شخصیتهای منفی یا شرورها از جذابترین بخشهای هر فیلمی هستند، و دلیل خوبی هم دارد. یک شرور خوشساخت مانند آینهای در برابر قهرمان عمل میکند: یا تصویری تاریک از آنچه قهرمان ممکن است به آن تبدیل شود نشان میدهد، یا مانعی بزرگ بر سر راهش قرار میدهد تا برای رسیدن به هدفش بر آن غلبه کند. ماندگارترین شرورها به نمادهایی در فرهنگ عامه تبدیل میشوند، چهرههای گوناگون شر را به نمایش میگذارند و برای داستانسرایان الهامبخش خلق گونههای تازهای از پلیدیاند.
فیلمهای انیمیشنی گنجینهای غنی از شخصیتهای منفی دارند که بیشترشان به دیزنی تعلق دارد، و این چندان شگفتانگیز نیست، چون این استودیو در طول سالها سهم بزرگی در ساخت انیمیشنها داشته است. اما دیگر کمپانیها نیز شرورهایی خلق کردهاند که دستکمی از بهترینهای دیزنی ندارند، و وقت آن رسیده که از آنها تجلیل کنیم.
۱۰. جنر (Jenner) با صداپیشگی پل شنار (Paul Shenar) از فیلم راز نیم (The Secret of NIMH) (۱۹۸۲)

جنر یکی از چندین موش و رتی بود که توسط مؤسسه ملی سلامت روانی (NIMH) تحت آزمایش قرار گرفت و هوشی پیشرفته به دست آورد. او به همراه دیگران از آزمایشگاه گریخت و کلونیای زیر بوتههای رز یک کشاورز بنا نهاد. در حالی که رتها با پیشرفتهای علمیای که به مرز جادو میرسیدند، مجبور بودند برق بیشتری از کشاورزها بدزدند، رهبرشان، نیکودموس (Nicodemus) با صدای سر درک جاکوبی (Derek Jacobi)، تدارک مهاجرت به درهی تورن (Thorn Valley) را دید تا خانهای جدید بسازند. اما جنر نیازی به ترک نمیدید و با این نقشه مخالفت کرد، در حالی که چشم به فرصتی داشت تا نیکودموس را بکشد و کنترل را به دست گیرد.
جنر در «راز نیم» کمتر از ۱۰ دقیقه ظاهر میشود، اما تأثیری بسیار قوی میگذارد، به لطف طراحیاش، اجرای فوقالعادهی شنار و آنچه نمادش است. ابتدا جنر به عنوان صدای محافظهکار مخالف معرفی میشود که میخواهد به رسوم قدیمی پایبند بماند، و کاریزمای کافی دارد تا نیت واقعیاش را پشت شور و اعتقاد عمیق پنهان کند. اما اینکه به قتل ناجوانمردانه متوسل میشود نشان میدهد که هرچند هوش بالا به رتها امکان ساخت شگفتیها را داده، آنها را در برابر رذایلی چون غرور، جاهطلبی و طمع نیز آسیبپذیر کرده است.
۹. ژنرال ووندوورت (General Woundwort) با صداپیشگی هری اندروز (Harry Andrews) از فیلم واترشیپ داون (Watership Down) (۱۹۷۸)

ممکن است تصور نکنید خرگوشها ترسناک باشند، اما ژنرال ووندوورت (با صدای هری اندروز) موفق میشود از چنین حیوان بامزهای، موجودی هراسآور بسازد. فرمانروای مستبد وارن افرافا (Efrafa)، ووندوورت قدرت را با استبداد و ترس حفظ میکند، رهبران وارنهای دیگر را تا سر حد مرگ به نبرد میطلبد تا به سپاهش بیفزاید، و به وفاداران با ارتقا در سلسله مراتبش پاداش میدهد. اما نیازش به کنترل باعث میشود وارنش بیش از حد شلوغ شود، و چندین عضو جان خود را به خطر میاندازند تا راه فراری بیابند یا به وارن جدیدی بپیوندند.
ووندوورت تاریکترین جنبههای طبیعت و بشریت را در هم میآمیزد تا آنتاگونیستی فراموشنشدنی برای واترشیپ داون بیافریند. او نسبت به خرگوشهای تحت حکومتش کاملاً بیرحم نیست، اما غرور و نیاز به کنترلاش چنان شدید است که غریزهی بقای حیوان را به تمامیتخواهی و خشونت تبدیل میکند. در نبرد، ووندوورت هیولایی تمامعیار است: خرگوشهای همنوعش را به راحتی میکشد و حتی در برابر شکارچیان هم ایستادگی میکند.
۸. ترکس (Thrax) با صداپیشگی لارنس فیشبرن (Laurence Fishburne) از فیلم اسموسیس جونز (Osmosis Jones) (۲۰۰۱)

وقتی نگهبان باغوحش فرانک دتور (Frank DeTorre) با نقشآفرینی بیل موری (Bill Murrey)، یک تخممرغ سفت که شامپانزهای از دهان بیرون انداخته را میخورد، انبوهی از میکروب و ویروس را وارد بدنش میکند، از جمله ترکس را (با صدای لارنس فیشبرن). ترکس با چنگال درازش در دست چپ میتواند هر سلولی را که لمس کند مشتعل سازد، و به سرعت در بدن فرانک پیش میرود تا هیپوتالاموس را تخریب کند و باعث گرمازدگیاش شود. نقشهی نهاییاش این است که فرانک را ظرف ۲۴ ساعت بکشد و سپس به سراغ انسانی دیگر برود تا فصلی برای خودش در کتابهای پزشکی باز کند.
اسموسیس جونز به خاطر بخشهای لایو اکشن ضربه خورد، اما بخشهای انیمیشنیاش بسیار تحسین شدهاند و ترکس دلیل بزرگی برای این امر است. او نه تنها طراحی شیکی دارد که اعتمادبهنفس و قدرت تراوش میکند، بلکه شخصیت متناسبی هم دارد: خود را شروری خوشبرخورد و کاریزماتیک نشان میدهد، و اجرای فریبنده و بدطینت فیشبرن هم کمکش میکند. اما زیر این نقاب ظریف، شکاری حیلهگر کمین کرده که از فرایند زمینهچینی برای کشتن بعدیاش لذت میبرد و در نابود کردن هر که سر راهش باشد تردید نمیکند.
۷. گریگوری راسپوتین (Grigori Rasputin) با صداپیشگی کریستوفر لوید (Christopher Lloyd) از فیلم آناستازیا (Anastasia) (۱۹۹۷)

گریگوری راسپوتین (با صدای کریستوفر لوید) که روزی مشاور تزار نیکلای دوم (با صدای ریک جونز، Rick Jones) در امپراتوری روسیه بود، به عنوان شیادی قدرتطلب افشا و تبعید شد، و در نتیجه روحش را در ازای یک محفظهی یادگار جادویی به نیروهای تاریکی فروخت. او با این محفظه خانوادهی رومانوف را نفرین کرد؛ خانوادهای که در جریان انقلاب روسیه از قدرت سقوط کردند، در حالی که راسپوتین هنگام تلاش برای کشتن کوچکترین دختر، آناستازیا (با صدای مگ رایان، Meg Ryan)، غرق شد. محفظه روح او را در برزخ زنده نگه داشت، و وقتی خفاش دستآموزش، بارتوک (با صدای هنک آزاریا، Hank Azaria)، آناستازیا را در هیئت زنی جوان و دچار فراموشی یافت، راسپوتین سوگند خورد خودش آخرین بازماندهی رومانوفها را بکشد.
آناستازیا در تبدیل تاریخ روسیه به یک افسانهی عاشقانه آزادیهای زیادی به خرج میدهد، و تغییرات اعمالشده روی راسپوتین از بهترینهایشان است. او اساساً یک لیچ است (جادوگر مردهی قدرتمندی که روحش به شیئی جادویی گره خورده)، و این به فیلم اجازه میدهد با ماهیت نامیرایش هم کمدی فیزیکی خلق کند و هم لحظات واقعاً ترسناک. کار صدای لوید نیز بینظیر است، بهویژه در صحنههایی که راسپوتین جادوی تاریکش را آزاد میسازد و حقیقتاً به لقب راهب دیوانه میرسد.
۶. پادشاه هاگارد (King Haggard) با صداپیشگی کریستوفر لی (Christopher Lee) از فیلم آخرین تکشاخ (The Last Unicorn) (۱۹۸۲)

در قلعهای فروپاشیده کنار دریا، پادشاه هاگارد (با صدای سر کریستوفر لی) زندگی میکند. با وجود فرمانروایی بر یک پادشاهی، چنان در غم و اندوه عمیقی گرفتار است که عملاً در قلعهاش تنها به سر میبرد، به جز کمترین کارکنان و پسرخواندهاش، پرنس لیر (با صدای جف بریجز، Jeff Bridges). تنها چیزی که برایش شادی میآورد تکشاخها بودند، پس گاو نر اهریمنیاش را فرستاد تا آنها را گردآورد و به درون امواج زیر قلعهاش براند تا هر وقت خواست به آنها بنگرد.
با اینکه «آخرین تکشاخ» یک افسانهی مدرن است، پیتر اس. بیگل (Peter S. Beagle)، نویسندهی فیلمنامه، شناخت عمیقی از ژانر دارد و پادشاه هاگارد را با ردپایی از تراژدی شکسپیری مینویسد. افسردگی شدید هاگارد که او را در تالارهایی خالی و بر سرزمینی بایر حاکم کرده، میتوانست ترحمبرانگیز باشد، اما با دزدیدن تکشاخها برای شادی خودش، جهان را از چیزی زیبا و ناب محروم میکند و به عواقبش هم اهمیتی نمیدهد. لی هم، طبق انتظار، اجرایی پرقدرت و پرصلابت ارائه میدهد و حتی در دوبلهی آلمانی هم صداپیشگی هاگارد را خودش انجام داد.
۵. بلدام (The Beldam) با صداپیشگی تری هچر (Teri Hatcher) از فیلم کورالاین (Coraline) (۲۰۰۹)

بلدام که با نام مادر دیگر (Other Mother) هم شناخته میشود، هیولایی عنکبوتمانند است که در بُعدی جیبی زندگی میکند و با عروسکهای متحرک دنیای ما را جاسوسی میکند. وقتی کودکی بیچاره پیدا میکند، او را به دنیای خودش میکشاند که برای ارضای تمام هوسهای کودک تغییر یافته، و به او پیشنهاد ماندن میدهد اگر اجازه دهد دکمههای سیاه روی چشمهایش بدوزد. به محض اینکه کودک قبول کند، در دنیای بلدام گرفتار میشود، جانش قربانی بقای بلدام میگردد و روحش برای همیشه زندانی او میماند.
بلدام آنتاگونیستی ترسناک است که به کورالاین کمک کرد جایگاهش را به عنوان یکی از تاریکترین انیمیشنهای ساختهشده برای کودکان به دست آورد. روشهایش، هرچند برای فضای فانتزی بزرگنمایی شده، به خاطر شباهت به تجربیات واقعی وحشتناکاند: بچهها را با عشق دروغین، هدیه و توجه فریب میدهد، ولی وقتی به خواستهاش برسد، آنها را دور میاندازد و سراغ قربانی بعدی میرود. چه مناسب که شکل واقعیاش عنکبوتمانند است، با انگشتانی سوزنمانند و بدنی اسکلتی که نماد تارهایی است که برای به داماندازی طعمه میتند و وعدههای توخالیای که عرضه میکند.
۴. مادرخواندهی پری (Fairy Godmother) با صداپیشگی جنیفر ساندرز (Jennifer Saunders) از فیلم شرک ۲ (Shrek 2) (۲۰۰۴)

هارولد (با صدای جان کلیز، John Cleese) قورباغهای که برای ازدواج با پرنسس انسان، لیلیان (با صدای دیم جولی اندروز، Dame Julie Andrews)، با مادرخواندهی پری (با صدای جنیفر ساندرز) معامله کرد: شاهزاده شود، در ازای اینکه دختر آیندهاش با پسر او، پرنس چارمینگ (با صدای روپرت اورت، Rupert Everett)، ازدواج کند. بنابراین مادرخواندهی پری از شنیدن اینکه پرنسس فیونا (با صدای کامرون دیاز، Cameron Diaz) در عوض توسط غولی به نام شرک (با صدای مایک مایرز، Mike Myers) از برجی که اژدها نگهبانی میداد نجات یافته، و حالا برای همیشه غول شده، اصلاً خوشحال نیست. او هارولد را تهدید میکند تا نقشهای برای کشتن شرک بچیند، اما بعد متوجه میشود میتواند با بازی با ناامنیهای شرک به خواستهاش برسد.
شرک ۲ یکی از آن دنبالههای نادری است که از فیلم اصلی پیشی میگیرد، و مادرخواندهی پری شرور بینقصی برای ادامهی مجموعهای است که به طنز کشیدن کلیشههای افسانهای برایش شهرت دارد. به جای آنکه چهرهای مهربان و مادرانه باشد که به پاداش مهربانی و همدلی میرساند، این مادرخواندهی پری تاجری بیرحم است که با «تا ابد خوشبخت زندگی کردنها» مثل کالایی قابل خرید و فروش برخورد میکند، به او اجازه میدهد دیکته کند چه کسی یا چه چیزی پایان خوش افسانهای بگیرد و هر آنچه با ایدههایش جور درنیاید حذف کند. از طرفی اجرای ساندرز بینظیر است؛ او وجه بیرحم و فریبکار شخصیت را عالی از کار درمیآورد، در حالی که همچنان لحظات کمیکی مثل لوس کردن پسرش یا شکست در رژیم غذایی به خاطر استرس را هم گنجانده است.
۳. لرد شن (Lord Shen) با صداپیشگی گری اولدمن (Gary Oldman) از فیلم پاندای کونگفوکار ۲ (Kung Fu Panda 2) (۲۰۱۱)

وقتی لرد شن (با صدای گری اولدمن) شروع به آزمایش با آتشبازیهای خانوادگیاش به عنوان سلاح کرد، والدینش از یک پیشگو (با صدای میشل یئو، Michelle Yeoh) دربارهی آیندهاش پرسیدند و او گفت شن به دست جنگجویی سیاه و سفید نابود خواهد شد. شن که پیشگویی را شنید، تصمیم گرفت ثابت کند ارباب سرنوشت خودش است: روستایی از پانداها را قتلعام کرد، اما والدینش از کار او وحشتزده شدند و او را از شهر گانگمن (Gongmen City) تبعید کردند. شن با دلی شکسته سوگند خورد شهرش و سرانجام تمام چین را پس بگیرد، و بیست سال بعد را صرف ساختن ارتشی از پیروان و زرادخانهای از توپها کرد.
لرد شن یک کلاس درس در نویسندگی شخصیت منفی است و رابطهی شخصیاش با پو (با صدای جک بلک، Jack Black) درگیری مرکزی پاندای کونگفوکار ۲ را شکل میدهد. او واقعاً آینهی تاریک پو است: هر دو از فقدان و ناامنیها رنج بردهاند، اما در حالی که پو توانست با آسیبهایش صلح کند و کمک به دیگران را برگزیند، شن تلخکام شد و تصمیم گرفت خلأ وجودش را با گرفتن آنچه فکر میکرد حقش است پر کند. با این حال، تعاملاتش با پیشگو آشکار میکند که زیر آن رفتار سرد و حسابگر، روحی زخمی نهفته است که میداند کارش اشتباه است و شاید حتی کمی پشیمان باشد، ولی همچنین باور دارد که راه بازگشتی ندارد و باید همین مسیر را ادامه دهد. لرد شن یکی از بهترین شرورهای یک فیلم رزمی است، بیچونوچرا.
۲. یوبابا (Yubaba) با صداپیشگی سوزان پلشت (Suzanne Pleshette) از فیلم شهر اشباح (Spirited Away) (۲۰۰۱)

درون یک پارک تفریحی متروک ژاپنی، دریچهای به دهکدهای در دنیای ارواح وجود دارد که حول حمامی عمومی میچرخد و توسط جادوگری به نام یوبابا (با صداهای ماری ناتسوکی/سوزان پلشت) اداره میشود. به خاطر قولی قدیمیکه داده، هر که برای کار پیش او بیاید را میپذیرد، اما به عنوان بخشی از قرارداد، نام واقعیشان را میگیرد و آنها را به خود مقید میکند، مگر اینکه بتوانند نامشان را پس بگیرند. یوبابا بیشتر روزهایش را صرف شمردن سودهایش، ناز کردن پسرش بو (Boh با صداهای ریونوسوکه کامیکی/تارا استرانگ)، و اذیت کردن خواهر دوقلوی خوشقلبش، زنیبا (Zeniba با صداهای ماری ناتسوکی/سوزان پلشت) میکند.
مثل بیشتر عناصر شهر اشباح، هر جزئیاتی دربارهی یوبابا با وسواس برای نمادگرایی انتخاب شده است. او در ابتدا نماد حرص و فساد است با وسواسش به سود و کنترل آهنینی که بر کارکنانش اعمال میکند، اما وقتی در کنار خواهرش قرار میگیرد، به دوگانگی روح انسان بدل میشود و جنبههای منفی را بازنمایی میکند. با این حال یوبابا کاملاً شر نیست: او عمیقاً پسرش را دوست دارد تا جایی که اگر تهدید شود به خشمی آتشین دچار میشود، همیشه سر قولش میماند، و حتی برای کسانی که کارشان را خوب انجام دهند یا موفق به شکستش شوند، احترام اکراهآمیزی قائل است.
۱. رامسس دوم (Rameses II) با صداپیشگی رالف فاینس (Ralph Fiennes) از فیلم شاهزاده مصر (The Prince of Egypt) (۱۹۹۸)

رامسس (با صدای رالف فاینس) به عنوان وارث فرعون ستی یکم (با صدای سر پاتریک استوارت)، وظیفهی سنگینی بر دوش دارد: روزی امپراتوری مصر را به دست گیرد و میراث سلسلهی خانوادگیاش را حفظ کند. او در جوانی از حمایت برادرخواندهاش موسی (با صدای وال کیلمر) برخوردار بود، تا اینکه موسی حقیقت ریشههایش را فهمید و پس از کشتن یک ناظر مصری، به صحرا گریخت. به این ترتیب وقتی رامسس پس از مرگ ستی بر تخت مینشیند، به حفظ میراث خانوادگی متعهد میشود، حتی وقتی موسی بازمیگردد تا از او بخواهد بردگان عبرانی مصر را آزاد کند.
شاهزاده مصر یکی از حماسیترین انیمیشنهای تمام دوران است. به طور منطقی، رامسس هم شروری درخور حماسه است، چون نویسندگان بر کشمکش درونیاش میان ناامنیهایش دربارهی شکستن زنجیرهی سلسلهای و عشقش به موسی و زندگی مشترک گذشتهشان تأکید کردهاند. و مانند هر شرور بزرگی، تلاشهای رامسس برای نشان دادن قدرت و حفظ قدرتش به نابودیاش میانجامد؛ همهی اینها از طریق انیمیشن خارقالعادهی چهره و اجرای درخشان فاینس به تصویر کشیده شده است.
حالا نوبت شماست! به نظرتان کدام یک از این شرورها واقعاً ترسناکترین بودند؟ یا اگر شخصیت منفی انیمیشنی غیر دیزنی دیگری در ذهن دارید، حتماً در کامنتها با ما در میان بگذارید!