این مصاحبه حاوی اسپویلهایی از سریال I Will Find You (من تو را پیدا خواهم کرد) است.

نوشته تیلور گیتس: تیلور گیتس اهل ایندیاناست و مدرک BFA در نویسندگی خلاق از دانشگاه اونزویل دارد. او با تماشای سریالهایی درباره خانوادههای پرهرجومرج مثل Full House (خانه کامل)، The Nanny (پرستار بچه)، Gilmore Girls (دختران گیلمور) و The Fosters (خانواده فاستر) عاشق دنیای سرگرمی شد. بعد از دانشگاه به لسآنجلس رفت تا به عنوان نویسنده، ویراستار و فیلمساز فعالیت کند. امروز شیفته درامهای کمدی است، بهویژه داستانهای بلوغ با محوریت شخصیتهای پیچیده زن و LGBTQ+. او از می ۲۰۲۲ با کلایدر همکاری میکند.
خلاصه
- سم ورتینگتون و بریت لوئر پیچیدهترین لحظات و پویاییهای I Will Find You (من تو را پیدا خواهم کرد) را بررسی میکنند.
- بریت لوئر شباهتها و تفاوتهای اصلی بین I Will Find You (من تو را پیدا خواهم کرد) و Severance (جدایی) را توضیح میدهد.
- سم ورتینگتون از ارتباط ۲۰ سالهای با هارلن کوبن میگوید که خودش هم نمیدانست.
سم ورتینگتون با بازی در برخی از بزرگترین فیلمهای اکشن تاریخ به شهرت رسیده است. از بازی در نقش اصلی سری رکوردشکن Avatar (آواتار) گرفته تا حضور در فیلمهای فانتزی مثل Clash of the Titans (نبرد تایتانها) و حماسه جنگی برنده اسکار Hacksaw Ridge (ارتش یکنفره)، او با پروژههای پرهیجان و نفسگیر بیگانه نیست. بریت لوئر هم وضعیت مشابهی دارد، البته به شیوهای کمی متفاوت. او بیشتر به خاطر بازی برنده جایزه امیاش در سریال علمیتخیلی درخشان و اغلب تکاندهنده اپل تیوی پلاس، Severance (جدایی) شناخته میشود، هرچند کارنامهاش شامل کمدیهای عجیبوغریبی مثل Man Seeking Woman (مردی که به دنبال زن میگشت)، Casual (خودمانی) و High Maintenance (مشتری دائم) هم میشود.
نقشهای قبلی ورتینگتون و لوئر آنها را برای I Will Find You (من تو را پیدا خواهم کرد)، جدیدترین معمای هارلن کوبن که به سریال تبدیل شده، به خوبی آماده کرده است. داستان سریال حول مردی به نام دیوید (ورتینگتون) میچرخد که به قتل پسر کوچکش، متیو (اشتون کرسمن) محکوم شده، با اینکه بر بیگناهی خود پافشاری میکند. اوضاع وقتی پیچیدهتر میشود که خواهرزنش، ریچل (لوئر)، در زندان به ملاقاتش میآید و عکس تازهای از پسری نشاناش میدهد که دقیقاً شبیه متیو است. جستجوی حقیقت به فرار از زندان، تعقیب و گریز سراسری و چندین توطئه خطرناک ختم میشود. وقتی انگار همه راز پنهان میکنند، به چه کسی میشود اعتماد کرد؟
کلایدر فرصتی پیدا کرد تا با ورتینگتون و لوئر درباره این پروژه صحبت کند. این دو در طول گفتگو، برخی از پیچیدهترین صحنهها و روابط سریال را تحلیل کردند و همچنین از نخستین برخوردشان با آثار کوبن گفتند. لوئر هم بزرگترین شباهتها و تفاوتهای بین ریچل و هلی و آنچه او را به این پروژه جذب کرد را شرح داد.
سم ورتینگتون و بریت لوئر پیچیدهترین لحظات و روابط I Will Find You (من تو را پیدا خواهم کرد) را میشکافند
“ما در نقطه عطفی از زندگی این خانواده با آنها آشنا میشویم و همه چیز به مرور زمان مبهمتر میشود.”

سم ورتینگتون و بریت لوئر در I Will Find You (من تو را پیدا خواهم کرد) — تصویر از نتفلیکس
کلایدر: این سریال بسیار پرتنش است، اما لحظهای که برای من بسیار بهیادماندنی است، وضعیت انتخابهای سخت دیوید در قسمت ۶ است که نیکی از او میخواهد بین زندگی پدر و پسرش یکی را انتخاب کند. سم، چطور برای آن لحظه خاص آماده شدی؟
سم ورتینگتون: بله، من هم آن لحظه را دوست دارم. فکر میکنم میتوانستیم از نظر احساسی حتی بیشتر پیش برویم. راستش، ما چندین برداشت انجام دادیم که از نظر احساسی بیشتر پیش رفتیم، چون دقیقاً همان طور که گفتی، این یک موقعیت انتخاب سخت است. و او واقعاً انتخاب دیوانهواری میکند، با توجه به اینکه نمیداند چه چیزی در انتظارش است. اما من فکر میکنم میتوانستیم از نظر احساسی بیشتر پیش برویم. چطور آماده میشوی؟ نمیدانم. من با بازیگران دیگر هماهنگ میشوم. اگر با بازیگران بزرگی احاطه شده باشم، آنها به من کمک میکنند بهتر شوم. من فقط به اندازه کسی که روبهرویم است خوب هستم.
صحبت از بازیگران عالی، کل گروه بازیگری فوقالعادهاند و پویایی بین ریچل و هایدن خیلی جالب و پیچیده است. بریت، کنجکاوم بدانم تو و مایلو چطور این شیمی را ساختید، با دانستن اینکه این رابطه به این پیچش تاریک و پیچیده میرسد؟ چون واقعاً تماشاگر را وادار میکنید طرفدار این دو باشند، اما بعدش هم شاید بخواهید کمی پیشآگاهی از آنچه قرار است بیاید بدهید. چطور تعادل را با او پیدا کردی تا این رابطه کار کند؟
بریت لوئر: خب، من و مایلو فوراً با هم دوست شدیم، چون هر دو کاروان داریم و بلافاصله سر صحبت درباره آمادهسازی کاروانها برای زمستان گرم گرفتیم. فکر میکنم دوستیمان همانجا شکل گرفت. رابطه هایدن و ریچل یکی از آن رابطههای خاص است که بعد از جدایی هم دوست ماندهاند، که پویایی خیلی خاصی است. فکر میکنم ریچل تا حدی نمیداند که شاید برای هایدن، او کسی بوده که از دستش داده. به نظرم بازی با اینکه او چقدر از این موضوع آگاه است یا نیست برایم جذاب بود. و ما در نقطه عطفی از زندگی این خانواده با آنها آشنا میشویم و همه چیز به مرور زمان مبهمتر میشود.
سم ورتینگتون عاشق بازی قهرمانان اکشن با هستهای احساساتی است
“همهچیز درباره عضله سخت و عضله نرم است و معنای آن.”

سم ورتینگتون در I Will Find You (من تو را پیدا خواهم کرد) — تصویر از نتفلیکس
سم، تو دامنه بازیگری فوقالعادهای داری، اما حس میکنم جایگاه خاصی برای خودت در نقش قهرمانان اکشنی که هستهای گرم و پدرانه دارند پیدا کردهای. کنجکاوم بدانم از چه چیزی در این نقشهای ترکیبی لذت میبری. و این سریال چه فرصتی به تو داد که حس کنی قبلاً در کارنامهات تجربه نکردهای؟
ورتینگتون: من عاشق کاوش در مفهوم عضله سخت و عضله نرم هستم. فکر میکنم این چیزی است که از آن لذت میبرم و مدتهاست که روی آن کار میکنم. آدمهایی که زرهای دارند و برای پنهان کردن خود واقعیشان و آسیبپذیریهایشان چه میکنند. در ژانرهایی مثل این، میتوانی این موضوع را بیشتر با چنین شخصیتهایی کشف کنی. برای فصل بعدی زندگیام، باید بروم و چیز دیگری را کشف کنم که درونم عمیق و تاریک است و باید بیرونش بریزم و بفهممش، چون فکر میکنم کمکم تموم شده. دارم به سقف میرسم. جالبه که وقتی تو دهه ۲۰ سالگیهستی، قهرمان میشی. وقتی دهه ۳۰ هستی، نقشهای دیگری بهت میدن. وقتی ۴۰ سالته، بچه داری و نقش پدرها و محافظها رو بازی میکنی. من دارم به فصل پنجم نزدیک میشم، پس کی میدونه کجا میبرتم.
واقعاً هم در این کار عالی هستی، پس دوست دارم تا جایی که ممکنه این نقش رو بازی کنی!
ورتینگتون: همونطور که گفتم، همهچیز درباره عضله سخت و عضله نرم و معنای اونهاست. این یه جور کاوش در مردانگیه که شاید وقتی بزرگ میشدم تو شخصیتهای فیلمها نمیدیدم. بعضی وقتها اونها خیلی تکبعدی بودن، و من حتی نقش شخصیتهایی رو بازی کردم که خیلی قهرمانانه و تکبعدی بودن. این برام جذاب نیست. چیزی که برام جذابه اینه که: چی رو پنهان میکنن؟ از چی محافظت میکنن؟ روی بیرون چیه و چطور روی درون تأثیر میذاره؟ اونوقت همیشه یه کشمکش درونی داری، فارغ از اینکه کشمکش بیرونی چیه.
بریت لوئر از شباهتها و تفاوتهای I Will Find You (من تو را پیدا خواهم کرد) و Severance (جدایی) میگوید
“آنها دیانای مشترک در تعقیب و پیگیری یک مأموریت دارند.”

بریت لوئر در نقش ریچل در I Will Find You (من تو را پیدا خواهم کرد) — تصویر: Courtesy of Netflix
حالا که حرف از شباهت شخصیتها شد، بریت، حس میکنم یه روحیه سرسخت و پیگیر در جستجوی حقیقت هم در ریچل هست و هم در هلی. بهعنوان طرفدار Severance (جدایی)، خیلی کنجکاوم بدانم فکر میکنی گفتگویی بین آن دو نفر چه شکلی میشد؟
لوئر: اوه، وای. حق با توئه، اونها دیانای مشترکی در تعقیب و پیگیری یه مأموریت دارن. فکر میکنم چیزی که من رو به سمت ریچل جذب کرد و با هلی و دنیای Severance (جدایی) فرق داره اینه که ریچل بیرون از زندان و در دنیای واقعی قرار داره. اون یه مأموریت خیلی روشن و فعال توی دنیای واقعی و توی جاده داره و این مأموریت واقعاً ریشه در خانواده داره. مسلماً خانواده هلی یه جور آشفتگی سوررئال و متفاوت داره، اما شاید اونها درباره خانوادههاشون صحبت کنن.
اِ، خوشم اومد. الان میخوام اینو ببینم.
لوئر: و بعدش با هم برن تراپی.
احتمالاً برای هر دوشون خوب باشه، آره. مطمئنم نمیتونی چیز زیادی از فصل سوم Severance (جدایی) بهم بگی، اما کنجکاوم آیا چیزی از فیلمبرداری I Will Find You (من تو را پیدا خواهم کرد) با خودت بردی که حس کنی واقعاً کمکت کرد دوباره به اون دنیا برگردی.
لوئر: هوم، مطمئن نیستم. سوال خیلی جذابیه. من خیلی هیجانزدهام که برگردم و فصل ۳ رو فیلمبرداری کنم، اون سریال واقعاً عشق منه. و خیلی عالی بود که توی این پروژه کاملاً متفاوت کار کنم. یه درام جنایی پرهیجان که تو رو روی لبه صندلی نگه میداره و وادارت میکنه روی قسمت بعدی کلیک کنی، و ما خیلی سخت کار کردیم تا مطمئن بشیم ریشه در احساسات شخصیتها، پویایی بینشون و اصالت دو نفری داره که همه چیز رو از دست دادن و به نقطه عطف زندگیشون رسیدن و برای نجات متیو مأموریت دارن.
سم ورتینگتون و بریت لوئر چگونگی آشناییشان با آثار هارلن کوبن را فاش میکنند
“او بود که گفت: ‘باید با این مرد صحبت کنی.'”

بریت لوئر در نقش ریچل در I Will Find You — تصویر: Amanda Matlovich/Netflix
هارلن کوبن مشخصاً یک استعداد بزرگ در ژانر معمایی و دلهرهآور است. کنجکاوم یادتان میآید اولین برخوردتان با کارهایش کی بود.
ورتینگتون: مال من Tell No One (به هیچکس نگو) بود. من با گیلوم کنه، کارگردانش، دوستم و یادم میاد سالها پیش دیدمش، اما راستش نفهمیدم کار هارلن بوده تا اینکه خود هارلن بهم گفت. و بعدش همسرم همه رو پشت سر هم میبینه. اون بود که گفت: “باید با این مرد صحبت کنی”، چون عاشق همه پیچها و چرخشها، سرنخهای گمراهکننده و تعلیقهای آخره. عاشق همه ایناست.
لوئر: من قطعاً از هارلن کوبن آگاه بودم، اما واقعاً تا وقتی کتاب رو نخوندم و بعدش متن پایلوت و قسمتهای بعدی رو کنارش مطالعه نکردم، عمیق نشدم. برای کسانی که رمان رو خوندن و سریال رو تماشا میکنن، تفاوتهای ظریفی وجود داره که خیلی عمدی بودن و فکر میکنم کشفش براشون جذاب باشه. هارلن قبلاً در این باره صحبت میکرد. باید برای یه سریال پیچشها و چرخشهای متفاوتی نسبت به یه رمان خلق کنی، چون یه رسانه بصریه. فکر میکنم تماشاش براشون واقعاً جذاب باشه.
ورتینگتون: کتابها کتابن. شما فقط کتاب رو بازآفرینی نمیکنید، کتاب یه سکوی پرش برای بازآفرینی یه سریال هارلن کوبن هست. اون اینطور بهش نگاه میکنه.
واقعاً از پایان سریال شگفتزده شدم، چون خیلی رضایتبخش و امیدوارکننده بود، اما همچنین ریشه در این حقیقت داشت که همه چیز قرار نیست عالی باشه. جادههای سختی پیش روی همهشونه. کنجکاوم فکر میکنید بعد از صحنههای پایانی که میبینیم، آینده برای شخصیتهای شما چطور خواهد بود.
لوئر: همشون دوباره میرن تراپی. همونطور که گفتم، همه نیاز به تراپی دارن. (میخنده) اما اونها با همن. فکر میکنم یه لحظه آروم و بهحق برای کل خانواده است. متیو خواهر کوچیکش رو بغل کرده و (خطاب به سم) شما اون صحنه قشنگ رو در ایوان دارید، پدر و پسر، جایی که با هم حضور دارن. و خانواده یعنی همین. سختترین لحظات رو پشت سر میذاری و بعدش یه قدم جلو میذاری و بعدی رو، و هوای همدیگه رو داری.
I Will Find You (من تو را پیدا خواهم کرد) هماکنون از نتفلیکس در حال پخش است.

I Will Find You (من تو را پیدا خواهم کرد)
تاریخ انتشار: 18 ژوئن 2026
شبکه: نتفلیکس
شورانر: رابرت هال
کارگردانان: آدام دیویدسون، مگی کایلی، ماجا ورویلو، برد اندرسون
نویسندگان: رابرت هال، هارلن کوبن
بازیگران
- سم ورتینگتون (دیوید باروز)
- بریت لوئر (ریچل میلز)
نظر شما چیه؟ توی این داستان پرپیچوخم، کدوم شخصیت رو قابل اعتماد میدونید؟ توی بخش نظرات برامون بنویسید!