گذشته از روزگار سخت «گرینلند ۲: مهاجرت» (Greenland 2: Migration) در گیشه، دوازده ماه گذشته برای بازیگر محبوب هالیوود، جرارد باتلر، موفقیت آمیز بوده است. این موفقیت عمدتاً مدیون موفقیت عظیم بازسازی لایو اکشن «چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم» (How to Train Your Dragon) است که بسیاری آن را یکی از فیلم های ضروری گیشه تابستان ۲۰۲۵ می دانستند و به فروش جهانی ۶۵۰ میلیون دلار رسید. باتلر در این فیلم نقش استویک واست را از انیمیشن های اصلی تکرار کرد و در کنار میسون تیمز، نیک فراست و نیکو پارکر ظاهر شد.
حالا فیلم «چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم» دنباله ای دریافت کرده که برای اکران در ژوئن ۲۰۲۷ برنامه ریزی شده و کیت بلانشت نیز در نقش والکا هادوک از انیمیشن اصلی بازخواهد گشت. پیش از اکران این دنباله، یکی از بدترین فیلم های نقدشده کارنامه باتلر به شکلی غافلگیرکننده به جدول استریم بازگشته است. این فیلم کمدی رمانتیک «شکارچی جایزه» (The Bounty Hunter) نام دارد که در آن باتلر در کنار جنیفر آنیستون، ستاره محبوب سریال «دوستان» (Friends) بازی می کند – کسی که احتمالاً در تمام کمدی های رمانتیک حدود سال ۲۰۱۰ حضور داشته است.
«شکارچی جایزه» با کسب تنها ۱۳ درصد امتیاز منتقدان در راتن تومیتوز و لقب «بیش از حد طولانی، مملو از کلیشه و تقلیدی» در یکی از نقدها، یک بمب قابل توجه بود. با این حال، فروش آن در گیشه کمی دلگرم کننده بود: ۱۳۵.۸ میلیون دلار در سراسر جهان، شامل ۶۷.۱ میلیون دلار داخلی و ۶۸.۷ میلیون دلار از بازارهای خارجی، در مقابل بودجه ساخت ۴۵ میلیون دلاری. در زمان نگارش این مطلب، «شکارچی جایزه» پنجمین فیلم پربیننده پارامونت پلاس در آمریکا است.
کوییز کلایدر: کدام قهرمان اکشن شریک ایدهآل شما خواهد بود؟
پنج اسطوره. پنج روش کاملاً متفاوت برای زنده بیرون آمدن – با سبک، قدرت، جذابیت، شانس، یا نقشه ای چنان دقیق که احتمالاً نباید جواب دهد. ده سوال مشخص می کند کدام قهرمان اکشن برای پشتیبانی شما ساخته شده است.
سوال ۱ از ۱۰ / مأموریت: شما بدون هشدار وارد موقعیتی خطرناک می شوید. بیشتر از همه به چه چیزی از شریکتان نیاز دارید؟
الف) کسی که از قبل سه طرح اضطراری دارد و آرام روی همه آنها کار می کند.
ب) کسی که زمین را به طور غریزی می خواند و می داند چطور از آن علیه دشمن استفاده کند.
پ) کسی که اعصاب و شوخ طبعی خود را حفظ کند وقتی همه چیز در حال فروپاشی است.
ت) کسی که تاریخ مکان و آنچه به آن وارد می شویم را می داند.
ث) کسی با ارتباط درست، هویت پوششی مناسب، و راه فرار از پیش برنامه ریزی شده.
سوال ۲ از ۱۰ / سبک سفر: باید سریعاً به جایی خطرناک برسید. چطور سفر می کنید؟
الف) پیاده از میان زمین هایی که هیچ کس جسارت عبور از آن را ندارد.
ب) با موتور، هواپیمای باری، یا هر چیز دیگری که قبل از اینکه زیاد فکر کنم مرا برساند.
پ) با وسیلهای که متعلق به شخص دیگری است – قرض گرفته، دزدیده، یا زیر آتش بداهه سازی شده.
ت) فرست کلاس، با یک هویت پوششی و گجتی که کاری انجام می دهد که تا لحظه نیاز توضیح نمی دهم.
ث) با هر وسیلهای که در دسترس باشد – رانندگی کردهام، پرواز کردهام، و یک بار با شتر رسیدهام. مقصد مهم است، نه روش.
سوال ۳ از ۱۰ / زیر آتش: شما در محاصره و تعداد دشمن بیشتر است. شریک ایدهآل شما چه میکند؟
الف) در محیط ناپدید میشود، بیصدا از جناحین حمله میکند و قبل از اینکه دوباره مسلح شوم کار را تمام میکند.
ب) یک شوخی میکند، یک کپسول آتشنشانی یا صندلی برمیدارد و چیزی بداهه میسازد که به نحوی جواب میدهد.
پ) گجتی که مخصوص همین سناریو طراحی شده را بیرون میآورد و با دقتی عصبانی کننده استفاده میکند.
ت) شلاق، تپانچه و نکته باستانشناسیای که به نحوی ما را نجات میدهد بیرون میکشد.
ث) با حداکثر کارایی و حداقل حرف تهدید را خنثی میکند – آنها از قبل سه حرکت جلوتر بودند.
سوال ۴ از ۱۰ / وقت استراحت: مأموریت متوقف شده. یک شب برای استراحت دارید. شریک شما چه پیشنهادی میدهد؟
الف) یک بار با نور بد، آبجوی خنک، و مطلقاً هیچ سوالی درباره احساسات.
ب) بهترین رستوران شهر، یک بطری گرانقیمت، و مکالمهای که به یک اندازه درخشان و خستهکننده است.
پ) یک محوطه حفاری محلی، موزه بعد از ساعات کاری، یا داستانی طولانی درباره اینکه چرا آن شیء برای تمدن بشری مهم است.
ت) پیتزا. تلویزیون بیکیفیت. خوابیدن وسط فیلمی که به هر حال هیچکدامتان تماشا نمیکردید.
ث) یک جلسه بازبینی که به سه ساعت برنامهریزی اضطراری تبدیل میشود و به نحوی لذتبخشترین کار هفتهتان میشود.
سوال ۵ از ۱۰ / ارتباطات: ترجیح میدهید شریکتان در حین مأموریت چطور ارتباط برقرار کند؟
الف) دقیق و حداقلی – آنچه لازم است بدانم را بگوید و نه بیشتر. هر کلمه هزینه دارد.
ب) جدی و خشک – شوخ طبعی مرا هوشیار نگه میدارد، حتی وقتی همه چیز در آتش است.
پ) مشتاقانه و کمی بینظم – اما همیشه با اطلاعات مفید که جایی در میان آشفتگی پنهان شده.
ت) آرام و کنترل شده از طریق گوشی، با برنامهای که تمام متغیرهایی که هنوز فکر نکردهام را پوشش میدهد.
ث) تقریباً هیچ – سکوت یک زبان است و آنها آن را روان صحبت میکنند.
سوال ۶ از ۱۰ / دشمن: دشمن شما قدرتمند، با منابع خوب، و دست برتر دارد. شریک شما چطور باید به او نزدیک شود؟
الف) نفوذ به حلقه داخلیشان، یادگیری همه چیز، و متلاشی کردن از درون قبل از اینکه بدانند ما آنجا هستیم.
ب) مطالعه الگوی تاریخی – هر دشمنی از این نوع نقطه ضعفی دارد که جایی در گذشته نوشته شده.
پ) وادار کردنشان به حرف زدن. هرچه بیشتر مونولوگ بگویند، من وقت بیشتری برای پیدا کردن راه شکستشان دارم.
ت) مستقیم از میانشان عبور کند. با حداکثر قدرتی که زمین اجازه میدهد.
ث) پیدا کردن آن یک چیزی که به حساب نیاوردهاند – همیشه یک چیز هست – و مطمئن شویم ما آن را در دست داریم.
سوال ۷ از ۱۰ / وفاداری: اوضاع خراب میشود و شما اسیر. به شریکتان اعتماد دارید چه کند؟
الف) تنها بیاید، بیصدا، و قبل از اینکه کسی بفهمد مرا بیرون ببرد.
ب) از لحظه ناپدید شدنم روی عملیات استخراج کار میکرده است – برنامه از قبل در حال اجراست.
پ) با سر و صدا بیاید، سریع، و بعداً نگران خسارات اضافی باشد – من هم برای او همین کار را میکردم.
ت) از تمام منابع، تمام ارتباطات، و خم کردن قوانین استفاده کند تا من را بیرون بیاورد – آنها کسی را جا نمیگذارند.
ث) به نحوی با جذابیت وارد شود، بخش سخت را بلوف بزند، و در عین حال خوب به نظر برسد.
سوال ۸ از ۱۰ / جعبه ابزار: شریک ایدهآل شما چه چیزی به میز میآورد که شما نمیتوانید جایگزین کنید؟
الف) فناوری که هنوز نباید وجود داشته باشد و آموزش استفاده از آن در هر شرایطی.
ب) غریزه بقایی چنان پیشرفته که نزدیک به ماوراءالطبیعه است – و زخمهایی که ثابت میکند آزمایش شده.
پ) دانش تاریخ، زبان، و فرهنگ که در جاهایی که زور بیفایده است ارزشمند است.
ت) توانایی ورود به هر اتاقی در جهان و فوراً تبدیل شدن به قابل اعتمادترین فرد حاضر.
ث) سرسختی که نمیپذیرد یک موقعیت ناامیدکننده است – و مهارت بداههسازی که پشتیبان آن باشد.
سوال ۹ از ۱۰ / هزینه: هر شراکتی هزینهای دارد. با کدام یک میتوانید کنار بیایید؟
الف) شریکی که هرگز کاملاً خاموش نمیشود – همیشه خروجیها را نگاه میکند، تهدیدات را محاسبه، حتی هنگام شام.
ب) شریکی که کار را عالی انجام میدهد اما دسترسی عاطفیاش به اندازه یک فایل قفل شده است.
پ) شریکی که همه چیز را ده برابر پیچیدهتر از حد لازم میکند – اما همیشه موفق میشود.
ت) شریکی که به هر عتیقه، ویرانه و شیء باستانی که برمیخوریم وابسته میشود و همه چیز را کند میکند.
ث) شریکی که برای این کار ساخته نشده و میداند – اما هر بار، بدون اینکه از او خواسته شود، حاضر میشود.
سوال ۱۰ از ۱۰ / آخرین ایستادگی: لحظه نهایی است. همه چیز در خطر است. درست در این لحظه از شریکتان چه میخواهید؟
الف) یک جمله. کاملاً خشک. طوری که انگار دنیا تمام نمیشود. بعد حرکت میکنیم.
ب) هیچ حرفی – فقط یک نگاه که یعنی هر دوی ما میدانیم چه باید کرد.
پ) برنامهای که کاملاً نمیفهممش و به نحوی همه چیز را در نظر میگیرد، در عرض سی ثانیه ارائه شود.
ت) یک نکته تاریخی که کل موقعیت را دوباره تعریف کند و دقیقاً بگوید قدم بعدی چیست.
ث) کسی که به جای عقب رفتن، قدم پیش میگذارد – چون این همان کسی است که همیشه بوده.
نتایج: شریک ایدهآل شما:
رمبو (Rambo): شریک شما زیاد حرف نمیزند، نیازی ندارد، و قبل از اینکه جمله اولتان را تمام کنید همه تهدیدات محیط را ارزیابی کرده. جان رمبو اهل نقشه و سیاست نیست – او نیروی طبیعیای است که از بقا، وفاداری، و ظرفیتی برای استقامت شکل گرفته که فراتر از هر آموزشی است. او شما را جا نمیگذارد. او هیچکس که لیاقت برگشت به خانه را داشت جا نگذاشته. آنچه با رمبو به دست میآورید تواناترین و بیسروصداترین شریک ممکن است – کسی که چیزهایی را پشت سر گذاشته که هر کس دیگری را میشکست، و به هر حال ادامه داد. هرگز نیاز نیست بپرسید پشتتان است. فقط خواهید دانست.
جیمز باند (James Bond): شریک شما کاملاً مرتب، کاملاً توجیه شده و با داستان پوششیای چنان متقاعدکننده سر میرسد که یک لحظه طول میکشد یادتان بیاید چه چیزی واقعی است. جیمز باند به طور حرفهای خطرناکترین فرد در هر اتاقی است که وارد میشود – و خلعسلاحکنندهترین جذابیت را دارد، که نکته ماجرا همین است. او در دنیایی از لایهها عمل میکند، جایی که هیچ چیز آنطور که به نظر میرسد نیست و از هر مزیتی بدون عذرخواهی استفاده میشود. هرگز خسته نمیشوید. گاهی عصبانی میشوید. اما وقتی واقعاً مهم است – وقتی مأموریت به خطر جدی افتاده و حاشیه خطا به صفر رسیده – باند دقیقاً همان شریکی است که میخواهید. او از چیزهایی جان سالم به در برده که منطقاً نباید قابل بقا باشند. با سبک انجامش میدهد. این چیز کماهمیتی نیست.
ایندیانا جونز (Indiana Jones): شریک شما تاریخ، زبان، بستر فرهنگی و دقیقاً اینکه چرا چیزی که بقیه نادیده میگیرند در واقع مهمترین چیز در اتاق است را میداند. ایندیانا جونز باهوش، بیباک و گاهی غیرممکن است – اما همچنین یکی از مدبرترین و واقعاً آگاهترین شرکایی است که میتوانید کنار خود داشته باشید. او با نگاه یک محقق و غریزه یک زد و خورد کننده به هر موقعیتی نزدیک میشود، که ترکیب نامعمول و به طور قابل توجهی مؤثری است. از مار متنفر است و به اشیاء با اهمیت تاریخی وابسته میشود، که هر دو حداقل یک بار شما را کند خواهند کرد. مهم نیست. چیزی که ایندی میآورد غیرقابلجایگزین است – و ماجراهایی که با هم خواهید داشت از آن دستی است که مردم دربارهشان کتاب مینویسند. البته اگر زنده بمانید.
جان مکلین (John McClane): شریک شما قرار نبود اینجا باشد. تجهیزات درست، اطلاعات درست، یا هیچ چیز نزدیک به شانس درست را ندارد. او یک اظهارنظر طعنهآمیز و یک امتناع مطلق از پذیرش اینکه اوضاع به آن بدی که به نظر میرسد هست دارد. جان مکلین بزرگترین قهرمان اتفاقی تاریخ سینمای اکشن است – مردی که ابرقدرتش لجبازی است، برنامه اضطراریاش بداههسازی است، و ظرفیتش برای جذب صدمه و ادامه دادن اگر اینقدر مفید نبود نگرانکننده بود. تمام مدت غر میزند. اوضاع را به طور قابل توجهی بینظمتر از آنچه لازم بود میکند. و مطلقاً، بدون قید و شرط، بیچون و چرا وقتی لحظه حساس میرسد موفق میشود. ییپیکایای.
ایتن هانت (Ethan Hunt): شریک شما تا وقتی خواندن گزارش را تمام کرده باشید هفده سناریو را مرور کرده و برنامهای که روی آن تثبیت شده حداقل دو چیز دارد که از نظر فیزیکی باید غیرممکن باشد. ایتن هانت در لبه مطلق توانایی انسانی فعالیت میکند – از نظر فنی، فیزیکی و ذهنی – و همان دقت بیامانی را برای محافظت از شرکایش به کار میگیرد که برای نابودی سازمانهایی که نباید وجود داشته باشند. شناختنش آسان نیست و هرگز همه چیز را کامل به شما نمیگوید. اما او وزن مأموریت را چنان کامل، چنان مطلق حمل میکند که کار شما صرفاً اعتماد به اوست – و نکته قابل توجه این است که اعتماد به او همیشه درست از آب درمیآید. مأموریت غیرممکن خواهد بود. او به هر حال کاملش میکند.
وحشت هم بر پارامونت پلاس مسلط است
اگرچه «شکارچی جایزه» در این استریمر مقداری خنده ارائه میکند، اما این فیلمهای ترسناک هستند که در حال حاضر بیشترین محبوبیت را روی پارامونت پلاس دارند، درست مثل گیشه. پس از یک افتتاحیه رکوردشکن در گیشه جهانی برای فرنچایز که به فروش بیش از ۲۰۰ میلیون دلار در دو ماه انجامید، «جیغ ۷» (Scream 7) به طور رسمی اواخر ماه گذشته به پارامونت پلاس آمد و هنوز از صدر جدول تکان نخورده است. با وجود مواجهه با انتقادات و احاطه با جنجال، هفتمین قسمت این فرنچایز ترسناک که بار دیگر با محوریت نِو کمپبل ساخته شده، همچنان محبوبیت زیادی دارد. این فیلم همچنین با بازی ایزابل می، کورتنی کاکس، دیوید آرکت، متیو لیلارد، جاسمین ساووی براون و دیگران است.
دریافت بهروزرسانیهای انتخابشده پارامونت پلاس و تحلیلهای عمیقتر: به خبرنامه ما بپیوندید برای پیشنهادهای استریم انتخابشده و بستر عمیقتری از آنچه جداول پارامونت پلاس را شکل میدهد – از بازگشتهای غافلگیرکننده کمدی رمانتیک تا سلطه فرنچایزهای ترسناک. با عضویت، پوشش متمرکز و بینشهای سینمایی در سراسر چشمانداز استریم دریافت کنید.
«شکارچی جایزه» اکنون برای استریم روی پارامونت پلاس در دسترس است. حتماً برای داستانهای استریم بیشتر با کلایدر همراه باشید.