سفر در زمان همواره علاقهمندان سینما را مجذوب خود کرده و با داستانهای هیجانانگیز علمی-تخیلی، ذهن و قلب ما را تسخیر کرده است، اما همه آنها نتوانستهاند برای مدت طولانی توجه ما را حفظ کنند. از اواسط قرن بیستم که این زیرژانر پدید آمد، سفر در زمان به شکلی باورنکردنی از داستانسرایی تبدیل شده و امروزه برخی از محبوبترین آثار کلاسیک سینما مانند نابودگر (The Terminator)، بازگشت به آینده (Back to the Future) و اخیراً نیروانا بند شو مووی (Nirvana the Band the Show the Movie) را به ارمغان آورده است. با این حال، مانند بسیاری از ژانرهای دیگر، این زیرژانر نیز خالی از گوهرهای فراموششده نیست.
فیلمهای سفر در زمان قابل توجه زیادی وجود دارند که دههها را پشت سر گذاشته و به برخی از محترمترین آثار تاریخ سینما تبدیل شدهاند، و سپس فیلمهایی هستند که زمان تا حدودی آنها را فراموش کرده است. امروز، بیایید نگاهی به آن فیلمهای سفر در زمان فراموششده و دستکمگرفتهشدهای بیندازیم که دوستداران سینما باید حتما ببینند. این فیلمها لزوماً نمادین یا پیشگام نیستند و برخی از آنها کار زیادی برای پیشبرد این زیرژانر انجام نمیدهند، اما با این حال بینقص هستند و به خوبی میتوانند از ابتدا تا انتها توجه شما را حفظ کنند.
The Time Machine (ماشین زمان) (۲۰۰۲)

رمان کوتاه علمی-تخیلی برجستهی اچ. جی. ولز در سال ۱۸۹۵ با نام ماشین زمان، پایههای آنچه را که این زیرژانر میتواند در سینما به دست آورد، بنا نهاد. داستانی که واقعاً این ایده نمادین را در وهله اول محبوب کرد، برای دههها الهامبخش بسیاری از فیلمهای سفر در زمان بوده و حتی چندین بار نیز به فیلم تبدیل شده است، که از همه قابل توجهتر، نسخه کلاسیک سال ۱۹۶۰ با بازی راد تیلور است. اما برای اولین ورودی این لیست، بازگویی پرفروش هالیوودی سال ۲۰۰۲ را داریم که گای پیرس، نامزد اسکار، در آن بازی کرده است.
این اقتباس پرزرق و برق و پرستاره از اثر ولز، به هر نحوی سعی کرد از نسخه کلاسیک دهه ۶۰ پیشی بگیرد و با جلوههای ویژه بزرگتر و نمایشهای مدرن، این رمان کوتاه را بیشتر در کانون توجه قرار دهد، اما نتوانست آنچه را که داستان را تا این حد منحصربهفرد و الهامبخش کرده بود، به تصویر بکشد و در نهایت به پاورقی در فهرست بلند بازسازیهای فراموششده اوایل دهه ۲۰۰۰ تبدیل شد. اما در جایی که بسیاری از آن تلاشهای ضعیف حتی امروز هم نامی از آنها برده نمیشود، ماشین زمان ۲۰۰۲ در واقع چیزهای بیشتری برای ارائه دارد تا صرفاً بازآفرینی ایدهها. جلوههای ویژه، اگرچه چیز خاصی نیستند، اما همچنان به خوبی جواب میدهند و گریم نیز چشمگیر بود و تنها نامزدی اسکار این فیلم را به ارمغان آورد. سرعت داستان به طرز شگفتانگیزی خوب و دنبال کردن آن آسانتر است، و نمیتوان این حقیقت را نادیده گرفت که اکشن فیلم همچنان سعی در جلب توجه شما دارد. این فیلم ایراداتی دارد و به شدت تحت الشعاع نسخه قبلی خود در سال ۱۹۶۰ قرار دارد، اما با این حال ارزش وقت گذاشتن را دارد.
Project Almanac (پروژه آلماناک) (۲۰۱۵)

یکی از به طرز غمانگیزی نادیده گرفتهشدهترین فیلمهای سبک فیلم پیدا شده (found footage) دهه ۲۰۱۰، پروژه آلماناک محصول ۲۰۱۵، لذتی منحصربهفرد است که هیجانات سفر در زمان را با سبک فیلمبرداری دستی ترکیب میکند تا بینندگان خود را بخشی از داستان احساس کنند. در مرکز این فیلم، یک درام شخصیتی جذاب از نوجوانانی قرار دارد که پس از پیدا کردن یک دستگاه مرموز در زیرزمین خانه دوستشان، با سفر در زمان ور میروند. این داستان زمانی عمیقتر و پیچیدهتر میشود که نوجوانان به آرامی متوجه میشوند نقاطی در گذشته وجود دارند که هرگز قرار نبوده آنها را تغییر دهند.
اگرچه نقدهای ضد و نقیضی دریافت کرد، پروژه آلماناک در اوایل ژانویه فروش خوبی در گیشه داشت، اما متأسفانه با گذشت ماهها و سالها به دست فراموشی سپرده شد. واقعاً حیف است، زیرا این فیلم برخلاف بسیاری از شکستهای دیگر این زیرژانر در آن زمان، به طور موثری از پس زمینه داستانی فیلم پیدا شده برمیآید و مضامین قابل توجهی را ارائه میدهد که به مسائل و دوراهیهای اخلاقی ناشی از دستکاری خطوط زمانی میپردازد. پروژه آلماناک یک گوهر پنهان است که میتواند هر علاقهمند به فیلمهای پیدا شده را شگفتزده کند و شایسته ذکر است.
Primer (پرایمر) (۲۰۰۴)

در این فیلم مستقل علمی-تخیلی و ترسناک خلاقانه محصول سال ۲۰۰۴، پرایمر بینندگان را به چالش میکشد تا جنبه تاریک استفاده از سفر در زمان و تمام پیامدهای ناخوشایند آن را تجربه کنند. این فیلمی است که در سالهای اخیر و پس از آنکه در ابتدا نتوانست تأثیرگذار باشد، سروصدای بسیار بیشتری به پا کرده و به مخاطبان جدید این فرصت را میدهد تا از نبوغ آن و اینکه چگونه دیدگاهی متفاوت از سفر در زمان ارائه میدهد که به اندازه سایر فیلمها سرگرمکننده و ماجراجویانه نیست، قدردانی کنند.
پرایمر شاید یک موفقیت مالی نبود، اما در جشنواره فیلم ساندنس ۲۰۰۴ با استقبال خوبی مواجه شد و در طول سالها، به آرامی به عنوان یک کالت کلاسیک مستقل تحسین بسیاری را برانگیخت. این فیلم تلخ، تاریک، بسیار تفکربرانگیز است و حس حیرت را برمیانگیزد و بیننده را وادار میکند تا منطق اخلاقی استفاده از سفر در زمان و قدرتی که در اختیار دارد را زیر سوال ببرد. این اصلاً یک فیلم سفر در زمان معمولی نیست و شما را به کاوش در یک درام روانشناختی شخصیتمحور درباره پیامدهای ویرانگر آن دعوت میکند. اگرچه به آن اندازه شناختهشده نیست، پرایمر قطعاً یک فیلم پیچیده و ذهنخمکن است که هیچکس نباید فراموشش کند.
Triangle (مثلث) (۲۰۰۹)

اگرچه از نظر فنی یک فیلم کامل سفر در زمان نیست، مثلث محصول ۲۰۰۹ به خاطر نحوه استفاده خلاقانه و ترسناکش از این تکنیک داستانسرایی، شایسته ذکر است. این فیلم ترسناک روانشناختی به کارگردانی کریستوفر اسمیت، برخلاف هر فیلم دیگری در این لیست یا تاریخچه این زیرژانر است. این فیلم به طرز وحشتناکی عمیق و پیچیده است و از دستکاری زمان و به طور خاصتر، سناریوی حلقه زمانی برای ارائه ترس شدید و فراموشنشدنی استفاده میکند.
در مرکز داستان، فرضیه جالبی وجود دارد: گروهی از دوستان قایقران با ترسی شگفتانگیز روبرو میشوند که در یک چرخه بیپایان از خشونت پیچیده گرفتار شدهاند. این فیلم پر از پیچشهای تکاندهنده و افشاگریهای غیرمنتظره است که ذهن را آزار میدهد و شما را پر از ترسی میکند که هیچکس نمیتواند پیشبینی کند. مثلث با وجود موفقیت در نقد، در گیشه شکست خورد و در نهایت برای سالها کنار گذاشته شد تا اینکه در سالهای اخیر توجه بیشتری را به خود جلب کرد. این فیلم تیز، هوشمندانه، شدید و به طرز خوشایندی غافلگیرکننده است. بدون شک، این یک فیلم سفر در زمان است که همه باید ببینند.
The Butterfly Effect (اثر پروانهای) (۲۰۰۴)

چه میشود اگر میتوانستید همه چیز را در گذشته خود تغییر دهید، اما مجبور باشید با هر پیامد ناخواسته وحشتناکی که به همراه دارد روبرو شوید؟ این همان چیزی است که شخصیت اصلی در فیلم هیجانانگیز علمی-تخیلی بسیار دستکمگرفتهشده اریک برس و جی. مکی گروبر در سال ۲۰۰۴، یعنی اثر پروانهای، با آن مواجه است. این فیلم خطرات سفر در زمان را به تفصیل بررسی میکند و داستان مردی با بازی اشتون کوچر را دنبال میکند که توانایی سفر در زمان را برای اصلاح اشتباهات گذشته خود در کودکی دارد، اما هر تغییری که برای بهبود زندگی خود ایجاد میکند، تنها به نتایج فاجعهباری در زمان حال منجر میشود.
این فیلم به هیچ وجه یک کاوش معمولی احساسخوب و هیجانانگیز در سفر در زمان نیست. اثر پروانهای هرگونه تجلیل را از حقایق سخت و پرسشهای اخلاقی میزداید و شما را به این فکر وا میدارد که نگاه به گذشته برای اصلاح زمان حال چه فایدهای دارد. تصاویر آن جسورانه و تکاندهنده میشود، با اجرای دراماتیک محکمی از اشتون کوچر، که در آن زمان یک هنرپیشه کمدی محبوب بود، و با موضوعات سنگینی سر و کار دارد که حتی ذکر آنها در این لیست بسیار پرتنش است. در مجموع، این یک داستان شگفتآور تفکربرانگیز و پیچیده است که متأسفانه در ابتدا با استقبال خوبی مواجه نشد، اما با گذشت زمان به آرامی توجهات را به خود جلب میکند و ارزش وقت گذاشتن را دارد.
Timecrimes (جنایتهای زمانی) (۲۰۰۷)
واقعاً، دیگر هرگز چیزی شبیه به جنایتهای زمانی محصول ۲۰۰۷ را در سینما تجربه نخواهید کرد. این فیلم هیجانانگیز علمی-تخیلی اسپانیایی منحصربهفرد، ترکیبی قدرتمند از وحشت اسلشر و معمای سفر در زمان است که همه در یک داستان گیجکننده و جذاب پیچیده شدهاند. این داستان قتلهای عجیب و قاتلان مرموز است که حول محور یک زوج تعطیلاتی میچرخد که با روبرو شدن با یک مهاجم بانداژپیچ، درگیر مجموعهای از رویدادها و ماجراهای عجیب میشوند.
این شیوه ترسناک ساختن سفر در زمان است، چرا که داستانسرایی غیرعادی و گیجکنندهای را به مخاطبان ارائه میدهد تا عمیقاً آنها را ناآرام کند و از سفر در زمان به عنوان راهی برای گیج کردن بیشتر آنها استفاده میکند تا هرگز نتوانند کاملاً داستان را درک کنند. مانند بسیاری از فیلمهای ترسناک بینالمللی، جنایتهای زمانی در آن زمان سروصدای زیادی در میان مخاطبان انگلیسیزبان به پا نکرد، اما زمان، این فیلم را به یک شاهکار بازنگریشده تبدیل کرده است.
Source Code (کد منبع) (۲۰۱۱)

هیجانات سبک هیچکاکی با اکشن سفر در زمان در این فیلم اکشن مهیج و کالت محبوب، یعنی کد منبع محصول ۲۰۱۱، ترکیب میشود. داستان، جیک جیلنهال را به عنوان کاپیتان ارتش آمریکا دنبال میکند که مجبور میشود در یک عملیات نظامی مخفیانه، همان هشت دقیقه را در قطاری که بمبگذاری شده تکرار کند تا اقدام تروریستی یک بمبگذار را پیش از وقوع خنثی کند.
فیلمی با فرضیه جذاب مانند این، همراه با بازیگران عالی، سرعت بینظیر و تعلیق نفسگیر، فیلمی را میسازد که مقدر است یکی از بزرگان باشد، اما امروزه به اندازهای که باید از آن یاد نمیشود و در عوض تقریباً فراموششده یا دستکمگرفتهشده تلقی میشود، عمدتاً به این دلیل که تأثیر ماندگاری بر مخاطبان نداشته است. با وجود اینکه در ذهن اکثر بینندگان باقی نمانده، کد منبع همچنان یک ورودی قابل توجه در زیرژانر سفر در زمان است که هیجان و خلاقیت بیوقفهای را برای ما به ارمغان میآورد و سرگرمیای خلق میکند که باید بیشتر به خاطر سپرده شود.
Frequency (فرکانس) (۲۰۰۰)

در نهایت، به ندرت فیلم سفر در زمانی به اندازه فرکانس محصول ۲۰۰۰ موضوع بحث بوده است. این فیلم مفهوم سفر در زمان را با روشی متفاوت پیش میبرد، نه با سفر فیزیکی شخصیتها در زمان با دستگاهها یا وسایل دیگر، بلکه از طریق ارتباط. دنیس کواید و جیم کاویزل در این داستان گاه تکاندهنده از پیوند پدر/پسری که دههها را در بر میگیرد، بازی میکنند، جایی که یک کارآگاه پلیس شبی با رادیوی قدیمی خود در طول یک توفان خورشیدی کشف میکند که میتواند با پدر آتشنشان فقید خود در گذشته ارتباط برقرار کند و به او در مورد مرگ قریبالوقوع و سایر تراژدیها هشدار دهد.
این فیلم معما، علمی-تخیلی، هیجانانگیز و درام خانوادگی دلگرمکننده را در یک داستان جذاب و بینظیر ترکیب میکند. فرکانس در روایت یک ماجراجویی سفر در زمان، خارج از چارچوب فکر میکند و میتواند هر کسی را با تازگی و متفاوت بودنش شگفتزده کند. شاید در ابتدا بیش از حد متفاوت به نظر میرسید، زیرا فیلم با استقبال خوبی مواجه شد و عملکرد خوبی در گیشه داشت، اما تحت الشعاع فیلمهای هیجانانگیز دیگری که این مفهوم را تعریف کردند، قرار گرفت. در مجموع، فرکانس کاملاً بینقص است و سزاوار توجه است، حتی اگر به نظر نرسد افراد زیادی آن را به خاطر داشته باشند.
شما کدام یک از این فیلمها را تماشا کردهاید؟ آیا فیلم سفر در زمان فراموششده دیگری را میشناسید که نظرتان را جلب کرده باشد؟ نظرات و پیشنهادات خود را با ما در میان بگذارید.
منبع: Collider