خواندن درباره زندگی اوزی آزبورن (Ozzy Osbourne) تا حدودی گیجکننده و گاهی آزاردهنده است (همه درباره خفاش میدانند، اما ظاهراً او یک بار یک خط مورچه را هم اسنورت کرده است… به نحوی). برای ماندن در بحث موسیقی، او در طول دوران حرفهای چندین دههاش، آثار افسانهای منتشر کرد، بهویژه بهعنوان خواننده اصلی گروه Black Sabbath (بلک سبث) و در طول دهه ۱۹۷۰ و در هشت آلبوم اولشان.
یک نهمین آلبوم بلک سبث با اوزی آزبورن وجود داشت که در سال ۲۰۱۳ منتشر شد، در حالی که خوانندگان دیگر در مقاطع دیگر فعالیت گروه (از جمله رونی جیمز دیو و تونی مارتین) نقش خواننده اصلی را بر عهده داشتند. همچنین میتوان منصفانه گفت که بیشتر (البته نه همه) آلبومهای کلاسیک گروه با اوزی آزبورن ساخته شدهاند، و اولین خواننده اصلی بودن در گروه به این معنی است که نام او با بلک سبث نیز مترادف است. در ادامه رتبهبندی هر نه آلبوم استودیویی بلک سبث با اوزی آزبورن بهعنوان خواننده اصلی آورده شده است، که با چند مورد ضعیف شروع میشود و با برخی از آثار کلاسیک مطلق کل ژانر هوی متال به پایان میرسد.
۹: ‘Never Say Die’ (هیچوقت نگو بمیر) (۱۹۷۸)
وقتی Never Say Die شروع میشود، در ابتدا خیلی بد به نظر نمیرسد، زیرا آهنگ عنوان اولین قطعه است، و به همان اندازه که آلبوم دارد، خوب است. اما شما در ابتدا این را نمیدانید، یا احتمالاً اگر تازه با این آلبومهای کمتر شناختهشده بلک سبث آشنا میشوید، مثلاً امروز، نمیدانید. میتواند اتفاق بیفتد. میتواند واقعیت کسی باشد، کسی که استاد آن و چیزهای دیگر است.
بعد از “Never Say Die”، درست در ابتدا، اوضاع تا حدودی از هم میپاشد. آلبوم واقعاً شبیه بلک سبث به نظر نمیرسد، و با نگاهی به گذشته، تعجبآور نیست که اوزی آزبورن پس از انتشار این آلبوم حرفه انفرادی خود را جدا از گروه دنبال کرد (خوشبختانه، او بعداً برای یک آلبوم استودیویی دیگر، به علاوه چند اجرای زنده، بازگشت). از آنجایی که Heaven and Hell (بهشت و دوزخ)، اولین آلبوم بلک سبث بدون اوزی آزبورن، واقعاً بسیار خوب بود (و پیشرفت بزرگی نسبت به دو آلبوم قبلی)، شاید در آن زمان به نفع همه بود.
۸: ‘Technical Ecstasy’ (شور و شوق فنی) (۱۹۷۶)
عجیببودن اینجا شروع میشود – اما قطعاً به پایان نمیرسد – با کاور آلبوم، زیرا هر کسی میتواند حدس بزند که چه اتفاقی آنجا میافتد. Technical Ecstasy وقتی چشمان خود را از آن کاور به اندازهای برمیدارید تا با گوشهای خود به آلبوم گوش دهید، همچنان عجیب به نظر میرسد. صادقانه بگوییم، این اولین اشتباه کوچک بلک سبث بود. مطمئناً، Never Say Die کمی بیشتر اشتباه کرد، اما Technical Ecstasy اولین گام اشتباه تاسفبار بود، و احتمالاً اولین آلبوم غیرضروری بلک سبث نیز بود.
انتشاراتی بدون اوزی آزبورن از دهههای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ وجود دارد که از نظر فنی آلبومهای بلک سبث هستند و کمی بدترند، با این حال، دلایل زیادی برای گذراندن وقت با Technical Ecstasy وجود ندارد. دو آهنگ بلند اینجا، “You Won’t Change Me” و “Dirty Women،” بد نیستند، اما بقیه چیزها به طرز شگفتآوری فراموششدنی هستند. در اینجا شور و اشتیاق یا زندگی زیادی وجود ندارد، که وقتی در نظر بگیرید اولین شش آلبوم بلک سبث چقدر خوب بودند، عجیب است.
۷: ’13’ (۱۳) (۲۰۱۳)
میدانید، این بهتر از چیزی است که انتظار دارید، یا از چیزی که میترسید. 13، غیرمنتظره نیست، به خوبی آلبومهای کلاسیک بلک سبث که اوزی آزبورن در آنها شرکت داشت، نیست، و آنها در شرف ذکر شدن هستند، اما خوب است که 13 وجود دارد تا آن دو آلبوم دیگر را از آخرین آلبومهای رسمی با اوزی آزبورن بودن باز دارد. این راهی است برای پایان دادن به کار با یک نقطه اوج قابل مقایسه، هرچند نه به هیچ وجه یک نقطه اوج برای کل دیسکوگرافی گروه.
این قلمرو آشنا برای گروه است. آنها کمی به نظر میرسند که انگار در حال نواختن آهنگهای محبوب هستند، حتی اگر از نظر فنی محبوب نباشند، و در عوض آهنگهایی هستند که فقط به طور قابل تشخیصی ماهیت بلک سبث را دارند. اگر از خروجیهای گروه در دهه ۷۰ خوشتان میآید، چیزهایی را پیدا خواهید کرد که عموماً دوست داشته باشید، اما اگر به دنبال چیزهایی هستید که واقعاً عاشقشان شوید، این به هیچ وجه تضمینی نیست. چیز زیادی برای شگفتزده شدن با 13 وجود ندارد، اما دوباره، زیاد بد به نظر نرسیدن قطعاً یک نکته مثبت است. و گوش دادن به آن بر Technical Ecstasy و Never Say Die ارجحیت دارد، برای هر چه که ارزش داشته باشد.
۶: ‘Sabotage’ (خرابکاری) (۱۹۷۵)
مانند Technical Ecstasy، کاور Sabotage شاید کمی عجیب باشد، اما بر خلاف Technical Ecstasy، Sabotage در مجموع یک آلبوم نسبتاً خوب است. این ششمین آلبومی بود که بلک سبث منتشر کرد، و بنابراین اگر به جایگاه آن در اینجا نگاه کنید و ببینید در رتبه ۶ است، این نشان میدهد که در آن مقطع از تاریخ گروه، ضعیفترین آلبوم بلک سبث بوده است. یعنی، این از نظر فنی درست است.
با این حال، خود آلبوم ضعیف نیست، و نیمه اول به ویژه قوی است، که شامل “Hole in the Sky،” “Symptom of the Universe،” و “Megalomania” میشود، که آخرین آهنگ تقریباً ۱۰ دقیقه طول میکشد، چون بلک سبث میتوانست، احتمالاً (دومین آهنگ اینجا، “Don’t Start (Too Later” بیشتر یک اینترلود است تا یک آهنگ واقعی، چون خیلی کوتاه است). اگر چیزی باشد، Sabotage میتوانست از پخش بیشتر بهترین آهنگهایش سود ببرد، زیرا نیمه دوم، اگرچه به هیچ وجه وحشتناک نیست، تأثیر مشابه نیمه اول را ندارد. این یک مانع بزرگ نیست، و Sabotage حتی با آن نقص قابل توجه نیز هنوز خوب است.
۵: ‘Vol. 4’ (جلد ۴) (۱۹۷۲)
غیرمنتظره نیست، Vol. 4 چهارمین آلبوم بلک سبث است، اما فقط کمی از بودن چهارمین آلبوم برتر فاصله میگیرد. متأسفم. در مقایسه با Sabotage، این یک پیشرفت است به این معنا که بهترین آهنگها در اینجا کمی بیشتر توزیع شدهاند. این مانند Born to Run اثر بروس اسپرینگستین است، صادقانه، با توزیع یکنواخت، که با این واقعیت شروع میشود که آهنگهای شروع و پایان اینجا (به ترتیب “Wheels of Confusion” و “Under the Sun”) هر دو نکات برجسته هستند.
و سپس با تکمیل سمت اول آلبوم، “Supernaut” را دارید، درست قبل از اینکه سمت دوم آلبوم با سبکی به لطف “Snowblind” شروع شود. آن آهنگها همه عالی هستند، در حالی که تقریباً هر آهنگ دیگر حداقل نسبتاً خوب است… به جز “FX” عجیب، که برای یک اینترلود کمی طولانی است، و از نظر فنی چهارمین آهنگ آلبوم است. آن چهارمین آهنگ در Vol. 4 احتمالاً میتوانست حذف شود، حقیقتاً. چیز زیادی اضافه نمیکند، اما در غیر این صورت، این بلک سبث ضروری است.
۴: ‘Sabbath Bloody Sabbath’ (سبث خونین یکشنبه) (۱۹۷۳)
و اکنون اینجا پنجمین آلبوم بلک سبث است که “Vol. 5” نامیده نشد، و در عوض نام بسیار جالب Sabbath Bloody Sabbath به آن داده شد. دوباره، باید اذعان کرد که خوب بود آلبوم شماره ۵ را در رتبه ۵ قرار دهیم، و Vol. 4 را در رتبه ۴، اما Sabbath Bloody Sabbath فقط کمی بهتر از آلبومی است که قبل از آن آمده است. برای شروع، کمک میکند که در اینجا هیچ اینترلود احمقانهای که به اندازه یک آهنگ کامل (یا چیزی نزدیک به طول کامل) بزرگ شده باشد، وجود ندارد.
این هشت آهنگ نسبتاً طولانی است، با حتی کوتاهترینها که از چهار دقیقه تجاوز میکنند، و چند مورد از طولانیترینها در حدود شش دقیقه است. همه چیز در Sabbath Bloody Sabbath فضای تنفس دارد، و نتیجه یک آلبوم متعادل و بسیار سازگار است. نکات برجسته به این دلیل زیاد به چشم نمیآیند، اما هنوز آن آهنگ عنوان وجود دارد که احتمالاً بیشتر میدرخشد (که چیز زیادی میگوید، زیرا همه چیز در اینجا، تا حدی، میدرخشد).
۳: ‘Black Sabbath’ (بلک سبث) (۱۹۷۰)
بلک سبث با آلبومی به نام Black Sabbath خود را به جهان معرفی کرد، و اولین آهنگ در آن اولین آلبوم “Black Sabbath” بود. این مثل این است که، چقدر بلکتر میتواند سبث باشد؟ (پاسخ هیچ است. هیچچیز بلکتر نیست). نه، اما جدی، این یک بیانیه شروع باورنکردنی از سوی گروه است وقتی اولین آلبوم خود را باز میکنند. انرژی و حس کلی گروه درست از همان ابتدا به طور کامل تنظیم شده است.
جالب اینجاست که این حتی بهترین آلبوم بلک سبث سال ۱۹۷۰ نیست، فقط به این دلیل که این سال آنها را در اوج خلاقیت خود داشت، آنها رفتند و یک کلاسیک راک/متال تمام دوران دیگر را بعداً در آن سال منتشر کردند. با این حال، Black Sabbath، به عنوان آلبوم، تقریباً به همان اندازه ضروری است، و تقریباً به همان اندازه خوب است. اگر به دنبال نکات برجسته فراتر از آهنگ عنوان هستید، “N.I.B.” و “The Wizard” را نیز دارید، اما صادقانه، نمیتوانید با هیچیک از هفت آهنگ موجود در این اولین آلبوم استودیویی اشتباه کنید.
۲: ‘Master of Reality’ (استاد واقعیت) (۱۹۷۱)
بلک سبث با سومین آلبوم خود، Master of Reality، هیچ وقتی را تلف نکرد، و به دنبال دو آلبوم اول خود که هر دو در سال ۱۹۷۰ منتشر شدند، آمد. شتاب حفظ شد، دست کم، با این سه آلبوم اول بلک سبث که در نهایت سه آلبوم برتر آنها هستند، و Master of Reality انتخاب خوبی برای انتخاب به عنوان مورد علاقه شما است اگر نگران انتخاب خیلی واضح هستید… اما هی، انتخاب واضح در اینجا انتخاب شد. برای تأیید این موضوع نیازی نیست خیلی پایین اسکرول کنید.
به هر حال، Master of Reality کمی کوتاهتر از بیشتر آلبومهای کلاسیک بلک سبث است، در مجموع کمی بیش از ۳۴ دقیقه، اما بیشتر آهنگها را نسبتاً طولانی نگه میدارد، با دو مورد از هشت آهنگ آن که اینترلود هستند، و بقیه از پنج دقیقه طول تجاوز میکنند. “Sweet Leaf” احساس میکند که ممکن است نشاندهنده اوج زودهنگام آلبوم باشد، بهعنوان اولین آهنگ اینجا، اما سپس “Children of the Grave” را در نقطه میانی، و “Into the Void” را در انتهای بسیار دارید، تا در آن ایده تردید ایجاد کنید. این آلبوم در سراسر خود به خوبی ریتم دارد و توالیبندی شده است، و به خوبی و به درستی جایگاه خود را بهعنوان یک آلبوم متال کلاسیک (بدون ذکر تأثیرگذار) به دست آورده است.
۱: ‘Paranoid’ (پارانوید) (۱۹۷۰)
این همان است. این آلبومی است که میتوانید برای افرادی که فکر نمیکنند متال دوست دارند پخش کنید، و آنها را متقاعد کنید که حداقل برخی متال را دوست داشته باشند، یا این متال را. Paranoid یک آلبوم هوی متال تعریفکننده است، میدانید؟ شاید این آلبوم هوی متال است، که به عنوان یک آلبوم هارد راک نیز بسیار رضایتبخش است. شاید جذابیت و دسترسیپذیری آن در همین باشد، زیرا آهنگنویسی فوقالعاده فوری و جلب توجهکننده در اینجا ارائه شده است.
شما آن را از همان ابتدا دریافت میکنید، با “War Pigs،” و سپس دومین آهنگ، “Paranoid،” احتمالاً حتی بهتر است، یا حداقل حتی خوشتراشتر/فوریتر. از آنجا، تقریباً بدون وقفه عالی است. تقریباً هر آهنگ اینجا ارزش ذکر دارد، با حتی آهنگهای عجیب و آرام اینجا که در جریان کلی آلبوم نقش دارند. Paranoid اساساً کامل است، و آلبومی که اساساً از پیر شدن خودداری میکند، حتی اگر از نظر فنی نوعاً پیر است، زیرا بیش از ۵۵ سال در این مرحله وجود داشته است. به سلامتی به این که ۵۵ دهه بعد نیز به همان اندازه خوب به نظر برسد.