اینجا وجود دارد که بسیار جذاب است.»
وقتی به اولین فیلم Despicable Me نگاه میکنید، چه بخشی از DNA Illumination از قبل وجود داشت، و چه بخشی را بعداً کشف کردید؟
ملداندری: فکر میکنم بخش زیادی از DNA Illumination از طریق فرآیند ساخت آن فیلم اول کشف شد. قبل از هر چیز، این فیلمی بود که میل من به گرفتن نیروهای خلاق از بسیاری از پیشینهها و فرهنگهای مختلف و بافتن آنها در کنار هم برای ساخت یک فیلم را برآورده میکرد. با توجه به اینکه ما فیلمهایی برای مخاطبان در سراسر جهان میساختیم، احساس کردم که ترکیب رهبران خلاق و هنرمندان ما باید به نوعی منعکسکننده آن تنوع باشد.
Despicable Me ابتدا ایدهای بود که متعلق به سرجیو پابلوس (Sergio Pablos)، یک انیماتور اسپانیایی بود که در دیزنی کار کرده بود و به اسپانیا بازگشته بود تا یک استودیو تأسیس کند. این فیلم توسط کریس رناد، یک آمریکایی، و پیر کافین که به وضوح فرانسوی است کارگردانی شد. موسیقی متن توسط یک آهنگساز برزیلی، هیتور پریرا (Heitor Pereira)، با همکاری آهنگساز آمریکایی، فارل ویلیامز (Pharrell Williams) ساخته شد. و اگر در طول خط بالا و پایین بروید، توسط دو آمریکایی، سینکو پل (Cinco Paul) و کن داریو (Ken Daurio) نوشته شد، در فرانسه انیمیشن شد، استوریبورد آرتیستها در بسیاری از نقاط جهان بودند. بنابراین، این برای من یک جاهطلبی بود که در آن فیلم محقق شد، و همچنان بخش مهمی از فیلمسازی ما باقی مانده است.
اما من واقعاً از هنرمندان در فرانسه برای اهمیت آنها در تعریف یک حساسیت که فیلمهای Illumination دارند سپاسگزارم. این حساسیت برای من ترکیبی از همیشه داشتن کمی شرارت همراه با این شیرینی است، اما شیرینی به گونهای نیست که به سر شما بزند، اما وجود دارد. شما همیشه میتوانید شیرینی را درون این شخصیتها پیدا کنید، مهم نیست چقدر معیوب هستند. فکر میکنم هیچ مثال بهتری از Bowser (باوزر) وجود ندارد. من آن شخصیت را بسیار دوست دارم، و چگونگی تطبیق آن شخصیت توسط تیم در فیلمها را دوست دارم، زیرا در نهایت با وجود تمام فعالیتهای شرورانهاش، او را درک میکنید و به او اهمیت میدهید. بنابراین، آن حساسیت، که همیشه برای من شخصاً جذاب بود، در آن اولین Despicable Me زنده شد، آن تضاد.
و من هنر را در فیلمهای Illumination مییابم. اعتبار کامل به تیمهای کارگردانان و هنرمندان ما که در پاریس نشستهاند، ۸۰۰ نفر از آنها، که هر روز روی این فیلمها کار میکنند. من آن را دوست دارم. فکر میکنم در ابتدا، در آن اولین Despicable Me شروع به اثبات خود کرد. طراحی بسیاری از شخصیتها و جهانها توسط اریک گویون (Eric Guillon) شروع به ایجاد یک پالت رنگی، یک سطح از جاهطلبی هنری کرد که فکر میکنم در تمام فیلمهای ما حفظ شده است. با این حال، ما به وضوح یک کار در حال پیشرفت هستیم، بنابراین واقعاً امیدوارم که هرگز یکجا ننشینیم و بگوییم «خوب، ما واقعاً آنچه در گذشته اتفاق افتاده را دوست داریم، بنابراین در آینده بیشتر از آن انجام خواهیم داد.» همیشه یک گرایش برای جذب شدن به رضایت وجود دارد وقتی مییابید آنچه انجام میدهید مخاطبان را سرگرم میکند، و امیدوارم که این چیزی باشد که ما به عنوان یک شرکت بتوانیم پیوسته خود را از آن خارج کنیم.
شما نمیتوانید پیشبینی کنید چه اتفاقی برای یک شخصیت میافتد وقتی آن را خلق میکنید و روی پرده میآورید. مخاطب باید به طور طبیعی چیزی را دوست داشته باشد. چه زمانی متوجه شدید که مردم مینیونها را دوست دارند، نه کمی، بلکه مانند یک پدیده جهانی؟ یادتان میآید اولین بار کی فهمیدید به چیزی دست یافتهاید؟
ملداندری: خب، این به صورت مرحلهای اتفاق میافتد، و اولین مرحله میتواند بسیار ناقص باشد، یعنی «من شخصاً در مورد آن چه فکر میکنم؟» بنابراین وقتی پیر کافین، کریس رناد و اریک گویون برای اولین بار نزد من آمدند و گفتند: «گوش کن، ما این ایده را داریم که میخواهیم دستیاران گرو کاملاً متفاوت از هر چیزی که در ایده داستان اصلی بود باشند. ما میخواهیم آنها موجوداتی باشند.» من به وضوح جستجوی هنری آنها را برای آنچه که خواهد بود در آغوش کشیدم. سپس، وقتی آنها برگشتند و اولین تکرار آن شخصیتها را به من نشان دادند، نمیتوانستم چشم از آنها بردارم. سپس، وقتی آنها یک چرخه راه رفتن و فقط یک حرکت ساده انجام دادند، من فقط احساس کردم: «اوه خدای من، چیزی در اینجا وجود دارد که بسیار جذاب است.»
واکنش من فقط واکنش من است، و باعث حمایت از هنرمندانی مانند پیر و کریس و اریک میشود. اما سپس شما تماشا میکنید که در استودیو چه اتفاقی میافتد، و پاسخ تیم را به یک شخصیت تماشا میکنید. وقتی شروع به دیدن آن هیجان در داخل استودیو با تکامل شخصیت میکنید، نشانه بسیار خوبی از آنچه در خارج کشف خواهید کرد است. ۱۰۰ درصد نیست، زیرا قطعاً چیزهایی وجود دارد که ۳۰۰ هنرمند به آنها پاسخ میدهند که ممکن است بقیه جهان پاسخ ندهند، اما این یک شاخص خوب است.
سپس، در واقع در مراحل اولیه بازاریابی فیلم بود، وقتی شروع به نمایش شخصیتها کردیم، فهمیدیم که شیمیای که با شخصیتها احساس میکردیم قرار است گسترش یابد. شما نمیدانید چقدر پیش میرود، اما ما فقط میدانستیم که واکنش ما توسط واکنش مخاطب منعکس خواهد شد.
یکی از کارهایی که Illumination در مقایسه با بسیاری از شرکتهای دیگر قادر به انجام آن است، پایین نگه داشتن هزینههاست. به نظر میرسد هزینهها را به طور مؤثر مدیریت میکنید. چگونه توانستهاید این کار را انجام دهید در حالی که بسیاری از شرکتهای دیگر بسیار بیشتر هزینه میکنند؟
ملداندری: گوش کن، به شما خواهم گفت که در ابتدا انگیزه بزرگی داشتم، که به وضوح روی فقط اطمینان از سودآوری اولین فیلم ما متمرکز بودم تا بتواند فیلم دومی وجود داشته باشد. بنابراین، اجزای زیادی وجود داشت که در تلاش من برای اطمینان از این موضوع نقش داشتند، از چه ایدهای، چه کسانی هنرمندان بودند، همه این جنبههای مختلف. اما یکی از آنها کنترل هزینه بود.
حالا، وقتی هزینهها را اینقدر کنترل میکنید، باید انتخابها و تصمیمات زیادی نیز بگیرید، زیرا نمیتوانید هر کاری را که تیم ما میخواهد انجام دهد انجام دهید، زیرا باید تمرکز کنید. کریس رناد و پیر کافین، به عنوان کارگردانان ما، ۱۰۰٪ متعهد به کار برای دستیابی به آن اهداف بودند. و سپس من بسیار خوششانس بودم زیرا یک شریک تهیهکننده نابغه به نام جانت هیلی (Janet Healy) داشتم که احتمالاً بیشتر از هر کسی که تا به حال ملاقات کردهام در مورد تولید انیمیشن میداند، که به پاریس نقل مکان کرد و دست در دست تیم اصلی که آنجا بود کار کرد. ما با حدود ۹۰ نفر شروع کردیم و از آنجا شروع به ساختن کردیم، و واقعاً یک اکوسیستم تولید تعریف کرد که میتوانست به اهداف بودجه ما برسد.
حالا، نگاه کن استیو، خط روند ما، طبیعی است، این مفهوم خزش. فقط به بالا میخزد. همچنین باید بگویم که بسیاری از استودیوهای دیگر که در سطوح بودجهای کار میکردند که غیرقابل تصور بود، متوجه شدند که باید راهی برای بازگشت به پایین پیدا کنند. بنابراین، در حالی که هنوز معتقدم در سطوح کارایی کار میکنیم که به آنها بسیار افتخار میکنم، آن تفاوت بین ما و دیگران به اندازه گذشته رادیکال نیست.
کاملاً متوجه میشوم. همچنین، بیایید صادق باشیم، وقتی یک فیلمساز برای مدت طولانی در یک استودیو کار کرده است، افزایش حقوق دریافت میکند، و به حق، زیرا موفقیت بزرگ باید جبران شود.
ملداندری: بله. بله.
یادداشتی که همیشه در Illumination به فیلمسازان یا انیماتورها، یا افرادی که با آنها صحبت میکنید، میدهید چیست؟
ملداندری: این ممکن است مردم را شگفتزده کند، زیرا گاهی اوقات مردم اظهار نظر کردهاند که فیلمهای ما شاید خیلی سریع حرکت میکنند، اما وقتی با تیمی از انیماتورها کار میکنید که به اندازه تیم Illumination در پاریس باورنکردنی هستند، آنچه از اجرا به دست میآورید در نهایت تأثیر زیادی بر مخاطب خواهد گذاشت. آنها فقط آن را احساس میکنند. بنابراین، ما یک تیم عالی از نویسندگان داریم، و نویسندگان ما سال به سال با ما میمانند، بیشتر آنها، بنابراین ما قطعاً کلمه و داستانها را ارج مینهیم و قدردانی میکنیم، اما خودم را در حال گفتن این مییابم که «واقعاً فضاهای بین کلمات را باز کنید و اجازه دهید انیمیشن نفس بکشد.»
تمایل زیادی برای جمع کردن چیزها و حرکت با سرعت سینمایی که عقب نمیماند وجود دارد، و من واقعاً احساس میکنم که این جایی است که میتوانیم در Illumination چیزهای بیشتری کشف کنیم. من واقعاً احساس میکنم که در چند فیلم آینده ما، با شروع Minions & Monsters، حتی با وجود همه این نوع هرجومرج که همه ما از مینیونها میشناسیم، پیر کافین واقعاً به داستانسرایی با فضای نفس بیشتری نسبت به همیشه نزدیک شده است.
آیا فکر میکنید دنبالههای انیمیشن مدرن باید با مخاطب اصلی خود پیر شوند، یا به سن جدیدترین کودکانی که آنها را کشف میکنند متصل بمانند؟
ملداندری: فکر نمیکنم یک پاسخ واحد برای آن وجود داشته باشد. فکر میکنم آنچه مشاهده کردهام موارد زیر است. بسیاری از این را میتوانیم با نگاه به گذشته بیاموزیم، و ممکن است با نگاه به عقب باهوش به نظر برسیم، اما بسیاری از اینها فقط اتفاق افتاده است. اگر به Despicable Me نگاه کنید، آنچه اتفاق افتاد این بود که ما مخاطب اصلی خود را از چند فیلم اول داشتیم، که بخش کودک آن مخاطب بودند، و سپس با افزایش سن، و فرض کنیم آنها نوجوان و اوایل بزرگسالی شدند، آنها از دست رفتند، و، اَه، به اندازه کافی جالب نبود. این برای برادر و خواهر کوچکترشان بود.
یک فرد بسیار خارقالعاده وجود دارد که من به او احترام زیادی قائل شدهام، که صاحب شرکتی در ژاپن به نام Beams است، یک شرکت پوشاک، و حدود هفت سال پیش، ما ملاقات کردیم، و او گفت: «من به شما میگویم چه اتفاقی میافتد وقتی به علامت ۱۰ سال به علاوه بعد از اولین فیلم برسید.» او گفت: «آن مخاطبی که در کودکی با شما بود و سپس وقتی نوجوان و اوایل بزرگسالی شد شما را ترک کرد، یک بار پس از ۱۰ سال به عقب برگردید، آنها برمیگردند، با انگیزه نوستالژی.»
در واقع، در آن زمان، ما این جلسه را داشتیم. قبل از COVID بود، و Minions: The Rise of Gru قرار بود هشت سال و نیم پس از فیلم اصلی اکران شود، و بنابراین من گفتم: «خوب، اگر کمتر از ۱۰ سال باشد چه؟» ممکن است سالهایم را چند تا اشتباه کرده باشم، اما منظور را متوجه میشوید. او گفت: «نمیدانم.» ممکن است گفته باشد ۱۲ سال؛ دقیقاً چارچوب زمانی را به خاطر ندارم، و ریاضیات من بد است، اما وقتی COVID رخ داد، آن تصمیم را با Universal گرفتیم تا فیلم را نگه داریم و آن را روی استریم منتشر نکنیم. ما هرگز به این فکر نمیکردیم، اما تا زمانی که فیلم اکران شد، به آن چارچوب زمانی که آنها برای ما تعیین کرده بودند برخورد کرد، و آن مخاطب درست مثل جادو بازگشت.
سپس، همانطور که به عقب نگاه کردهایم، حتی آخرین Despicable Me، مخاطبان ما در آخر هفته افتتاحیه ۵۰٪ خانواده و ۵۰٪ غیرخانواده بودند، یعنی نوجوانان و بزرگسالان بدون بچه. بنابراین، به طور ارگانیک، نسلهای جدیدی از بچهها را دریافت میکنید. فکر میکنم چیزی که برای من بسیار جالبتر است تماشای این است که آیا و چه زمانی مخاطبی که با آن شروع کردهاید هنوز با شماست، یا اگر نیست، چه زمانی برمیگردند، و فکر میکنم این برای هر فیلم متفاوت خواهد بود.
تماشای افرادی که لباس پوشیده به دیدن فیلم میرفتند جالب بود.
ملداندری: بله، Minions: The Rise of Gru بود، پس از COVID. فیلمی که نگهش داشتیم.
یادم میآید همه آن را در اخبار، در TikTok دیدم. همه جا بود. باید خیلی خوشحال بودهاید که همه آن را میدیدید.
ملداندری: عالی بود. سپس چیزی که بلافاصله شروع میشود این است که مردم از شما میپرسند: «شما بچهها چه کردید که این اتفاق افتاد؟» و من میگویم: «ما هیچ کاری نکردیم، خوب؟ ما هیچ ربطی به آن نداشتیم.» فکر میکنم آنچه احتمالاً میتوانیم بگوییم انجام دادیم این است که فیلمی در اولین Despicable Me ساختیم که عمیقاً در مخاطب جا گرفت، به طوری که وقتی به نقطه خاصی از احساس نوستالژی رسیدند، بازگشتند.
تری پارکر به دنیای Despicable Me در ‘Minions & Monsters’ بازمیگردد
پارکر نقش شرور بالتازار برت را در ‘Despicable Me 3’ بازی کرد
سوال آخر را با این در مورد Minions & Monsters تمام میکنم. تری پارکر در فیلم است. من یک طرفدار بزرگ تری پارکر هستم، و او نقش نسبتاً بزرگی در پرده سوم دارد. میتوانید در مورد آوردن تری به فیلم صحبت کنید؟ او نویسنده بسیار باهوشی است. چقدر روی فیلمنامه کار کرد، یا فقط دیالوگها را خواند؟ درباره همکاری با او صحبت کنید، زیرا بسیار دیوانهوار است که او را در فیلم آوردهاید.
ملداندری: این دومین باری است که با تری کار میکنیم. پیر و تری فقط شیمی فوقالعادهای دارند. تری همیشه کارهایی در یک رکورد انجام میدهد که شما را شگفتزده کند. او قادر به انجام ندادن این کار نیست. اما اولین باری که با تری کار کردیم را به یاد میآورم. یک جلسه ضبط را تمام کردیم، و او گفت: «بگذارید به شما بگویم چرا این کار را اینقدر دوست دارم.» او گفت: «وقتی از این اتاق خارج میشوم، مجبور نیستم تا سه یا چهار ماه آینده که برگردم به این داستان فکر کنم. در هر کار دیگری که انجام میدهم، وقتی از یک غرفه ضبط خارج میشوم، با همه سوالات و چالشهای گرفتن داستان، گرفتن روایت، برای کار کردن محاصره میشوم.» و او گفت: «و این باعث میشود احساس خیلی خوبی داشته باشم که آن مسائل با شماست. برای من، این آزادی را دارم که همه چیز را پشت سر بگذارم.» و من واقعاً فکر میکنم این یک احساس رهایی بخش برای اوست. بنابراین، او واقعاً با ما روی هیچ چیز جز زمانی که در آن غرفه با پیر است کار نمیکند.
چه چیزی میخواهید در مورد شخصیت او تیزر بدهید؟
ملداندری: آنچه در مورد شخصیت او میگویم این است که او در این فیلم یک هیولا را بازی میکند که یکی از بهترین طراحیهای یک فیلم Illumination را دارد. او در ترکیب جذابیت و فریب بسیار شگفتانگیز است. فکر میکنم او به عنوان یک شخصیت برای من بسیار خوب کار کرد، زیرا او این ویژگیهایی را که ما در تری دوست داریم با این ویژگیهای پیر کافین به عنوان یک فیلمساز ترکیب میکند. بنابراین، او پر از شگفتی است، اما این نگرش اوست که من غیرقابل مقاومت مییابم.
Minions & Monsters در تاریخ ۱ ژوئیه (۱۰ تیر) در سینماها و IMAX اکران میشود.