بالاخره فصل سوم مورد انتظار House of the Dragon (خاندان اژدها) از راه رسید و با یک انفجار شروع شد، یا در این مورد، با یک برخورد موج. این مجموعه به جنگ داخلی بزرگ وستروس به نام رقص اژدهایان می‌پردازد که بین شاهزاده رینیرا تارگرین (اما دارسی) و برادران و خواهران غاصبش، و همچنین دوست سابقش و مادر ملکه کنونی، آلیسنت هایتاور (اولیویا کوک) روی داد. پس از یک فصل دوم نسبتاً کوتاه و ضدِکلیماکس، فصل سوم با یک قسمت محکم مستقیماً وارد موضوع اصلی شد که یکی از پیچیده‌ترین صحنه‌های مجموعه تا به امروز را داشت.

این قسمت با عنوان “Salt and Sea, Fire and Blood” (نمک و دریا، آتش و خون)، شاهد نبرد خونین گالت بود که در آن شاهزاده جیسریس ولاریون (هری کولت) شجاع اما گمراه جان خود را از دست داد، که دومین فرزند رینیرا است که در جنگ می‌میرد. مرگ او فقط آخرین مورد در یک رشته طولانی از تلفات تارگرینی است که تاکنون دیده‌ایم، رشته‌ای که با پیشرفت رقص و رسیدن جنگ به سطوح خونین و ویرانگر، همچنان رو به رشد خواهد بود. اما کدام یک از این مرگ‌های تارگرین تأثیرگذارترین و خوب اجرا شده‌ترین بوده است؟ پاسخ به این اندازه که به نظر می‌رسد سرراست نیست، به خصوص به این دلیل که با برخی شخصیت‌ها زمان بیشتری نسبت به دیگران سپری کرده‌ایم. با این حال، برخی از صحنه‌های مرگ واقعی بسیار قدرتمندتر هستند، شاید به این دلیل که تراژیک‌تر یا اپرایی‌تر هستند. در نهایت، باید قضاوت کنیم که این مرگ‌ها چقدر برای داستان معنی‌دار بودند.

۷. ملکه آما آرین (سیان بروک)

Aemma sitting in a chair and looking ahead in House of the Dragon.

ملکه آما (سیان بروک) همسر ویسریس (پدی کانسیداین) و مادر رینیرای جوان (میلی آلکاک) است. او زنی مهربان است که شوهر و دخترش را عمیقاً دوست دارد و مصمم است پسری به دنیا بیاورد تا ویسریس سرانجام وارثی مذکر داشته باشد. با این حال، تلاش‌های او منجر به دو نوزاد مرده و دو سقط جنین شد. در قسمت اول سریال، او در نهایت پسری به دنیا می‌آورد، اما در این فرآیند جان خود را از دست می‌دهد.

مرگ آما به عنوان کاتالیزور داستان عمل می‌کند، زیرا ویسریس را بیوه می‌کند و راه را برای ازدواج نهایی او با آلیسنت باز می‌کند. از آنجایی که زمان بسیار کمی را با او می‌گذرانیم، آن‌قدر که می‌توانست تأثیرگذار نیست، اما یک رویداد معنی‌دار برای طرح کلی داستان است. همچنین تراژیک است، زیرا پسرش مدت کوتاهی پس از او می‌میرد و به مالیخولیای مادام‌العمر ویسریس کمک می‌کند.

۶. لینا ولاریون (نانا بلوندل)

Nanna Blondell as Laena Velaryon in House of the Dragon

لینا ولاریون (نانا بلوندل) دختر بزرگ کورلیس ولاریون (استیو توسان) و رینیس تارگرین (ایو بست) است. او همسر دوم دیمون تارگرین (مت اسمیت) است و از او صاحب دوقلوهای رینا (فوبی کمبل) و بیلا تارگرین (بثانی آنتونیا) می‌شود. لینا همچنین سوار بزرگ‌ترین اژدهای وستروس، واگار قدرتمند است.

مرگ لینا در قسمت ۶ از فصل اول سریال رخ می‌دهد. پس از یک زایمان طاقت‌فرسا، لینا متوجه می‌شود که نمی‌تواند زایمان کند و به واگار دستور می‌دهد که او را زنده زنده بسوزاند، طبق رسوم والریایی. مرگ لینا یک صحنه عالی است که با بازیگری واقعاً باورنکردنی از نانا بلوندل تقویت شده است. التماس‌های ناامیدانه و غرغرووار او به واگار به همان اندازه که قدرتمند است، haunting است و یک خداحافظی شایسته برای یک زن والریایی مغرور است. حیف که نتوانستیم زمان بیشتری با او بگذرانیم، اما زندگی در وستروس این‌طور است.

۵. جیهریس تارگرین (جود راک)

Jaehaerys Targaryen standing in the the small council room in House of the Dragon

شاهزاده کوچک جیهریس (جود راک) بزرگ‌ترین پسر و وارث اگون دوم تارگرین (تام گلین-کارنی) و خواهر-همسرش، هلینا (فیا سابان) است. او یک خواهر کوچکتر دارد و عمدتاً کودکی آرام و مهربان است که از وضعیت خطرناکی که در آن به دنیا آمده است ناآگاهانه زندگی می‌کند. متأسفانه، او به دستان دو قاتل بدنام به نام بلاد (سام سی. ویلسون) و چیز (مارک استوبارت) که توسط دیمون برای انتقام از یک مرگ بزرگ دیگر (بعداً در این مورد بیشتر توضیح می‌دهیم) فرستاده شده‌اند، جان خود را از دست می‌دهد.

در کتاب “Fire and Blood” (آتش و خون)، رویداد بلاد و چیز واقعاً هولناک است، قطعاً یکی از بی‌رحم‌ترین و خشونت‌آمیزترین رویدادها در تمام A Song of Ice and Fire (ترانه یخ و آتش) (که حرف زیادی می‌زند). سریال نمایشی ظریف‌تر را انتخاب می‌کند، که احتمالاً برای بهترین بود، زیرا مرگ کودکان برای بسیاری ممنوع است. بنابراین، صحنه بسیار گیج‌کننده‌تر است؛ چیزها به جای نشان داده شدن، تلویحاً بیان می‌شوند. مرگ جیهریس باعث خشم اگون می‌شود و او را از وارث محروم می‌کند. همچنین در جلب همدردی عمومی برای سبزها بسیار مؤثر است، حداقل تا زمانی که اگون به تلافی تمام موش‌گیران را در پادشاه‌نشین می‌کشد، که منطقاً با مردم عادی خوب جور در نمی‌آید.

۴. جیسریس ولاریون (هری کولت)

Harry Collett standing at the Painted Table in Dragonstone in House of the Dragon Season 2 Episode 2

قسمت اول فصل سوم House of the Dragon (خاندان اژدها) شاهد مرگ بزرگ‌ترین پسر رینیرا، جیسریس، و اژدهای او، ورمکس است. جیس بیشتر فصل دوم را صرف تلاش برای نصیحت مادرش در مورد چگونگی جنگیدن می‌کند. مواضع او معمولاً با هدف مهار غرایز آتشین رینیرا است، به ویژه زمانی که او می‌خواست خود را در میدان نبرد در معرض دید قرار دهد. او همچنین مشتاق است به روشی معنی‌دار مشارکت کند و معتقد است که آماده است تا واقعاً به دل نبرد برود و یک پیروزی بزرگ برای سیاهان به دست آورد. کافی است بگوییم که نبود.

جیس در طول نبرد گالت می‌میرد، یک رویارویی دریایی مرگبار بین ناوگان کورلیس ولاریون و تریارکی، که ظاهراً با سبزها می‌جنگند اما در واقع فقط برای کشتن مار دریایی آنجا هستند. جیس در بیشتر نبرد تحسین‌برانگیز عمل می‌کند، اما ورمکس دو بار مورد اصابت قرار می‌گیرد. وقتی رینا با اژدهای تازه ادعا شده خود به نام شیپ‌استیلر می‌رسد، اوضاع حتی پیچیده‌تر می‌شود، که غرایز وحشی‌اش باعث می‌شود از دستورات او سرپیچی کرده و فعالانه به ورمکس حمله کند. سرانجام، ورمکس به اعماق فرو می‌رود و جیس در آب‌های آزاد بی‌دفاع می‌ماند، جایی که هدفی آسان برای تیرهای دشمن می‌شود. نبرد گالت قطعاً یک سکانس نمایشی است و مرگ جیس تراژیک است. ما هنوز باید ببینیم که این اتفاق چقدر بر رینیرا تأثیر خواهد گذاشت، بنابراین فعلاً بگذارید در وسط رتبه‌بندی بگذاریمش.

۳. ویسریس اول تارگرین (پدی کانسیداین)

پدی کانسیداین یک اجرای برجسته و شایسته امی را به عنوان پادشاه محکوم ویسریس اول تارگرین در فصل اول House of the Dragon (خاندان اژدها) ارائه داد. با توجه به اینکه او واقعاً هیچ خویی برای نشستن بر تخت آهنین نداشت، ویسریس کار بسیار خوبی در حفظ صلح در قلمرو انجام داد، عمدتاً به لطف دست‌های بسیار توانای پادشاه. با این حال، اشتباه مهم او عدم شناسایی زهری بود که به معنای واقعی کلمه از درون خانواده‌اش در حال جوشیدن بود، که در نهایت به سقوط نهایی خاندان اژدها منجر می‌شد.

ویسریس پس از یک بیماری طولانی که او را تغییر شکل داده و نسبتاً ناتوان کرده بود، درگذشت. او در بستر خود، همراه با همسرش، آلیسنت هایتاور، می‌میرد که کلمات آخر او را به عنوان درخواستی برای تاج‌گذاری اگون به عنوان پادشاه به جای رینیرا تفسیر می‌کند. کانسیداین آخرین روزهای ویسریس را که در قسمت “The Lord of the Tides” (ارباب جزر و مد) به تصویر کشیده شده است، فوق‌العاده بازی می‌کند و مرگ او مطمئناً تأثیرگذار و در عین حال به طرز عجیبی آرامش‌بخش است. این به طور غیررسمی رقص اژدهایان را آغاز می‌کند، اما دقیقاً جرقه جنگ را نمی‌زند؛ این اتفاق پس از یک مرگ دیگر، یکی بسیار تکان‌دهنده‌تر، رخ می‌دهد.

۲. رینیس تارگرین (ایو بست)

Eve Best as Rhaenys riding her dragon in House of the Dragon Season 2 Episode 4

رینیس تارگرین دختر عموی ویسریس و کسی است که ادعای قوی‌تری برای تخت آهنین دارد، زیرا دختر واقعی شاهزاده دراگون‌استون است. افسوس که او به نفع ویسریس نادیده گرفته شد و بدین ترتیب به ملکه‌ای که هرگز نبود معروف شد. در طول رقص اژدهایان، رینیس در شورای سیاه رینیرا می‌نشیند و در میان سرسخت‌ترین و متعادل‌ترین حامیان اوست. او در طول نبرد در روک‌رست، پس از جنگیدن با هر دو اگون و ایموند تارگرین (ایوان میچل) و شکست موفق اولی، می‌میرد.

مرگ رینیس احتمالاً نمادین‌ترین لحظه در House of the Dragon (خاندان اژدها) تا به امروز است. وحشت محض چیزی مانند عروسی سرخ را نداشت، اما تماشای زنی این‌قدر وفادار و شجاع که به دست یک ترسو و برادر فریبکار و دسیسه‌گرش می‌میرد، دلخراش بود. بست نیز در این صحنه بسیار عالی است، ارتباط رینیس با اژدهای محبوبش، ملیس، ملکه سرخ را به تصویر می‌کشد و تسلیم شدن در برابر قطعیت مرگش را مجسم می‌کند. صحنه کاملاً به صحنه‌آرایی شده، هیجان‌انگیز و در نهایت تراژیک است. با این حال، در وسعت کلی مسائل، مرگ رینیس تأثیر عمیقی بر جنگ نداشت، فراتر از محروم کردن رینیرا از تنها متحدی که به نظر می‌رسید برای ادعای او ارزش قائل است.

۱. لوسریس ولاریون (الیوت گریهالت)

Lucerys Velaryon entering a throne room in House of the Dragon

از نظر مرگ‌های مهم در سریال، هیچ‌کدام تاکنون به پای لوسریس ولاریون نرسیده است. کوچک‌ترین فرزند رینیرا در پایان فصل اول اکنون نمادین به دست ایموند در طی یک سکانس درگذشت که واقعاً به نظر می‌رسید مستقیماً از یک فیلم ترسناک بیرون آمده است. گریهالت کار فوق‌العاده‌ای در به تصویر کشیدن ناامیدی، ترس و شوک نهایی لوک در مرگ زودهنگامش انجام داد، که سریال آن را به عنوان یک حادثه ناشی از سرپیچی واگار از دستورات ایموند و کشتن واقعی اژدهای لوک، آراکس، نشان داد.

از نظر اهمیت، مرگ لوک رویداد کلیدی بود که رقص اژدهایان را به یک جنگ تمام‌عیار تبدیل کرد. قبل از آن، رینیرا و سبزها می‌توانستند حداقل برای مدتی بیشتر از دیپلماسی به جای خونریزی استفاده کنند. مرگ لوک به حادثه بلاد و چیز منجر شد، که به نوبه خود به روک‌رست منجر شد. خانه ولاریون را بدون وارث گذاشت و رینیرا را با فرزندان دیگرش فوق‌العاده محتاط کرد، بنابراین به ناامیدی‌های فزاینده جیس کمک کرد، که در نهایت به مرگ او منجر شد. مرگ لوک رقص را به حرکت سریع درآورد و نحوه رویکرد رینیرا به استراتژی جنگی خود را تغییر داد. علاوه بر این، صحنه خود یکی از نقاط اوج در House of the Dragon (خاندان اژدها) باقی مانده است.

به نظر شما کدام مرگ تارگرین در سریال ‘خاندان اژدها’ تأثیرگذارتر بود و چرا؟