حتی اگر خیلی طرفدار فیلمهایی که جیسون استتهام بازی میکند نباشید، نمیتوانید پشتکارش را نادیده بگیرید یا این واقعیت را انکار کنید که او جایگاه خودش را پیدا کرده و همچنان به طور پیوسته فیلمهایی را ارائه میدهد که در آنها بهترین است. ویکیپدیا که البته کامل نیست، اما صفحه مربوط به استتهام این موضوع را به خوبی نشان میدهد. در بخش «فعالیت حرفهای»، سه بخش اصلی وجود دارد با این عناوین:
- ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۰: اوجگیری و شهرت
- ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۵: توسعه تجاری
- ۲۰۱۶ تا کنون: موفقیت مستمر
آیا یک بازیگر میتواند بیشتر از این بخواهد؟ اگر میخواهید کلاه فویلی به سر بگذارید، شاید شروع به فکر کردن کنید که آیا خود استتهام این مطالب را در ویکیپدیا نوشته است یا خیر، اما نه. او اوجگیری کرده، توسعه تجاری را تجربه کرده و سپس موفقیتی مستمر داشته است. انکارش سخت است.
همچنین، استتهام احتمالاً آنقدر سرگرم بازی در فیلمهای پشت سر هم بوده که وقتی برای نگرانی درباره مطالب ویکیپدیا ندارد. بسیاری از این فیلمها در ژانر اکشن، جنایی و تریلر هستند و یکی از جدیدترین آنها در این حیطه، فیلم Wrath of Man (خشم یک مرد) است. این فیلم از این جهت قابل توجه است که باعث شد او دوباره با گای ریچی همکاری کند، سالها بعد از نقشهای ستارهسازش در فیلمهای اولیه ریچی مانند Lock, Stock and Two Smoking Barrels (قفل، انبار و دو بشکه باروت) در سال ۱۹۹۸ و Snatch (قاپیدن) در سال ۲۰۰۰. البته فیلم Revolver (رولور) محصول ۲۰۰۵ هم هست، اما آن یکی به خوبی بقیه نبود. با این حال، این زوج بیشتر موفق بودهاند تا ناموفق، و از میان آن چهار فیلم تا به امروز، Wrath of Man (خشم یک مرد) به نظر میرسد بیشترین پتانسیل را داشته باشد که روزی (امیدوارم زودتر تا دیرتر) یک دنباله درست و حسابی داشته باشد.
داستانی که در Wrath of Man (خشم یک مرد) روایت شد

خوشبختانه، توضیح داستان Wrath of Man (خشم یک مرد) زمان زیادی نمیبرد. این فیلم بسیار صریح و سرراست است، تا جایی که شاید به نظر برسد همه چیز لو میرود، اما همچنین چیزی نیست که شما صرفاً برای داستانش تماشایش کنید. داستان هست و وجود دارد تا اکشن و تعلیق رخ بدهد. درباره مردی مرموز است که فقط با نام «اچ» (با بازی استتهام) شناخته میشود و ماجرا از این قرار است که او به افرادی که برایشان کار میکند فاش میکند که چیزی بیش از یک نگهبان امنیتی است و مهارتهای جدی با سلاح گرم دارد.
او یک مرد است، و خشمگین. انتقامی هست که میخواهد بگیرد، که از عنوان فیلم و همه چیز میتوانید حدس بزنید، و فیلم فقط درباره این است که او هدفش را نشانه میگیرد و سپس با روشی قدم به قدم به خواستهاش میرسد. او به شکل خاصی به چالش کشیده نمیشود، که این موضوع Wrath of Man (خشم یک مرد) را کمی شبیه به تحقق یک آرزو میکند، اما از این نظر، میتوانست بدتر باشد. بیشتر اوقات جواب میدهد. شما میتوانید شاهد خونسردی، اعتماد به نفس و توانایی بالای استتهام باشید. این همان چیزی است که او طی این دهه خیلی انجام داده (همچنین رجوع کنید به فیلمهای The Beekeeper (زنبوردار)، A Working Man (یک مرد کارگر) و Shelter (پناهگاه)) و به وضوح مخاطبانی برایش وجود دارد، پس چه بهتر برای او.
یک دنباله احتمالی برای Wrath of Man (خشم یک مرد) به کجا میتواند برود
شخصیت «اچ» در مقطعی با یک گروه خلافکار درگیر میشود و با حداقل یکی از آنها تسویه حسابی دارد، پس اگر کمی چشمتان را ببندید و آن را یک فیلم گانگستری از گای ریچی حساب کنید، احتمالاً میتوانید. تعداد شخصیتها به اندازه فیلمهای گانگستری اولیه گای ریچی نیست، اما آن فیلمها هم هیچوقت خودشان را برای دنباله آماده نکردهاند، معمولاً چون تا انتها خیلیها کشته میشوند. این تا حدی در مورد Wrath of Man (خشم یک مرد) هم صادق است، اما شخصیت جیسون استتهام زنده میماند و به هر حال افراد زیادی در این فیلم تأثیرگذار نیستند، پس از نظر فنی میتوانید داستان را با او ادامه دهید.
اگر کارهایش در انتهای فیلم چرخهای از انتقام و خشونت را به راه بیندازد، شاید کمی شبیه به اینکه چگونه John Wick (جان ویک) و دنبالههایش اوضاع را تشدید کردند، این میتواند جواب بدهد. مسلماً پیشینه داستانی زیادی برای کندوکاو در شخصیت استتهام وجود ندارد، اما او میتواند به یک شکل یا دیگری به ویرانگری ادامه دهد یا به حالت دفاعی برود. ببینید، هر مسیری که انتخاب کنند، میتواند بهتر از Wrath of Man (خشم یک مرد) باشد. اسمش را بگذارید “Wrath of Men” (خشم مردان) یا هرچیز دیگر. این فیلم شاهکار نیست، اما گای ریچی قبلاً فیلمهای عالی ساخته، و یک شخصیت جیسون استتهام بسیار توانمند و معمولاً قدرتمند اینجا وجود دارد. او یک ضدقهرمان به اندازه کافی امیدوارکننده است، و تماشای شلیک کردن و اخم کردنش در میان کلی شخصیت شرور دیگر، به هر دلیلی، میتواند سرگرمکننده باشد.
این سوال که آیا گای ریچی و جیسون استتهام اصلاً وقت اضافه دارند یا خیر

اما خب، ریچی و استتهام هر دو آدمهای پرکاری هستند. احتمالاً از انجام کارهایی که به Wrath of Man (خشم یک مرد) ربط ندارند راضی هستند، چون به نظر نمیرسد هیچکدام به این زودیها کارشان تمام شود. ریچی هم در سالهای اخیر ریتم خودش را پیدا کرده، شاید حتی تأکیدش بر کمیت بیشتر از کیفیت باشد، بخواهیم کاملاً رک باشیم. با احتساب فیلمهای Wife & Dog (همسر و سگ) و Viva La Madness (زنده باد جنون) که هنوز اکران نشدهاند (آخرین آنها با بازی جیسون استتهام)، گای ریچی در دهه ۲۰۲۰ تا کنون هشت فیلم کارگردانی کرده و دارد به طور میانگین سالی بیش از یک فیلم میسازد.
استتهام هم حسابی مشغول بوده، بخشی از فرنچایزهایی مثل Expendables (بیمصرفها) و Fast and Furious (سریع و خشمگین)، علاوه بر همکاریهایش با گای ریچی و برخی از آن فیلمهای اکشنی که قبلاً اشاره شد. همچنین، اگر یک دنباله باشد که مردم احتمالاً از استتهام میخواهند، یکی دیگر از فیلمهای Crank (کرانک) است، فقط برای اینکه آن را تبدیل به سهگانه کند. اما مطمئناً، Wrath of Man (خشم یک مرد) در موقعیتی است که میتواند یک دنباله برتر را بدون استرس زیاد دریافت کند. فیلم ۲۰۲۱ بخش زیادی از پیشینه داستان و مسائل شخصیت (هرچند کم که لازم بود) را از سر راه برداشت، پس برای یک بازبینی دوباره، آنها میتوانند فقط شروع کنند و کاری وحشیانه و پر از اکشن انجام دهند. زمان همه چیز را مشخص خواهد کرد. در هر حال، به نظر نمیرسد که استتهام یا ریچی به این زودیها جایی بروند یا استراحتی داشته باشند.
شما چه فکری میکنید؟ آیا دوست دارید یک دنباله دیگر از Wrath of Man (خشم یک مرد) ببینید یا ترجیح میدهید جیسون استتهام بالاخره فیلم Crank 3 (کرانک ۳) را بسازد؟