بعضی لحظات تلویزیونی برای همیشه در ذهن بینندهها میمانند. چه یک فروپاشی احساسی، چه یک مرگ باورنکردنی، چه یک کشف بزرگ؛ بعضی صحنهها مدتها بعد از تمام شدن پخش نیز با ما همراهند. در سریال The Bear (خرس) از Hulu، پر از لحظات پرتنش، آشفتگی درونی و البته غذاهای وسوسهانگیز است، اما یک اپیزود هست که از زمان پخشش همچنان با بینندهها مانده: اپیزود “Fishes” (ماهیها).
اپیزود “Fishes” که اولین بار در ۲۲ ژوئن ۲۰۲۳ پخش شد، ششمین اپیزود از فصل دوم The Bear است و در اصل، نسخهای اختصاصی از یک اپیزود کریسمس گذشتهنگر است. اما برخلاف حال و هوای شاد و خانوادگی اکثر سریالها در زمان کریسمس، “Fishes” اساساً آشفته و پرتنش است، با اندوهی بیامان که تقریباً با تکتک شخصیتها در طول اپیزود همراه است. این اپیزود طراحی شده تا نشان دهد خانواده برزاتو چقدر از هم گسیخته بوده، و بازیهای فوقالعادهاش این را چنان مؤثر به تصویر میکشد که تماشایش تقریباً ناراحتکننده میشود.
چه اتفاقی در «Fishes» افتاد؟
برای اینکه متوجه شوید صحنه شام در “Fishes” چقدر استادانه ساخته شده، بیایید آن را بشکافیم. این اپیزود فلشبکی به پنج سال قبل از وقایع فصل دوم The Bear است، جایی که مادر خانواده، دونا (با بازی خیرهکننده مهمان ویژه Jamie Lee Curtis (جیمی لی کرتیس))، شام سنتی شب کریسمس را برای جشن هفت ماهی آماده میکند. تمام اپیزود شاهد دستوپنجه نرم کردن دونا با پخت غذای چندمرحلهای و همزمان مدیریت خانوادهاش هستیم که مدام به آشپزخانه رفتوآمد میکنند، در حالی که ناتالی (Abby Elliott (ابی الیوت)) با اصرار آزاردهندهای پیدرپی سراغش میآید. تا وقتی خانواده برزاتو و دوستان نزدیکشان دور میز شام مینشینند، تنشها آنقدر بالاست که خوردن غذایی که دونا با آن همه زحمت پخته، آخرین دغدغهشان است.
سپس تنش در مشاجرهای بین مایکی (Jon Bernthal (جان برنتال)) و عمو لی (Bob Odenkirk (باب اودنکیرک)) به اوج میرسد. بعد از اینکه لی مایکی را به خاطر هیچوقت دنبال نکردن کاری و هدر دادن استعدادش سرزنش میکند، بقیه اعضای خانواده، چون میدانند او حقیقتی تلخ را فریاد میزند، نفس در سینه حبس میکنند و منتظر واکنش مایکی میمانند. لی طعنه میزند: «اینجوری خوبه چون این یارو هیچی نیست، هیچکَسِ و من میدونم که ترسیدی، میترسی، مگه نه مایکل؟ مایکل، من نمیدونم چه غلطی داری میکنی، ولی هر چی هست، اگه میتونی از توی این همه دود و دم صدای منو بشنوی، یه چنگال دیگه پرت کن سمت من، میخوام له و لورده بشی.»
در این مقطع زمانی، اگرچه خانواده برزاتو ممکن است حدس بزنند که مایکی از نظر روحی وضع خوبی ندارد، فقط بینندگان میدانند که وضعیت روانی مایکی چقدر شکننده بود، و این وضعیت نهایتاً به کجا ختم شد. این پیشزمینه، صحنه را تشدید میکند و نگاه دیگری از رنجهای مایکی پیش از مرگش به ما میدهد. بعد از حرفهای تند لی، مایکی چنگال را به سمت عمویش پرت میکند، میز مقابلش را برمیگرداند و بعد سعی میکند با او درگیر شود، پیش از آنکه خانواده نگهش دارند. با دانستن اینکه مایکی چقدر آسیبپذیر بود، تماشای این صحنه قلب آدم را میشکند.

Jon Bernthal در The Bear. تصویر از Hulu
چگونه «Fishes» به یک شاهکار تلویزیونی تبدیل شد
از زمان پخش این اپیزود، هم برنتال و هم خالق سریال، Christopher Storer (کریستوفر استورر)، درباره نحوه خلق چنین لحظهای پرالتهاب و نفسگیر صحبت کردهاند. برای مثال، استورر در گفتوگویی با لسآنجلس تایمز فاش کرد که از بازیگران خواسته بود «تا جای ممکن در صحنههای بزرگ به بازی ادامه دهند تا شتاب پیش برنده باقی بماند»، همچنین از سه دوربین با لنزهای بلند استفاده کرد که دور گروه میچرخیدند.
در مورد بازیگری، برنتال بخش عمده جادوی تلویزیونی را به بقیه گروه نسبت میدهد، از جمله آمادگی اودنکیرک برای امتحان هر چیزی. برنتال در مصاحبهای با ورایتی گفت: «من به شدت طرفدار باب هستم. فکر میکنم انتخابش واقعاً عالی بود. او کاملاً آماده بود که به سمت من بیاید، و برعکس!» بازی با کسی که نه تنها تحسینش میکرد، بلکه با او احساس راحتی میکرد، به برنتال اجازه داد تا بداههپردازی کند و مطمئن باشد که اودنکیرک انرژیاش را جواب خواهد داد. «آن وقت هدف این میشود که باشه، چطور میتوانم این آدم را شوکه کنم؟ چطور میتوانم بترسانمش؟ چطور کاری کنم که اصلاً انتظارش را نداشته باشد؟ چطور خودم را در این گم کنم؟ وقتی فضایی به آن اندازه خلاقانه و به آن اندازه امن خلق میکنی، پیدا کردن خطر اصلاً سخت نیست.»
در مورد بعضی از انتخابهای بازیگری، برنتال تأیید کرد که برگرداندن میز قطعاً در فیلمنامه نبود. برنتال گفت: «این باز هم نشاندهنده عظمت کریس است. به او گفتم: «هی، داداش، باید بذاری حداقل یه بار دیوونهبازی دربیارم!»» وقتی استورر چراغ سبز نشان داد که برنتال بتواند بیپروا شخصیتش را بازی کند و دیوانه شود، برگرداندن میز طبیعی از آب درآمد. او اضافه کرد: «انجامش واقعاً لذتبخش بود.»
تماشای اپیزود “Fishes” از The Bear مناسب آدمهای کمطاقت نیست، اما اپیزود فشردهای است از تنش، اندوه زیرپوستی، و وضعیت روانی از هم گسیخته بسیاری از شخصیتها. این اپیزود نه تنها فصل دردناکی از تاریخ این خانواده را نشان میدهد، بلکه برجسته میکند که گروه بازیگری The Bear چقدر میتواند تأثیرگذار باشد، خصوصاً وقتی بعضی شخصیتها به نقطه بیبازگشت میرسند. بنابراین اگرچه The Bear با فصل پنجم پیش رو به پایان نزدیک میشود، احتمالاً “Fishes” همچنان یکی از نمادینترین لحظاتش باقی خواهد ماند.
شما کدام صحنه از سریال «خرس» را فراموشنشدنیترین لحظهاش میدانید؟ منتظر نظراتتان هستیم!