وقتی «Game of Thrones (بازی تاج و تخت)» در سال ۲۰۱۱ پخش شد (یعنی ۱۵ سال پس از انتشار کتاب جرج آر. آر. مارتین)، به پدیده‌ای آنی بدل شد که تلویزیون را برای همیشه تغییر داد. پانزده سال بعد، این فرنچایز فقط گسترده‌تر شده است. اوایل سال ۲۰۲۶، سومین اسپین‌آف این مجموعه با نام «A Knight of the Seven Kingdoms (شوالیه هفت پادشاهی)» شادی دل‌چسب و خوش‌بینی امیدبخشی را به وستروس آورد. در همین حال، «House of the Dragon (خاندان اژدها)» با فصل سوم خود همچنان قدرتمند پیش می‌رود و برادران وارنر حتی تهدید کرده که سه‌گانه‌ای سینمایی دربارهٔ اگان فاتح بسازد: کسالت‌آورترین ایده برای یک فیلم.

اما سری کتاب‌های «A Song of Ice and Fire (نغمه آتش و یخ)» خود مارتین چه شد؟ می‌دانید، همان مجموعهٔ ناقصی که با اقتباسی از مسیر خارج شد و نابودش کرد؟ خب، شاید سرنخی در مجموعه‌ای دیگر نهفته باشد.

اوایل امسال، هالیوود ریپورتر مصاحبهٔ مفصلی با مارتین منتشر کرد. او در این مصاحبه به دیداری اشاره می‌کند که در سال ۱۹۷۵ با فرانک هربرت، نویسندهٔ «Dune (تلماسه)»، در یک گردهمایی کتاب داشت. به گفتهٔ مارتین، هربرت از اینکه هم طرفداران و هم ناشران مدام از او کتاب‌های بیشتری از «Dune (تلماسه)» می‌خواستند خسته شده بود، با اینکه ایده‌های دیگری داشت که می‌خواست دنبالشان کند.

مارتین نقل می‌کند: «او دیگر «Dune (تلماسه)» را دوست نداشت و نمی‌خواست کتاب‌های بیشتری از آن بنویسد، اما موفقیت «Dune (تلماسه)» او را در بند کرده بود، بنابراین به نوشتن ادامه داد.» وقتی خبرنگار از مارتین پرسید که آیا می‌تواند با هربرت همذات‌پنداری کند، پاسخ داد: «الزاماً از دنیای [یخ و آتش] خسته نشده‌ام. عاشق این دنیا و جهان‌سازی‌اش هستم. اما بله، خسته‌ام.»

George R.R. Martin sitting on a chair during a talk show appearance with Conan O'Brien

Conaco

آیا جرج آر. آر. مارتین از «بازی تاج و تخت» خسته شده است؟

Three enormous sandworms burst out of the desert in front of a fleeing army in Dune: Part Two

Warner Bros. Pictures

همان طور که سه کتاب نخست «Dune (تلماسه)» به‌مراتب بهترین‌های این مجموعه هستند، پیش از آنکه فرانک هربرت مجبور به ادامهٔ نوشتن شود، سه کتاب اول «A Song of Ice and Fire (نغمه آتش و یخ)» نیز بی‌بروگرد بهترین‌های مجموعه تا به اینجای کارند. این سه کتاب پشت سر هم منتشر شدند و بهترین نوشته‌ها و درون‌مایه‌های مارتین را در ژانر فانتزی در خود دارند. پس از کتاب سوم، مارتین در دام جهان‌سازی خودش گیر کرد. او می‌خواست کتاب چهارم را با یک پرش زمانی بزرگ آغاز کند، اما در نهایت تصمیم گرفت که این کار به توضیح بیش از حد نیاز دارد. نتیجه این شد که ظاهراً مارتین نمی‌داند چگونه به پایانی که برنامه‌ریزی کرده بود برسد، با توجه به اینکه مدام «The Winds of Winter (ویندز آو وینتر)» را بازنویسی می‌کند و در کشتن یا نکشتن شخصیت‌های اصلی دودل است. او به‌وضوح از آن راضی نیست و شاید هرگز هم راضی نشود.

این موضوع چه ربطی به هربرت دارد؟ به‌سادگی می‌توان دید که جرج آر. آر. مارتین دیگر با «A Song of Ice and Fire (نغمه آتش و یخ)» کاری ندارد. انگیزهٔ کمی برای تمام کردن کتاب‌ها وجود دارد، با توجه به اینکه نسخه‌ای از پایان‌بندی از طریق «Game of Thrones (بازی تاج و تخت)» منتشر شده و مهم نیست او چه بنویسد، فقط بحث و جدل‌های عظیم و شکایت طرفداران را به دنبال خواهد داشت. «Winds of Winter (ویندز آو وینتر)» هم مانند دو کتاب پیش از خود، بخشی از برنامهٔ مارتین نبود، بلکه وظیفه‌ای است که خودش مدام بر دوشش می‌گذارد در حالی که جهان را وسعت می‌دهد و بر افسانه‌ها می‌افزاید.

اما او عاشق این دنیاست. بنابراین، به جایش چیزهای دیگری را که هیجان‌زده‌اش می‌کنند کاوش می‌کند، درست مانند تالکین که عشق واقعی‌اش «The Silmarillion (سیلماریلیون)» با مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه، افسانه‌ها و تاریخ بود.

جرج، تمرکزت را روی دانک و اگ بگذار

A bald Paul Atreides contemplating the cost of his crusade in Dune: Part Three

Warner Bros. Pictures

یک نکته را نباید فراموش کرد: جرج آر. آر. مارتین یک نویسندهٔ تلویزیونی هم هست، آن هم نویسنده‌ای بسیار خوب. علاوه بر یک اپیزود فراموش‌شدهٔ «Twilight Zone (منطقه گرگ و میش)»، مارتین برای سریال‌های متعددی نوشته است، از جمله یک اقتباس از «Beauty and the Beast (دیو و دلبر)». برخی از بهترین اپیزودهای «Game of Thrones (بازی تاج و تخت)» همگی توسط مارتین نوشته شده‌اند. همهٔ اینها یعنی مارتین به‌وضوح به رسانهٔ تلویزیون علاقه دارد و از مشارکت در اقتباس آثارش لذت می‌برد.

اگر مارتین از انتظارات برای تمام کردن «A Song of Ice and Fire (نغمه آتش و یخ)» خسته شده، با وجود اینکه طراحی پیرنگ ادامهٔ مجموعه برایش ناممکن دشوار شده، شاید بهتر است کشتی را ترک کند. دیگر ادامه نده، جرج. رمان‌ها را رها کن و روی چیزی که واقعاً دوستش داری تمرکز کن. با توجه به اینکه برادران وارنر آشکارا آمادهٔ عناوین بیشتری در دنیای وستروس است، چرا مارتین پروژهٔ خودش را هدایت نکند؟ بگذارید یک گوشه از دنیایش را انتخاب کند و به او اختیار کامل بدهند تا داستانی برای تلویزیون یا سینما تعریف کند که پیش از این ندیده یا نخوانده‌ایم.

اصلاً چرا به صورت تمام‌وقت سراغ «Dunk and Egg (دانک و اگ)» نرود؟ مارتین در «A Knight of the Seven Kingdoms (شوالیه هفت پادشاهی)» کاملاً درگیر بود و به نظر می‌رسد عاشق آن تولید بوده. اگر «A Song of Ice and Fire (نغمه آتش و یخ)» دیگر برایش جذاب نیست، بگذارید باقی عمرش را صرف تعریف کردن داستان‌های بیشتر دانک و اگ کند. بگذارید هر زمان که از بودن در این سیاره باقی مانده را روی چیزی که دوست دارد بگذراند، به جای اینکه مجبور باشد پاسخگوی انتظارات طرفداران و خواسته‌های ناشران باشد. شاید مارتین بتواند کلید تحقق ۱۲ فصل برنامه‌ریزی‌شدهٔ «A Knight of the Seven Kingdoms (شوالیه هفت پادشاهی)» باشد.

به نظر شما جرج آر. آر. مارتین باید قید «نغمه آتش و یخ» را بزند و تمام تمرکزش را روی ماجراهای دانک و اگ بگذارد، یا همچنان با «ویندز آو وینتر» دست‌وپنجه نرم کند؟