هشدار اسپویل: این فهرست حاوی اسپویل‌هایی برای چندین رمان جیلی کوپر است. طرفداران Rivals (رقبا)، شاد باشید! سریال هولو رسماً برای فصل سوم تمدید شده و ۱۲ قسمت دیگر در راه است. این سریال که بر اساس مجموعه پرفروش “سرگذشت راتشایر” نوشته جیلی کوپر ساخته شده، نه تنها کتاب دوم این مجموعه را پوشش می‌دهد، بلکه در فصل دوم به سراغ دیگر رمان‌های راتشایر هم رفته است. با اینکه هنوز تا فصل سوم زمان زیادی باقی مانده، هر طرفدار کتاب‌های کوپر می‌داند که داستان‌های بسیار بیشتری فراتر از Rivals (رقبا) وجود دارد. مجموعه راتشایر پر از اسب، روابط عاشقانه و مرفه‌ترین آدم‌های روی کره زمین است: دنیایی که سرشار از درام و هیجان است.

سریال پیشتر شخصیت‌های آلخاندرو مندوزا (با بازی سانتیاگو کابررا) و دیوید هاکلی (با بازی روپرت ایوانز) را معرفی کرده که هر دو در کتاب‌های بعدی کوپر، Polo (پولو) و The Man Who Made Husbands Jealous (مردی که شوهران را حسود می‌کرد) ظاهر می‌شوند. این دو در بخش دوم فصل دوم که پس از آن پایان انفجاری در نوامبر پخش خواهد شد، حضور خواهند داشت. این خبر خوبی برای کسانی است که امیدوارند شخصیت‌های محبوب بیشتری از کتاب‌های کوپر را روی صفحه ببینند. با این حال، ما چند شخصیت دیگر را هم مد نظر داریم که دوست داریم در سریال ببینیم، فقط در صورتی که تیم خلاق Rivals (رقبا) کنجکاو باشند. (و از آنجا که نمی‌خواهیم کل این فهرست را با انتخاب بازیگران خیالی پر کنیم، تصاویر به نزدیک‌ترین ارتباطی که تاکنون با این شخصیت‌ها در سریال دیده‌ایم اشاره دارند.)

جیک لاول

هیلی اتول در نقش هلن در فصل دوم Rivals (رقبا)

هیلی اتول در نقش هلن در فصل دوم Rivals (رقبا) / تصویر از Hulu

در حالی که Rivals (رقبا) به فراتر از کتابی که بر اساس آن ساخته شده نگاه می‌کند، فصل سوم فرصت خوبی است تا شخصیت‌هایی از گذشته‌ی روپرت (الکس هاسل) در Riders (سوارکاران) را دوباره بیاوریم. ما قبلاً هلن (هیلی اتول)، همسر سابق روپرت، و مالیس (روپرت اورت)، مدیر سابق پرش با اسب روپرت را ملاقات کرده‌ایم، اما جیک لاول حلقه مفقوده است.

جیک نه تنها کسی بود که کاسه صبر روپرت و هلن را لبریز کرد، بلکه فرار او با هلن در جریان المپیک تأثیری زنجیره‌ای بر زندگی همه گذاشت. روپرت مجبور شد در سبک زندگی خود تجدیدنظر کند، هلن بالاخره جرات ترک شوهرش را پیدا کرد و اقدامات جیک تأثیری ماندگار بر نسل‌های بعدی خانواده‌اش گذاشت، تا جایی که پسر خودش در کتاب‌های بعدی راتشایر حضور برجسته‌ای دارد. دیدن جیک به هر شکلی، چه در فلش‌بک چه در یک اشاره، زمینه‌ساز داستان‌های جذابی خواهد بود که در آینده روایت می‌شوند.

روبرتو رانالدینی

دیوید تنانت در فصل دوم Rivals (رقبا)

دیوید تنانت در فصل دوم Rivals (رقبا) / تصویر از Hulu

اگر فکر می‌کنید تونی بادینگهام آدم بدی است، هنوز چیزی ندیده‌اید! در حالی که تصور اینکه کسی بتواند از اجرای شوم دیوید تنانت پیشی بگیرد سخت است، شرور واقعی رمان‌های کوپر، روبرتو رانالدینی بدنام است. این لذت‌طلب خودخواه و متجاوز با عقده ناپلئونی، احتمالاً پلیدترین شخصیتی است که کوپر خلق کرده است. او عامل مشکلات زیادی است و آنتاگونیست اصلی سه رمان کوپر به شمار می‌رود.

با ورود دیوید هاکلی به داستان، این نشانه‌ای است که اقتباس از The Man Who Made Husbands Jealous (مردی که شوهران را حسود می‌کرد) در دستور کار قرار دارد. رانالدینی به اندازه روپرت کمپبل-بلک برای دنیای کوپر ضروری است. با این حال، با توجه به برخی از شنیع‌ترین اعمال او، اگر سریال بخواهد شخصیت او را تعدیل کند یا به طور کامل با تونی ادغام نماید، قطعاً شکایتی نخواهیم داشت.

بیلی لوید-فاکس

لوکا پاسکوالینو در حال اسب‌سواری در Rivals (رقبا)

لوکا پاسکوالینو در حال اسب‌سواری در Rivals (رقبا) / تصویر از Hulu

شخصیت دیگری که از Riders (سوارکاران) شروع کرد، بیلی لوید-فاکس است که متأسفانه سریال Rivals (رقبا) تصمیم گرفته او را در داستان خود نگنجاند. پیش از آنکه روپرت با تگی (بلا مکلین) آشنا شود، هم‌نفس واقعی او بیلی بود. بهترین دوست و هم‌تیمی پرش با اسب او، هیچ‌کس وفادارتر و استوارتر از بیلی نیست. در حالی که لیزی (کاترین پارکینسون) تا خرخره درگیر مشکلات عشقی است و بس (لوکا پاسکوالینو) در حال پیشروی به سمت تگی است، وقت آن رسیده که بهترین دوست واقعی روپرت هم وارد ماجرا شود.

البته، خوانندگان کتاب می‌دانند که بیلی در مراسم عروسی روپرت و تگی در کتاب Polo (پولو) حضور پیدا می‌کند، اما نباید تا آن زمان صبر کنیم تا این سوارکار دوست‌داشتنی دیگر را ببینیم. علاوه بر این، پس از بازنشستگی، بیلی برای بی‌بی‌سی کار کرد و با توجه به اینکه مفهوم سریال حول رقابت شبکه‌های تلویزیونی می‌چرخد، شاید وقت آن رسیده که روپرت پس از فاجعه دستکش طلایی از دوستش کمک بخواهد. از همه اینها گذشته، همسر بیلی، جینی، یک روزنامه‌نگار است که ممکن است رقیبی جدی برای بیتی جانسون (آنابل شولی) باشد.

کیتی رانالدینی

کیتلین تگی او

کیتلین تگی اوهارا در خانه فردی جونز، بلا ویستا / تصویر از Hulu

در حالی که می‌توانم بپذیرم که شاید مجبور شویم برخی از ویژگی‌های رانالدینی را در شخصیت‌های دیگر ادغام کنیم، اما به هیچ وجه نمی‌توانم از کیتی صرف‌نظر کنم. در The Man Who Made Husbands Jealous (مردی که شوهران را حسود می‌کرد)، کیتی همسر سوم رانالدینی است، هرچند عملاً به عنوان دستیار شخصی او عمل می‌کند. او که برنامه‌ها و زندگی حرفه‌ای رانالدینی را مدیریت می‌کند، سنگر را حفظ می‌کند در حالی که رانالدینی در راتشایر و اروپا پرسه می‌زند و با زنان مختلف (با رضایت یا بدون رضایت) ارتباط برقرار می‌کند.

کیتی نیز مانند تگی، نادیده گرفته شده و مدام دست کم گرفته می‌شود. خوشبختانه، کیتی عشق واقعی خود را در شخصیت دیگری از این فهرست پیدا می‌کند و فرار پیروزمندانه‌اش از چنگ رانالدینی، یکی از آن لحظاتی است که دیدنش بر روی صفحه نمایش، قلب را به تپش می‌اندازد. پس از آنکه Rivals (رقبا) پایان خوش روپرت و تگی را به تصویر می‌کشد، قطعاً لذت‌بخش خواهد بود که یک رابطه سالم و دلنشین دیگر در کانون توجه قرار گیرد.

کلاه گروه‌بندی شما را فرا می‌خواند

چهار گروه، یک سرنوشت. کلاه گروه‌بندی هزاران دانش‌آموز را بررسی کرده، حالا نوبت شماست. صادقانه پاسخ دهید و کشف کنید واقعاً به کدام گروه در مدرسه علوم و فنون جادوگری هاگوارتز تعلق دارید.

سوال ۱ از ۸: برای چه ارزشی در خودتان بیشترین احترام را قائلید؟ همان‌قدر که می‌توانید صادق باشید، کلاه همیشه حقیقت را می‌داند.

  • شجاعت: حتی وقتی می‌ترسم عمل می‌کنم، چون آنچه درست است مهم‌تر از امنیت است.
  • جاه‌طلبی: می‌دانم چه می‌خواهم و انگیزه و زیرکی لازم برای رسیدن به آن را دارم.
  • وفاداری: برای کسانی که دوستشان دارم حاضر می‌شوم، هرچقدر هم هزینه داشته باشد.
  • خردمندی: قبل از عمل فکر می‌کنم و همیشه تشنه یادگیری بیشتر هستم.

سوال ۲ از ۸: با یکی از دوستانتان ناعادلانه رفتار می‌شود. چه می‌کنید؟

  • فوراً مداخله می‌کنم و با هرکسی که مسئول است روبرو می‌شوم؛ نمی‌توانم تماشاچی بمانم.
  • بهترین استراتژی را طراحی می‌کنم؛ یک حرکت هوشمندانه از یک حرکت عجولانه بهتر است.
  • کنارش می‌مانم، حمایتش می‌کنم و به هر شکلی که نیاز دارد کمک می‌کنم.
  • تحلیل می‌کنم که واقعاً چه اتفاقی افتاده و منطقی‌ترین راه‌حل عادلانه را پیدا می‌کنم.

سوال ۳ از ۸: موفقیت از نظر شما چگونه است؟

  • اینکه به خاطر جنگیدن برای آنچه درست است، بدون توجه به شانس‌ها، به یاد آورده شوم.
  • دستیابی به اهدافی که برای خودم تعیین کرده‌ام: نفوذ، موقعیت و احترام کسب‌شده.
  • زندگی‌ای که در آن کسانی که به آنها اهمیت می‌دهم بدانند همیشه برایشان حاضر بوده‌ام.
  • تسلط بر حوزه کاری‌ام، ارائه یک کار ارزشمند و هرگز دست از یادگیری نکشیدن.

سوال ۴ از ۸: بزرگترین ترس شما چیست؟

  • ترسو بودن در لحظه حساس: نگاه به گذشته و دانستن اینکه کاری نکردم.
  • معمولی بودن: محو شدن در گمنامی بدون اینکه نشانی از خود در دنیا به جا بگذارم.
  • از دست دادن کسانی که دوستشان دارم یا ناامید کردن آنها وقتی به من نیاز دارند.
  • نادانی: اشتباه بودن و ندانستن آن، یا هرگز به پتانسیل واقعی‌ام نرسیدن.

سوال ۵ از ۸: قوانین می‌گویند نه، اما ندای درونتان می‌گوید برو. چه می‌کنید؟

  • قوانین را زیر پا می‌گذارم: اگر کار درست باشد، هیچ قاعده‌ای نباید مانعم شود.
  • راهی برای رسیدن به خواسته‌ام بدون گیر افتادن پیدا می‌کنم. قوانین فقط راهنما هستند.
  • احتمالاً از قوانین پیروی می‌کنم، اما اگر بتوانم راهی برای کمک پیدا می‌کنم.
  • با دقت فکر می‌کنم: آیا این قانون ناعادلانه است، یا ندای درونم فقط بی‌تابی می‌کند؟

سوال ۶ از ۸: چه نوع دوستی هستید؟

  • محافظ: تا آخر دنیا برای کسانی که دوستشان دارم می‌روم.
  • استراتژیست: توصیه‌های تیز و دقیقی می‌دهم و کسی هستم که راه حل مشکلات را پیدا می‌کند.
  • ثابت‌قدم: همیشه هستم، همیشه قابل اعتماد، و هرگز موضوع را به خودم مربوط نمی‌کنم.
  • راهنما: به آدم‌ها کمک می‌کنم تا به مسائل فکر کنند و دیدگاه‌هایی را ببینند که از دست داده‌اند.

سوال ۷ از ۸: به آینه اریزد نگاه می‌کنید. چه می‌بینید؟

  • خودتان را پیروزمند در حالی که بر بزرگترین چالش غلبه کرده‌اید.
  • خودتان را در اوج قدرت، مورد احترام، موفق و کنترل‌کننده اوضاع.
  • خودتان را در محاصره همه کسانی که دوستشان دارید، سالم و شاد و در کنار هم.
  • خودتان را با همه پاسخ‌ها، هر کتابی خوانده شده، هر معمایی حل شده.

سوال ۸ از ۸: کلاه گروه‌بندی مکث می‌کند و زمزمه می‌کند: “تو در هر گروهی می‌توانی موفق باشی. اما واقعاً چه چیزی برایت از همه مهم‌تر است؟” این سوال تعیین‌کننده است. کلاه همیشه گوش می‌دهد.

  • شجاعت. می‌خواهم کسی باشم که وقتی دیگران عمل نمی‌کنند، اقدام می‌کند.
  • بزرگی. می‌خواهم اثری از خود به جا بگذارم و فراتر از معمولی بودن باشم.
  • تعلق. می‌خواهم بخشی از یک چیز خوب باشم و هرگز کسانی را که برایم مهم هستند ناامید نکنم.
  • درک. می‌خواهم حقیقت چیزها را بدانم و تا ابد به رشد ادامه دهم.

پس از بررسی دقیق، کلاه گروه‌بندی تصمیم خود را گرفته است. این گروهی است که ارزش‌ها، غرایز و شیوه خاص بودن شما در جهان برای آن ساخته شده‌اند.

برج گریفیندور: سرخ و طلایی

تو شجاعتی. نه از آن نوع بی‌پروا، بلکه شجاعتی عمیق و آرام که حتی وقتی می‌ترسی (به‌ویژه در آن لحظه) خود را نشان می‌دهد. گریفیندوری‌ها نه به خاطر بی‌باکی، بلکه به این دلیل عمل می‌کنند که می‌فهمند برخی چیزها ارزش ترسیدن دارند. تو از کسانی که نادیده گرفته می‌شوند دفاع می‌کنی، حتی اگر نگاه کردن به سوی دیگر آسان‌تر باشد. تو به سمت آنچه درست است می‌تازی، حتی وقتی شانس‌ها وحشتناک‌اند. هری، هرماینی، رون: قهرمانان بزرگ‌ترین فصل هاگوارتز همگی این برج با رنگ‌های سرخ و طلایی را خانه خود می‌نامیدند. و اکنون، تو نیز.

زیرزمین اسلیترین: زمردی و نقره‌ای

تو مصمم، تیزهوش و کاملاً آگاهی که چه می‌خواهی و چگونه به آن برسی. اسلیترین مدت‌هاست که اشتباه فهمیده شده، به عنوان گروه شروران تصویر شده در حالی که در بهترین حالت، خانه کسانی است که محدودیت‌های تحمیل شده توسط دیگران را نمی‌پذیرند. تو مدبر، استراتژیست و اهل بازی بلندمدت هستی. قدر خودت را می‌دانی. از عزیزانت با جان و دل محافظت می‌کنی. اتاق مشترک زیرزمینی با چشم‌انداز دریاچه سیاه از آن توست، و جاه‌طلبی‌هایی که تو را فراتر از انتظارات همه می‌برد نیز.

زیرزمین هافل‌پاف: زرد و مشکی

تو از آن دسته افرادی هستی که جهان را فقط با بودن در آن واقعاً بهتر می‌کنند. هافل‌پاف گروه امن یا باقی‌مانده‌ها نیست، بلکه خانه کسانی است که بزرگترین قلب‌ها و خلل‌ناپذیرترین درستکاری‌ها را دارند. تو حاضر می‌شوی. سخت کار می‌کنی. نیازی به شکوه و شناخت نداری: کاری را که درست است انجام می‌دهی، چون درست است. وفاداری‌ات هرگز حتی در آزمایش‌ها متزلزل نمی‌شود. نیمفادورا تانکس، سدریک دیگوری، نیوت اسکمندر: برخی از بهترین‌های دنیای جادوگری. و اکنون تو به آنها می‌پیوندی.

برج ریونکلا: آبی و برنزی

ذهنت بزرگترین هدیه توست، و همیشه این را می‌دانسته‌ای. ریونکلاها متفکران، پرسشگران و کسانی هستند که پازل‌ها را مقاومت‌ناپذیر و یک کتاب خوب را همدمی بهتر از بیشتر آدم‌ها می‌یابند. ریونکلا فقط به هوش محدود نمی‌شود، بلکه عشق به یادگیری، پیگیری حقیقت و شجاعت نادر پذیرش ندانستن چیزی است. تو جهان را با وضوح و عمقی غیرمعمول می‌بینی. لونا لاوگود، فیلیوس فلیتویک، خود روونا ریونکلا: همگی خارق‌العاده، همگی اصیل. و تو نیز چنینی.

↻ دوباره آزمون بده

انجل سولیس د گونزالس

سانتیاگو کابررا در The Flight Attendant

سانتیاگو کابررا در The Flight Attendant / تصویر از HBO Max

با آمدن آلخاندرو مندوزا و معرفی پردیتا (هالی کتل)، آوردن انجل کاملاً منطقی است. در Polo (پولو)، وقتی پردیتا برای آموزش نزد بازیکنان پولو به آرژانتین می‌رود، با آلخاندرو و انجل آشنا می‌شود. انجل که گذشته‌ای تلخ پس از از دست دادن برادرش در جنگ فالکلند دارد، ذاتاً از انگلیسی‌ها متنفر است. پردیتا، به عنوان سوارکار تازه‌کار و ساده‌لوحی که به اصطبل مندوزا می‌آید، نمادی از هر چیزی است که باید از آن متنفر باشد. با این حال، با نزدیک شدن آن دو، رابطه‌ای صمیمانه، غیرمنتظره و کاملاً افلاطونی بینشان شکل می‌گیرد که فراتر از هم‌تیمی بودن به آنها کمک می‌کند.

انجل همچنین یکی از شدیدترین داستان‌های انتقام را دارد: به شدت داستان اینیگو مونتویا، با فاش‌سازی‌ای تکان‌دهنده و پایانی رضایت‌بخش. با توجه به اینکه آلخاندرو قرار است در بخش دوم فصل دوم ظاهر شود، تعجب نکنید اگر اسم انجل را از زبان خود آلخاندرو بشنوید.

ریکی فرانس-لینچ

الکس هاسل روی اسب در فصل دوم Rivals (رقبا)

الکس هاسل در فصل دوم Rivals (رقبا) / تصویر از Hulu

ریکی فرانس-لینچ، شخصیت محوری Polo (پولو)، در دسته‌بندی دوستان روپرت قرار می‌گیرد که متأسفانه در سریال Rivals (رقبا) حضور ندارند. با این حال، با معرفی پردیتا، دیدار با ریکی ضروری به نظر می‌رسد. او به عنوان یک ستاره پولو، اساساً روپرت کمپبل-بلک دنیای پولو است، اما پس از فاجعه‌ای هولناک که منجر به مرگ پسرش و زندانی شدن خودش می‌شود، زندگی‌اش کاملاً متلاشی می‌گردد.

ریکی به عنوان شخصیتی پدرانه برای پردیتا (که اتفاقاً عاشق او هم هست) و پشتیبان مادر پردیتا، دیزی (که در ادامه بیشتر درباره‌اش می‌گوییم)، برای داستان هر دو زن حیاتی است. داستان خود او نیز، مخصوصاً اگر سریال مستقیماً به اقتباس از Polo (پولو) روی بیاورد، بخش عمده‌ای از رمان را تشکیل می‌دهد. البته، سریال هم‌اکنون بس و دوقلوهای کارلایل را دارد، اما راستی Rivals (رقبا)، چطور می‌توانی مرا از ال اورگولیوسو محروم کنی؟

دیزی مکلئود

نام پردیتا روی کاغذی در فصل اول Rivals (رقبا)

نام پردیتا روی کاغذی در فصل اول Rivals (رقبا) / تصویر از Hulu

دیزی چهره‌ای تراژیک است. او در سن بسیار پایین پس از رفتن به یک مهمانی جنسی که در آن عملاً مواد مخدر به او خورانده و مورد تجاوز قرار گرفت، باردار شد و حاصل آن دخترش پردیتا بود. او به عنوان یک مادر جوان و تنها، خیلی زود با مردی ازدواج کرد که بدترین پدر و شوهر دنیا از آب درآمد و زمانی که داستان Polo (پولو) واقعاً شروع می‌شود و پردیتا بزرگ شده، دیزی دوباره تنهاست. جالب اینجاست که در فصل دوم، اپیزود سوم، وقتی بیتی جانسون با زنی مصاحبه می‌کند که به یاد دارد به همان مهمانی‌ای رفته که روپرت کمپبل-بلک هم در آن حضور داشته، به این مهمانی جنسی اشاره می‌شود. آیا این به این معناست که ممکن است در ادامه شاهد خط داستانی دیزی باشیم؟ امیدوارم همینطور باشد!

یکی از مهم‌ترین و پیچیده‌ترین روابط پردیتا با مادرش است (آنها باعث می‌شوند رابطه ماد و تگی در مقایسه آرام به نظر برسد) و داستان خود دیزی پر از درام و قلب‌های شکسته است. دیزی که ترکیبی از لیزی و یک ماد آرام‌تر است، پتانسیل زیادی برای به هم ریختن اوضاع در راتشایر دارد، به‌ویژه اگر سریال به کتاب وفادار بماند.

لایسندر هاکلی

روپرت ایوانز در Charmed

روپرت ایوانز در Charmed / تصویر از The CW

یکی از بهترین شخصیت‌های کوپر، لایسندر هاکلی است. لایسندر قهرمان The Man Who Made Husbands Jealous (مردی که شوهران را حسود می‌کرد) است. در این داستان، لایسندر که یک سوارکار دست‌وپاچلفتی است، با فروش خدمات خود به عنوان یکی از جذاب‌ترین مردان کاتسوُلدز، پول درمی‌آورد. بسیاری از شوهران راتشایر ذاتاً بی‌وفا هستند. لایسندر با تظاهر (یا عدم تظاهر) به رابطه با زنان متأهل، نه تنها شوهران را عصبانی می‌کند، بلکه آنها را وادار به واکنش می‌کند و شوهران از ترس از دست دادن همسرشان به سراغ آنها بازمی‌گردند.

لایسندر به عنوان یک شخصیت، به شدت سالم و دل‌پاک است. او مهربان، کاریزماتیک و به طور شگفت‌آوری پاک‌دل است. عشق شیرین و غیرمنتظره او با کیتی، یکی از آن داستان‌های ماندگار است و رابطه مرشد و مریدی او با روپرت، چیزی است که فراتر از رمانش ادامه می‌یابد. با توجه به اینکه پدرش قبلاً برای سریال انتخاب شده، به نظر می‌رسد دیدن لایسندر نه یک “اگر”، بلکه یک “چه زمانی” باشد. اما با این حال، Rivals (رقبا)، جرات نکن این هیمبوی شیرین را از داستان حذف کنی.

لوک آلدرتن

هالی کتل در نقش پردیتا در فصل دوم Rivals (رقبا)

هالی کتل در نقش پردیتا در فصل دوم Rivals (رقبا) / تصویر از Hulu

تنها شخصیتی که شاید بتواند لایسندر را در خوبی و پاکی شکست دهد، لوک آلدرتن است. در Polo (پولو)، پردیتا برای اولین بار لوک را در آرژانتین ملاقات می‌کند. به عنوان یک آمریکایی، ارتباط با پردیتا برایش کمی آسان‌تر است و به او کمک می‌کند تا با سبک آموزش آرژانتینی‌ها سازگار شود. لوک هر آن چیزی است که از یک مرد می‌خواهید. او فروتن، صبور و شریف است. عشق او با پردیتا، به همان اندازه که ناامیدکننده است، مسحورکننده نیز هست. پردیتا که وحشی و سرکش است، در لوک تعادلی کامل پیدا می‌کند، کسی که خودش نیز بازیکن ماهری در پولو است. و به عنوان یکی از شریف‌ترین مردان کتاب‌های کوپر، داشتن شخصیتی دور و برمان که واقعاً نیازی به نگرانی درباره‌اش نداریم، می‌تواند nice باشد.

سریال پیش‌تر کمی زمینه‌چینی برای لوک انجام داده، چرا که در همان اپیزود اول Rivals (رقبا) می‌بینیم که هواپیمایی که روپرت سوار آن است، متعلق به خطوط هوایی آلدرتن است. اگر سریال تصمیم بگیرد داستانش را بیشتر حول پردیتا بچرخاند، لوک غیرقابل‌چشم‌پوشی می‌شود. اما برادرش رد؟ می‌توانیم بدون او هم سر کنیم.

نظر شما چیست؟ کدام یک از این شخصیت‌ها را بیشتر دوست دارید در فصل سوم Rivals (رقبا) ببینید؟