راجر ایبرت، منتقد شیکاگو سانتایمز، شاید شناختهشدهترین و محبوبترین منتقد فیلم آمریکایی در تاریخ بود؛ او همچنین مورخ سینما، فیلمنامهنویس و نویسندهای افسانهای بود. این مرد بااستعداد در بسیاری از زمینهها فعالیت داشت و یکی از مهارتهایش این بود که میتوانست شاهکارهای جنگی را که واقعاً فراتر از انتقاد بودند، تشخیص دهد.
ایبرت در طول دوران حرفهای خود هرگز هیچ فیلم جنگی را صراحتاً «کامل» نخواند، اما به چند فیلم جنگی برتر تاریخ چنان نقدهای درخشانی داد که بهراحتی میتوان نتیجه گرفت از نظر او این فیلمها هیچ مشکل اساسی نداشتند. از کلاسیکهای بینالمللی که پیش از تولدش ساخته شده بودند، مانند Battleship Potemkin (رزمناو پوتمکین)، تا کلاسیکهای مدرن هالیوودی مانند Schindler’s List (فهرست شیندلر)، اینها فیلمهای جنگی هستند که ایبرت بهترینهای تاریخ میدانست.
۱۰. Pan’s Labyrinth (هزارتوی پن) (۲۰۰۶)
PAN’S LABYRINTH, (aka EL LABERINTO DEL FAUNO), داگ جونز، ایوانا باکرو، ۲۰۰۶. ©Picturehouse/courtesy Everett CollectionImage via Warner Bros. Pictures
بله، Pan’s Labyrinth (هزارتوی پن) ساختهی گیرمو دل تورو، دقیقاً همان شاهکار فانتزی است که از این فیلمساز مکزیکی انتظار میرود. در واقع، این فیلم بهراحتی یکی از تاریکترین فیلمهای افسانهای تاریخ است. با این حال، بدون تردید یک فیلم جنگی تمامعیار نیز به شمار میرود؛ داستان در اسپانیای فرانکو رخ میدهد و نقدی آشکار بر خردستیزی فاشیسم، قدرت استبدادی و جنگ به صورت کلی ارائه میدهد.
ایبرت در سال ۲۰۰۶ نقد فیلم را نوشت و سپس در سال ۲۰۰۷ یادداشتی دیگر برای افزودن آن به فهرست «فیلمهای بزرگ» خود منتشر کرد. در یادداشت نخست، فیلم را «یکی از فانتزیهای بزرگ سینما، سرشار از تاریکی و شگفتی» خواند و در یادداشت دوم گفت که «یکی از بزرگترین فیلمهای فانتزی تمام دوران است، حتی با وجود آنکه بهشدت در واقعیت جنگ لنگر انداخته است». او چیزی جز تحسین برای شیوهای که تخیل منحصربهفرد دل تورو عناصر ژانر جنگی را ارتقا میداد، نداشت.
۹. Paths of Glory (راههای افتخار) (۱۹۵۷)
کرک داگلاس اسلحهای در دست در سنگری نزدیک به آغاز راههای افتخار (۱۹۵۷).Image via United Artists
استنلی کوبریک بهطور گستردهای یکی از بزرگترین، اگر نگوییم بزرگترین فیلمساز آمریکایی تاریخ است. با این حال، و هرچند که Paths of Glory (راههای افتخار) قطعاً بهعنوان یکی از برترین فیلمهای جنگی تاریخ ژانر تحسین میشود، اما همچنان شایستهی ستایشی بیش از این است. این فیلم یکی از کاملترین و جاودانهترین فیلمهای جنگی است و ایبرت بدون شک با این نظر موافق بود.
منتقد شیکاگو سانتایمز کوبریک را بسیار تحسین میکرد و چندین شاهکار او را در فهرست «فیلمهای بزرگ» خود گنجاند. اما در میان آثار ژانر جنگی این کارگردان، ایبرت بهطور خاص به Paths of Glory علاقه داشت. در نقد خود از فیلم، او عشق فراوانی به سادگی طرح داستان و پیچیدگی مضامین آن ابراز کرد و گفت که این فیلم «اثری است که با آن استنلی کوبریک به جمع کارگردانان بزرگ پیوست و هرگز از آن خارج نشد».
۸. Schindler’s List (فهرست شیندلر) (۱۹۹۳)
Image via Universal Pictures
استیون اسپیلبرگ هم پدر فیلمهای پرفروش و هم یکی از مهمترین فیلمسازان تاریخ مدرن هالیوود است و راجر ایبرت تحسین زیادی برای توانایی او در جذب مخاطبان داشت. اما بهترین فیلم اسپیلبرگ تا به امروز نه یک فیلم پرفروش عامهپسند، بلکه یک فیلم ضدجنگ برندهی اسکار است که مشابه آن در دههی ۹۰ دیده نشد: Schindler’s List (فهرست شیندلر).
این فیلم همچنین یکی از بهترین بیوگرافیهای سینمایی تاریخ است و ایبرت در نقد خود آن را چنین ستود. در آن نقد، او تحسین کرد که چگونه «ظرافت نقطهی قوت اسپیلبرگ در سراسر فیلم است». و در نوشتهی سال ۲۰۰۱ خود برای ورود فیلم به فهرست «فیلمهای بزرگ»، آن را «تأثیرگذار و قدرتمند» خواند و از توانایی اسپیلبرگ در چهارچوب خود کار کردن دفاع کرد: ساختن فیلمی که ثابت میکند فیلمهای جنگی «قابل دسترس» میتوانند بههمان اندازهی فیلمهای تاریکتر و هنریتر قدرتمند باشند.
۷. Patton (پاتون) (۱۹۷۰)
Image via 20th Century Studios
یکی از معدود شاهکارهایی که توانسته هفت جایزه اسکار ببرد، Patton (پاتون) ساختهی فرانکلین جی. شافنر یکی از برترین درامهای جنگی دههی ۱۹۷۰ است. این فیلم همچنین یکی از بهترین فیلمهای جنگی آمریکایی تاریخ محسوب میشود، یک بیوگرافی سینمایی استادانه که بر پایهی اجرای برندهی اسکار جرج سی. اسکات در اوج تواناییاش شکل گرفته است.
تا حد زیادی به لطف جنبش «هالیوود نو» که شاهکارهایی همچون پاتون را به وجود آورد، ایبرت معمولاً با این دیدگاه موافق بود که دههی ۱۹۷۰ بهترین دههی تاریخ سینما است. در حمایت از این دیدگاه، ایبرت در نقد خود از پاتون شافنر را «استاد بومهای گستاخ و بیپیرایه» خواند و فیلم را «هیجانانگیز» نامید و عشق بیپایانی به اجرای استادانهی اسکات ابراز داشت.
۶. The Battle of Algiers (نبرد الجزیره) (۱۹۶۶)
افسری نظامی با عینک دودی و کلاه بره سربازان را میان جمعیتی در نبرد الجزیره، ۱۹۶۶ هدایت میکند.Image via Allied Artists
شاهکار ایتالیایی-الجزایری جیلو پونتهکوروو با نام The Battle of Algiers (نبرد الجزیره)، مبارزهی شورشیان علیه دولت فرانسه در جریان جنگ الجزایر را به تصویر میکشد و این کار را با سبکی خبری چنان قدرتمند و واقعگرایانه انجام میدهد که گفته میشود گروههای چریکی انقلابی از این فیلم برای اهداف آموزشی استفاده میکردهاند. این فیلم جنگی واقعاً اثری پیشگامانه است.
بیشک یکی از بهترین فیلمهای ضدجنگ تاریخ است، statementی که ایبرت قطعاً با آن موافق بود. در نقد خود، او فیلم را «تجربهای سینمایی عمیقتر از ظرفیت بسیاری از مخاطبان» توصیف کرد و در نوشتهای برای افزودن فیلم به فهرست «فیلمهای بزرگ»، آن را «فیلمی تعیینکننده دربارهی [جنگ مدرن]» خواند. وقتی از این فیلم مینوشت، تحسینش نسبت به احساسات ضدجنگ و اهمیت تاریخی آن تقریباً قابل لمس بود.
۵. Come And See (بیا و بنگر) (۱۹۸۵)
دختری گریان که سوتکی در دهان دارد در پایان فیلم بیا و بنگرImage via Sovexportfilm
این فقط نظر راجر ایبرت نیست: تقریباً هر کسی که بهاندازهی کافی شجاع بوده تا شاهکار ضدجنگ وحشتناکاً واقعگرای Elem Klimov با نام Come And See (بیا و بنگر) را تماشا کند، باید قبول داشته باشد که این فیلم یکی از بهترینهای این ژانر است. این دومین فیلم جنگی با بالاترین امتیاز در Letterboxd است و دلیل خوبی هم دارد: یکی از کاملترین فیلمهای حماسی جنگی است که تا کنون ساخته شده.
یک فیلم که او آن را «یکی از ویرانگرترین فیلمهایی که تا به حال دربارهی هر چیز ساخته شده» نامید. این فیلم بهمراتب یکی از فیلمهای جنگی بینالمللی محبوب ایبرت بود، فیلمی که در نقد مفصل خود آن را «یکی از ویرانگرترین فیلمهایی که تا به حال دربارهی هر چیز ساخته شده» نامید. ایبرت با تحسین از شیوهی بیامانی که کلیموف با آن تماشاگر را با وحشتهای خردستیز جنگ بمباران میکند، عمیقاً تحت تأثیر تلفیق ویرانگر واقعگرایی و اغراق کابوسوار فیلم قرار گرفت.
۴. Lawrence of Arabia (لورنس عربستان) (۱۹۶۲)
Image via Columbia Pictures
هرگز فیلمسازی توانمندتر از دیوید لین در ساخت حماسههای استادانه وجود نداشته است، و این کارگردان هرگز حماسهای تحسینشدهتر و جاودانهتر از Lawrence of Arabia (لورنس عربستان) نساخت. این فیلم از یک سو حماسهای جنگی با ابعاد حیرتانگیز است و از سوی دیگر یک مطالعهی شخصیتی صمیمی با مقیاسی عمیقاً شخصی؛ این فیلم ۱۰۰٪ یکی از بزرگترین آثار تاریخ سینما است.
همچنین یکی از قابلتماشاترین فیلمهای حماسی تاریخ است، و اگر ایبرت چیزی را نشان داده باشد، این است که تماشای دوبارهی فیلمها میتواند درک و تقدیر از آنها را بهطرز فوقالعادهای افزایش دهد. در نقد خود از لورنس عربستان، منتقد شیکاگو سانتایمز آن را «عملی متهورانه و دیوانهوار از نبوغ» نامید، و هیچکس بهتر از او نمیتوانست این را بیان کند. ایبرت با ستایش از کارگردانی لین، اجرای اصلی پیتر اوتول و روایت بینقص، معمولاً این فیلم را یکی از بزرگترین فیلمهای تاریخ میدانست.
۳. Grave of the Fireflies (مدفن کرمهای شبتاب) (۱۹۸۸)
Image via Toho
راجر ایبرت به احتمال زیاد حاضر بود با هر کسی که جرأت میکرد انیمیشن را رسانهای درجهدو بنامد، مبارزه کند؛ و بهعنوان شاهدی انکارناپذیر بر این امر، این واقعیت است که یک فیلم انیمیشنی بود که ایبرت آن را یکی از کاملترین فیلمهای جنگی تاریخ میدانست. البته که صحبت از Grave of the Fireflies (مدفن کرمهای شبتاب) ساختهی استودیو جیبلی است، یکی از سنگینترین فیلمهای انیمیشنی تاریخ.
ایبرت چندین شاهکار انیمیشنی را در فهرست «فیلمهای بزرگ» خود گنجاند، و هرچند هرگز صراحتاً هیچکدام را «بزرگترین فیلم انیمیشنی تاریخ» نخواند، اما میتوان منطقاً ادعا کرد که این فیلم را کاملترین آنها میدانست. به هر حال، در نقد خود، مدفن کرمهای شبتاب را «تجربهای احساسی چنان قدرتمند که تجدیدنظری در نگاه به انیمیشن را تحمیل میکند» نامید و توانایی آن را در نشان دادن اینکه این رسانه تنها برای کودکان نیست، جشن گرفت.
۲. Battleship Potemkin (رزمناو پوتمکین) (۱۹۲۵)
یک کالسکهی بیسرنشین از پلکان اودسا پایین میآید، صحنهای نمادین از رزمناو پوتمکینImage via Goskino
اغراق نیست اگر بگوییم تریلر جنگی شوروی Battleship Potemkin (رزمناو پوتمکین) ساختهی کارگردان افسانهای سرگئی آیزنشتاین، نهتنها یکی از پیشگامانهترین فیلمهای جنگی، بلکه شاید یکی از مهمترین فیلمهای تاریخ است. آیزنشتاین پیشگام تدوین مدرن فیلم بود و هیچ فیلمی بهتر از رزمناو پوتمکین برای یادگیری سیر تکامل تدوین وجود ندارد.
این فیلم یکی از بهترین تریلرهای جنگی تاریخ است و ایبرت عشق، تحسین و احترام فراوانی هم برای کیفیت و هم برای اهمیت تاریخی آن قائل بود. در نقد خود، او دربارهی دشواری دیدن نقاط عطف تاریخی سینما به چیزی فراتر از اسناد تاریخی صحبت کرد، اما توانایی رزمناو پوتمکین را در اینکه «برای [او] جان بخشید» ستود. او آن را یکی از شاهکارهای بزرگ سینما میدانست و بیشک میگفت که هر عاشق سینما باید آن را ببیند.
۱. Apocalypse Now (اینک آخرالزمان) (۱۹۷۹)
بنجامین (مارتین شین) در حالی که صورتش با رنگ استتار شده از میان یک جویبار گِلآلود عبور میکند در اینک آخرالزمان.Image via United Artists
حتی با وجود کاستیهایی که در طول دوران حرفهای خود نشان داده، فرانسیس فورد کاپولا برای همیشه بهعنوان یکی از بزرگترین فیلمسازان تاریخ، و یکی از مهمترین صداهای جنبش هالیوود نو به یاد خواهد ماند. اینکه آیا Apocalypse Now (اینک آخرالزمان) بهترین اثر اوست یا خیر، جای بحث دارد، اما چیزی که انکارش بسیار دشوارتر است این است که این فیلم بدون شک و بهمراتب بهترین فیلم جنگ ویتنام است که تا کنون ساخته شده است.
البته که یکی از جهانیترین فیلمهای جنگی ستایششدهی تاریخ است و ایبرت بخشی حیاتی از این تحسین بود. در نقد خود، آن را «فیلمی خوب و مهم — یک شاهکار» نامید؛ و در نوشتهی خود برای «فیلمهای بزرگ»، آن را «یکی از فیلمهای کلیدی قرن» و نیز «بهترین فیلم ویتنام [و] یکی از بزرگترین فیلمهای تمام دوران» توصیف کرد. ایبرت معمولاً اهل چنین صفات عالیای نبود، پس وقتی به کار میبردشان، یعنی فیلم واقعاً شایستهی نامیدن «کامل» بود.
نظر شما دربارهی این فهرست چیست؟ کدام یک از این شاهکارهای جنگی را دیدهاید و آیا با نظر راجر ایبرت موافقید؟