اخیراً سریال‌های تلویزیونی فوق‌العاده‌ای از دل فیلم‌های ابرقهرمانی موفق بیرون آمده‌اند. The Suicide Squad (جوخه انتحار) – نسخه‌ی خوبش – باعث تولد سریال تحسین‌شده‌ی Peacemaker (پیس‌میکر) شد (البته نسخه‌ی بدش هم انیمیشن محبوب Harley Quinn (هارلی کوئین) را به همراه داشت). The Batman (بتمن) به The Penguin (پنگوئن) انجامید، Thor (ثور) Loki (لوکی) را خلق کرد و از این دست. جدیدترین عضوی که به این باشگاه می‌پیوندد، به دنبال Spider-Man: Into the Spider-Verse (مرد عنکبوتی: به درون دنیای عنکبوتی) ساخته شده، هرچند رسماً دنباله‌ی آن فیلم نیست. این سریال آنقدر خوب هست که باید ساخته می‌شد، و حتی دو بار هم باید دیده شود: یک بار رنگی، و بار دیگر سیاه و سفید.

Spider-Noir (اسپایدر-نوآر) رنگی، یک «کارآگاهی» جذاب

چرا دو نسخه از Spider-Noir (اسپایدر-نوآر)؟ از Nicolas Cage (نیکلاس کیج) بپرسید که خودش پیشنهاد داد سریال را رنگی تولید کنند تا برای مخاطب نوجوان جذاب‌تر باشد، با این امید که آن‌ها را ترغیب کند نسخه‌ی سیاه و سفید را هم ببینند و «گنجینه‌ای از سینمای بزرگ آمریکا را کشف کنند.» نکته‌ی جذاب اینجاست که با وجود یکسان بودن سایر چیزها، هر نسخه حس متفاوتی دارد، با نقاط قوت متمایز و مکملی که تجربه‌ی تماشا را منحصربه‌فرد می‌کند.

نسخه‌ی رنگی «True Hue» احتمالاً از نظر بصری کمی داستان را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد و شاید در مقایسه کمی ضعیف‌تر باشد. با این حال، کیج درست می‌گفت. برای آن‌هایی که (هنوز) از سیاه و سفید خوششان نمی‌آید، رنگ‌های زنده و غنی این نسخه به‌طرز خیره‌کننده‌ای زیباست. مثل Dick Tracy (دیک تریسی)، پالت رنگی فوق‌العاده روشن و شبه‌کارتونی Spider-Noir (اسپایدر-نوآر) این حس را القا می‌کند که درون یک کتاب کمیک هستید. تصاویر از صفحه بیرون می‌زنند و چشم را از همان ابتدا درگیر می‌کنند؛ یک ضرورت مطلق در دنیایی که تصویر حرف اول را می‌زند.

چیزی که نسخه‌ی رنگی امکانش را فراهم می‌کند و نسخه‌ی سیاه و سفید نه، درک عمیق‌تر از کار عاشقانه‌ای است که روی بخش بصری انجام شده. جزئیات لباس‌ها به چشم می‌آید. طرح‌های پیچیده‌ی صحنه‌ها در طیف خاکستری گم نمی‌شوند. نورهای نئونی روشن و جلوه‌های ویژه، به‌ویژه قدرت‌های الکتریکی Megawatt (مگاوات) با بازی اندرو لوئیس کالدول، به‌اصطلاح خیلی «شارژ» و چشمگیرتر هستند (بدون قصد شوخی، اما خب، واقعاً جالب است).

Spider-Noir (اسپایدر-نوآر) سیاه و سفید، ادای دینی به نوآر دهه ۱۹۳۰

اما Spider-Noir (اسپایدر-نوآر) برای دیده شدن به صورت سیاه و سفید ساخته شده، یک ادای دین عاشقانه به نوآر دهه ۱۹۳۰. بدون رنگ، زیبایی‌شناسی بصری کلاسیک ژانر نوآر (سایه‌های عمیق، تضادهای شدید، نورپردازی دراماتیک) درست به همان اندازه‌ی نسخه‌ی چشمگیر رنگی زنده و پررنگ است. همه چیز، از گویش گرفته تا حرکات، بازگشتی به همان سبک است و کیج به ورایتی گفته که عملکرد خود را طوری طراحی کرده که در قاب سیاه و سفید جا بیفتد، به سبک بزرگان این ژانر (با اشاره به Humphrey Bogart (هامفری بوگارت)، James Cagney (جیمز کگنی)، و Edward G. Robinson (ادوارد جی. رابینسون)). این موضوع در کنار فیلمبرداری و طراحی لباس، حسی ایجاد می‌کند که انگار «به زمان دیگری منتقل شده‌اید.»

پوستر Spider-Noir

علاوه بر این، فقدان رنگ اجازه می‌دهد تمرکز عمیق‌تری روی خود داستان صورت بگیرد. این موضوع باز هم ثابت می‌کند حق با کیج است و نوجوانانی که با تیک‌تاک بزرگ شده‌اند، احتمالاً کمتر از همان ابتدا جذب می‌شوند. یک فیلم سیاه و سفید به طور کلی به سطحی از دقت به آنچه گفته و انجام می‌شود نیاز دارد، حداقل هم‌سنگ عناصر بصری‌اش، و در نوآر، این دقت بسیار ضروری‌تر است. داستان Spider-Noir (اسپایدر-نوآر) درباره‌ی فساد، فقدان و رستگاری است، و در حالی که صحنه‌های اکشن در هر دو نسخه استثنائی هستند، نسخه‌ی سیاه و سفید به آن‌ها عمقی فراتر از تماشای صرف می‌بخشد. از قضا، این کاملاً با کمیک‌های اصلی Spider-Man Noir همخوانی دارد.

صرف نظر از اینکه کدام نسخه را تماشا کنید، Spider-Noir (اسپایدر-نوآر) همچنان اثری استثنائی در ژانر ابرقهرمانی تلویزیونی است. این سریال بستر مناسبی برای کیج است، با فرصت‌هایی برای رویکرد پرانرژی و منحصربه‌فردش، در کنار جذابیت گسترده‌تر ناشی از تماشای تسلط او بر بازیگری در بوم‌نگاری کوچک‌تر و ظریف‌تر. بازیگران مکمل، به‌ویژه Lamorne Morris (لامورن موریس)، Li Jun Li (لی جون لی)، و Karen Rodriguez (کارن رودریگز)، عالی هستند. و Brendan Gleeson (برندان گلیسون) در نقش Silvermane (سیلورمین)، رئیس تبهکاران، فوق‌العاده است و هاله‌ای از ابهت به او می‌بخشد که احترام می‌طلبد و در صورت مخالفت، عواقب ناخوشایندی را تضمین می‌کند، به سبک ریکو با بازی رابینسون در Little Caesar (سزار کوچک). اما با تماشای هر دو نسخه‌ی رنگی و سیاه و سفید، می‌توانید از تمام آنچه که Spider-Noir (اسپایدر-نوآر) را به یک کلاسیک مدرن با زیبایی‌شناسی دهه ۱۹۳۰ تبدیل کرده، کاملاً قدردانی کنید.

شما طرفدار کدام نسخه هستید، رنگی پر زرق و برق یا سیاه و سفید نوستالژیک؟ چرا؟