هر دهه در دنیای بازیهای ویدئویی، تجربیات برجسته و متمایز خود را به همراه دارد. همیشه حس نوستالژی و عشق عمیقی نسبت به بهترین آثار هر دهه وجود دارد، چرا که هر نسل از کنسولها انرژی و سبک بازی خاص خود را ارائه میدهند. دهه ۲۰۰۰ به ویژه دورانی فوقالعاده محبوب بود، با کنسولهای نمادین نسل ششم و هفتم و همچنین گسترش رقابت ناشی از عصر دیجیتال و دستگاههای موبایل.
بسیاری این دوران را آخرین «هورا»ی بزرگ برای بازیهایی میبینند که تمرکزشان بر تجربه بازیکن بود، نه صرفاً کسب بیشترین درآمد. این امر را میتوان در شور و دقتی که برای خلق این بازیها صرف شده به وضوح دید. بسیاری از آنها حس جاودانگی دارند، چنان که میتوان آنها را تا ابد بارها و بارها بازی کرد. چه برای اولین بار آنها را تجربه کنید و چه صدها ساعت از عمرتان پایشان سپری کرده باشید، همیشه میتوان در میان این بازیها سرگرمی و لذت نابی یافت.
۱۰. The Elder Scrolls IV: Oblivion (الدر اسکورولز ۴: اوبلیویون) (۲۰۰۶)

با اینکه بسیاری از مردم هنگام فکر کردن به مجموعه الدر اسکورولز بلافاصله به یاد بازی فوقالعاده تحسینشده Skyrim (اسکایریم) میافتند، عنوان اصلی قبلی این مجموعه، The Elder Scrolls IV: Oblivion، نقاط قوت بسیار و جلوههای فانتزی حماسی مشابهی دارد که اسکایریم را به یک نماد تبدیل کرد. دنیای وسیع «سیرودیل» مملو از مأموریتهای متنوع، دشمنان و محتوای گوناگون دیگری است که بازیکن را برای صدها ساعت درگیر و مجذوب خود نگه میدارد.
حتی در دور دوم بازی نیز راههای متفاوت زیادی برای گشت و گذار در دنیای اوبلیویون وجود دارد، درست مانند آنچه بعدها در اسکایریم شاهد بودیم. این شاهکار اولیه و فوقالعاده تأثیرگذار از نسل هفتم کنسولها، اگر اسکایریم پنج سال بعد استانداردها را بالاتر نمیبرد، به مراتب تحسینشدهتر و افسانهایتر میبود. با این حال، این بازی همچنان نمادی از بازیهای ویدئویی فانتزی حماسی و یکی از بهترین RPGهای دهه ۲۰۰۰ است.
۹. Resident Evil 4 (رزیدنت اویل ۴) (۲۰۰۵)

بازی Resident Evil 4 (رزیدنت اویل ۴) به لطف ترکیب بینقص وحشت و اکشن در بستهای پرسرعت و پرهیجان، یکی از انقلابیترین و تأثیرگذارترین بازیهای دهه ۲۰۰۰ و از تحسینشدهترین عناوین ترسناکی است که تا کنون منتشر شده. این بازی همان جذابیت جاودانه یک فیلم ترسناک کلاسیک را دارد: صحنههای ترسناک و لحظات بهیادماندنیاش هرگز کهنه نمیشوند، حتی اگر بازیکن بارها آنها را تجربه کرده باشد. همین ویژگی باعث شده تا این بازی برای هر کنسولی که تصور کنید پورت و بازنشر شود و حتی یک بازسازی سروصداکننده را هم تجربه کند که باز هم همان عظمت رزیدنت اویل ۴ را ارائه داد.
به ویژه از آنجا که مجموعه رزیدنت اویل همچنان به پیشتازی در فرهنگ بازیهای ترسناک ادامه میدهد، این نسخه نمادین، هر بار که دوباره و دوباره تجربه میشود، تأثیرگذارتر و بهموقعتر ظاهر میشود. این بازی یک تجربه تکنفره به همان اندازه تأثیرگذار و جاودانه است که یک بازی در ژانر وحشت میتواند باشد و در عرصه اکشن نیز چنان استثنایی عمل میکند که به طور کامل ژانر شوتر سوم شخص را متحول کرد.
۸. Diablo II (دیابلو ۲) (۲۰۰۰)

بازیهای رایانهای در دهه ۲۰۰۰ کاملاً تحت سلطه آثار متنوع بلیزارد اینترتینمنت بود، از حمایت مداوم از بازی نمادین ورزشهای الکترونیک Starcraft (استارکرفت) گرفته تا پدیده عظیم جهانی World of Warcraft (دنیای وارکرفت). اما اگر بخواهیم در میان کاتالوگ آثار دهه ۲۰۰۰ آنها، عنوانی را بیابیم که امتحان خود را پس داده و هنوز هم همان لذت روز اول را دارد، Diablo II (دیابلو ۲) همچنان یکی از قلههای مطلق ژانر نقشآفرینی اکشن سیاهچالگردی است.
با گیمپلی لحظهای بینظیر و مجموعه گستردهای از کلاسهای پیچیده برای انتخاب، هیچ راه اشتباهی برای تجربه دنیای تاریک و پیچدرپیچ دیابلو ۲ وجود ندارد و سیاهچالهای تصادفیاش، ارزش تکرار بینهایتی فراتر از یک بار بازی کردن به آن میبخشند. این ویژگی با قابلیت بازی چندنفره بازی تقویت هم میشود، چرا که تمام کردن بازی با یک گروه از دوستان، یکی از بهترین تجربیات کوآپ چندنفرهای است که بازیهای دهه ۲۰۰۰ ارائه میدهند.
۷. Team Fortress 2 (تیم فورترس ۲) (۲۰۰۷)

بازیهای چندنفره آنلاین در دهه ۲۰۰۰ شاهد افزایش محبوبیت عظیمی بود، بهویژه شوترهای اولشخصی که تیمهایی از بازیکنان را برای سرگرمی بیپایان و اکشن پرشتاب مقابل هم قرار میدادند. یکی از بهترین شوترهای آنلاین این دوره که به طور مشخصی بر شخصیتپردازی و عامل سرگرمی بیش از هر چیز دیگری تکیه داشت، بازی Team Fortress 2 (تیم فورترس ۲) بود: دنبالهای بینظیر از Valve (ولو) که ژانر شوتر قهرمانی را به محبوبیت زیادی رساند.
این بازی از زمان انتشارش تا کنون با جامعهای فعال به حیات خود ادامه داده و بهروزرسانیهای متعددی شامل سلاحها، نقشهها، حالتهای بازی و یک بازار پررونق لوازم تزئینی دریافت کرده است. این به کنار گستره عظیمی از نقشهها و حالتهای بازی ساختهشده توسط طرفداران که در سرورهای گوناگون عرضه میشوند، به بازی خونی پایانناپذیر بخشیدهاند، حتی پس از آنکه ولو بهروزرسانیهای بزرگ محتوایی برایش متوقف کرد. چیزی ذاتاً جذاب و شادیبخش در این بازی وجود دارد که حتی نزدیک به دو دهه پس از انتشارش، همچنان آن را نسبت به دیگر شوترهای چندنفره برتری میبخشد.
۶. The Legend of Zelda: The Wind Waker (افسانه زلدا: بادبیدار) (۲۰۰۲)

تعداد کمی از فرنچایزهای بازی ویدئویی تا این حد عظیم و افسانهای تحسین شدهاند که The Legend of Zelda (افسانه زلدا) چنین است و بازیهای بیشماری در این مجموعه، جایگاه تمامعیاری به عنوان برخی از بهترین بازیهای ماجراجویی نسل خود کسب کردهاند. The Legend of Zelda: The Wind Waker (افسانه زلدا: بادبیدار) نیز قطعاً از این قاعده مستثنی نیست و با سبک کارتونی متمایز و اقیانوس وسیعی برای کاوش، تبدیل به تجربه فانتزی-ماجراجویی بیچونوچرای نسل ششم شد. مانند بسیاری از بازیهای زلدا پیش و پس از آن، لذتی ذاتی در گشت و گذار در سیاهچالها و دنیای بازی وجود دارد که هرگز و صرفنظر از هر چند بار که بازی شود، کهنه نمیشود.
چه بازیکن فقط مراحل داستان اصلی و سیاهچالها را دنبال کند، چه برای تکمیل ۱۰۰ درصدی همه مأموریتهای فرعی را انجام دهد، The Wind Waker تجربهای فوقالعاده سرگرمکننده است که با گذر هر سال، زیباتر و بهتر شده است. بهویژه با بازسازی برجسته The Wind Waker HD بر روی Wii U، که بهبودهای کیفیت زندگی و تصاویر بصری حتی بهتری را اضافه کرد، این بازی یکی از بهترین بازیهای زلدا است و همیشه در یک تجربه جدید، لذت به همراه خواهد داشت.
۵. Grand Theft Auto: San Andreas (اتومبیلدزدی بزرگ: سن آندریاس) (۲۰۰۴)

فرنچایز Grand Theft Auto (اتومبیلدزدی بزرگ) که اغلب چهره جنجالی و بالغپسند بازیهای ویدئویی و در عین حال یکی از موفقترین فرنچایزهای تاریخ است، همیشه این وسوسه را دارد که به جدیدترین نسخههای آن بسنده کنید. با این حال، حتی پس از پیشرفتهای عظیم در Grand Theft Auto V (اتومبیلدزدی بزرگ ۵) و انتشار قریبالوقوع Grand Theft Auto VI، چنان شخصیتپردازی و جذابیت چشمگیری در Grand Theft Auto: San Andreas (اتومبیلدزدی بزرگ: سن آندریاس) وجود دارد که آن را حتی در مقایسه با نسخههای مدرن و بسیار صیقلیافته، به یک انتخاب محبوب طرفداران تبدیل کرده است.
از مجموعه گسترده شخصیتهای بهیادماندنی گرفته تا جو و اصالت بینظیری که در ذات شهر «سن آندریاس» نهادینه شده، این بازی، فرنچایز اتومبیلدزدی بزرگ را در نسل ششم به مرزهای توانمندیاش رساند و به راحتی به یکی از عناوین معرف این پلتفرم و پرفروشترین بازی PS2 تبدیل شد. نقشه وسیع بازی، بستری برای هرجومرجهای جنایتکارانه و مأموریتهای فرعی سرگرمکننده فراهم میآورد و حتی صرفاً گشتوگذار و ور رفتن با دنیای سن آندریاس نیز میتواند حسابی سرگرمکننده باشد.
۴. Tony Hawk’s Pro Skater 2 (تونی هاوک اسکیتباز حرفهای ۲) (۲۰۰۰)

با اینکه امروزه دیگر مانند گذشته رایج نیستند، در اواخر دهه ۹۰ و اوایل دهه ۲۰۰۰ بازیهای ورزشهای مخاطرهآمیز برجستهای منتشر میشدند که به فرهنگ زیرزمینی حرکات نمایشی بلند و شیرینکاریهای باورنکردنی میپرداختند. فرنچایز Tony Hawk’s Pro Skater (تونی هاوک اسکیتباز حرفهای) بیبروبرگرد در خط مقدم این زیرژانر از بازیهای ورزشی قرار داشت و Tony Hawk’s Pro Skater 2 (تونی هاوک اسکیتباز حرفهای ۲) نه تنها اوج این مجموعه، که یکی از بزرگترین بازیهای ورزشی تاریخ ساخت بشر است.
این بازی به طور مطلق اوج بازآفرینی جذابیت و انرژی هیجانانگیز اجرای یک حرکت عظیم و کاملاً غیرممکن روی اسکیتبورد است؛ با بهرهگیری از رسانه بازی ویدئویی، تجربهای خلق میکند که در واقعیت به سادگی ناممکن است. این نسخه با بهینهسازی جذابیت و اثربخشی نسخه اصلی، یک تجربه جاودانهتر و بینهایت قابل تکرار خلق کرده است. کنترلها دقیقتر هستند و امکان بروز مهارت بیشتری میدهند، در حالی که بخش ساخت نقشه نیز ارزش تکرار و سرگرمی را دوچندان کرده است.
۳. Halo 2 (هیلو ۲) (۲۰۰۴)

Halo (هیلو) همواره فرنچایزی عظیم و تحسینشده در دنیای بازیهای ویدئویی علمی-تخیلی و شوترهای اولشخص بوده است، با این حال، این تأثیر پرشور و بیپایان Halo 2 (هیلو ۲) و بخش چندنفره آنلاین آن بود که واقعاً این فرنچایز را به جایگاهی افسانهای رساند. هیلو ۲ با گستره و مقیاس خود، ریسک نسخه قبلی را به طور قابل توجهی بالا برد و فرهنگ عظیم چندنفره آنلاین آن، این بازی را به چهره نمادین بازیهای چندنفره آنلاین برای یک نسل کامل از گیمرها تبدیل کرد.
رسانه بازیهای ویدئویی با موفقیت چشمگیر هیلو ۲ برای همیشه تغییر کرد، هرچند این بازی اگر یک تجربه فوقالعاده لذتبخش نبود، هرگز به این اندازه موفق یا نمادین نمیشد. لذت وارد شدن ساده به یک سرور با دوستان، استفاده از اسلحه محبوبتان و شروع کردن یک بحث بیمنطق در چت صوتی، یکی از خالصترین تجربیات بازیهای دهه ۲۰۰۰ است. در حالی که این مجموعه از نظر مقیاس و جایگاه در نسخههای بعدی به طور فنی رشد کرد، در زمینه ارزش تکرار، هیچکدام با هیلو ۲ قابل مقایسه نیستند.
۲. Super Smash Bros. Melee (سوپر اسمش برادرز ستیز) (۲۰۰۱)

Super Smash Bros. Melee (سوپر اسمش برادرز ستیز) هم یک تجربه مهمانی بینظم و سرگرمکننده است و هم آزمونی سخت برای بروز مهارت و تسلط در ژانر مبارزهای پلتفرمر. میراث شگرفی فراتر از محدوده و چشماندازهای زمان انتشار اصلیاش بر جای گذاشته است. این بازی به طور کامل ژانر مبارزهای پلتفرمر از بازیهای فایتینگ را متحول کرد و هنوز هم با وجود گذشت سالها، یک صحنه فعال و فوقالعاده رقابتی ورزشهای الکترونیک دارد و طرفداران برای جاودانگی فرهنگی آن از هیچ تلاشی فروگذار نکردهاند.
اما حتی برای بازیکنانی که با دنیای تکنیکهای حرفهای مثل L-Cancelling، Wavedashing و SDI آشنا نیستند، یک تجربه مهمانی بینهایت سرگرمکننده در هسته آن نهفته است که بازی با دوستان همیشه لذتبخش خواهد بود. جذابیت و شوری ذاتی در این بازی وجود دارد که مدتها پس از انتشارش میدرخشد و جادوی Melee چیزی نیست که هرگز واقعاً محو شود. حتی با دریافت نسخههای جدید و هیجانانگیز فرنچایز Super Smash Bros.، Melee برای همیشه جایگاهی در قلب طرفداران خواهد داشت و همیشه یک تجربه لذتبخش باقی میماند.
۱. Super Mario Galaxy (سوپر ماریو گلکسی) (۲۰۰۷)

شاید Super Mario Galaxy (سوپر ماریو گلکسی) مزیت یک تجربه عظیم چندنفره را که با دوستان انجام شود و هر بار متفاوت باشد نداشته باشد، اما نوعی لذت کیهانی و کمال در سبک پلتفرمینگ در وجودش نهادینه شده که آن را به یک شاهکار جاودانه بازی ویدئویی بدل میکند. با وجود مراحل فوقالعاده خلاقانه و برخی از صیقلخوردهترین پلتفرمینگهای سهبعدی که دنیای گیم ارائه میدهد، غیرممکن است که از بازی کردن این اوج مطلق نمادینترین فرنچایز بازی ویدئویی تاریخ، لذت نبرید.
حتی با وجود اینکه سایر بازیهای ماریو کنترلهای عالی و خلاقیت بالایی را به نمایش گذاشتهاند، جذابیت و ماهیت جاودانهای در اجرای سوپر ماریو گلکسی وجود دارد، به طوری که فاکتور سرگرمی خیالانگیزش هرگز کهنه نمیشود. این از آن نوع شاهکارهای بینقصی است که همیشه حال بازیکن را بهتر میکند و هر محیط و دنیایش هدفمند به نظر میرسد. دلیلی دارد که این بازی منبع الهام دومین فیلم انیمیشنی ماریو بود: عشق و لذت بسیاری در ماجراجویی ماریو در کیهان بیکران نهفته است.
شما کدامیک از این بازیهای خاطرهانگیز دهه ۲۰۰۰ را تا به حال بیوقفه بازی کردهاید و چه خاطرهای از آنها دارید؟ برایمان کامنت بگذارید و تجربههایتان را به اشتراک بگذارید!