توجه! این مقاله حاوی اسپویلهای اصلی از Toy Story 5 (داستان اسباببازی ۵) است.

مجموعه Toy Story (داستان اسباببازی)، ستون اصلی استودیو انیمیشن پیکسار، با پنجمین فیلم بلند خود بازگشته است (میتوانید نقد کامل فیلم را اینجا بخوانید). پس از هفت سال وقفه از زمان Toy Story 4 (داستان اسباببازی ۴) که ظاهراً پایان فرنچایز بود، داستان این بار بر محوریت جسی چرخان (با صداپیشگی جوآن کیوزاک) میچرخد و به ریشههای شخصیت او در Toy Story 2 (داستان اسباببازی ۲) بازمیگردد. با نبود وودی برای نجات اسباببازیهای گمشده، جسی حالا کلانتر جدید اسباببازیهای بانی شده، اما خیلی زود میفهمد که به یک دوست نیاز دارد: یک دوست انسانی.
جسی از طریق یک سری ماجراهای اسباببازیوار، به دست دختری به نام بلیز میافتد که اتفاقاً در همان خانهای زندگی میکند که امیلی، صاحب اصلی جسی، قبلاً در آن سکونت داشت. بازگشت به خانه امیلی خاطرات سختی را برای جسی زنده میکند، چون او تجربه بزرگ شدن بچهاش و بیاستفاده شدنش را داشت، قبل از آنکه اهدا شود. جسی دهها سال باور داشت که امیلی دیگر دوستش ندارد و او را رها کرده، و سه فیلم صرف پردازش این تروما کرد.
در Toy Story 5، جسی حقیقت تأثیرش بر زندگی امیلی را میفهمد، از جمله اینکه امیلی نام اولین دخترش را “جسی” گذاشت، راهی برای ارج نهادن به اولین و بهترین دوستش. این لحظهای زیبا و دلخراش بود که خیلی از بزرگسالان حاضر در سینما را به گریه انداخت. اما طبق کتاب The Art of Toy Story 5 (هنر داستان اسباببازی ۵)، این صحنه تقریباً شکل کاملاً متفاوتی داشت. همانطور که بسیاری از طرفداران حدس زده بودند، در پیشنویس اولیه جسی با امیلی به عنوان یک زن مسنتر دیدار میکرد.

در نسخه اولیه، جسی با امیلی در Toy Story 5 دیدار میکرد
به گفته کنّا هریس، نویسنده و کارگردان مشترک، Toy Story 5 در ابتدا قرار بود جسی به طور اتفاقی با امیلی روبرو شود. “امیلی حالا یک مادربزرگ بود و در یک سکانس اوج احساسی، عروسک محبوب دوران کودکیاش را به نوهاش معرفی میکرد. من این [تصویر بالا] را برای کشف آن لحظه خاص و نوستالژیک کشیدم.” دیدن دیدار دوباره جسی با امیلی قطعاً زیبا میبود، اما در نهایت، تیم سازنده Toy Story 5 رویکرد بسیار بهتر و غیرقابلپیشبینیتری را برای تکمیل سفر التیامبخش جسی انتخاب کردند. هریس میگوید: “اگرچه فیلم در نهایت مسیر دیگری را طی کرد، ما همیشه میدانستیم که ارتباط خاص جسی با امیلی کلید Toy Story 5 خواهد بود.”
تغییرات روایی در طول تولید همیشه اتفاق میافتد، مثلاً Bullseye (بولزآی) هم قرار بود یک داستان پیشینه داشته باشد. تصمیم برای نشان دادن اینکه جسی میفهمد چقدر برای امیلی مهم بوده، با پیدا کردن یک جعبه ناهار که مثل یک کپسول زمان جسیمحور زیر تاب دفن شده بود، انتخاب درستی بود. تسا آبرامز، هنرمند داستان، میگوید: “از همان ابتدا میدانستیم که این صحنه برای قوس شخصیتی جسی ضروری است و بنابراین اجرای آن یکی از سختترین کارها خواهد بود. خیلی خوشحالم که کارگردانها به من اعتماد کردند.”
آبرامز هم مثل بسیاری از هنرمندان نسل جدید پیکسار، با تماشای فیلمهای Toy Story بزرگ شده و کار روی این صحنه برای او نیز تجربهای عمیقاً احساسی بود. “[جسی] دوران حضور در کنار امیلی را بر اساس پایان آن تعریف میکرد: فراموش شدن و دور انداخته شدن، اما اینجا بالاخره میفهمد که ارزش آن دوران خیلی بیشتر از این حرفهاست.”
Toy Story 5 (داستان اسباببازی ۵) هماکنون در سینماهای سراسر دنیا در حال اکران است و شاید بهتر باشد یک بسته دستمال کاغذی همراه خود ببرید.
به نظر شما، آیا پایان جایگزین با دیدار دوباره جسی و امیلی تأثیرگذارتر میبود یا نسخه نهایی فیلم انتخاب بهتری بود؟ نظرات خود را با ما به اشتراک بگذارید!
