کمتر هنرمندی به اندازه پل مک‌کارتنی تغییر و تحول را تجربه کرده است. اولین گروه او، که در سن ۱۵ سالگی به آن پیوست، کسی نبود جز بیتلز (The Beatles). همکاری او در ترانه‌سرایی با جان لنون (John Lennon) دنیای موسیقی را برای همیشه تغییر داد و زمانی که گروه در سال ۱۹۷۰ از هم پاشید، او تنها ۲۷ سال داشت. در سنی که تازه فعالیت حرفه‌ای بیشتر افراد شکل می‌گیرد، او اثری پاک‌نشدنی بر بشریت گذاشته بود. اما او همچنان به طرز باورنکردنی‌ای جوان و پر از ایده بود و اگرچه فکر دنبال کردن راهی پس از بیتلز دلهره‌آور بود، خلاقیت پایان‌ناپذیر، روحیه رقابتی و ناتوانی‌اش در یک جا نشستن، باعث شد دوباره از صفر شروع کند.

او در کنار همسرش، لیندا مک‌کارتنی (Linda McCartney)، دو آلبوم سولو منتشر کرد. در آن زمان، منتقدان نسبت به تلاش‌های خلاقانه او بی‌اعتنا بودند. به هر حال، چه کسی می‌توانست با بیتلز برابری کند؟ اما پس از اینکه او و لیندا گروه خودشان، وینگز (Wings)، را تشکیل دادند، مردم دوباره او را جدی گرفتند. آن گروه تقریباً یک دهه دوام آورد و به طرز فوق‌العاده‌ای موفق بود و پس از جدایی وینگز، او فصل سوم زندگی حرفه‌ای خود را به عنوان یک هنرمند مستقل آغاز کرد. اوایل امسال، او بیستمین آلبوم سولوی خود را منتشر کرد و ثابت کرد که سن و سال هیچ ربطی به نبوغ او ندارد.

بیتلز و همکاری مک‌کارتنی با جان لنون

صحبت از پل مک‌کارتنی بدون اشاره به بیتلز غیرممکن است. این گروه که موسیقی را آنطور که می‌شناسیم شکل داد، کار خود را به عنوان یک پروژه نوجوانانه آغاز کرد. مک‌کارتنی وقتی ۱۵ ساله بود با جان لنون آشنا شد و لنون نزدیک به ۱۷ سالگی بود. او گروه لنون را که در آن زمان The Quarrymen نام داشت، در یک جشن روستایی در حال اجرا دید و پس از آن، یک دوست مشترک آن‌ها را به هم معرفی کرد. مک‌کارتنی قطعه «Twenty Flight Rock» از ادی کوچران (Eddie Cochran) را برای او نواخت و لنون تحت تأثیر استعداد او قرار گرفت. روز بعد، لنون از مک‌کارتنی دعوت کرد تا به گروهش بپیوندد.

لنون و مک‌کارتنی شهرت دوقلوی خود را در یکدیگر یافتند. هر دوی آن‌ها آهنگ‌های اورجینال می‌نوشتند، کاری که هیچ‌کس در اطرافشان انجام نمی‌داد، بنابراین خیلی زود شروع به فرار از مدرسه کردند و در خانه مک‌کارتنی برای نوشتن آهنگ دور هم جمع می‌شدند. برای سال‌ها، آن‌ها آهنگ‌های خود را به عنوان یک پروژه مخفی نگه داشته بودند. گروهشان که اسمش را به بیتلز تغییر داده بود، در آن زمان فقط آهنگ‌های دیگران را کاور می‌کرد و لنون محکم رهبر گروه بود. وقتی رابطه لنون و مک‌کارتنی مستحکم شد، مک‌کارتنی تصمیم گرفت یکی از دوستان کوچک‌ترش، جرج هریسون (George Harrison)، را هم دعوت کند. هریسون مهارتش را با نواختن قطعه «Raunchy» از بیل جاستیس (Bill Justis) نشان داد و لنون آنقدر تحت تأثیر قرار گرفت که توانست از اختلاف سنی دو سال و نیمه‌شان چشم‌پوشی کند.

برای پنج سال، لنون و مک‌کارتنی با هم رشد کردند، هم به عنوان نوازنده و مهم‌تر از آن، به عنوان ترانه‌سرا. شراکت آن‌ها هسته اصلی بیتلز بود، مخصوصاً در ابتدا. حتی اگر هنوز آهنگ‌هایشان را به گروه ارائه نمی‌دادند، هرگز جلسات ترانه‌سرایی‌شان را متوقف نکردند. در سال ۱۹۶۰، بیتلز به آرامی شکل می‌گرفت و به آن‌ها پیشنهاد یک رزیدنسی در آلمان داده شد. این یک غسل تعمید واقعی با آتش بود. آن‌ها تازه از مدرسه خارج شده بودند (خب، بیشترشان؛ هریسون هنوز فقط ۱۷ سال داشت) و برای نواختن در کلوب‌های مخوف و روسپی‌خانه‌ها برده شدند، جایی که اجراهایشان تا ۱۲ ساعت طول می‌کشید. زمانی که در سال ۱۹۶۲ با یک لیبل قرارداد بستند، آن‌ها حرفه‌ای‌های کارکشته‌ای بودند، با اینکه مسن‌ترین عضو گروه ۲۲ سال داشت.

تقریباً اضافه‌گویی است اگر بخواهیم تمام دستاوردهای بیتلز و سهم بی‌اندازه مک‌کارتنی در بزرگ‌ترین گروه جهان را لیست کنیم. او موفق‌ترین آهنگشان یعنی «Yesterday» را نوشت، به معنای واقعی کلمه موسیقی هوی متال را با «Helter Skelter» خلق کرد و به ایجاد صنعت تلویزیون واقع‌نما با تلاششان برای ساخت یک برنامه تلویزیونی از جلسات ضبط لحظه‌ای‌شان کمک کرد، که بیشتر آن را می‌توان در مستند Get Back ساخته پیتر جکسون (Peter Jackson) دید.

اما وقتی گردباد بیتلز پایان یافت، پل مک‌کارتنی مجبور شد خودش را از نو بسازد.

وینگز و فعالیت انفرادی مک‌کارتنی

وقتی بیتلز در سال ۱۹۷۰ از هم پاشید، پل مک‌کارتنی دل‌شکسته بود. در حالی که رابطه‌شان برای مدتی رو به وخامت گذاشته بود، مک‌کارتنی برای پایان کار گروه آماده نبود. همان‌طور که او در کتابش، Wings: The Story of a Band on the Run، توضیح داد، بیتلز تمام زندگی او از زمان نوجوانی‌اش بود و بدون آن‌ها، احساس گمگشتگی می‌کرد. خوشبختانه، او همسرش لیندا را داشت که یک سال قبل با او ازدواج کرده بود و حمایت او باعث شد از افسردگی خارج شود. با کمک لیندا، او گروه بعدی خودش، وینگز را شروع کرد. او می‌خواست واقعاً از صفر شروع کند، بنابراین به جای اینکه یک اَبَرگروه تشکیل دهد و در استادیوم‌ها بنوازد، همان‌طور که به او پیشنهاد شده بود، نوازندگان بااستعداد اما نه چندان معروف را استخدام کرد و گروه را برای تور در سالن‌های دانشگاه با یک ون برد. آن‌ها سر می‌رسیدند، می‌پرسیدند که می‌توانند اجرا کنند، ۵۰ سنت ورودی می‌گرفتند و موسیقی جدیدشان را می‌نواختند.

تا زمانی که موفق‌ترین آلبومشان یعنی Band on the Run منتشر نشد، مردم واقعاً به کاری که مک‌کارتنی انجام می‌داد توجه نکردند. او زحمتش را کشیده بود و ثابت کرد که به تنهایی یک استعداد بزرگ است. آن گروه موفقیت‌های بی‌شماری داشت، از جمله «Mull of Kintyre»، پرفروش‌ترین تک‌آهنگ که حتی فروش بیتلز را هم پشت سر گذاشت.

سال ۱۹۸۰ یک سال سرنوشت‌ساز دیگر برای مک‌کارتنی بود، آن هم به بیش از یک دلیل. او در ژاپن به خاطر تلاش برای قاچاق ماری‌جوانا به کشور دستگیر شد و در نتیجه، گروه به وقفه‌ای نامحدود فرو رفت. در همان سال، او سومین آلبوم سولوی خودش، McCartney II را منتشر کرد. این آلبوم تطبیق‌پذیری و توانایی او در همگام شدن با زمانه را نشان داد، چرا که او عناصری از موسیقی الکترونیک و نیو ویو را در آهنگ‌هایی مثل «Coming Up» و «Temporary Secretary» گنجاند. آلبوم در صدر جدول‌ها قرار گرفت.

اما البته، در دسامبر همان سال، زندگی او یک بار دیگر فرو پاشید وقتی جان لنون به قتل رسید. تا به امروز، این فقدانی است که کنار آمدن با آن برایش دشوار است و لنون همچنان تأثیر بزرگی بر موسیقی او دارد. پس از وینگز و مرگ لنون، او خودش را در کار غرق کرد. او به انتشار آلبوم‌های صدرنشین و تور در سراسر جهان ادامه داد و در ماه می امسال، جدیدترین آلبومش، The Boys of Dungeon Lane را منتشر کرد. این آلبوم که ادای احترامی به سال‌های اولیه‌اش با بیتلز است، با بزرگداشت هر یک از هم‌گروهی‌هایش با یک قطعه ویژه، مک‌کارتنی یک بار دیگر در بریتانیا به رتبه ۱ دست یافت.

امروز، پل مک‌کارتنی ۸۴ ساله می‌شود. دنیا خوش‌شانس است که هنوز می‌تواند از موسیقی جدید و اجراهای زنده این اسطوره لذت ببرد و این اثر جدید ثابت کرده که او هنوز چیزهای زیادی برای ارائه دارد. نظر شما درباره مسیر هنری پر فراز و نشیب پل مک‌کارتنی چیست؟