ری بردبری به عنوان یکی از برترین نویسندگان علمی تخیلی جهان شناخته می شد، نویسنده ای که آثارش به زودی به سوژه های محبوبی برای اقتباس های سینمایی خوب و بد تبدیل شدند، از جمله اقتباس سریالی “The Martian Chronicles” (سرگذشت های مریخی). زمانی که جان هیوستون از او خواست فیلمنامه اقتباسی رمان “Moby-Dick” (موبی دیک) نوشته هرمان ملویل را بنویسد، این درخواست کاملاً دور از فضای علمی تخیلی به نظر می رسید. این همکاری عجیب میان کارگردان و نویسنده، تنها به لطف یک دوست مشترک شکل گرفت.
ری استارک، یک ایجنت توانمند در زمینه بستهبندی پروژهها بود. او درک عمیقی از نقاط قوت موکلانش داشت و به خوبی می دانست چگونه آنها را با یکدیگر هماهنگ کند. هیوستون به طور رسمی موکل استارک نبود، اما آنها دوستانی صمیمی بودند. استارک به تواناییهای بردبری ایمان داشت و به خوبی می دانست که این نویسنده تا چه حد شیفته فیلمهای هیوستون، به ویژه “The Treasure of the Sierra Madre” (گنجهای سیرا مادره) است، فیلمی که اتفاقاً یکی از فیلمهای محبوب استیون کینگ نیز محسوب می شود. بنابراین، استارک ترتیب ملاقات آنها را در یک رستوران برجسته در بورلی هیلز داد. طبق گفته سم ولر، زندگینامه نویس بردبری، در این ملاقات بردبری نسخههایی از کتابهای “The Martian Chronicles” (سرگذشت های مریخی)، “Dark Chronicles” (سرگذشت های تاریک) و “The Illustrated Man” (مرد مصور) را به هیوستون داد و گفت: “اگر کتابهای من را نصف اندازهای که من شما را دوست دارم، دوست داشته باشید، با من تماس بگیرید.”
آن تماس تلفنی چندین سال بعد برقرار شد، و آنچه برای بردبری همچون رؤیایی به حقیقت پیوسته آغاز شده بود، به تدریج به یک کابوس تبدیل شد. او خانوادهاش را به ایرلند منتقل کرد تا در حین نوشتن فیلمنامه در آنجا باشد و در این مسیر، انواع آزارهای روانی را تحمل کرد تا بتواند کارگردان بادهنوش و دمدمیمزاج خود را راضی نگه دارد. در نهایت، همسرش مارجریت چنان از رفتار هیوستون و تأثیر آن بر شوهرش منزجر شد که به همراه فرزندانشان به ایتالیا رفت. این یک تجربه طاقتفرسا بود، و البته در آن زمان، این رفتار برای هیوستون کاملاً عادی به نظر می رسید. اما فیلمی که حاصل شد، همچنان یک اقتباس تکاندهنده از رمان پیچیده و حجیم ملویل است.

ری بردبری یک اقتباس بینظیر از موبی دیک نوشت
ری بردبری شاید برای نوشتن فیلمنامهای برای جان هیوستون بیتاب بود، اما هرگز تصور نمیکرد آن فیلم “Moby Dick” (موبی دیک) باشد. (خط تیره در عنوان فیلم برداشته شد.) در واقع، زمانی که هیوستون با بردبری تماس گرفت و این پیشنهاد را داد، نویسنده پاسخ داد: “خدای من، آقای هیوستون. من هیچوقت نتوانستهام این کتاب لعنتی را بخوانم.” هیوستون یک شب به بردبری فرصت داد تا کتاب را بخواند، که اگر با نسخه کامل “Moby-Dick” (موبی دیک) آشنایی داشته باشید، میدانید این کار غیرممکن است. امید او این بود که بردبری با داستان ارتباط برقرار کند. واقعاً هیچ شانسی وجود نداشت که بردبری به قهرمان فیلمسازیاش جواب رد بدهد، بنابراین با پشتکار کتاب را ورق زد، مضامین آن را درک کرد و تصمیم گرفت شانس خود را امتحان کند.

ماه عسل این همکاری خیلی زود در ایرلند به پایان رسید. هیوستون بردبری را به نوشیدن مشروبات الکلی تشویق می کرد و او را به خاطر عدم تعهد کافی به پروژه سرزنش می نمود. تنها خواسته بردبری جلب رضایت هیوستون بود، اما فیلمساز اصرار داشت با این نویسنده ۳۳ ساله بازیهای روانی انجام دهد. بردبری سرانجام در یک شام در لندن (که به طرز طعنهآمیزی پیتر ویرتل نیز در آن حضور داشت، کسی که مبارزات خود با هیوستون بر سر فیلم “The African Queen” (ملکه آفریقایی) را در کتابی شرح داد که بعدها الهامبخش فیلم “White Hunter, Black Heart” (شکارچی سفید، قلب سیاه) ساخته کلینت ایستوود شد) از کوره در رفت. پس از ساعتها آزار و اذیت، نویسنده به کارگردانش گفت: “برو جهنم.” هیوستون که از یک نزاع خوب لذت میبرد، تهدید کرد که بردبری صلحطلب را کتک خواهد زد. اما دست نگه داشت، چرا که نویسندهای که استخدام کرده بود، باید فیلمنامه را تمام میکرد.
با وجود این همه مشکل و حاشیه، فیلم “Moby Dick” (موبی دیک) اثری فوقالعاده از آب درآمد. گرگوری پک به شکلی بینقص در نقش کاپیتان اهب بازی کرد، در حالی که ریچارد بیسهارت نیز نقش یک اسماعیل همدردیبرانگیز را ارائه داد. بردبری رمان ملویل را ماهرانه خلاصه کرد و هیوستون نیز آن را با نگاه ویژهاش به شخصیتپردازی کارگردانی کرد. از نظر بصری، فیلم یک شاهکار خیرهکننده نیست، اما در به تصویر کشیدن شکار نهنگ و خلق فضا، سنگ تمام میگذارد.
اگر شما هم در پروژهای رویایی با شخصیتی دشوار همکاری کردهاید که به یک کابوس تبدیل شده، دوست داریم تجربهتان را بشنویم. به نظرتان آیا چنین سختیهایی ارزش خلق یک اثر ماندگار را دارد؟
