تقریباً هیچ مجموعه تلویزیونی وجود ندارد که به نوعی تحت تأثیر جیمز باروز فقید و بزرگ قرار نگرفته باشد. این هنرمند برجسته متأسفانه در سن ۸۵ سالگی درگذشت، اما پس از یک دوره حرفه‌ای پربار، راه موفقیت مجموعه‌های بی‌شماری را هموار کرد: از «تاکسی» (Taxi) گرفته تا «چیرز» (Cheers) و «فرزیر» (Frasier) و «دوستان» (Friends) و «ویل و گریس» (Will & Grace) و فراتر از آن. اما هیچ کتابی درباره کمک‌های باروز به این رسانه، بدون اشاره به کار او بر روی یکی از بزرگ‌ترین مجموعه‌های تاریخ کامل نخواهد بود. «تئوری بیگ بنگ» (The Big Bang Theory) شاید به‌عنوان یک کمدی موقعیت معمولی به نظر نرسد که ردپای این کارگردان روی آن باشد، اما تنها اعتبار او در این سریال به مهم‌ترین قسمت آن، یعنی قسمت آزمایشی (پایلوت) برمی‌گردد.

اگر کسی تصور کند که میراث «تئوری بیگ بنگ» به دلیل فیلمبرداری مجدد قسمت آزمایشی معروفش با مانعی روبرو شد، جای تعجب نیست. اما باروز کسی بود که این سریال شبکه CBS را در مسیر موفقیت قرار داد. در اینترنت مطالب زیادی درباره تغییرات اعمال شده از قسمت آزمایشی اصلی به قسمتی که در نهایت قالب موفقیت‌آفرین چاک لوری را شکل داد، نوشته شده است. باروز به‌عنوان کارگردان هر دو نسخه در موقعیت منحصربه‌فردی قرار داشت و در طول سال‌ها از صحبت درباره آن ابایی نداشت.

باروز در یک مرور حرفه‌ای با هالیوود ریپورتر (The Hollywood Reporter) به گذشته‌نگری در کار خود روی هر دو نسخه از قسمت آزمایشی پرداخت و گفت: «ایده اولیه این بود که پسرها در خیابان راه می‌روند و با یک روسپی فقیر و گریان روبرو می‌شوند. آنها او را به خانه می‌آورند و قرار می‌شود با آنها زندگی کند. اما این ایده جواب نداد. بنابراین دوباره آن را با جانی گالکی (Johnny Galecki) و جیمی پارسونز (Jim Parsons) اجرا کردند و دو شخصیت نرد دیگر و یک دختر شیرین همسایه بغلی اضافه کردند و بقیه‌اش تاریخ است.»

دیدگاه فروتنانه جیمز باروز نسبت به موفقیت تئوری بیگ بنگ

البته خود جیمز باروز هرگز چنین افتخاری را برای «تئوری بیگ بنگ» ادعا نکرد. این کارگردان فقید پس از کار بر روی قسمت آزمایشی از این سریال CBS فاصله گرفت و هرگز قسمت دیگری را در طول ۱۲ فصل پخش آن کارگردانی نکرد (اگرچه در چندین تولید دیگر چاک لوری مانند «دو مرد و نصفی» (Two and a Half Men) و «مایک و مالی» (Mike and Molly) به فعالیت خود ادامه داد). اما وقتی هالیوود ریپورتر از او درباره تجربه‌اش پرسید، باروز با فروتنی از پاسخ دادن طفره رفت و از نویسندگان و بازیگران اصلی سریال تجلیل کرد: «ای کاش می‌توانستم اعتبار بیشتری برای آن سریال قائل شوم. نوشته‌ها فوق‌العاده است، اما این همچنین ادای احترامی به آن بازیگران است، به جانی و جیمی، که این رابطه سم و دایان را خلق می‌کنند. آنها چسبی هستند که آن سریال را به پیش می‌برند.»

البته علاوه بر جانی گالکی و جیم پارسونز، «تئوری بیگ بنگ» بدون کالی کوئو (Kaley Cuoco) در نقش پنی، سایمون هلبرگ (Simon Helberg) در نقش هاوارد و کونال نایر (Kunal Nayyar) در نقش راج همان نبود. این گروه با هم به محور یکی از موفق‌ترین و پربیننده‌ترین سریال‌های تاریخ تلویزیون تبدیل شدند، اما شکی نیست که همه چیز با یک اعتبار کارگردانی از جیمز باروز شروع شد، آن هم دو بار، که پایه و اساس چیزی خاص را بنا نهاد. ممکن است یکی از غول‌های صنعت دیگر در میان ما نباشد، اما کار او برای سال‌های آینده ادامه خواهد داشت.