در طول قرن بیست و یکم، سینمادوستان در سراسر جهان شاهد برخی از بهترین نماهای پایانی تاریخ سینما بودهاند. عوامل متعددی میتوانند یک نمای پایانی را عالی کنند: میتواند تجسم تم اصلی داستان باشد، یک راهحل نفسگیر برای یک قوس شخصیتی مهم، یا یک نمای بصری زیبا که با بار عاطفی و روایی آمیخته شده است.
هر چه که این نماهای پایانی را به بهترینهای سینمای قرن بیست و یکم تبدیل میکند، همگی یک کلاس درس بینظیر در نحوه به پایان رساندن یک فیلم با پایانی بهیادماندنی هستند. از نمادین تا تحتاللفظی، از سریع تا طولانی، و از جدی تا طنزآمیز، بهترین نماهای پایانی که هنر هفتم از سال ۲۰۰۱ به خود دیده است، عامل بزرگی در تبدیل این فیلمها به بهترینهای این دوره هستند.
هشدار اسپویل!
10. ‘Aftersun’ (2022)
فیلم Aftersun (بعد از آفتاب) یکی از آرامبخشترین و در عین حال ویرانگرترین فیلمهای دهه گذشته است؛ اولین فیلم احساسی شارلوت ولز که یکی از درامهای دهه ۲۰۲۰ که شاهکارهای واقعی هستند به حساب میآید. داستان سوفی را روایت میکند که در حال تأمل بر شادی مشترک و غم خصوصی یک تعطیلات کنار دریا با پدرش، کالم، در بیست سال پیش است.
در طول مدت زمان بیادعا و در عین حال دراماتیک فیلم، نمیتوان این احساس ناراحتکننده را داشت که این آخرین باری است که سوفی پدرش را میبیند. در نمای پایانی، کالم سوفی را در فرودگاه پیاده میکند و از یک جفت در به داخل همان فضای تاریک پر از نورهای رنگی راه میرود؛ فضایی که در طول فیلم به صورت استعارهای دیده بودیم.
9. ‘Call Me By Your Name’ (2017)
فیلم Call Me By Your Name (با من تماس بگیر به اسم خودت) به کارگردانی لوکا گوادانینو، فیلمی بود که تیموتی شالامی را به اولین نامزدی اسکارش رساند. داستان الیوی ۱۷ ساله است که در ویلای ایتالیایی خانوادهاش با الیور ۲۴ ساله آشنا میشود و زیبایی بیدار شدن میل را کشف میکند.
این فیلم یکی از زیباترین فیلمهای عاشقانه ساخته شده است. ترکیب این زیبایی با بازی بیپروا و صمیمی شالامی، یکی از خیرهکنندهترین نماهای پایانی دهه ۲۰۱۰ را میسازد که در آن دوربین بیش از چهار دقیقه روی صورت الیو متمرکز میماند و او در کنار شومینه قلب شکسته خود را پردازش میکند.
8. ‘Oppenheimer’ (2023)
کریستوفر نولان را میتوان از جنبههای زیادی نقد کرد، اما توانایی او در ارائه یک نمای پایانی عالی غیرقابل انکار است. فیلم Oppenheimer (اوپنهایمر) یکی از کاملترین فیلمهای جنگی چهل سال اخیر است.
این فیلم با اعتراف اوپنهایمر به اینشتین به پایان میرسد که فاجعه جهانی که از قدرت اتمی میترسیدند اکنون به طرز طنزآمیزی اجتنابناپذیر است. نولان سپس نماهایی از اوپنهایمر پر از ترس را با نماهایی از فضا از یک آخرالزمان هستهای تلفیق میکند. آخرین نمای فیلم، زمین در حال مرگ نیست، بلکه اوپنهایمر است که چشمانش را میبندد تا این رؤیاهای آخرالزمانی را از خود دور کند؛ تصویری که شاید ترسناکتر است.
7. ‘The Irishman’ (2019)
مارتین اسکورسیزی با فیلم The Irishman (مرد ایرلندی) یکی از بهترین فیلمهای گانگستری پس از Goodfellas (رفقای خوب) را ارائه کرد. داستان فرانک شیرن، رئیس اتحادیه کارگری و مأمور اجرایی را روایت میکند.
فیلم با دیدن شیرن یک کشیش کاتولیک در خانه سالمندان به پایان میرسد که به او اطمینان میدهد آمرزش گناهان گذشته ممکن است. وقتی کشیش میرود، شیرن از او میخواهد در را کمی باز بگذارد، که یادآور عادت دوست قدیمیاش جیمی هافا است. این نمای پایانی سرشار از اهمیت روایی و قدرت نمادین است و نشان میدهد که یک زندگی وفاداری خشن چگونه تنها به مرگی آرام و تنهایی منجر شد.
6. ‘There Will Be Blood’ (2007)
پل توماس اندرسون در سال ۲۰۰۷ فیلم حماسی There Will Be Blood (خون خواهد بود) را منتشر کرد. دانیل دی-لوئیس یکی از بهترین بازیهای تاریخ سینما را به عنوان دانیل پلینویو ارائه میدهد؛ داستانی از خانواده، مذهب، نفرت، جنون و نفت.
این فیلم یکی از کاملترین فیلمهای سی سال اخیر است که با یکی از نفسگیرترین صحنههای پایانی تاریخ سینمای مدرن به پایان میرسد. نمای پایانی، اوج ویرانگر پیروزی سرمایهداری بیرحم بر ایمان است.
5. ‘A Serious Man’ (2009)
برادران کوئن در فیلم A Serious Man (یک مرد جدی) یکی از بهترین نماهای پایانی خود را ارائه میدهند. داستان لری، یکی از بدشانسترین شخصیتهای برادران کوئن است که زندگیاش در اثر حوادث ناگهانی متعدد از هم میپاشد.
نمای پایانی فیلم، کودکانی را نشان میدهد که به سمت یک پناهگاه طوفان میدوند در حالی که یک گردباد عظیم نزدیک میشود. این تصویری کامل از این ایده است که زندگی ذاتاً تصادفی است و تلاش برای یافتن معنای کیهانی عمیق یا عدالت الهی بیفایده است.
4. ‘Inception’ (2010)
فیلم Inception (تلقین) کریستوفر نولان یکی از معروفترین نماهای پایانی سینما را دارد. داستان کاب، دزدی که با استفاده از فناوری اشتراک رویا از اسرار شرکتها میدزدد، است.
این فیلم با بازگشت کاب به خانه و چرخاندن شیء مخصوصش (توتِم) روی میز به پایان میرسد. نولان درست قبل از اینکه مخاطب بفهمد آیا نماد متوقف میشود (نشانه واقعی بودن دنیا) یا نه (نشانه ماندن در رویا)، فیلم را قطع میکند.
3. ‘Oldboy’ (2003)
Oldboy (پسر پیر)، قسمت میانی سهگانه انتقام پارک چان-ووک، یکی از بهترین سهگانههای فیلم با رده سنی R است. داستان دائه-سو است که پس از آزادی از پانزده سال زندان، پنج روز فرصت دارد تا رباینده خود را پیدا کند.
در پایان فیلم، دائه-سو میفهمد که آدمربایی توسط وو-جین برای انتقام انجام شده است. نمای پایانی، دائه-سو را نشان میدهد که با لبخندی عذابآور، به این احتمال اشاره میکند که هیپنوتیزم برای فراموشی حقیقت کار نکرده است.
2. ‘The Lord of the Rings: The Return of the King’ (2003)
پیتر جکسون با سهگانه The Lord of the Rings (ارباب حلقهها) بهترین سهگانه فانتزی تاریخ سینما را ساخت. The Return of the King (بازگشت پادشاه) یکی از بهترین فیلمهای فانتزی اکشن تمام دوران است.
نمای پایانی فیلم، سَم را نشان میدهد که با خانوادهاش وارد بگ اِند میشود و در را پشت سر میبندد. این لحظهای کامل از نظر روایی است که نمای آغازین فیلم اول را تداعی میکند.
1. ‘Memories of Murder’ (2003)
Memories of Murder (خاطرات یک قتل) به کارگردانی بونگ جون-هو، یکی از بزرگترین تریلرهای جنایی کره جنوبی و یکی از بهترین فیلمهای معمای قتل بیست و پنج سال اخیر است. داستان تحقیقات پلیس درباره قتلهای هوآسیونگ در اواخر دهه ۱۹۸۰ را روایت میکند.
نمای پایانی فیلم، کارآگاه پارک دو-مان را نشان میدهد که دیوار چهارم را میشکند و مستقیماً به دوربین خیره میشود؛ گویی با قاتل واقعی در میان مخاطبان روبرو میشود. این نمای پایانی همچنان یکی از درخشانترین و عمیقترین نماهای سینمای قرن بیست و یکم است.