زمان مطالعه: ۳ دقیقه

Drive My Car به کارگردانی Ryusuke Hamaguchi، با اولین نمایش چشمگیر خود تماشاگران فیلم را برانگیخت. حول محور بازیگری که اخیراً بیوه شده، یوسوکه کافوکو (هیدتوشی نیشیجیما) است، موضوعاتی از غم، راز، شور، کمدی، و وجودی متفاوت است. یکی از موضوعاتی که به‌ویژه برجسته می‌شود، ارتباط است، و در پرداختن به پیچیدگی‌های نحوه ارتباط انسان‌ها Drive My Car بهترین دیالوگ نوشتاری را دارد که تا به حال در فیلم دیده‌ام.

Drive My Car در واقع از داستان کوتاهی از کتاب مردان بدون زنان موراکامی هاروکی اقتباس شده است و بیشتر از همان ضربات داستانی پیروی می کند. یوسوکه کافوکو بازیگری ماهر است که به طور مداوم نمایشنامه عمو وانیا اثر آنتون چخوف را اجرا می‌کند، داستانی درباره مردی که در حال غصه خوردن یک عمر تلف شده است، همراه با بازیگرانی که همگی برای جلوه هنری به زبان‌های مختلف اجرا می‌کنند. همسر یوسوکه، اوتو کافوکو (ریکا کیریشیما) تهیه‌کننده‌ای است که پس از فاش شدن اینکه او به طور معمول با مردان جوان رابطه دارد، به‌طور غیرمنتظره‌ای می‌میرد. یوسوکه پس از مرگ او به دانشگاهی سفر می کند تا اجرای جدید عمو وانیا را آماده کند و در آنجا راننده میساکی واتاری (توکو میورا) به او منصوب می شود. این دو شروع به سرگردانی می کنند، اما با گذشت زمان با هم راندن یک رابطه خاص شکل می گیرد.

همانطور که یوسوکه با احساسات غم و اندوه، خیانت و گناه دست و پنجه نرم می کند، شروع به احساس می کند که همسر مرحومش اوتو را آنطور که فکر می کرد درک نمی کند. علیرغم اینکه چندین دهه با او زندگی می‌کرد، هر روز صحبت می‌کرد و با هم آسیب‌های بزرگی را تجربه می‌کرد، جنبه‌ای برای او وجود داشت که برای او یک راز باقی می‌ماند. در مقابل او که همسرش را درک نمی کند، یوسوکه از هر بازیگری می خواهد که نقش خود را در عمو وانیا با زبانی متفاوت اجرا کند. شخصیت ها مستقیماً با یکدیگر صحبت می کنند، اما در واقع یکدیگر را درک نمی کنند. مهم نیست چه کسی است، تنها کسی که می‌فهمد چه می‌گویید، خودتان هستید.

هر شخصیتی رازی را در خود دارد که از ترس درک نشدن یا دیده نشدن منصفانه آن را حفظ می کند. با گذشت زمان، شیوه ای که آنها خود را در معرض دید عموم قرار می دهند، جای خود را به آسیب پذیری هایی که پنهان می کنند، می دهد. درخشش نوشته زمانی است که دو شخصیت واقعاً در سطح احساسی با هم ارتباط برقرار می کنند، آنها اغلب خودشان را به وضوح توضیح نمی دهند. وقتی یوسوکه و یکی از عاشقان اوتو، بازیگر جوان هیجان انگیز کوجی تاکاتسوکی (ماساکی اوکادا) به صراحت در مورد رابطه خود با اوتو صحبت می کنند، هیچ یک از آنها صریح نمی گویند که اوتو با کوجی خیانت کرده است. در مکالمه مکث می شود – کاملاً ناگفته و در عین حال کاملاً فهمیده.

در پایان یوسوکه به میساکی به ناامنی و تردیدهای خود در مورد اتو اعتراف می کند، گیج شده است که چگونه همسرش او را شدیدا دوست داشته و در عین حال مدام به او خیانت می کند.

میساکی می‌گوید: «شاید هیچ چیز مرموزی در مورد او وجود نداشته باشد، آیا فکر کردن به این که او به سادگی چنین است، دشوار است؟ به نظر نمی رسد که او شما را از صمیم قلب دوست داشته باشد، و مدام به دنبال مردان دیگر باشد، به نظر نمی رسد که با هم تضاد داشته باشند یا به نظر من فریبنده باشد. عجیب است؟»

Drive My Car یک شاهکار نه تنها در دیالوگ بلکه در کل فیلمسازی است. همه مضامین در پایان به عقب برمی گردند، همانطور که یوسوکه باید یاد بگیرد که در غم و اندوه به سربازی ادامه دهد، او می فهمد که ارتباط واقعی درک نیست، بلکه پذیرش است. غیرممکن است که بفهمیم چرا اوتو با هم رابطه داشت، چرا کوجی اینقدر تکان‌دهنده بود، یا چرا یوسوکه هرگز با اوتو مقابله نکرد، اما با پذیرش این شخصیت‌ها آن‌طور که هستند، می‌توانیم آن‌ها را به وضوح ببینیم و به آنها عشق بورزیم.

پایان عمو وانیا تقریباً به همین شکل پیش می‌رود، زیرا وانیا با بازی خود یوسوکه، گذشته را همان طور که هست می‌پذیرد و به آینده می‌نگرد.

ما باید زندگی خود را بگذرانیم … روزهای طولانی و طولانی و شب های طولانی را سپری خواهیم کرد.