استیون اسپیلبرگ، وقتی همه چیز را در نظر بگیریم، شاید بهترین فیلمسازی باشد که تا به حال روی کار آمده است. او در یک سال هم «Jurassic Park» (پارک ژوراسیک) و هم «Schindler’s List» (فهرست شیندلر) را کارگردانی کرد. او خالق شاهکارهای بیچونوچرایی مثل «Raiders of the Lost Ark» (مهاجمان صندوق گمشده) است. او بیش از ۵۰ سال در بالاترین سطح فعالیت داشته است. با در نظر گرفتن این موضوع، تصور اینکه او را از صحنه یک فیلم بیرون بیندازند سخت است، اما دقیقاً همین اتفاق زمانی افتاد که سعی کرد سر صحنه یک فیلم هیجانی از آلفرد هیچکاک در حین تولید حاضر شود.
در مصاحبهای اخیر با ونیتی فیر به مناسبت فیلم جدیدش «Disclosure Day» (روز افشا) (که ارتباطی شگفتانگیز با یکی دیگر از کلاسیکهای اسپیلبرگ درباره موجودات فضایی دارد)، این کارگردان داستانی از اوایل دوران کاریاش را تعریف کرد که سعی کرده بود به صحنه فیلمبرداری فیلم «Family Plot» (توطئه خانوادگی)، تریلر هیچکاک در سال ۱۹۷۶، سر بزند. وقتی از او پرسیدند که دوست دارد با کدام کارگردان ملاقات کند، اسپیلبرگ به هیچکاک اشاره کرد و سپس ماجرای برخوردش با این فیلمساز را اینگونه تعریف کرد:
«فکر میکنم آلفرد هیچکاک باشد. چندین بار سعی کردم هیچکاک را ببینم. او حاضر به ملاقات نشد. و بعد از اکران “Jaws” (آروارهها)، فکر کردم شانس بیشتری برای ملاقات با هیچکاک داشته باشم، چون آن تابستان به یک موفقیت بزرگ تبدیل شد. او داشت … مطمئن نیستم چه فیلمی بود … شاید “Family Plot”، اما درست در همان زمان در سال ۱۹۷۵ که “آروارهها” اکران شد، مشغول فیلمبرداری یک فیلم بود.»
فیلم «Jaws» (آروارهها)ی اسپیلبرگ فروش سینما را برای همیشه دگرگون کرد و به معنای واقعی کلمه به خلق پدیده بلاکباستر تابستانی به شکل امروزیاش نسبت داده میشود. بنابراین، در حالی که دوران حرفهایاش تازه شروع شده بود، اسپیلبرگ مطمئناً آدم ناشناسی نبود و احتمالاً در مجموعه یونیورسال کاملاً شناخته شده بود. اما ظاهراً این موضوع به هیچکاک منتقل نشد.

اسپیلبرگ در ادامه افزود: «یک خبرنگار از واشنگتن پست داشتم که داشت پروندهای درباره من تهیه میکرد و با من وقت میگذراند. گفتم: “بیا برویم ببینیم هر دوی ما میتوانیم با آلفرد هیچکاک ملاقات کنیم؟”. وارد صحنه هیچکاک شدم، و هیچکاک را دیدم که پشتش به من، روی صندلی کارگردانی نشسته بود و دوربینها دو طرفش بودند. یک دوربین و همه نورها، و داشتند چیزی را در آن جهت فیلمبرداری میکردند، و هیچ راهی وجود نداشت که متوجه حضور من بشود.»
یا حداقل اینطور فکر میکرد. اسپیلبرگ سپس فاش کرد که خیلی زود، کارگردان «Psycho» (روانی) متوجه حضور او شد و دستور داد او و خبرنگار را از صحنه بیرون بیندازند:
«متوجه شدم هیچکاک با دستش علامتی داد و یک دستیار کارگردان با عجله آمد، و هیچکاک همینطور اشاره کرد و چیزی در گوش دستیارش زمزمه کرد، و آن دستیار برگشت، مستقیم به من نگاه کرد، مستقیم به سمتم آمد و گفت: “باید بروی بیرون.”»
«شاید آینهای در صحنه بوده، شاید انعکاسی دیده، ولی ما را از صحنه بیرون انداختند.»
بروس درن که در فیلم «Family Plot» بازی کرده بود، قبلاً فاش کرده بود که هیچکاک پیشنهاد ملاقات با اسپیلبرگ را به دلیلی نسبتاً عجیب رد کرده بود. ظاهراً اسپیلبرگ فکر میکرد میتواند به جای اجازه گرفتن، بعداً عذرخواهی کند و همینطور یواشکی وارد صحنه شود به این امید که یکی از بتهای سینماییاش را ملاقات کند. اما این نقشه عملی نشد.
به نظر میرسد اینکه کارگردان جوان آن زمان دلش میخواست هیچکاک را ببیند، کاملاً بهجا بود. اسپیلبرگ حتی یک لحظه درخشان در «Jaws» (آروارهها) را از هیچکاک وام گرفته بود. تأثیر او کاملاً واضح بود.

«او یک نابغه است. میخواهم از او بپرسم. […] چیزی جز سؤال برایش نداشتم،» اسپیلبرگ در نهایت گفت و واضح ساخت که هیچ کینهای به دل ندارد. او فقط میخواست یکی از قهرمانانش را ببیند.
به طرز شگفتانگیزی، این حتی اولین باری نبود که اسپیلبرگ از صحنه یکی از فیلمهای آلفرد هیچکاک بیرون انداخته میشد. همانطور که در مستند «Spielberg» (اسپیلبرگ) از HBO متوجه شدیم، او در جوانی سعی کرده بود به صحنه فیلمبرداری فیلم «Torn Curtain» (پرده پاره) محصول ۱۹۶۶ هم سر بزند. در آن زمان، اسپیلبرگ تابستانها یواشکی وارد محوطه یونیورسال میشد، خیلی قبل از آنکه بتواند به هالیوود نفوذ کند. او فقط یک بچه بود که تلاش میکرد این هنر را یاد بگیرد.
«حدوداً ده دقیقه در صحنه “Torn Curtain” بودم که یک نفر آمد و به من گفت که باید آنجا را ترک کنم،» اسپیلبرگ یک بار روایت کرد (به نقل از Master Communicating). «من توانستم هیچکاک و جولی اندروز را ببینم، اما روی صحنه “Phantom of the Opera” بودم، آنها در فاصله دوری بودند، و من تازه از یک ورودی آمده بودم. ته سالن بودم. ۵۰۰ هنرور روی صندلیها نشسته بودند. آن موقع بود که یک دستیار کارگردان، یا شاید حتی یک دستیار دوم یا سوم… من را یک دستیار سوم بیرون انداخت.»
این دو اسطوره هیچوقت به درستی با هم ملاقات نکردند، که در نگاه گذشته واقعاً حیف است. با این حال، اسپیلبرگ به یکی از موفقترین دوران حرفهای در میان کارگردانان تاریخ سینما دست یافت. او پرفروشترین کارگردان تاریخ گیشه است، با کلی جایزه اسکار که در کارنامهاش ثبت شده است. چه کسی میداند؟ اگر هیچکاک کمی بیشتر عمر میکرد، شاید همه چیز فرق میکرد.
«Disclosure Day» (روز افشا) هماکنون در سینماها اکران است.
حالا شما بگویید: آیا دوست داشتید شاهد یک گفتگوی رو در رو بین اسپیلبرگ و هیچکاک بودید؟ به نظرتان چه حرفهایی بین این دو غول سینما رد و بدل میشد؟
