زیبایی علمی-تخیلی در این است که چقدر زیرکانه می‌تواند نقدهای سوزناک از مشکلات جامعه و طنز گزنده را در پوشش خیال پنهان کند. visionaries like Gene Roddenberry and Rod Serling مثلاً با اپیزودهایی از Star Trek: The Original Series (پیشتازان فضا: سری اصلی) و The Twilight Zone (منطقهٔ گرگ و میش) نژادپرستی را به چالش کشیدند، پیامی که از زیر نگاه سانسورچی‌های آن زمان رد می‌شد. فیلم‌های دیگری مثل Minority Report (گزارش اقلیت) هم تقریباً به طرز ترسناکی آینده‌نگرانه ظاهر شدند و فناوری‌ها و اتفاقاتی را نشان دادند که خیلی بعد از اکران فیلم به واقعیت پیوستند. و بعضی فیلم‌ها هر دو کار را می‌کنند، مثل They Live (آن‌ها زنده‌اند) ساختهٔ جان کارپنتر؛ فیلمی که هم چشم انتقادی به سلسله‌مراتب اجتماعی دارد و هم جهانی را پیش‌بینی می‌کند که در آن آدم‌ها ناخودآگاه راهنمایی می‌شوند کجا بروند و چه کار کنند. این فیلم در قالب یک کالت کلاسیک دوست‌داشتنی، امروز هم به طرز وحشتناکی مرتبط است.

نابرابری اقتصادی در «آن‌ها زنده‌اند» روزبه‌روز بیشتر می‌شود

داستان فیلم حول شخصیت Nada (رودی پایپر، اسطورهٔ WWE) می‌چرخد، مردی بی‌خانمان که برای پیدا کردن کار به لس‌آنجلس می‌آید. سر یک پروژهٔ ساختمانی با همکارش Frank (کیت دیوید) دوست می‌شود و فرانک او را دعوت می‌کند در یک حلبی‌آباد نزدیک کلیسا زندگی کند. Nada ناخواسته با یک عینک آفتابی برخورد می‌کند که با زدنش، حقیقتی هراس‌انگیز را فاش می‌کند: بیگانگانی در میان ما زندگی می‌کنند و با بمباران پیام‌های پنهان، انسان‌ها را مطیع نگه داشته‌اند. به این ترتیب، They Live عملاً دو فیلم متفاوت است: یکی که شکاف همیشه در حال گسترش بین داراها و ندارها را برجسته می‌کند (خود کارپنتر آن را «مستند» نامید)، و دیگری یک نظریهٔ علمی-تخیلی دربارهٔ دلیل وجود این شکاف.

فیلم تصویر زشتی از واقعیت‌های زندگی بی‌خانمان‌ها ترسیم می‌کند. با وجود اینکه Nada کارگری سخت‌کوش است، نمی‌تواند از بی‌خانمانی فرار کند؛ همینطور Frank که ظاهراً مدت بیشتری در این وضعیت گرفتار بوده. و آن اندک چیزی که دارند هم در یورش پلیس نابود می‌شود و حلبی‌آباد را با خاک یکسان می‌کند. بی‌خانمان‌ها چاره‌ای جز تلاش دوباره ندارند و این یک چرخهٔ بی‌پایان باطل می‌سازد. تازه پلیس هم از خشونت علیه آن‌ها ابایی ندارد، پس آسیب جسمی هم به بار سنگین زندگی‌شان اضافه می‌شود. آن‌ها واقعاً هیچ‌کس نیستند و این نکته با نام شخصیت Piper که «Nada» به اسپانیایی یعنی «هیچ» است، برجسته‌تر می‌شود.

با اینکه طبقهٔ متوسط واقعاً بیش از هر زمان دیگری درآمد دارد، هزینه‌های زندگی هم به همان نسبت بالا رفته و بحران‌هایی را که معمولاً به طبقهٔ ضعیف نسبت می‌دادیم، به میان آن‌ها آورده است، مثلاً افزایش ۱۸۰۰ درصدی تقاضا در بانک‌های غذا. در همین حال، ثروتمندان واقعاً ثروتمندتر می‌شوند و آن‌هایی که در این بازی شرکت کنند، بیشترین سود را می‌برند. کارپنتر در فیلم به این موضوع اشاره می‌کند که نخبگان ثروتمند انسانی، کسانی که «روح خود را فروختند» تا با بیگانه‌ها همکاری کنند، پاداش‌های کلانی دریافت می‌کنند.

«آن‌ها زنده‌اند» یک تمثیل مدرن است

اما چرا چنین نابرابری‌ای وجود دارد و چرا اعتراض گسترده‌ای علیه آن شکل نمی‌گیرد؟ خانم‌ها و آقایان، اینجا کارپنتر به طرز ترسناکی به روز می‌شود. در فیلم، بیگانه‌های چشم‌حشره‌ای زیر ظاهر انسان‌ها پیشرفت می‌کنند، چون سیگنالی واقعیت را از چشم انسان‌ها پنهان نگه می‌دارد. در آن واقعیت، هر شکلی از رسانه پر است از پیام‌های پنهان: اطاعت کن؛ مصرف کن؛ در خواب بمان؛ همرنگ جماعت شو؛ تلویزیون تماشا کن؛ و غیره. آدم‌ها آرام و بی‌جنگ نگه داشته می‌شوند، در حالی که بیگانه‌ها آرام‌آرام ذخایر زمین را برای منافع خود خالی می‌کنند و با گرمایش زمین، اتمسفر را شبیه سیارهٔ خودشان می‌سازند. و باز هم، کسانی که از ماجرا خبر دارند اما به آن راضی هستند، پاداش‌های بزرگی می‌گیرند.

ترس از پیام‌های پنهان مدت‌هاست که وجود دارد، با وجود سوال‌هایی دربارهٔ اثربخشی آن‌ها، و زمان ساخت فیلم با دورهٔ «وحشت شیطان‌پرستی» در سراسر ایالات متحده همزمان بود؛ جایی که محافظه‌کاران موسیقی، فیلم و بازی‌های ویدئویی را برای افزایش احتمالی گرایش به خرافات مقصر می‌دانستند. کارپنتر از این ایده استفاده کرد و آن را تبدیل به ابزار اصلی آرام نگه‌داشتن انسان‌ها کرد، «مثل گله». فقط این که شاید کارپنتر خیلی از زمان خودش جلوتر بود.

اگر They Live را به امروز نسبت دهیم، بیگانه‌ها می‌توانند تمثیلی از هوش مصنوعی باشند. به این فکر کنید. بی‌خطرترین جستجوی گوگل می‌تواند ناگهان هجوم رسانه و تبلیغات مرتبط را به راه بیاندازد. با لایک کردن یک پست در شبکه‌های اجتماعی، تقریباً تضمین می‌کنید که خوراک تیک‌تاک یا فیس‌بوکتان پر از پست‌های مشابه شود. الگوریتم‌های هوش مصنوعی که پشت صحنه کار می‌کنند، پیشنهادهایی مثل «اگر این را تماشا کردی، عاشق فلان می‌شوی» ارائه می‌دهند و طوری طراحی شده‌اند که شما را به محتوایی بکشانند – فیلم، موسیقی و غیره – که با دانستن علایق قبلی‌تان، شما را سیر نگه دارد، به جای اینکه افق‌هایتان را گسترش دهد یا به چالش بکشد. شاید به همین دلیل است که این‌همه تفرقه در جامعهٔ امروز می‌بینیم: آن‌هایی که در دو سوی طیف سیاسی قرار دارند، فقط محتوایی را می‌بینند که دیدگاه خودشان را تایید می‌کند و عملاً موضعشان را رادیکال‌تر می‌کند. پس شاید آنقدرها هم دیوانه‌وار نباشد که فکر کنیم بیگانه‌ها عقب نشسته‌اند و دارند آتش‌بازی ما را تماشا می‌کنند، در حالی که سیاره‌مان را خشک می‌کنند.

They Live فراتر از یک فیلم علمی-تخیلی سرگرم‌کننده است؛ این یک زنگ خطر است که هنوز صدایش در گوشمان می‌پیچد. از نابرابری اقتصادی گرفته تا نفوذ نامرئی رسانه‌ها و فناوری، فیلم کارپنتر تصویری از جهانی ارائه می‌دهد که هر روز شبیه‌ترش می‌شویم. نظر شما چیست؟ آیا ما هم مثل آدم‌های فیلم، عینک‌ها را به چشم می‌زنیم تا حقیقت را ببینیم، یا ترجیح می‌دهیم در خواب راحت بمانیم؟