پیش از آنکه بازار فیلم‌های ابرقهرمانی در انحصار غول‌های شرکتی دربیاید، تیم برتون (Tim Burton) بود. ذهن گوتیک پشت آثاری چون Beetlejuice (بیتل جویس) و Edward Scissorhands (ادوارد دست‌قیچی)، یکی از بهترین نمودهای اولیه فیلم‌های کمیک بوکی مدرن را تحویل دنیا داد. Batman (بتمن) یک مجموعه اکشن چهار قسمتی و انفجاری را متولد کرد که با لذتی وصف‌ناپذیر به ریشه‌های کمیکی و اغراق‌آمیزش شیرجه زد.

در حالی که مایکل کیتون در ابتدا برای بازی در نقش شوالیه تاریکی و آلتر ایگویش، بروس وین، گزینه‌ای جنجالی محسوب می‌شد، او به چهره‌ای دوست‌داشتنی بدل گشت تا در نهایت ردای این نقش را برای دو فیلم پایانی به دیگران بسپارد. این فرنچایز اولیه بتمن با تفاسیر تاریک کریستوفر نولان و مت ریوز فاصله‌ی بسیاری داشت، اما به هر حال، سواری سرگرم‌کننده و مفرحی است.

فیلم‌های اصلی «بتمن» یک گردش لذت‌بخش دهه نودی هستند

اولین سری فیلم‌های پرخرج هالیوودی بتمن، گزینه‌ای عالی برای تماشاگران عادی سینما بود. اولین تجربه تیم برتون با شوالیه تاریکی، المان‌های کلیدی یک میلیاردر که به شدت به روان‌درمانی نیاز دارد را معرفی کرد. او به جای کنار آمدن با قتل بی‌رحمانه والدینش، ردای خفاشی بر تن می‌کند و در خیابان‌های گاتهام به مبارزه با جرم می‌پردازد. بتمن برخی عناصر کلیدی داستان این محافظ را تغییر می‌دهد، از جمله اینکه مرگ خانواده وین توسط جوکر (جک نیکلسون) طراحی شده بود، اما این فیلم‌ها همچنان جذابیت خود را دارند.

بتمن به یک شاخصه فرهنگ عامه تبدیل شد که این شخصیت را به عصر مدرن وارد کرد. فراتر از آن، این آثار اکشنِ پرفروش، تعریف درستی از یک فیلم کمیک بوکی خوب بودند. این مجموعه، هم معماری مالیخولیایی گاتهام را به تصویر کشید و هم سکانس‌های اکشن مفرحی را به نمایش گذاشت که سابقه حضورشان در کمیک‌ها وجود داشت.

Batman Returns (بازگشت بتمن) اغراق‌آمیزترین و ناب‌ترین شکل خود را به نمایش می‌گذارد، جایی که برتون برخی از مشهورترین شخصیت‌های دی‌سی کامیکس را به نسخه‌هایی وهم‌آور و تقریباً آزاردهنده تبدیل می‌کند. دنی دویتو با نقش پنگوئنی که در فاضلاب زندگی می‌کند و واقعاً ماهی خام می‌خورد، به جای یک جنتلمن تبهکار، به نمادی ماندگار تبدیل شد. Batman Forever (بتمن برای همیشه) با حضور ریدلر و دوچهره، پایش را بیشتر روی منشأ کمیکی شخصیت‌ها گذاشت. لذت این فیلم‌های اکشن در این بود که دیگر هرگز شاهد چنین برداشت‌هایی از این شخصیت‌ها به همین سبک و سیاق نبودیم.

ریدلر افراطی جیم کری، بسیار دورتر از قاتل زنجیره‌ای زودیاک‌گونه پل دینو بود و بیشتر به یک دلقک شبیه بود که بتمن را با پازل‌های اعصاب‌خردکن تنها می‌گذاشت. همچنین تامی لی جونز تنها نسخه از دوچهره را بازی کرد که تا به امروز به کمیک‌ها وفادار بود. این فیلم‌ها احتمالاً نزدیک‌ترین تصویری هستند که سینما به ریشه‌های کمیکی واقعی بتمن ارائه داده، و این کار را با سبکی خاص انجام می‌دهند.

حتی زمانی که Batman & Robin (بتمن و رابین) در عجیب‌ترین حالت خود قرار داشت، سکانس‌های اکشنی داشت که نمی‌شد از آن‌ها چشم برداشت. چه کسی می‌تواند بتمن اسکیت‌سوار جرج کلونی یا مستر فریز پر از جناس آرنولد شوارتزنگر را فراموش کند؟ وقتی این شخصیت‌ها رو در روی هم قرار می‌گیرند، تماشایشان به دلیل فرار از واقعیتی که این روزها به ندرت در سینما دیده می‌شود، لذت‌بخش است. بتمن تاریک و زمخت کریستوفر نولان با بازی کریستین بیل در نهایت این ایده را ری‌بوت کرد، اما لذتی نوستالژیک در بازبینی این مجموعه اکشن چهار قسمتی وجود دارد. این آثار یادآور آن هستند که فیلم‌های ابرقهرمانی چقدر می‌توانستند سرراست و بی‌تکلف باشند. هواداران می‌توانند در حال حاضر این چهار فیلم فرنچایزی را از طریق HBO Max تماشا کنند.

حالا که حرف از نوستالژی و تفاسیر دیوانه‌وار از شوالیه تاریکی شد، به نظر شما کدام یک از ویلن‌های این چهارگانه ماندگارتر از بقیه بود: جوکر روانی جک نیکلسون یا مستر فریز یخ‌زده که فقط جناس می‌گفت؟