اینکه زندگی حرفه‌ای یک بازیگر به خاطر شرایط تصادفی زندگی از مسیر خارج بشه یه چیزه، اما اینکه خودش باعث نابودی کارش بشه، بحثش کاملاً جداست. در طول سال‌ها، به‌خصوص از زمان اختراع اینترنت و انقلابش در فرهنگ شهرت، بازیگران زیادی در سراسر دنیا بودن که با انتخاب‌های اشتباهشون باعث سقوط آزاد خودشون از اوج شدن.

البته، این لزوماً به این معنی نیست که اون‌ها بعد از نابودی کارشون دیگه هیچ پروژه‌ای نگرفتن، یا حتی نتونستن بازی‌های خیره‌کننده‌ای هم ارائه بدن. اما به این معنیه که تصمیم‌های بد خودشون باعث شد به حاشیه رانده بشن، در حالی که همه چیز برای تبدیل شدن به ستاره‌های بزرگتر رو داشتن. این لیست شامل بازیگرانی که به خاطر سوء‌رفتار جنسی یا رفتارهای شکارچی‌گونه کارشون نابود شده، نمی‌شه، چون اون موضوع یه بحث کاملاً جداست.

۸. کارلا سوفیا گاسکون (Karla Sofía Gascón)

کارلا سوفیا گاسکون در نقش اصلی امیلیا پرز
کارلا سوفیا گاسکون در نقش اصلی فیلم امیلیا پرز (Emilia Pérez)

بازیگر اسپانیایی، کارلا سوفیا گاسکون، با کار در فیلم‌های کالت مکزیکی مثل “خانواده اصیل” (The Noble Family) و سریال نارکویی “فرمانروای آسمان‌ها” (El Señor de los Cielos) در آمریکای شمالی اسم و رسمی پیدا کرد. اما نقطه عطفی که ازش یه ستاره بین‌المللی ساخت، بازی در نقش اصلی فیلم “امیلیا پرز” (Emilia Pérez) ساخته ژاک اودیار بود. او جایزه بهترین بازیگر زن جشنواره کن رو (به همراه سلنا گومز، آدریانا پاز و زوئی سالدانیا) برد و اولین بازیگر زن ترنس آشکارا شد که نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر زن شد.

اما مشکلاتی هم وجود داشت، از جمله اینکه الان “امیلیا پرز” به طور گسترده به عنوان یکی از بدترین فیلم‌های موزیکال تاریخ شناخته می‌شه. گذشته از عملکرد نسبتاً ضعیف گاسکون در مدیریت جنجال‌های مربوط به نحوه نمایش مکزیک در “امیلیا پرز”، اصل ماجرا وقتی شروع شد که تنها چند هفته قبل از اسکار، مجموعه‌ای از نظرات تحریک‌آمیز، بیگانه‌هراسانه و اسلام‌هراسانه از حساب کاربری ایکس (توییتر سابق)ش دوباره سرباز کرد. در نتیجه، دوران حرفه‌ای گاسکون پس از اسکار تقریباً به صفر رسیده.

۷. میکی رورک (Mickey Rourke)

میکی رورک اولین بار سال ۱۹۷۹ وارد سینما شد، اما این فیلم “حرارت بدن” (Body Heat) در سال ۱۹۸۱ بود که نقش موفقیت‌آمیز او رو رقم زد. از اونجا به بعد، به نظر می‌رسید مسیرش فقط رو به بالاست. از “ماهی جنگی” (Rumble Fish) گرفته تا “مگس‌بار” (Barfly)، رورک خودش رو به عنوان یکی از بهترین مردان نقش اول هالیوود تثبیت کرد. اما به همان اندازه که بااستعداد بود، به همکاری دشوار هم معروف شد و این موضوع باعث انزواش شد. در سال ۱۹۹۱، بعد از چند شکست تجاری و انتقادی، سینما رو رها کرد تا حرفه بوکس حرفه‌ای رو دنبال کنه.

این جرقه‌ای بود که به دست خودش زد تا زندگیش رو منفجر کنه، اون رو برای سال‌ها از هالیوود دور کرد و ظاهر فیزیکیش رو طوری تغییر داد که وقتی به فیلم‌ها برگشت، پیدا کردن نقش براش سخت‌تر شد. با اضافه شدن سوء‌مصرف مواد و رفتارهای بی‌ثبات منظم، تلاش برای بازگشت با فیلم‌هایی مثل “کشتی‌گیر” (The Wrestler) (که براش نامزدی اسکار به ارمغان آورد) و “مرد آهنی ۲” (Iron Man 2) که در آن نقش یکی از بدترین شرورهای دنیای سینمایی مارول را بازی کرد، تقریباً به جایی نرسید.

۶. لیندزی لوهان (Lindsay Lohan)

لیندزی لوهان پشت در پنهان شده در فیلم من می‌دانم چه کسی مرا کشت
لیندزی لوهان پشت دری مخفی می‌شود و سایه‌ای در آن سوی در در فیلم “من می‌دانم چه کسی مرا کشت” (I Know Who Killed Me) دیده می‌شود.

در اوایل دهه ۲۰۰۰، لیندزی لوهان ستاره جوان لحظه‌ها بود. بعد از ایفای نقش مطرح‌کننده‌اش در فیلم دیزنی “دام والدین” (The Parent Trap) در سال ۱۹۹۸، حضور او در فیلم‌هایی مثل “جمعه عجیب” (Freaky Friday) و “اعترافات یک ملکه درام نوجوان” قدرت گیشه و استعدادهای قوی دراماتیک و کمدی‌اش رو ثابت کرد. اما چرخه‌ای از مسائل قانونی، مشکلات سوء‌مصرف مواد که اون رو “غیرقابل بیمه شدن” کرد و تأخیرهای مزمن سر صحنه، اساساً او را از هالیوود طرد کرد.

لوهان چند تلاشی برای بازگشت انجام داد، مثل فیلم “من می‌دانم چه کسی مرا کشت” (I Know Who Killed Me)، اما به نظر نمی‌رسید هیچ‌کدوم واقعاً جواب بده. با این حال، اخیراً اکران‌های بزرگی مثل “جمعه عجیب‌تر” (Freakier Friday) و مجموعه‌ای از فیلم‌های کمدی رمانتیک نتفلیکس به لوهان اجازه دادن یه بازگشت واقعی و درست داشته باشه، هرچند ظریف و کوچک. هرچند شک داریم که دوباره به اون مسیر درجه یکی که قبلاً توش بود برگرده، اون حداقل نمونه‌ای از یه ستاره کودک سابقه که سقوط کرد، ولی واقعاً تونست دوباره سر پا بشه.

۵. وسلی اسنایپس (Wesley Snipes)

وسلی اسنایپس در نقش بلید
وسلی اسنایپس در نقش بلید (Blade)

بازیگر، رزمی‌کار، نویسنده و تهیه‌کننده فیلم، وسلی اسنایپس از آن دسته استعدادهای فوق‌العاده چندبُعدی و فوق‌العاده کاریزماتیک است که هالیوود فقط گهگاهی به خودش می‌بینه. با اینکه در طول دوران حرفه‌ایش در فیلم‌هایی با ژانرهای مختلف بازی کرده، اسنایپس بیشتر به خاطر فیلم‌های اکشنی مثل “مرد تخریب” (Demolition Man) و سه‌گانه “بلید” (Blade) (که فیلم اولش یکی از شاخص‌ترین فیلم‌های ابرقهرمانی تاریخ است) شناخته می‌شه.

اما رفتار دشوار بدنامش سر صحنه، اسنایپس رو به بازیگری پرهزینه و سخت برای همکاری تبدیل کرد. اما چیزی که واقعاً مسیر حرفه‌ای او را از ریل خارج کرد، محکوم شدن به دلیل عدم پرداخت عمدی مالیات بود که منجر به گذراندن ۲۸ ماه در زندان فدرال شد. این اتفاق او را درست زمانی که به تکاپو نیاز داشت از صنعت فیلم حذف کرد و شهرتش را فراتر از ترمیم خدشه‌دار کرد. این رشته از اتفاقات باعث شد اسنایپس هرگز نتونه دوباره به سلطه‌ای که به عنوان یک مرد نقش اول داشت، دست پیدا کنه.

۴. کاترین هیگل (Katherine Heigl)

کاترین هیگل با چهره‌ای جدی در فصل ۸ سریال Suits
کاترین هیگل در نقش سامانتا ویلر با چهره‌ای جدی در فصل ۸ سریال “کت و شلوار” (Suits)

بازیگر و مدل، کاترین هیگل، از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۰ در درام پزشکی افسانه‌ای ای‌بی‌سی، “آناتومی گری” (Grey’s Anatomy) بازی کرد و تحسین و شهرت زیادی براش به ارمغان آورد. البته تا اون موقع، او بیش از یک دهه بود که بازیگر بود و در چندین فیلم و سریال کالت کلاسیک “رازول” (Roswell) بعد از دوران حرفه‌ایش به عنوان مدل کودک بازی کرده بود. علاوه بر این، نقش‌هایش در کمدی‌های رمانتیک موفقی مثل “یه کم باردار” (Knocked Up) و “۲۷ دست لباس” (27 Dresses) او را به عنوان ملکه بالقوه آینده این ژانر مطرح کرد. افسوس که اینطور نشد.

هیگل شروع کرد به انتقاد علنی از پروژه‌هایی که در آن‌ها بود و از سوی صنعت به عنوان “سخت و دشوار” برچسب خورد و باعث شد پیشنهادها کم‌کم خشک بشن. این پل‌سوزی‌های بی‌پایان مسیر حرفه‌ای هیگل رو درست وقتی که به اوج نزدیک می‌شد، به طور غیرقابل جبرانی منحرف کرد. با اینکه از اون موقع نقش‌های نسبتاً کوچک‌تری در سریال‌هایی مثل “کت و شلوار” (Suits) قبول کرده، اما دیگه هیچ‌وقت مثل سابق نشد.

۳. چوی چیس (Chevy Chase)

چوی چیس در حال لبخند زدن در The Chevy Chase Show
چوی چیس در حال لبخند زدن در برنامه “شوی چوی چیس” (The Chevy Chase Show)

چوی چیس در فصل اول برنامه “پخش زنده شنبه شب” (Saturday Night Live) در سال ۱۹۷۵ به عنوان ستاره موفق گروه شناخته شد و سریعاً خودش رو به عنوان یک مرد نقش اول باهوش کمدی تثبیت کرد که در برخی از موفق‌ترین فیلم‌های کمدی دهه ۸۰ بازی کرد. از “کادی‌شک” (Caddyshack) گرفته تا سه‌گانه “تعطیلات ملی لمپون” (National Lampoon’s Vacation)، به نظر می‌رسید چیس بر فراز دنیای کمدی ایستاده.

با این حال، از همان روزهای اولیه زندگی حرفه‌ایش، چیس به عنوان فردی به شدت دشوار برای همکاری شهرت پیدا کرد، با عوامل فیلم و سریال درگیر می‌شد و دائماً نگرش متکبرانه و خصمانه‌ای از خود نشان می‌داد. با ورود رشته‌ای از شکست‌ها در دهه ۹۰، به نظر می‌رسید دوران حرفه‌ای چیس به پایان رسیده. با اینکه سریال “کامیونیتی” (Community)، یکی از بهترین کمدی‌های موقعیت در تمام دوران، قرار بود یک بازگشت بزرگ برای این کمدین باشه، اون این فرصت رو با درگیری با خالق سریال، دن هارمون، از دست داد و بعد از فصل چهارم سریال رو ترک کرد. از آنجا به بعد، همه چیز سرازیری بوده.

۲. چارلی شین (Charlie Sheen)

چارلی شین در نقش کریس تیلور در دسته اولیور استون
چارلی شین در نقش کریس تیلور در فیلم “دسته” (Platoon) ساخته الیور استون

چارلی شین راه پدر افسانه‌ای‌اش، مارتین شین، رو برای بازیگر شدن دنبال کرد. از “دسته” (Platoon) گرفته تا “وال استریت” (Wall Street)، او خیلی زود به اندازه پدرش یک ستاره سینما شد. زمانی که او ستاره سریال “دو مرد و نصفی” (Two and a Half Men) شد، با دلیل موجهی جزو پردرآمدترین ستاره‌های تلویزیون بود.

اما در سال ۲۰۱۱، به دنبال مشکلات علنی سوء‌مصرف مواد، مشکلات بدنام زناشویی، مصاحبه‌های نامتعارف و دشمنی‌های عمومی با خالق سریال، چاک لوری، از این سریال اخراج شد. این اتفاق به صنعت سیگنال داد که این دیگر ستاره‌ای نیست که بشه بهش اعتماد کرد و در نتیجه، شین هرگز جایگاه سابق خود را به دست نیاورد. با اینکه شخصیت بسیار شناخته‌شده‌ای باقی مانده، برند او فراتر از هرگونه ترمیم آسیب دید.

۱. استیون سیگال (Steven Seagal)

استیون سیگال لباس رسمی نظامی پوشیده و در فیلم Under Siege ادای احترام می‌کند
استیون سیگال لباس رسمی نظامی به تن دارد و در فیلم “در محاصره” (Under Siege) ادای احترام می‌کند.

هیچ موردی بدنام‌تر از استیون سیگال برای بازیگری که باعث سقوط و نابودی حرفه خودش شده وجود نداره. سیگال که کارش رو به عنوان مربی هنرهای رزمی در ژاپن شروع کرد، اولین فرد غیرژاپنی و آمریکایی شد که یک دوجوی آیکیدو رو اداره کرد. بعد از آن، به لس‌آنجلس نقل مکان کرد تا به تدریس آیکیدو ادامه بده و البته، تبدیل به یک ستاره بزرگ سینما بشه. از طریق فیلم‌هایی مثل “فراتر از قانون” (Above the Law) و به‌ویژه “در محاصره” (Under Siege)، سیگال به یک ستاره واقعی اکشن تبدیل شد.

با این حال، سیگال با بی‌حرفه‌ای‌گری سر صحنه، رفتار شخصی جنجالی، سیاست‌های جنجالی، و شاید مهم‌تر از همه، ساختن برخی از بدترین فیلم‌هایی که بشه تصور کرد، حرفه خودش رو نابود کرد. با انتقالش به ساخت فیلم‌های کم‌هزینه و کم‌کیفیت مخصوص ویدئو، سیگال عملاً سرنوشت خودش رو مهر و موم کرد. چهره عمومی‌اش به شدت جنجالی شد و صنعت سینما به سراغ ستاره‌های دیگر رفت و او را در دوران مدرن به یک سوژه تمسخر تبدیل کرد.

پوستر فیلم در محاصره ۱۹۹۲

نظر شما چیه؟ به نظرتون کدوم یکی از این بازیگرا می‌تونستن با یه انتخاب متفاوت، کلاً مسیر زندگیشون رو عوض کنن؟