ساخت یک انیمیشن کار آسانی نیست. نه تنها باید مراحل معمول ارائه ایده به شبکه و جمعآوری بازیگران و عوامل را طی کنید، بلکه انیمیشن فرآیندی پرهزینه و زمانبر است که جایی برای بازبینی و تغییر فیلمنامه نمیگذارد، چون به معنای واقعی کلمه باید صحنه را دوباره بکشید. بنابراین، وقتی یک انیمیشن در زمان انتشار عملکرد خوبی ندارد یا زودتر از موعد لغو میشود، بسیار ناراحتکننده است.
خوشبختانه، اینترنت تماشای انیمیشنهای قدیمی و فرصت دوباره دادن به آنها را بسیار آسانتر کرده است. برخی از این انیمیشنها همچنین با کمک طرفداران کوچک اما متعصبشان حفظ شدهاند.
‘The Pirates of Dark Water’ (دزدان دریایی آب تاریک) (1991-1992)
پرنس Ren (جرج نیوبرن) وارث پادشاهی ویران شده Octopon در سیاره اقیانوسی Mer است. او همراه با یک اکومنسی به نام Tula (جودی بنسون) و یک دزد دریایی به نام Ioz (هکتور الیزوندو) در دریاها سفر میکند و به دنبال سیزده گنج Ruel میگردد تا Octopon را به شکوه سابقش بازگرداند و آب تاریک را متوقف کند، مایعی مرموز که هر چیزی را نابود میکند. متأسفانه، Ren باید با یک دزد دریایی شرور به نام Bloth (براک پیترز) رقابت کند که میخواهد از گنجینهها برای کنترل آب تاریک استفاده کند و همچنین با Dark Dweller (فرانک ولکر) که خود آب را خلق کرده است.
دانستن این که The Pirates of Dark Waterتوسط Hanna-Barbera ساخته شده میتواند تعجبآور باشد، زیرا با مجموعه معمول آنها کاملاً متفاوت است. اگرچه تنها 21 قسمت داشت و به دلیل هزینههای بالای تولید لغو شد، این انیمیشن به خاطر داستانسرایی بالغ، شخصیتهای پیچیده و داستان منحصربهفردش مورد تحسین قرار گرفت. آن هزینه بالای تولید هم بیفایده نبود و انیمیشن برای یک کارتون اوایل دهه 1990 بسیار خوب به نظر میرسد، با طراحی شخصیتهای جذاب و انیمیشن دقیق آب.
‘Megas XLR’ (مگاس اکسلآر) (2004-2005)
در حالی که بشریت جنگی باخته را علیه Glorft میگذراند، برنامهای میریزند تا خلبان Kiva Andru (وندی لی) را با یک ربات آزمایشی به نام Megas به گذشته بفرستند تا بشریت را از انقراض نجات دهند. یک حمله Glorft باعث میشود Megas خیلی دور به گذشته فرستاده شود و در سال 2004 توسط یک تنبل به نام Harold Cooplowski (دیوید دلویز) پیدا و تغییر داده میشود. وقتی Kiva برای پسگرفتن Megas برمیگردد، از این که یاد میگیرد فقط Coop میتواند آن را هدایت کند، ناامید میشود، بنابراین مجبور است به او یاد دهد چگونه از مک استفاده کند در حالی که Glorft عوامل خود را برای پسگرفتن آن به گذشته میفرستند.
Megas XLR به دلیل رتبهبندی پایین به پایان رسید، اما به خاطر مفهوم و سبک منحصربهفرد طنزش تحسین زیادی دریافت کرد. این انیمیشن سکانسهای اکشن بزرگ انیمههای مک را با طنزی کنایهآمیز ترکیب میکند که از جوکهای بیلبورد و کنایه به MTV استفاده میکند. واقعاً، هر آنچه باید بدانید در آهنگ تیتراژ، با نام مناسب “Chicks Dig Giant Robots” خلاصه شده است.
‘Invader Zim’ (مهاجم زیم) (2001-2006)
امپراتوری Irken بیگانه تسخیر کهکشان را ماموریت خود کرده و عواملی را برای نفوذ به سیارات میفرستد تا تسلیم آنها را آسانتر کند. رهبران Irken، Almighty Tallest (والی وینگرت و کوین مکدونالد)، متنفرترین عامل خود، Zim (ریچارد استیون هورویتز)، را به سیاره زمین میفرستند تا از سر راهشان دور باشد و یک ربات خراب به نام GIR (روساریک ریکی سیمونز) به او میدهند. Zim پیشرفت میکند به لطف انسانهای زمین که به راحتی گول میخورند، به جز یک پسر پارانوئید به نام Dib (اندی برمن) که ماموریت خود را افشا و شکست دادن Zim قرار میدهد.
Invader Zim یکی از منحصربهفردترین انیمیشنهایی است که از Nickelodeon آمده و بسیار بالغتر و آشفتهتر از مجموعه معمول آنهاست. این انیمیشن محدودیتهای قابل قبول در رسانه کودک را جابجا کرد، با تعداد زیادی صحنههای مشمئزکننده و مفاهیم ناراحتکننده برای قسمتها. با این حال، همه اینها با حس طنز تهاجمی که میتواند در یک دقیقه از 1 به 100 برسد، متعادل شده است.
‘Dave the Barbarian’ (دیو بربر) (2004-2005)
وقتی پادشاه Throktar (کوین مایکل ریچاردسون) و ملکه Glimia (اریکا لوترل) از Udragoth برای مبارزه با شر میروند، دختر نوجوانشان، پرنسس Candy (اریکا لوترل)، مسئول میشود و پسر بزرگشان، Dave (دنی کوکسی)، موظف به محافظت از آن است. آنها توسط عموی جادوگرشان، Ozlo (کوین مایکل ریچاردسون)، خواهر کوچک پرخاشگرشان، Fang (ترس مکنیل)، شمشیر سخنگوی Dave به نام Lula (استل هریس) و Faffy (فرانک ولکر)، اژدهای حیوان خانگی خانواده، کمک میشوند. متأسفانه، این گروه بسیار کمتر از آنچه به نظر میرسد توانا هستند و Dave به طور خاص ترجیح میدهد از دعوا فرار کند تا این که یک مشت بزند.
Dave the Barbarian更像یک نسخه مدرن از The Flintstones است که مدرنیته را با قدمت ترکیب میکند و مقایسههای خندهداری ایجاد میکند. یک قسمت معمولی پر است از شکستن دیوار چهارم، طنز پوچگرا مانند درست کردن بلندگوی دستساز Dave با یک سنجاب، نخ و یک بلندگو، و آنتاگونیست اصلی یک خوک شرور به نام The Dark Lord Chuckles the Silly Piggy (پل راگ) است. اگرچه فقط یک فصل دوام آورد، این انیمیشن برنده جایزه Annie برای استوریبرد در یک تولید انیمیشنی تلویزیونی شد و برای نویسندگی در یک تولید انیمیشنی تلویزیونی نامزد شد.
‘Shadow Raiders’ (مهاجمان سایه) (1998-1999)
پرنسس Tekla (دونا یاماموتو) تنها بازمانده سیاره Tek پس از مصرف شدن توسط Beast Planet است و به Cluster فرار میکند، مجموعهای از چهار سیاره قابل سکونت به نامهای Rock، Ice، Fire و Bone که دائماً برای منابع به یکدیگر حمله میکنند. Beast Planet به دنبال او میآید و شروع به حمله به Cluster میکند و به سیارات با ارتشهایی از پهپادها به رهبری سه ژنرال حمله میکند: Blokk تهاجمی (اسکات مکنیل)، Lamprey فریبنده (تاشا سیمز) و Voyd ساکت. Tekla با یک معدنچی از Rock به نام Graveheart (پل دابسون) و پادشاه Cryos (مارک الیور) از Ice ملاقات میکند و آنها با هم کار میکنند تا چهار سیاره را در یک ارتش به اندازه کافی قوی برای دفع Beast Planet قبل از کشتن همه آنها متحد کنند.
Shadow Raiders از همان سازندگان ReBoot و Beast Wars: Transformers آمد و اگرچه به همین مدت دوام نیاورد، در عمر کوتاهش تأثیر قدرتمندی گذاشت. انیمیشن لحظات اکشن و کمیک خود را با گفتگوهای دیپلماتیک متعادل کرد که بر دشواری گرد هم آوردن این سیارات تأکید میکرد، با صحنههای قوی متعدد از شخصیتها که با یکدیگر بحث میکنند در حالی که تهدید نزدیکتر میشود. Beast Planet و نیروهایش نیز آنتاگونیستهای مؤثری میسازند: ژنرالها یک چهره و چیزی ملموس برای قهرمانان فراهم میکنند تا با آن روبرو شوند، در حالی که خود Beast Planet یک وحشت کیهانی واقعی است که احساس میشود نمیتوان شکست داد، فقط از آن اجتناب کرد.
‘Freakazoid!’ (فریکازید!) (1995-1997)
یک حادثه کامپیوتری دکستر داگلاس (دیوید کافمن) را با اینترنت دهه 1990 ادغام میکند و او را به یک ابرقهرمان به نام Freakazoid (پل راگ) تبدیل میکند. این تبدیل یک شمشیر دو لبه است، زیرا در حالی که Freakazoid به منطق کارتونی و سرعت و دوام افزایشیافته دسترسی دارد، عقل و دامنه توجه خود را نیز از دست میدهد، همانطور که هر وقت توسط دوست خوبش Sgt. Mike Cosgrove (اد اسنر) حواسش پرت میشود، دیده میشود. با این حال، وقتی شرورها سرهای پلید خود را بلند میکنند و بیگناهان را تهدید میکنند، Freakazoid آنجا خواهد بود تا روز را به روش منحصربهفرد و نامفهوم خود نجات دهد.
Freakazoid! یکی از چندین انیمیشن ساخته شده توسط استیون اسپیلبرگ در دهه 1990 است و به خاطر نویسندگی کمدی و صداپیشگی بیعیب و نقصش با خاطره خوشی یاد میشود. جوکها پیشدرآمدی بر میمهای اینترنتی به نظر میرسند با ترکیب بیمعنای زمانبندی، بداههگوییهای بلند و گگهای کاتاوی، که به انیمیشن کمک کرده حتی 30 سال بعد همیشه تازه بماند. در مورد صداپیشگی، Rugg به راحتی همه را میدزدد، اما Asner نیز با اجرای خشک و بیاحساسش خندهدار است و سایر صداپیشگان شامل استعدادهایی مانند Jeff Bennett، Tim Curry و Ricardo Montelban بودند.
‘The Marvelous Misadventures of Flapjack’ (ماجراهای شگفتانگیز فلاپجک) (2008-2010)
Flapjack (توروپ ون اورمن) یک پسر جوان است که توسط یک نهنگ به نام Bubbie (رز رایان) بزرگ شده و در میان ساکنان عجیب شهر شناور Stormhold Harbor زندگی میکند. یک روز، Bubbie یک دزد دریایی بازمانده به نام Captain K’nuckles (برایان دویل-موری) را نجات میدهد که برای Flapjack داستانهایی درباره Candied Island تعریف میکند، یک مکان مرموز پر از آب نبات. حالا Flapjack K’nuckles را در ماجراجوییهای متعدد برای به دست آوردن آب نبات یا سفر به Candied Island همراهی میکند که اغلب آنها را به دردسر میاندازد.
The Marvelous Misadventures of Flapjack یکی از بهترین نمونههای انیمیشنی است که در زمان انتشار خوب عمل نکرد، اما همچنان ظاهر و لحن پروژههای آینده را شکل داد. بسیاری از افرادی که روی این انیمیشن کار کردند، بعداً روی برخی از بهترین انیمیشنهای Cartoon Network در دهه 2010 مانند Adventure Time و Over the Garden Wall کار کردند. در مورد خود انیمیشن، زمان با آن مهربان بوده است، زیرا کسانی که آن را میبینند تمایل دارند عاشق خوشبینی دوستداشتنی Flapjack، طنز سوررئال آن که به نظر میرسد همیشه در تلاش است تا از خودش پیشی بگیرد و استفاده از ماجراهای دریایی برای کاوش در دنیای منحصربهفردش و جزایر متعددی که آن را تشکیل میدهند، شوند.
‘Sym-Bionic Titan’ (تیتان سم-بیونیک) (2010-2011)
وقتی جهان Galaluna به دست ژنرال Modula (دان لزلی) سقوط میکند، تنها سه نفر فرار میکنند: پرنسس Ilana (تارا استرانگ)، یک جنگجو به نام Lance (کوین تامس) و یک ربات به نام Octus (برایان پوسن). آنها به زمین فرار میکنند و خود را به عنوان نوجوانان انسانی مبدل میکنند، اما نیروهای Modula آنها را تعقیب میکنند. خوشبختانه، آنها میتوانند با هم ادغام شوند و موجودی به نام Sym-Bionic Titan را برای شکست دادن مهاجمان خود تشکیل دهند.
Sym-Bionic Titan یکی دیگر از افتخارات انیماتور معروف Genndy Tartakovsky است که به خاطر انیمیشنهای موفقی مانند Dexter’s Laboratory، Samurai Jack و Primal شناخته میشود. این انیمیشن تمام نشانههای بهترین کارهای او را دارد، مانند استفاده از انیمیشن برای بیان احساسات بیش از دیالوگ، سکانسهای اکشن سبک و جهانسازی غوطهور. شخصیتها نیز به لطف شخصیتهای ساده اما مؤثرشان برجسته میشوند، به ویژه Octus که از طریق رابطه خود با دختر محبوب Kimberly (کاری والگرن) بیشتر از بقیه شخصیتهای اصلی رشد میکند.
‘The Tick’ (تیک) (1994-1997)
یک شهر جنایتزده میتواند با خیال راحت بخوابد زیرا میداند توسط The Tick (تاونسند کلمن)، یک ابرقهرمان آبی مرموز با شخصیتی پرجنبوجوش و عشق به اجرای قانون و عدالت، محافظت میشود. او با یک حسابدار به نام Arthur (میکی دولنز و راب پالسن) ملاقات میکند که Tick او را به عنوان یک همکار با تم پروانه میپذیرد. وقتی سعی نمیکنند اجاره آپارتمانشان را بپردازند، این دو از شهر در برابر انواع مجرمان عجیب و غریب محافظت میکنند.
The Tick در دوران رونق کارتونهای ابرقهرمانی منتشر شد، اما به لطف خندهدار بودنش توانست هویت خود را بسازد. این انیمیشن از مسخره کردن کلیشهها و کهنالگوهای کلاسیک ابرقهرمانی لذت میبرد، که بهترین نمونه آن از طریق عشق اغراقآمیز Tick به عدالت و مبارزه با جرم دیده میشود، که شامل مونولوگهای طولانی و شعارهای عجیب مانند “Spoon!” است. دو سریال لایو-اکشن در سالهای 2001 و 2016 دنبال شد، اما آنها نیز زودتر به پایان رسیدند و Tick را با میراثی ناگوار از تقلید خندهدار و پایان تراژیک باقی گذاشتند.
‘Cybersix’ (سایبرسکس) (1999)
شهر Meridiana توسط Cybersix (کتی وسلوک)، یک ژینوئید چرمپوش و خلقت فراری از دانشمند پیچخورده دکتر Von Reichter (تری کلاسن) محافظت میشود. شبها، او علیه دیگر مخلوقات Von Reichter میجنگد و نقشههای پسرش، José (الکس دودوک)، را با کمک یک کودک یتیم به نام Julain (اندرو فرانسیس) و برادرش، Data 7 (اسکات مکنیل)، که در بدن یک پلنگ دوباره متولد شده، خنثی میکند. روزها، Cybersix خود را به عنوان یک معلم مرد به نام Adrian مبدل میکند و با معشوقه خود، یک معلم زیستشناسی به نام Lucas (مایکل دابسون)، دوستی را حفظ میکند.
این جنایت است که Cybersix در زمان انتشار نادیده گرفته شد. در حالی که برخی از تاریکترین جنبههای کمیک استریپ اصلی باید ملایم میشدند، انیمیشن همچنان به برخی مکانهای تاریک رفت زیرا دشواری زندگی دوگانه Cybersix و خطرات علم فراتر از حد را بررسی کرد. همچنین توسط افسانهای TMS Entertainment به زیبایی انیمیشن شده است، که منجر به سکانسهای اکشن روان و لحظات سینمایی قابل توجهی میشود، به ویژه زمانی که شنل Cybersix در باد میوزد.
به نظر شما کدام یک از این انیمیشنها شایسته بازگشت یا احیای بیشتری هستند؟ نظرات خود را با ما به اشتراک بگذارید!