فرنچایز Star Trek (پیشتازان فضا)، در طول تاریخ خود، همواره به دنبال زمینی والاتر، خوش‌بینانه‌تر و الهام‌بخشتر از هم‌تایانش بوده است. این فرنچایز ایده‌های کاوش و کشف را ترویج می‌کند و در طول این سال‌ها، نقل‌قول‌های به‌یادماندنی از Star Trek بازتاب‌دهنده آن آرمان‌ها بوده‌اند. جمله «Live long and prosper» (زنده بمانید و کامیاب باشید) اوج آرزوی سلامتی برای دیگران است، اما شاید آن‌قدرها هم والا نباشد که جمله «the needs of the many outweigh the needs of the few, or the one» (نیازهای اکثریت بر نیازهای اقلیت، یا یک نفر، برتری دارد) به عنوان یک قانون برای قرار دادن رفاه دیگران مقدم بر خودتان. جمله کاپیتان پیکارد (با بازی Patrick Stewart (پاتریک استوارت)) که می‌گوید «things are only impossible until they’re not» (چیزها فقط تا زمانی غیرممکن هستند که غیرممکن نباشند) درسی است درباره هرگز تسلیم نشدن، و جمله «make it so» (انجامش بده) او نوعی رهبری کمتر دیکتاتورمآبانه و بیشتر مشارکتی را پیشنهاد می‌دهد. اما یک نقل‌قول در این فرنچایز وجود دارد که علیه تمام این اصول حرکت می‌کند، و فقدان کامل هسته اخلاقی آن به شدت هراس‌انگیز است. این نقل‌قول که تنها از سه کلمه تشکیل شده، کل فرنچایز را از نو می‌نویسد: «Resistance is futile» (مقاومت بیهوده است).

این نقل‌قول هراس‌انگیز، خبر از ورود یک آنتاگونیست بی‌سابقه می‌دهد

این نقل‌قول برای اولین بار در قسمت پایانی فصل سوم Star Trek: The Next Generation (پیشتازان فضا: نسل بعدی)، به نام “The Best of Both Worlds (Part 1)” (بهترینِ هر دو دنیا (قسمت اول)) شنیده می‌شود، و توسط یک اجتماع سایبرنتیکی به نام the Borg (بورگ‌ها) ادا می‌شود که بخشی از یک نقل‌قول بزرگ‌تر است:

«قدرت بی‌ربط است. مقاومت بیهوده است. ما آرزو داریم خود را ارتقا دهیم. ما تمایز زیستی و فناورانه شما را به تمایز خودمان خواهیم افزود. فرهنگ شما برای خدمت به فرهنگ ما تطبیق خواهد یافت.»

اما جمله «مقاومت بیهوده است» به طور کامل و حتی به شکلی آزاردهنده، کل مضمون را خلاصه می‌کند. بورگ‌ها برای اولین بار در قسمت “Q Who” (کیو کیست؟) از فصل دوم سریال معرفی شدند، جایی که موجود قادر مطلق Q (با بازی John de Lancie (جان دی لانسی)) تصمیم می‌گیرد ادعای پیکارد مبنی بر اینکه او و خدمه‌اش آماده رویارویی با هر چیزی در کهکشان هستند را به چالش بکشد. او به معنای واقعی کلمه آن‌ها را به آن سوی کهکشان پرتاب میکند، جایی که با یک کشتی مکعبی شکل بورگ مواجه می‌شوند. نیاز به گفتن نیست که آن‌ها قطعاً برای هیچ چیز آماده نیستند، و پس از آنکه بورگ‌ها به کشتی آسیب می‌رسانند، جان هجده نفر را می‌گیرند، و در برابر تلاش‌های انترپرایز برای توقفشان مقاومت می‌کنند، پیکارد مجبور می‌شود اعتراف کند که به کمک Q نیاز دارد. Q آن‌ها را به خانه بازمی‌گرداند، اما حالا که بورگ‌ها از حضور فدراسیون آگاه شده‌اند، در راه خواهند بود.

این قسمت، بورگ‌ها را به عنوان آنتاگونیست‌هایی قدرتمند معرفی می‌کند، بنابراین زمانی که آن‌ها در جریان وقایع “بهترینِ هر دو دنیا (قسمت اول)” از راه می‌رسند، ما تا حدودی می‌دانیم که چه توانایی‌هایی دارند، و به همین دلیل وقتی جمله «مقاومت بیهوده است» در فضا طنین‌انداز می‌شود، وحشتناک است. این جمله به عنوان یک نشان برجسته در فرنچایز عمل می‌کند، اولین شرح کامل از بورگ‌ها به عنوان یک اجتماع که هیچ علاقه‌ای به میانجیگری ندارند و به معنای واقعی کلمه در هدفشان یک‌پارچه هستند. جمله «مقاومت بیهوده است» فوراً آن‌ها را به عنوان آنتاگونیستهایی شفاف و بی‌چون‌و‌چرا تثبیت می‌کند، چنان مطمئن از تحقق اهدافشان که اساساً خود را پیروز جنگی اعلام کرده‌اند که حتی هنوز شروع نشده بود.

بورگ‌ها یک خلأ را در فرنچایز Star Trek پر می‌کنند

اینکه آن‌ها توانستند کاپیتان استوار انترپرایز را به راحتی جذب کنند و او را به “Locutus of Borg” (لوکوتوس از بورگ) تبدیل کنند، یک رویداد بی‌سابقه بود و شنیدن اینکه او همان کلمات را به زبان می‌آورد، یک نقل‌قول از پیش ترسناک را به چیزی حتی بدتر تبدیل کرد. این یک آدمربایی ساده یا تنبیه بدنی نبود، بلکه نقض محض بود. بورگ‌ها فقط یک آنتاگونیست نبودند، آن‌ها “آنتاگونیست” بودند.

و Star Trek به یکی نیاز داشت. تا زمانی که Star Trek: The Next Generation از راه رسید، آنتاگونیستهای کلاسیک، یعنی کلینگان‌ها، با فدراسیون متحد شده بودند و، جای تعجب دارد، حتی یک کلینگان هم به عنوان افسر در انترپرایز حضور داشت. رومولان‌ها به ندرت مورد استفاده قرار می‌گرفتند، و در حالی که کارداسیان‌ها به دشمنی سرسخت تبدیل شدند، آن‌ها همچنان در نقش “آدم بد”های متعارف قرار می‌گرفتند، نژادی که حداقل به صورت تئوریک می‌شد باهاش استدلال کرد. بورگها بسیار دور از تعریف متعارف بودند، یک آنتی‌تز خالص و موازی با باورهای اصیل فدراسیون. به این ترتیب، آن‌ها چالشی را در سطحی عمیق‌تر از صرفاً درگیری نظامی مطرح کردند.

آن شعار «مقاومت بیهوده است» بورگ‌ها را به چنان سطحی ارتقا داد که آن‌ها نه تنها در اولین و بهترین فیلم سینمایی Star Trek: The Next Generation، یعنی Star Trek: First Contact (پیشتازان فضا: اولین برخورد) (که اسطوره‌شناسی بورگ را با اضافه کردن ملکه وحشتناک بورگ (با بازی Alice Krige (آلیس کریگه)) گسترش داد) ظاهر شدند، بلکه از آن زمان تاکنون در تمام سریال‌های دیگر Star Trek حضور یافته‌اند. به جز Star Trek: Starfleet Academy (پیشتازان فضا: آکادمی ناوگان ستاره‌ای) و Star Trek: Strange New Worlds (پیشتازان فضا: دنیاهای نو و غریب)، که البته حضورشان در دومی با خط زمانی تثبیت‌شده خرابکاری ایجاد می‌کند (و آن‌ها هرگز با آن بازی نمی‌کنند، درسته؟). اینکه بورگ‌ها در Star Trek: Picard (پیشتازان فضا: پیکارد)، در حالی که هنوز فعالانه به دنبال جذب هستند، به پایان خود برسند، کاملاً مناسب است. از سوی دیگر، «مقاومت بیهوده است» یکی از آن عبارات نمادین از این فرنچایز است که در فضای فرهنگی معاصر جاودانه می‌شود. و واقعاً هم گفته شد، برخلاف جمله «Beam me up, Scotty» (من را بالا بفرست، اسکاتی)، که هرگز اصلاً گفته نشد.

نظر شما درباره این نقل‌قول سه‌کلمه‌ای و تأثیر وحشتناکش بر کل دنیای Star Trek چیه؟ آیا جمله دیگه‌ای هم هست که به این اندازه حس ناامیدی رو منتقل کنه؟