توجه: این مصاحبه حاوی اسپویل‌هایی از قسمت پنجم سریال Star City (شهر ستاره‌ای) است.

سریال Star City (شهر ستاره‌ای) از اپل تی وی، از همان ابتدا خود را کاملاً متفاوت از آنچه طرفداران For All Mankind (برای تمام بشریت) انتظار داشتند نشان داده است. برخی شخصیت‌ها مانند سرگئی نیکولوف (جوزف دیویس) و ایرینا موروزوا (اگنس اوکیسی) برای بینندگان قدیمی آشنا هستند، اما شخصیت‌هایی هم هستند که فقط برداشتی گذرا از آنها داشته‌ایم، مهم‌ترین آنها آناستازیا بلیکووا (آلیس اینگلرت) است که افتخار تبدیل شدن به اولین زن روسی روی ماه را کسب می‌کند.

اما همانطور که Star City (شهر ستاره‌ای) به سرعت فاش می‌کند، هدف نهایی آناستازیا این است که چهره‌ای عمومی برای برنامه فضایی شوروی باشد، نه اینکه یک عمر در فضا کاوش کند. او علاوه بر اینکه مجبور به ازدواجی اجباری با هم‌ کیهان‌نورد خود، ساشا پولیوانوف (سالی مکلئود) می‌شود، در نهایت متوجه می‌شود که هیچ برنامه‌ای برای بازگشت دوباره‌اش به ستارگان، چه برسد به ماه، وجود ندارد.

پیش از پخش، کلایدر این فرصت را داشت تا با سازندگان و بازیگران Star City (شهر ستاره‌ای) درباره برخی از مهم‌ترین لحظات سریال، از جمله غیرمنتظره‌ترین پیچش در رابطه سیاسی آناستازیا و ساشا، گفت‌وگو کند. در ادامه، اینگلرت و مکلئود درباره خستگی فیزیکی فیلمبرداری سکانس‌های بی‌وزنی، خاستگاه رابطه مخفیانه ساشا با تانیا میرونوا (روبی اشبورن سرکیس) و اینکه چه زمانی فهمیدند رابطه آناستازیا و ساشا به کجا ختم می‌شود، صحبت می‌کنند.

کلایدر: آلیس، پیاده‌روی فضایی آناستازیا احتمالاً یکی از پرتنش‌ترین لحظات سریال در اوایل کار است. فیلمبرداری آن چقدر برایت دشوار بود؟

آلیس اینگلرت: بله، خیلی سنگین بود. آن زمان احتمالاً تنها باری بود که من و بدلکار فوق‌العاده‌ام، که فکر می‌کنم اگنس بود، یک قهرمان واقعی، و کل تیم بدلکاری، بهترین آویزان‌کننده‌ها و متخصصان ابزارآلاتی که تا به حال دیده‌اید، با هم کار می‌کردیم. خیلی خوش‌شانس بودیم. در بهترین دست‌ها بودیم. واقعاً درگیری زیادی با عضلات مرکزی دارد، عضلاتی که نمی‌دانستید وجود دارند و باید فعال شوند.

سالی مکلئود: ما کاملاً خسته شده بودیم.

اینگلرت: تظاهر به بی‌وزنی واقعاً کار ساده‌ای نیست. اما باید بگویم که خیلی سرگرم‌کننده بود، چون مدت‌هاست که به فضا علاقه داشتم. برایم مهم نیست چقدر عرق می‌کنم، یا چقدر هوا گرم است، فقط تظاهر کردن به آن کارها خیلی هیجان‌انگیز بود. بیشتر چیزی که می‌بینید، مثلاً درست درون کلاه‌خود، به طرز ناخوشایندی فقط من هستم که با یک کلاه‌خود ایستاده‌ام و کل گروه فقط…

مکلئود: دور هم جمع شده‌اند.

اینگلرت: دور هم جمع شده‌اند، بله. (می‌خندد)

سالی مکلئود از Star City (شهر ستاره‌ای) فاش می‌کند که رابطه مخفیانه ساشا و تانیا از چه زمانی آغاز شد

“من آن را اینطور توجیه کردم که راهی برای کنار آمدن با استرس و ظلم و همه چیز است…”

دو مرد یونیفرم‌پوش در حال صحبت در Star City (شهر ستاره‌ای)

کلایدر: سالی، بینندگان خیلی زود متوجه روابط ساشا می‌شوند، از جمله این رابطه مخفیانه که با تانیا دارد. آیا قبل از فیلمبرداری صحبتی با مت (ولپرت) و بن (ندیوی) و روبی (اشبورن سرکیس) درباره پیشینه این رابطه فراتر از آنچه در سریال می‌بینیم داشتید، مثلاً اینکه این رابطه واقعاً چه مدت طول کشیده و کی شروع شده است؟

سالی مکلئود: بله، داشتیم. من و روبی صحبت کردیم، و با مت و بن و همچنین نیک مورفی صحبت کردیم و به این نتیجه رسیدیم که مدت قابل توجهی ادامه داشته، شاید تا یک سال یا بیشتر. اما من در ذهنم، مثل بسیاری از کارهای ساشا، آن را به عنوان راهی برای کنار آمدن با فشار و استرس توجیه می‌کردم، انجام کاری که می‌دانی نباید انجام دهی، و به چالش کشیدن مرزها و تهدید. هیجان مثل…

اینگلرت: من فراموش می‌کنم که ساشا چقدر با والیا صمیمی است.

مکلئود: بله، خب او بهترین دوست من هم هست.

اینگلرت: من یه جورایی (ساشا و تانیا) را با هم دوست داشتم. همیشه فراموش می‌کنم. این واقعاً آشفته است.

مکلئود: واقعاً افتضاحه. من آن را اینطور توجیه کردم که راهی برای کنار آمدن با استرس و ظلم و همه چیز است، و همینطور همه کارهایش که از تصمیم‌های اخلاقاً سوال‌برانگیزش که ناشی از ناامنی است سرچشمه می‌گیرد. حدس می‌زنم برای تانیا هم همینطور باشد، اما فکر می‌کنم روبی قطعاً پاسخ بهتری داشته باشد.

کلایدر: حرف از روابط پیچیده شد، آناستازیا و ساشا در این فصل پیچش واقعاً جالبی دارند. این یک ازدواج اجباری برای اهداف سیاسی و ظاهرسازی است، اما کی هر دوی شما فهمیدید که مسیر شخصیت‌ها به این سمت می‌رود؟

اینگلرت: ما نسبتاً زود از موضوع ازدواج اجباری مطلع شدیم.

مکلئود: قبل از شروع کار من. فکر می‌کنم وقتی تست دادم، چند قسمت اول را برای درک کلی خواندم.

اینگلرت: من در مقطعی از فرایند آنها را دریافت کردم. یادم نمی‌آید. اما تا وقتی که نخوانده بودم، انتظارش را نداشتم.

مکلئود: حس می‌کنم این موضوع رابطه ساشا و آناستازیا، همانطور که پیش می‌رفت، تا وقتی که اتفاق نمی‌افتد، انتظارش را نداری و بعد می‌گویی “اوه، لعنتی!” اما بعد به عقب فکر می‌کنی و می‌گویی “اما منطقیه”. با توجه به اینکه به عنوان آدم چه کسانی هستند، منطقیه. آنها خیلی شبیه هم هستند.

اینگلرت: بله، چون فکر می‌کنم هر دوی آنها وانمود می‌کنند کس دیگری هستند. وقتی در آن نزدیکی اجباری قرار می‌گیرند، متوجه می‌شوند که واقعاً نمی‌توانند همدیگر را گول بزنند، و این شروع به از بین بردن مکانیسم‌های دفاعی‌شان می‌کند. یک جور اعتماد هم هست که به نوعی به آنها تحمیل می‌شود چون نمی‌توانند به هم دروغ بگویند. آنها خیلی واضح از پوسته همدیگر می‌بینند، بنابراین مجبورند طور خاصی رفتار کنند، اما بعد همچنین مجبورند خودشان باشند. فکر می‌کنم قدرت این ارتباط از همین جا می‌آید. آنها برای هم یک رویا نیستند. آنها برای هم یک کابوس هستند. (می‌خندد) مثل یکی از قدیمی‌ترین ترفندهای کتاب است، و من اصلاً انتظارش را نداشتم.

Rhys Ifans در Star City (شهر ستاره‌ای)

مطالب مرتبط:

تیتراژ آغازین Star City (شهر ستاره‌ای) به دلیلی جسورانه با For All Mankind (برای تمام بشریت) متفاوت است

سازندگان بن ندیوی و مت ولپرت، به همراه ستاره سریال رایس ایفانز، اولین قسمت از اولین اسپین‌آف For All Mankind (برای تمام بشریت) را بررسی می‌کنند.

مکلئود: انتظارش را نداشتی؟

اینگلرت: هیچ کدامش را انتظار نداشتم!

مکلئود: من کمی حدس زده بودم.

اینگلرت: من کاملاً درگیر ماه بودم.

مکلئود: بله، تو داشتی رویای ماه را می‌دیدی.

اینگلرت: من عاشق ماه بودم.

مکلئود: هم به عنوان آلیس و هم آناستازیا، رویای ماه را می‌دیدی.

اینگلرت: بله، من فقط برای ماه داغ کرده بودم.

آلیس اینگلرت و سالی مکلئود از Star City (شهر ستاره‌ای) توضیح می‌دهند که چرا این عشق غیرمنتظره از آنچه فکر می‌کنید «غم‌انگیزتر» است

“به محض اینکه این پتانسیل را پیدا می‌کنند…”

سالی مکلئود در قسمت ۵ Star City (شهر ستاره‌ای)

کلایدر: در مورد چیزی که نزدیکی اجباری به آن ختم می‌شود در قسمت ۴، به نظر می‌رسد لحظه‌ای است که در زمان مناسبی برای هر دوی آنها اتفاق می‌افتد، با در نظر گرفتن اینکه چه کسانی هستند، با توجه به اینکه آن پوسته بیرونی، آن نقابی که به همه نشان می‌دهند را پایین آورده‌اند.

اینگلرت: برای یک لحظه فکر کردم می‌خواهی بگویی “استانداردهاشان را پایین آورده‌اند”. (می‌خندد)

مکلئود: آنها استانداردهاشان را پایین آورده‌اند.

اینگلرت: “بالاخره. هیچ کس دیگه‌ای نیست”، که… این جنبه را هم یک جورایی دوست دارم.

مکلئود: من هم همینطور.

اینگلرت: مثل این است که آنها تنها کسانی هستند که همدیگر را می‌بینند.

کلایدر: یک لحظه واقعاً چشمگیر از آسیب‌پذیری در صحنه صبح روز بعد از قسمت ۵ بین شخصیت‌ها وجود دارد، جایی که به نظر می‌رسد پتانسیلی برای چیزی واقعی‌تر وجود دارد و بعد آناستازیا عقب می‌کشد. آلیس، چرا فکر می‌کنی او در آن لحظه که فرصتی برای چیزی واقعی‌تر وجود دارد، عقب می‌کشد؟

اینگلرت: یادم می‌آید احساس می‌کردم خیلی متناسب است، چون هیچ بخشی از او نمی‌داند چگونه به آن شکل آسیب‌پذیر باشد. یعنی این اتفاق توانست بیفتد… مسئله این است که آنها آنقدرها هم متفاوت نیستند. شاید به دلیل جنسیت شخصیتی‌شان متفاوت‌تر به نظر برسند. فقط تا حدی مردم از زنان تحمل می‌کنند، که این روزها رویش کار می‌کنیم، اما یک انرژی یاغی‌گری قوی در هر دوی آنها هست. درواقع، عشق و شناخت زیادی است که فکر می‌کنم در یکدیگر پیدا می‌کنند، و او نمی‌خواهد طرد شود، و می‌داند ساشا چه جور آدمی است!

مکلئود: و او دارد می‌رود، شاید به سمت مرگ. این یک موقعیت خیلی غم‌انگیز است. به محض اینکه این پتانسیل را پیدا می‌کنند…

قسمت‌های جدید Star City (شهر ستاره‌ای) جمعه‌ها از اپل تی وی پخش می‌شود.

شما درباره این رابطه غیرمنتظره چه فکر می‌کنید؟ آیا فکر می‌کنید آناستازیا و ساشا می‌توانند سرانجام خوبی با هم داشته باشند؟ نظرات خود را با ما به اشتراک بگذارید!