توجه: مصاحبه زیر حاوی اسپویلرهای بزرگ برای قسمت اول فصل سوم سریال House of the Dragon (خاندان اژدها) است.
در ابتدا، قرار نبود توالی ویرانگر معروف به نبرد گالت (Battle of the Gullet) به عنوان قسمت اول فصل سوم House of the Dragon (خاندان اژدها) باشد. بر اساس نحوه پایان فصل دوم، با پیشروی ارتشهای رینیرا (Rhaenyra) (با بازی اما دارسی (Emma D’Arcy)) و اگون (Aegon) (با بازی تام گلین-کارنی (Tom Glynn-Carney)) به سمت بخشی از دریا بین دراگون استون (Dragonstone) و کینگزلندینگ (King’s Landing)، طرفداران احتمالاً انتظار یک قسمت دیگر را داشتند که خونینترین درگیری دریایی در رقص اژدهایان (Dance of the Dragons) را به تصویر بکشد – اما هرگز اتفاق نیفتاد. شورانر و تهیهکننده اجرایی رایان کاندال (Ryan Condal) بعداً اعتراف کرد که تصمیم به عقب انداختن نبرد به فصل سوم با هدف «تعادلبخشی دوباره به فصل» با در نظر گرفتن یک مقصد نهایی گرفته شده است. او به کمبود «زمان و منابع بینهایت» اشاره کرد و در عین حال تأکید کرد که تیم خلاق سریال میخواهند به این رویداد بسیار مورد انتظار «زمان و فضایی که شایسته آن است» بدهند.
هر گونه نگرانی باقیمانده مبنی بر اینکه House of the Dragon (خاندان اژدها) آنچه را که کاندال همچنین به عنوان «دومین رویداد اکشن مورد انتظار» در وقایعنامه تارگرین (Targaryen) جرج آر.آر. مارتین (George R.R. Martin) یعنی کتاب Fire & Blood (آتش و خون) توصیف کرد، ارائه نخواهد داد، احتمالاً پس از قسمت امشب برطرف خواهد شد. با زمان پخش بیش از یک ساعت، قسمت «نمک و دریا، آتش و خون» (Salt and Sea, Fire and Blood) که توسط کاندال نوشته و توسط لونی پریستره (Loni Peristere) کارگردانی شده است، حاصل دو سال تلاش در زمینه آمادهسازی و طراحی و همچنین ماهها تمرین بازیگران است تا به نظر برسد که همه افراد جلوی دوربین واقعاً در حال حرکت در گالت واقعی هستند.
کاندال قبلاً نیز فاش کرده بود که این سکانس بیشتر «جلوی دوربین» فیلمبرداری شده است و تا حد زیادی به جلوههای عملی متکی بوده است – به جز لحظات واضحی که یک یا دو اژدها درگیر بودند. و متأسفانه، وقتی اژدهاها اینبار ظاهر میشوند، ویرانیای که از خود به جای میگذارند بدون شک عواقب بسیار شخصی برای طرف رینیرا در جنگ داخلی تارگرین خواهد داشت. قبل از پخش قسمت اول فصل سوم، وبسایت Collider با چند تن از بازیگران House of the Dragon (خاندان اژدها) درباره تجربه فیلمبرداری نبرد گالت (Battle of the Gullet) و تلخترین تلفات آن صحبت کرد.
شَرَکو لوهار در تعقیب «نهنگ سفید» خود، کورلیس ولاریون – با هزینهای مرگبار
نبرد گالت (Battle of the Gullet) همانطور که در قسمت اول فصل سوم House of the Dragon (خاندان اژدها) به تصویر کشیده شده است، بهتر است به دو بخش تقسیم شود – آنچه در خود گالت، بین کشتیهای کورلیس ولاریون (Corlys Velaryon) (با بازی استیو توسان (Steve Toussaint)) و کشتیهای تریآرکی (Triarchy) شهرهای آزاد اتفاق میافتد، و آنچه در آسمانهای بالای آن رخ میدهد. در حالی که مهارت کورلیس به عنوان یک دریانورد که ناوگان عظیمی را رهبری میکند، برای او شهرت مهیبی و لقب مار دریایی (Sea Snake) را به ارمغان آورده است، بینندگان هنوز نتوانستهاند او را در عنصر خود ببینند. برای توسان، به تصویر کشیدن این جنبه دیرینه از شخصیتش که شامل فیلمبرداری روی کشتی و شمشیرزنی با دزدان دریایی بود، تجربهای کاملاً «شادمانه» بود. «مثل یک بچه در زمین بازی هستی، اما اسباببازیهای فوقالعاده گرانقیمتی داری، و این دقیقاً همان حسی بود که داشت. تمام کارهایی که در کودکی در زمین بازی انجام میدادم.»
اگر یک افسوس از فیلمبرداری برای توسان وجود داشته باشد، این است که فرصت تکرار یکی از لحظات مورد علاقه شخصی خود از یک فیلم جنگی حماسی بسیار محبوب را نداشته است. «در فیلم Master and Commander (استاد و فرمانده) – و میدانم که بازیگر این کار را کرد، اینکه خود بازیگر این را پیشنهاد کرد – لحظهای است که کشتی در حال عبور از میان امواج است و راسل کرو (Russell Crowe) روی سینه کشتی ایستاده است.» توسان حتی به تقلید از آن صحنه میپردازد و اجازه میدهد دستش وارد دریایی خیالی شود. «او به این صورت آویزان است و دستش را در آب فرو میبرد.»
اشتیاق توسان به راحتی توسط همبازیاش، ابیگیل تورن (Abigail Thorn)، که فصل گذشته به House of the Dragon (خاندان اژدها) در نقش دریاسالار شارکو لوهار (Sharako Lohar) پیوست، تکرار میشود. لوهار یک دزد دریایی بیپروا و بیشرم است که ناوگان تریآرکی را نیز فرماندهی میکند. «این سرگرمکنندهترین کاری بود که تا به حال انجام دادهام،» او میگوید و به «ماهها و ماههای آمادهسازی و تمرین» که برای زنده کردن نبرد گالت انجام شده اشاره میکند. در مقابل دوربین، پویایی آنها به طور قابل توجهی کمتر تعریفآمیز است، اما حقیقت در مورد نیات لوهار تا زمانی که او قبول کند کشتیهایش را به تایلند لنیستر (Tyland Lannister) (با بازی جفرسون هال (Jefferson Hall)) و سبزها (Greens) قول دهد، آشکار نمیشود.
هنگامی که پرچم مار دریایی مستقیماً در دیدرس لوهار قرار میگیرد، او به تایلند اطلاع میدهد که از دریای باریک (Narrow Sea) عبور نکرده است تا به اگون در تغییر جریان جنگ کمک کند، بلکه برای انتقامجویی از کورلیس به خاطر ویرانیای که قبلاً بر مردمش وارد کرده است. او نه تنها قصد دارد ناوگان خود را برای غارت هایتاید (High Tide)، مقر رسمی خاندان ولاریون (House Velaryon) هدایت کند، بلکه شخصاً کورلیس را شکار خواهد کرد – حتی اگر به معنای پرتاب تایلند و مردان زرهپوش دیگر به دریا باشد تا کشتی خود را به اندازه کافی سبک کند تا فاصله را کاهش دهد. از دیدگاه تورن، اقدامات لوهار نتیجه یک دید تونلی ناگهانی نیست، بلکه تعقیب یک مأموریت بسیار مهم انتقامجویی است.
«فکر میکنم این مأموریت بر هر چیز دیگری سنگینی میکند. او در این قسمت کاپیتان آهاب (Captain Ahab) است. من تمام نسخههای موبی دیک (Moby-Dick) را که میتوانستم به دست بیاورم مطالعه کردم: هم رمان اصلی و هم اجرای گریگوری پک (Gregory Peck) در نقش آهاب، زیاد به آن پرداختم،» تورن میگوید، قبل از اشاره به شخصیت دیگری که از آن الهام گرفته است: ریکاردو مونتالبان (Ricardo Montalbán) در فیلم Star Trek II: The Wrath of Khan (پیشتازان فضا ۲: خشم خان). «خان (Khan) آن جذابیت و سرگرمی را در ظاهر دارد، اما در زیر آن خشونت و انتقام وجود دارد. فکر میکنم کورلیس نهنگ سفید اوست، و او حاضر است همه چیز را به خطر بیندازد و مردان خود، رابطه خود با تایلند و در نهایت جان خود را فدا کند، فقط برای اینکه یک فرصت پیدا کند نزدیک شود و هنگام مرگ در چشمانش نگاه کند.»
در زمانی که کشتیهای لوهار و کورلیس سرانجام با هم برخورد میکنند، انتظار برای رویارویی نهایی آنها حتی بیشتر میشود، و تورن فاش میکند که او و کارگردان لونی پریستره درباره نحوه برخورد با مبارزه تن به تن این شخصیتها بحث کردهاند: «ما آن را لحظه کاپیتان آهاب نامیدیم، زیرا این دقیقاً همان «از دل جهنم، به تو ضربه میزنم. به خاطر نفرت، آخرین نفس را بیرون میدهم» است. یک نسخه از صحنه، که در اتاق تدوین باقی ماند، شاهد این بود که تورن آن نقل قول را به معنای واقعی کلمه در آغوش میکشد. «یک برداشتی بود که انجام دادیم و در نهایت استفاده نکردیم که در آن، در واقع، به سمت استیو آب دهان میاندازم. یادم میآید که آن برداشت را انجام دادیم و گفتم: «استیو، اشکالی ندارد اگر به سمتت آب دهان بیندازم؟» و او گفت: «هر کاری باید بکنی بکن.»
هر دو طرف ضربات ویرانگر متعددی به یکدیگر وارد میکنند، اما چیزی که کورلیس را از مبارزه خارج میکند کاملاً تصادفی اتفاق میافتد. یک لحظه او روی عرشه ایستاده و آماده است تا ضربه نهایی را وارد کند، و لحظه بعد، او با به گل نشستن کشتی به دریا میافتد و سرنوشتش تا پایان قسمت ناشناخته باقی میماند. اما این پایان مبارزه نیست، زیرا ملوان دست راست کورلیس و پسر نامشروع مخفی او، آلین آف هال (Alyn of Hull) (با بازی ابوبکر سلیم (Abubakar Salim))، آماده است تا جایی که پدرش رها کرده ادامه دهد. پس از درآوردن زرهی که او را سنگین میکرد، آلین خود را به سمت لوهار پرتاب میکند، زیرا او را مسئول مرگ کورلیس میداند، و این دو از کشتی به آبهای تا کمر سقوط میکنند.
به گفته سلیم، نسخه اصلی مبارزه مرگبار آلین و لوهار قرار بود «پرزرق و برق» باشد، اما وقتی دوربینها روشن شدند، آنچه به عنوان یک سکانس بدلکاری طراحی شده بود به چیزی بسیار visceral تبدیل شد. «در آن روز، چون در این آب بودیم، همه چیزهایی را که اتفاق افتاده بود، خشونت محض، خستگی مطلق این افراد را در نظر گرفته بودیم، و این مبارزه فقط خشن و وحشتناک شد. در واقع، فکر میکنم آن مبارزه را در دو یا سه روز انجام دادیم چون خیلی… نه لزوماً ساده در ماهیتش، بلکه ساده در نیتش، یعنی فقط کشتن یا کشته شدن.»
در حالی که رویکرد بازیگران به مبارزه کلی ممکن است سادهتر بوده باشد، تورن میگوید که در واکنشهای کوچکتر تفاوتهای ظریفتری پیدا کرده است که دامنه احساسات لوهار را زمانی که این شخصیت برای زندگی خود میجنگد، آشکار میکند. «دنباله آن مبارزه برای من بسیار لذتبخش بود زیرا در صفحه، بسیار ساده است. فقط دو جمله است، مثل این که «آنها میجنگند، و او کشته میشود.» بنابراین من در طول هر لحظه از مبارزه انتخاب کردم که او چگونه در مورد هر لحظه احساس میکند، و دقیقاً لحظهای را انتخاب کردم که او میفهمد قرار است بمیرد و در مورد آن چه احساسی دارد.»
با وجود اینکه سرنوشت لوهار نوشته شده است، در ابتدا مشخص نیست که چه کسی پیروز خواهد شد – اما پس از آن آلین او را زیر آب نگه میدارد و هرگز اجازه نمیدهد نفس کامل بکشد، و سپس او را بالای سطح آب میبرد تا کار را با یک چاقو که از کمربندش برمیدارد تمام کند. تورن تأیید میکند که مرگ لوهار احتمالاً روشنگرترین صحنه اوست، اما بازیگر حاضر است فقط تا حدی درباره تاریخچهای که شخصاً برای شخصیت ساخته فاش کند. «این شاراکو طوفان (Sharako the Storm)، مبارز نیست – من در ذهنم میدانم نام واقعی او چیست. در لحظه پایانی، او فقط این دختر کوچک ترسیده است.»
سلیم به سرعت از همبازی خود به خاطر تمایلش به تعهد کامل به سکانسی که چیزهای زیادی را در مورد بزرگترین دشمن کورلیس و وارث بیمیلی او آشکار میکند، تمجید میکند. «ابیگیل دوباره یک مبارز واقعی است زیرا او در هر برداشت همه وجودش را میگذاشت، و این تقریباً من را مجبور میکرد واقعاً در هر برداشت همه وجودم را بگذارم. این دنباله جالبی بود برای دیدن اینکه چگونه تکامل یافت، به ویژه با در نظر گرفتن همه چیزهایی که این دو شخصیت در تمام مدت از سر گذرانده بودند.»
تورن همچنین خاطرنشان میکند که نسخه مرگ لوهار که در نسخه نهایی قسمت قرار گرفته است با برخی از مهمترین تمهای House of the Dragon (خاندان اژدها) صحبت میکند، مهمترین آنها یادآوری این است که این نبرد تنها یکی از بسیاری نبردهایی خواهد بود که بهای وحشتناکی را بر شخصیتها تحمیل میکند. «یک لحظه شانس شگفتانگیز وجود داشت که وقتی او مرا از آب بلند میکند، تمام خون و آلودگی از صورتش شسته میشود، و… زنی را میبینی که میتوانست باشد اگر کورلیس نبود، اگر او کاری را که کرد انجام نداده بود، و من جواب آن را هم در ذهنم دارم. اگر او این کار را نکرده بود، میبینیم که او میتوانست چه باشد، و این لحظه زیبایی است که چیزهای زیادی در مورد کل فصل میگوید، در واقع، و بهای جنگ و انتقام.»
برخورد غیرمنتظره اژدهاها با تلفاتی ویرانگر پایان مییابد
در همین حال، با ادامه خروش نبرد، ورود اژدهاها ممکن است در ابتدا به عنوان یک امتیاز برای رینیرا تلقی شود، به خصوص که سواران آنها کاملاً در طرف تیم سیاه (Team Black) هستند. با این حال، مخاطب همچنین میداند که تا این لحظه، بزرگترین پسر رینیرا، جاکاریس (Jacaerys) (با بازی هری کالت (Harry Collett))، برخلاف مخالفتهای مادرش جای او را در گالت گرفته و او را در اتاقش حبس کرده تا از او محافظت کند. در ابتدا به نظر میرسد جیس همه چیز را تحت کنترل دارد، به خصوص اینکه او و اژدهایش، ورمکس (Vermax)، با اکراه توسط نامزدش، بائلا تارگرین (Baela Targaryen) (با بازی بتانی آنتونیا (Bethany Antonia)) روی اژدهای خودش، موندانسر (Moondancer) همراهی میشوند. با این حال، هیچکدام از آنها نمیتوانستند آنچه را که بینندگان قبلاً فهمیدهاند پیشبینی کنند – اینکه خواهر بائلا، رینا (Rhaena) (با بازی فیبی کمبل (Phoebe Campbell))، به تازگی با یک اژدهای وحشی در ویل (Vale) به نام شیتاستیلر (Sheepstealer) پیوند خورده است و از قبل به سمت هایتاید در حال پرواز است.
کمبل، که بالاخره در این فصل به عضوی کارتدار از منحصربهفردترین باشگاه House of the Dragon (خاندان اژدها) تبدیل شد، تجربه فیلمبرداری صحنههای سوارکاری اژدها را به «بهترین راز مخفی در صحنه فیلمبرداری» تشبیه میکند، و در ابتدا، پیوند رینا و شیتاستیلر (که خود تغییر دیگری از کتاب Fire & Blood (آتش و خون) است) به نظر میرسد شروع خوبی داشته باشد، از جمله صحنهای که شیتاستیلر با اکراه یک بز را بالا میآورد و کباب میکند تا سوارکار گرسنه خود را سیر کند. اما هر بینندهای که فکر میکرد قرار است یک سکانس دلگرمکننده مشابه فیلم How To Train Your Dragon (چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم) ببیند، در شرف یک بیداری ناخوشایند است، به خصوص هنگامی که رینا و شیتاستیلر رسماً به نبرد میپیوندند. در ابتدا، حضور یک اژدهای دیگر به نظر میرسد که به طرف رینیرا برتری بدهد، اما شیتاستیلر کاملاً آموزشندیده و کاملاً غیرقابل پیشبینی است – و بدتر از آن، او نمیتواند دوست را از دشمن تشخیص دهد.
طبیعتاً، وقتی جیس و بائلا متوجه اژدهای دیگری میشوند که بیدرایت کشتیها را میسوزاند، سریعاً وارد عمل میشوند، اما آنتونیا به جزئیات واضحی اشاره میکند که مانع از تشخیص این موضوع میشود که رینا سوارکاری است که desperately تلاش میکند کنترل اژدهای جدید خود را به دست گیرد. «تنها چیزی که آنها در جنگ میبینند این هیولای بزرگ در هواست. مقایسه اندازه آنقدر سخت است که حتی نمیتوان توصیفش کرد، اما رینا مثل یک فیگور بسیار ریز در دوردست به نظر میرسد.»
شیتاستیلر تاکتیک خود را تغییر میدهد تا بائلا و موندانسر را هدف قرار دهد، که باعث وحشت رینا میشود، بنابراین جیس و ورمکس برای کمک به آنها پرواز میکنند – که به او اجازه میدهد به اندازه کافی نزدیک شود تا پسرعموی خود را به عنوان سوارکار تشخیص دهد، اما نزدیک شدن آنها آنها را به هدف جدید شیتاستیلر تبدیل کرده است. وقتی جیس به ورمکس دستور میدهد پایینتر پرواز کند تا از اژدهای وحشی فرار کند، عواقب آن برای هر دوی آنها غمانگیز است. اگرچه آنها قبلاً توانستند به لطف اقدام سریع بائلا از حمله خود لوهار جان سالم به در ببرند، یک ضربه دوم چیزی است که در نهایت کشنده است. همانطور که ورمکس به آرامی به سمت آب فرو میرود، رینا مات و مبهوت میماند و نام جیس را بیرون میدهد در حالی که شیتاستیلر عقبنشینی میکند. «فکر میکنم او تمام وزن مسئولیت جیس را احساس میکند،» کمبل اعتراف میکند، در حالی که نحوه دست و پنجه نرم کردن شخصیتش با نقشش در وقایع در ادامه فصل سوم را پیشبینی میکند. «فکر میکنم، به حق، او احساس وحشتناکی دارد، و میداند که به دلیل ظاهرش در نبرد، این دلیلی است که باعث همه اینها شده، و این از او دور نمیشود.»
نتیجه قسمت کمی متفاوت از آنچه در صفحات Fire & Blood (آتش و خون) ثبت شده است است. در آنجا، ورمکس با یک قلاب گیر میکند و به یک کشتی در حال سوختن سقوط میکند، اما در نسخه House of the Dragon (خاندان اژدها)، طرفداران مجبور میشوند تماشا کنند که اژدها به آرامی به داخل دریا کشیده میشود در حالی که جیس با تمام قدرت تلاش میکند ورمکس را دوباره به هوا ببرد. با تأمل در این صحنه، کالت تأیید میکند که شخصیتش لزوماً به این فکر نمیکند که در این لحظه به پایان خود میرسد. «در ذهن جیس، همیشه یک راه برای خروج از هر چیزی وجود دارد. او کاملاً باهوش است.» در همین حال، بازیگر اذعان میکند که تغییرات سریال در سرنوشت ورمکس برای متقاعد کردن مخاطب است که بقا هنوز ممکن است. «فکر میکنم این کار تنش را ۱۰ برابر بیشتر میکند، زیرا میبینی او سعی میکند همه چیز را باز کند. او سعی میکند اژدها را بالا ببرد. این فقط باعث میشود مردم بخواهند سر تلویزیون خود فریاد بزنند و بگویند: «فقط بلند شو!» یا هر چیزی که در آن مقطع زمانی احساس میکنند.»
حتی پس از اینکه جیس موفق میشود خود را از زین ورمکس باز کند، هیچ نشانهای وجود ندارد که این واقعاً پایان اوست، کالت اضافه میکند. «زیرا حتی قبل از اینکه ضربه بخورد، او یک تکه چوب در دریا را میگیرد. قایقهایی در اطراف هستند. او میتواند کسی را علامت بدهد.» با این حال، هر امید باقیمانده بلافاصله خاموش میشود هنگامی که اولین تیر از یک کشتی مجاور حامل دزدان دریایی تریآرکی به هدف میخورد – و سپس تیر دوم، و سپس تیر سوم، که ضربه بزرگی به هر دو سریال و خود رینیرا وارد میکند، که در حال حاضر از این واقعیت که دوباره یک پسر را از دست داده است بیخبر است. به نظر کالت، جیس بیش از از خطری که هنگام انتخاب پرواز به گالت با آن روبرو بود آگاه بود تا مادرش مجبور نباشد. «فکر میکنم وقتی تیر اول به او خورد واقعاً شوکه شد، و واقعاً غمانگیز است. اما او میدانست که دارد به نبرد میرود.»
قسمتهای جدید فصل سوم House of the Dragon (خاندان اژدها) یکشنبهها از شبکه HBO پخش میشود.
نظر شما درباره این نبرد حماسی و تلفاتش چیست؟ آیا آماده دیدن ادامه فصل هستید؟