گاهی پیدا کردن وقت و حوصله برای دیدن یک فیلم حماسی حتی یک بار هم سخت میشود. وقتی با فیلمی سه یا چهار ساعته روبرو هستیم، حسابی احساس ترس میکنیم؛ برخلاف تماشای سریال یا مینیسریال که راحتتر تن به آن میدهیم. نکتهٔ روانشناسی جالبی است، اما بهتر است از این حاشیه بیرون بیاییم.
فیلمهای حماسی زیر همگی طولانی هستند و کوتاهترینشان هم حدود سه ساعت زمان میبرد. اما همه عالیاند و ارزش دوباره دیدن را دارند. اینکه یک فیلم حماسی واقعاً ارزش شش ساعت یا بیشتر از وقتتان را داشته باشد (اگر بیش از دو بار ببینید که دیگر حسابش مشخص است)، نشاندهندهٔ کیفیت بالای آن است. اینجا به سراغ آنهایی رفتهایم که دیدن دوبارهشان راحتتر و لذتبخشتر است.
۱۰. War and Peace (جنگ و صلح) (۱۹۶۵–۱۹۶۷)

Image via Mosfilm
War and Peace (جنگ و صلح) اولین نمونهای است که بیشتر از یک فیلم محسوب میشود، اما برای درک کامل آن باید هر چهار قسمت را ببینید تا متوجه شوید چقدر اقتباس سینمایی فوقالعادهای است. منبع اصلی، رمان لئو تولستوی، خودش به اندازهٔ سه یا چهار کتاب معمولی حجم دارد، پس فیلم هفت ساعته منطقی به نظر میرسد.
این چهار قسمت بین سالهای ۱۹۶۵ تا ۱۹۶۷ اکران شدند و بعضی از آنها به تنهایی هم حماسی هستند. بهترین دلیل برای دوباره دیدن War and Peace (جنگ و صلح) تماشای شکوه و عظمت طاقتفرسای آن است. با این حجم از صحنههای خیرهکننده، دیدن چندباره تقریباً واجب است؛ به شرطی که از بمباران شکوه و جلال بار اول جان سالم به در برده باشید. فیلمی خستهکننده اما به بهترین شکل ممکن.
۹. Lagaan: Once Upon a Time in India (لاگان: روزی روزگاری در هند) (۲۰۰۱)

Image via Sony Pictures Classics
یک فیلم موزیکال تقریباً چهار ساعته که بیشتر دربارهٔ کریکت است، واقعاً یکی از بهترین فیلمهای حماسی تاریخ است، هرچقدر هم که عجیب به نظر برسد. Lagaan: Once Upon a Time in India (لاگان: روزی روزگاری در هند) در اواخر دههٔ ۱۸۰۰ میلادی در هند اتفاق میافتد. قهرمانان داستان روستاییانی هستند که مالیات سنگینی به انگلیسیها میدهند و برای رهایی از آن، در بازی کریکت شرطبندی میکنند: اگر ببرند، مالیات بخشیده میشود و اگر ببازند، مالیات سنگینتر.
تمام فیلم حول تمرین و یادگیری بازی میچرخد تا به مسابقهٔ نهایی برسیم، و در این میان چند قطعه موزیکال هم داریم. Lagaan: Once Upon a Time in India (لاگان) کریکت را هیجانانگیز میکند و یکی از بهترین فیلمهای ورزشی و داستانهای ضعیفکش است. حتی اگر از کریکت، موزیکال یا فیلمهای طولانی خوشتان نمیآید، این فیلم ارزش وقتتان را دارد.
۸. Lawrence of Arabia (لارنس عربستان) (۱۹۶۲)

Image via Columbia Pictures
برای فیلمی مثل Lawrence of Arabia (لارنس عربستان) میشود به راحتی کلمهٔ «شاهکار» را به کار برد و کسی اعتراض نکند. همه چیز در این فیلم عالی کار میکند و یکی از بیعیبترین فیلمهای حماسی تاریخ است. نزدیک چهار ساعت زمان میبرد و داستان زندگی تی. ای. لارنس و تجربیاتش در شبهجزیرهٔ عربستان طی جنگ جهانی اول را با چنان جزئیاتی روایت میکند که هم حماسهای تاریخی است و هم مطالعهٔ شخصیت عمیق.
از زمان اکران فیلم بیش از شش دهه گذشته، اما هنوز نیازی نیست از طولانی بودنش بترسید. Lawrence of Arabia (لارنس عربستان) همچنان تازه و دیدنی است.
۷. Once Upon a Time in America (روزی روزگاری در آمریکا) (۱۹۸۴)

Image via Warner Bros.
شاید تنها چیزی که دوباره دیدن Once Upon a Time in America (روزی روزگاری در آمریکا) را سخت کند، سنگینی بعضی صحنههایش باشد. این فیلم یکی از ناامیدکنندهترین و تلخترین فیلمهای جنایی و گانگستری تاریخ است، چون بیپرده نشان میدهد شخصیتهایش چقدر وحشتناکاند و چه عواقبی در انتظارشان است: یا مثل یک شرور بمیرند یا آنقدر زنده بمانند که پشیمان و پیر شوند.
اما ارزش دوباره دیدن دارد، چون چیزهای زیادی هست که بار دوم بهتر متوجه میشوید. تضاد زیبایی بصری و موسیقی دلنشین فیلم با سیاهی داستان و زشتی اخلاقی شخصیتها، واقعاً جذاب است.
۶. Sholay (شعله) (۱۹۷۵)

Image via Sippy Films
Sholay (شعله) با زمان نزدیک به سه ساعت و نیم، فرصت این را دارد که گاهی سرعتش را کم کند، اما ترجیح میدهد بیوقفه و دیوانهوار پیش برود. نتیجه با شکوه است. اگر یک حماسهٔ سامورایی خاص از قرن بیستم نبود، شاید Sholay (شعله) بهترین حماسهٔ اکشن تاریخ میبود.
دوم بودن هم بد نیست. این فیلم یک حماسه، ماجراجویی، کمدی رفاقتی، وسترن (از نوعی خاص) و موزیکال است، و احتمالاً چند چیز دیگر. Sholay (شعله) میخواهد همه را راضی کند و به طرز عجیبی موفق میشود.
۵. Titanic (تایتانیک) (۱۹۹۷)

Image via Paramount Pictures
شاید وسوسه شوید در برابر Titanic (تایتانیک) مقاومت کنید. قبلاً راحتتر بود، اما امروزه صداقت دوباره مد شده و فیلم هم به سنی رسیده که میشود کلاسیک خطابش کرد. Titanic (تایتانیک) همزمان بزرگترین فیلم فاجعهای و یک حماسهٔ عاشقانهٔ ماندگار است، و این دو ژانر را به شکلی جادویی متعادل میکند.
از نظر فنی درخشان است، و هرچند احساساتش آشکار و گستردهاند، اما تأثیرگذاریاش (بهویژه در پایان) با گذشت زمان بیشتر شده. Titanic (تایتانیک) به طرز غافلگیرکنندهای خوب پیر میشود.
۴. Seven Samurai (هفت سامورایی) (۱۹۵۴)

Image via Toho
Seven Samurai (هفت سامورایی) دربارهٔ هفت سامورایی است، و تقریباً بهترین فیلم تاریخ سینما در ژانر اکشن محسوب میشود. این فیلم نشان داد چطور میشود یک فیلم اکشن سه ساعته ساخت و باز هم تماشاگر را میخکوب کرد. ساختارش بینقص است و ایرادهای دیگرش هم به سختی پیدا میشود.
حتی با وجود سن و سالش، Seven Samurai (هفت سامورایی) چنان راحت تماشا میشود که آدم شگفتزده میشود. احتمالاً فیلمهایی دیدهاید که آشکارا از آن الهام گرفتهاند، شاید پرزرقوبرقتر و سریعتر باشند، اما هیچکدام به گرد پای این حماسهٔ جاودانهٔ آکیرا کوروساوا نمیرسند.
۳. The Good, the Bad and the Ugly (خوب، بد، زشت) (۱۹۶۶)

Image via Produzioni Europee Associati
قبلاً از Once Upon a Time in America (روزی روزگاری در آمریکا) گفتیم که آخرین فیلم سرجیو لئونه بود. اما او حماسههای قابل توجه دیگری هم ساخت، که شاید سرگرمکنندهترینشان The Good, the Bad and the Ugly (خوب، بد، زشت) باشد. بحث دربارهٔ بهتر بودنش نسبت به Once Upon a Time in the West (روزی روزگاری در غرب) ادامه دارد، اما اگر دنبال فیلمی بینهایت سرگرمکننده و همیشه آماده برای دوباره دیدن هستید، The Good, the Bad and the Ugly (خوب، بد، زشت) حرف اول را میزند.
این فیلم یکی از گستردهترین و جذابترین وسترنهای تاریخ است: سه مرد که همدیگر را فریب میدهند تا به گنجی از طلا در بیابان برسند. ریتمش عالی است، یکی از بهیادماندنیترین پایانهای تاریخ سینما را دارد، و آنقدر صحنههای دیدنی دارد که برای یک فیلمشناسی کامل کافی است.
۲. Kill Bill (بیل را بکش) (۲۰۰۳–۲۰۰۴)
فیلمی که در چند قسمت اکران شد: Kill Bill: The Whole Bloody Affair (بیل را بکش: ماجرای کامل خونین) تقریباً یک فیلم واحد محسوب میشود، گرچه جلد ۱ و ۲ به ترتیب در ۲۰۰۳ و ۲۰۰۴ منتشر شدند. در هر صورت، با دیدن پشت سر هم آنها، داستان کامل را میبینید.
در ظاهر، یک داستان انتقامجویانهٔ بزرگ است و بهانهای برای کوئنتین تارانتینو تا به فیلمهای رزمی و سامورایی (بهویژه در جلد ۱) و بعد به وسترن اسپاگتی (در جلد ۲) ادای دین کند. نیمهٔ اول با سبک بصری و افراطش میدرخشد، و نیمهٔ دوم با دیالوگها و عمق شخصیتها جذاب میشود. نتیجه یک حماسهٔ انتقامجویانهٔ چهار ساعته است که هرچقدر هم برگردید، کهنه نمیشود.
۱. The Lord of the Rings (ارباب حلقهها) (۲۰۰۱–۲۰۰۳)

Image via New Line Cinema
و حالا یک فیلم چندبخشی دیگر: The Lord of the Rings (ارباب حلقهها). شاید واقعاً بهترین سهگانهٔ تاریخ از نظر سرگرمی و ارزش دوباره دیدن باشد؟ میشود بحث کرد. اما تصور فیلمهایی با این مقیاس و زمان مشابه که اینقدر راحت دوباره تماشا شوند، سخت است. داستان نابودی حلقهٔ شیطانی را همه میدانند، اما The Lord of the Rings (ارباب حلقهها) خیلی بیشتر از این حرفهاست، درست مثل Jaws (آروارهها) که فقط دربارهٔ کشتن یک کوسه نیست.
آنچه در طول این سفر حماسی رخ میدهد، چنان گیرا و حیرتانگیز است که متوجه گذر نه ساعت (یا یازده ساعت با نسخههای طولانیتر) نمیشوید. اگر راهی برای سریعتر سپری کردن این زمان وجود داشته باشد، هنوز کشف نشده؛ The Lord of the Rings (ارباب حلقهها) با ریتم بینقصش شاید نزدیکترین چیز به ماشین زمان باشد.
حالا نوبت شماست: کدام یک از این حماسهها را بیشتر از همه دوست دارید دوباره ببینید؟ یا فیلم حماسی دیگری هست که ارزش چندبار تماشا را داشته باشد؟