اولین دختری که بوسیدمش توسط والدینش از مدرسه دولتی بیرون کشیده شد و به یک مدرسه خصوصی کاتولیک فرستاده شد تا جوانه‌های همجنس‌گرایی نوظهورش را «پیش از آنکه خیلی دیر شود» سرکوب کنند. ما بیش از یک دهه بعد به‌طور اتفاقی دوباره همدیگر را دیدیم. او هنوز هم همجنس‌گراست، چون درمان تبدیلی چیزی جز آزار کودکان با تأیید کلیسا و پرهزینه نیست. من به‌شدت خوش‌شانس بودم که در خانواده‌ای حامی به دنیا آمدم که هرگز باعث نشدند بابت لزبین بودنم احساس بدی داشته باشم، اما سخت بود که اتفاقی که برای او افتاده بود را درونی نکنم و تقصیر خودم ندانم. اگر همانطور که والدینم می‌گفتند همجنس‌گرا بودن اشکالی نداشت، پس چرا عشق دوران نوجوانی‌ام را فرستادند؟ چرا والدینش اینقدر برای «درست کردن» او مستأصل بودند؟ این سوالات سال‌ها مرا رها نکرد.

اولین ساخته سینمایی آدریان کیارلا با عنوان Leviticus (لاویان) آن آشفتگی را به یک داستان ترسناک فراطبیعی تبدیل می‌کند که در آن دو پسر نوجوان، نعیم (جو برد) و رایان (استیسی کلاوزن)، مجبور به شکلی تجربی از درمان تبدیلی به نام «شفای رهایی» می‌شوند که موجودیتی شکل‌پذیر را آشکار می‌سازد. این موجودیت منحصراً به شکل کسی که آن‌ها بیشتر از همه هوسش را دارند ظاهر می‌شود: همدیگر. مقایسه با فیلم به همان اندازه ترسناک It Follows (تعقیب می‌کند) اجتناب‌ناپذیر است، اما ماهیت همجنس‌گرایانه Leviticus (لاویان) ذاتاً ریسک را بالاتر می‌برد، چرا که نعیم و رایان خیلی قبل‌تر از رسیدن موجودیت در ترس زندگی می‌کنند. آن‌ها مجبورند بوسه‌هایشان را در یک آسیاب متروکه بدزدند و در حومه روستایی شهر کوچکشان در استرالیا، به دور از نگاه قضاوت‌گر جامعه مذهبی‌شان که وحشیگری را راهی قابل قبول برای «کنار آمدن» با آدم‌هایی مثل آن‌ها می‌داند، با هم وقت بگذرانند.

Ryan and Naim sharing an intimate moment in Leviticus

و ورود این موجودیت، پناهگاه و آرامشی را که در کنار هم پیدا کرده بودند از آن‌ها گرفته است. همانطور که فیلم به صراحت اعلام می‌کند: «این چیزی بود که آن‌ها می‌خواستند … اینکه ما از هم بترسیم.»

Leviticus (لاویان): وضعیت خشونت‌بار نظارتی بر هوس

Naim watching in terror from the woods in Leviticus

وحشت فیلم Leviticus (لاویان) فقط این نیست که چیزی به دنبال آن‌هاست؛ بلکه این است که واقعی بودن و خودِ حقیقی‌شان بودن، آن‌ها را در تیررس گریزناپذیر خطر قرار می‌دهد. هوس به پارانویایی خزنده و نفرت‌انگیز تبدیل می‌شود، و میل به صمیمیت به اشتیاق به چیزی خطرناک تغییر شکل می‌دهد. ژانر وحشت همیشه پناهگاهی برای افراد خارج از دایره بوده تا شرم، ترس و خودشناسی را پردازش کنند، و کیارلا در عین خلق اثری عمیقاً شخصی، از این سنت بهره می‌برد. کابوس نعیم و رایان، همزمان با دیدن رابطه در حال رشدشان و آن احساسات بی‌نظیری که با تجربه عشق اول در نوجوانی همراه است، ملموس می‌شود.

تک‌تک لحظات فیلم در گفتگو با تضادی دیگر است؛ انتخابی مطمئن از سوی آدریان کیارلا. رایان با بازیگوشی با نعیم به عنوان پیش‌نوازش گلاویز می‌شود و خشونت فیزیکی و میل را بدون کوچک‌ترین نشانی از آسیب واقعی در هم می‌آمیزد. مادر نعیم، آرلین (با بازی همیشه فوق‌العاده میا واشیکوفسکا) با میل خود پسرش را برای درمان تبدیلی ثبت‌نام می‌کند، اما او از صمیم قلب باور دارد که این یک عمل عاشقانه است. تنها کسی در شهر که تهدید ماوراءالطبیعه را درک می‌کند، یکی از بزرگترین تهدیدهای واقعیت آن‌ها از آب درمی‌آید. و بعد خود آن موجودیت خبیث است که خود را به شکل کسی که دوستش دارند نشان می‌دهد با این هدف که آن‌ها را به شکلی خشونت‌بار نابود کند.

کیارلا با هر صحنه‌ای که می‌گذرد، اضطرابی سوزان ایجاد می‌کند و هرگز زودتر از موعد دستش را رو نمی‌کند که نعیم با رایانی که عاشقش شده تعامل دارد یا با بدل مرگبار او. فیلم Leviticus (لاویان) بیش از حد به ترس‌های ناگهانی (جامپ اسکیر) متکی نیست، بلکه اعصاب را با ضربان پیوسته شرارتی به لرزه درمی‌آورد که خیلی پیش از ظهور موجودیت، در قلب این جامعه خون پمپاژ می‌کرده است. حضور آن فقط شرایط را وخیم‌تر می‌کند؛ فساد از قبل آنجا بوده. تنها چیزی که دارند خودشان هستند.

بازی‌های متعالی جو برد و استیسی کلاوزن در Leviticus (لاویان)

Naim and Ryan separated by a door in Leviticus

چیزی که فیلم Leviticus (لاویان) را به یکی از بهترین فیلم‌های ترسناک همجنس‌گرایانه در سال‌های اخیر تبدیل می‌کند، دقت احساسی بازی‌های جو برد و استیسی کلاوزن است. این زوج در میدان مینی از انگیزه‌های متضاد حرکت می‌کنند و با ظرافتی قابل توجه از پس چالش برمی‌آیند. شیمی آن‌ها مسری است و برد (پس از بازی چشمگیرش در Talk to Me (با من حرف بزن)) یک بار دیگر ثابت می‌کند که یکی از مستعدترین چهره‌های جوان ژانر وحشت است. هر نگاه دزدکی، وزن تمام آنچه در خطر است را با خود حمل می‌کند، و همینطور که ترس، بی‌اعتمادی و خشم نفوذ می‌کنند، فروپاشی دل‌خراش رابطه‌شان به طرز غم‌انگیزی آشناست. ما با همان شدت تپش ترسی که هنگام خطر مرگشان تجربه می‌کنیم، عاشق عشق آن‌ها می‌شویم.

عنوان فیلم از کتاب مقدسی گرفته شده که بسیاری از انجیلی‌ها برای توجیه همجنس‌گراهراسی خود به آن استناد می‌کنند، با وجود اینکه بسیاری از مورخان الهیات اشاره کرده‌اند که این قطعه تا سال ۱۹۴۶ برای تحقیر افراد همجنس‌گرا استفاده نمی‌شد، یعنی پس از یک ترجمه اشتباه. این عنوانی عالی برای فیلمی است که بر پایه سوءتفاهم‌ها، پیش‌فرض‌های نادرست و اشتباهاتی که به مثابه انجیل با آن‌ها برخورد می‌شود بنا شده است، و همچنین یادآور شبحی است که بر تمام افراد همجنس‌گرا تحت سیطره کشورهایی که به دنبال ملی‌گرایی مسیحی هستند، سایه افکنده است.

فیلم Leviticus (لاویان) یکی از بهترین فیلم‌های ترسناک سال ۲۰۲۶ و تجسمی نفس‌گیر از آشفتگی درونی است که توسط نیروهای بیرونی بر بسیاری از ما نقش بسته. واقعیت این است که بسیاری از ما نیازی به یک موجودیت فراطبیعی نداریم که به دنبالمان بیاید تا ما را در حالت آماده‌باش کامل قرار دهد، چون ما هم‌اکنون در دنیایی زندگی می‌کنیم که خواستار مرگ ماست. دیدن تجسم این موضوع، تماشای فیلم را سخت می‌کند، اما این حقیقتی را که از قبل می‌دانیم تأیید می‌کند: برای زنده ماندن، باید همدیگر را بیشتر از آنچه آن‌ها از ما متنفرند، دوست داشته باشیم.

فیلم Leviticus (لاویان) هم‌اکنون در سینماها در حال اکران است.