اگر بگویم داستانی درباره آینده‌ای دور است که در آن گروهی از خلبانان علیه یک امپراتوری ظالم در میان ستارگان می‌جنگند، احتمالاً بلافاصله به یاد دنیای جنگ ستارگان (Star Wars) یا سریال Battlestar Galactica (نبرد فضایی گالاکتیکا) می‌افتید. اما سریالی که مد نظر ماست، Space: Above and Beyond (فضا: فراتر و فراتر) نام دارد. این سریال که توسط گلن مورگان و جیمز ونگ خلق شده، موفق می‌شود یک داستان به ظاهر ساده از نبرد فضایی را با مفاهیمی عمیق درباره خطرات پیش‌داوری و قدرت تاب‌آوری روح انسان ترکیب کند.

داستان از جایی شروع می‌شود که بشریت در نبرد مقابل نژادی بیگانه به نام “چیگز” در آستانه شکست قرار دارد. در نتیجه، یک اسکادران کاملاً آموزش‌ندیده و آزمایش‌نشده به نام “وایلد کاردز” (Wild Cards) آخرین خط دفاعی در برابر امپراتوری چیگز محسوب می‌شود. Space: Above and Beyond در طول دوران کوتاه پخش خود، تقریباً تمام قوانین نانوشته داستان‌های نبرد فضایی را زیر پا گذاشت. این رویکرد نه تنها باعث شد این سریال سر و گردنی از رقبا بالاتر بایستد، بلکه حتی دنیای جنگ ستارگان را نیز به چالش کشید.

یک شاهکار علمی تخیلی لایه‌لایه و جذاب

اگر کتاب قانونی برای ساخت یک سریال علمی تخیلی وجود داشته باشد، Space: Above and Beyond آن را پاره پاره کرد. در این داستان، بشریت در بالای هرم قدرت نیست؛ در واقع، دلیل اصلی موفقیت چیگزها این است که آن‌ها فناوری سفر سریع‌تر از نور دارند، در حالی که انسان‌ها برای جابجایی مجبور به استفاده از کرم‌چاله‌ها هستند. علاوه بر این، ما با “این ویتروها” (In Vitros)، انسان‌های دست‌کاری‌شده ژنتیکی که برای سرباز شدن خلق شده‌اند، و “سیلیکیت‌ها” (Silicates)، اندرویدهایی که علیه بشریت شورش کرده‌اند، روبرو هستیم. یکی از اعضای اسکادران وایلد کاردز، کوپر هاوکس (رادنی رولند) یک این ویترو است و فرمانده‌شان، تی. سی. مک‌کوئین (جیمز موریسون)، از کهنه‌سربازان “جنگ‌های هوش مصنوعی” میان انسان‌ها و سیلیکیت‌هاست.

در نگاه اول، داستان سیلیکیت‌ها و این ویتروها ممکن است بسیار شبیه به رپلیکانت‌های دنیای Blade Runner (بلید رانر) یا شورش ماشین‌ها در سری فیلم‌های The Matrix (ماتریکس) به نظر برسد. با این حال، ماجرا در طول سریال مسیر متفاوتی پیدا می‌کند، چرا که مشخص می‌شود سیلیکیت‌ها به نیروهای چیگز پیوسته‌اند و وسواس عجیبی نسبت به مفهوم شانس دارند، تا جایی که یک سیلیکیت سرنوشت یک سیاره را با پرتاب یک سکه تعیین می‌کند؛ کاری که هرگز از یک رپلیکانت سر نمی‌زند. اگر این به اندازه کافی غافلگیرکننده نیست، در فینال سریال، چیگزها تسلیم می‌شوند و فاش می‌کنند که تنها دلیل حمله به بشریت، اقدامات یک بیلیونر طمعکار بوده است. این پیچش داستانی که هیچ‌کس انتظارش را نداشت، متأسفانه پایان راه Space: Above and Beyond نیز بود.

تأثیر ماندگار سریالی کوتاه‌عمر

تصویری از بازیگران سریال Space: Above and Beyond
بازیگران Space: Above and Beyond. تصویر از Fox Television

Space: Above and Beyond با یک پایان باز و نفس‌گیر به اتمام می‌رسد، جایی که اکثر اعضای وایلد کاردز زخمی شده‌اند و زمین برای بازسازی آماده می‌شود. تمام شدن سریال با چنین تعلیق بزرگی بسیار بی‌رحمانه به نظر می‌رسد، اما در عین حال نقطه ضعف شبکه فاکس در بازاریابی سریال‌های علمی تخیلی را برجسته می‌کند. این سریال شباهت‌های زیادی با Firefly (کرم شب‌تاب) دارد، یکی دیگر از آثار کالت علمی تخیلی که فاکس در اوج شکوفایی آن را کنسل کرد. این سریال اثری واقعاً پیشگامانه در ژانر علمی تخیلی بود، اما تبلیغات بسیار کمی دریافت کرد و زمان‌بندی پخش بدتری نیز داشت. این اتفاق روندی را آغاز کرد که بعدها با سریال‌های دیگری چون Almost Human (تقریباً انسان) با بازی کارل اوربان و Terminator: The Sarah Connor Chronicles (نابودگر: ماجراهای سارا کانر) نیز ادامه یافت.

با وجود عمر کوتاه، Space: Above and Beyond همچنان بر سریال‌های علمی تخیلی تأثیر می‌گذارد. این سریال در کنار Babylon 5 (بابیلون 5)، یکی از اولین مجموعه‌هایی بود که از یک خط داستانی بلندمدت در طول فصل استفاده کرد، آن هم خیلی قبل از آنکه این کار به یک رویه معمول تبدیل شود. گلن مورگان و جیمز ونگ بعدها به خلق آثار علمی تخیلی و ترسناک دیگری، از جمله مجموعه فیلم‌های Final Destination (مقصد نهایی) ادامه دادند. همچنین تیم تولید سریال پر از استعداد بود، از جمله Batman: The Animated Series (بتمن: مجموعه انیمیشنی)، شرلی واکر آهنگساز و دیوید ناتر کارگردان که بعدها اپیزودهای آغازین سریال‌هایی چون Smallville (اسمال‌ویل) و Supernatural (فراطبیعی) را کارگردانی کرد. سی سال بعد، Space: Above and Beyond همچنان نمونه‌ای درخشان از این است که چگونه سریال‌های تلویزیونی می‌توانند بر خلاف قواعدی که جنگ ستارگان تثبیت کرده حرکت کنند.

به نظر شما چه سریال علمی تخیلی دیگری هست که نادیده گرفته شده اما ارزشش از عناوین بزرگ دنیای سینما و تلویزیون کمتر نیست؟