بازگشت اسپیلبرگ به دنیای علمی-تخیلی

هواداران استیون اسپیلبرگ (Steven Spielberg) بار دیگر به سینماها هجوم برده‌اند تا جدیدترین فیلم علمی-تخیلی او، روز افشا (Disclosure Day) را ببینند. این فیلم با بازی ستارگانی چون امیلی بلانت (Emily Blunt) و کولمن دومینگو (Colman Domingo) همراه است. روز افشا آخر هفته گذشته با فروش ۹۰ میلیون دلاری افتتاح شد، اما با توجه به بودجه ۱۶۵ میلیون دلاری، راه درازی در پیش دارد. اسپیلبرگ مدتی از ژانر علمی-تخیلی فاصله گرفته بود و دو فیلم بلند قبلی او، داستان وست ساید (West Side Story) و خانواده فیبلمن (The Fabelmans)، مسیر متفاوتی را دنبال می‌کردند. اما حالا که تقریباً ۸۰ ساله شده، به نظر می‌رسد هنوز چند فیلم دیگر در چنته دارد.

بازیکن شماره یک آماده؛ همچنان در اوج

آخرین فیلم علمی-تخیلی اسپیلبرگ پیش از روز افشا، بازیکن شماره یک آماده (Ready Player One) بود که حال و هوایی بسیار سرگرم‌کننده‌تر از تریلر جدید او درباره حمله بیگانگان داشت. این فیلم بدون شک یکی از مفرح‌ترین آثار کارنامه اسپیلبرگ است، هرچند خالی از ایراد نیست. هشت سال پس از اکران جهانی، بازیکن شماره یک آماده اکنون از طریق HBO Max در آمریکا در حال پخش است و به طور بی‌سروصدا به یکی از ۱۰ فیلم پرتماشای پلتفرم‌های VOD مانند Prime Video و Apple TV در جهان تبدیل شده است. اسپیلبرگ برای این فیلم تای شرایدن (Tye Sheridan) و اولیویا کوک (Olivia Cooke) را در کنار بن مندلسون (Ben Mendelsohn) و تی.جی. میلر (T.J. Miller) به کار گرفت. کوک امروزه بیشتر برای بازی در نقش آلیسنت هایتاور در سریال فانتزی خاندان اژدها (House of the Dragon) از شبکه HBO شناخته می‌شود.

داستان بازیکن شماره یک آماده

خلاصه داستان: «در سال ۲۰۴۵، دنیای واقعی به ویرانه‌ای تلخ تبدیل شده و بیشتر انسان‌ها به دنیای مجازی عظیمی به نام OASIS پناه برده‌اند. وقتی خالق رویایی این دنیا می‌میرد، مجموعه‌ای از چالش‌های پنهان به جا می‌گذارد و نوجوانی به نام وید واتس وارد رقابتی جهانی برای یافتن تخم‌مرغ عید پاک نهایی می‌شود که کنترل کامل OASIS را به همراه دارد.»

یکی از انتقادهای اصلی به فیلم، حجم بالای ارجاعات به فرهنگ عامه بود. بخش‌هایی از فیلم بیشتر شبیه تبلیغی برای سایر آثار برادران وارنر (Warner Bros.) به نظر می‌رسید، اتفاقی که در فیلم‌هایی مانند اسپیس جم ۲ (Space Jam 2) هم رخ داد.

بازیکن شماره یک آماده را در HBO Max تماشا کنید و برای اخبار بیشتر درباره روز افشا، جدیدترین فیلم علمی-تخیلی اسپیلبرگ، با ما همراه باشید.

کوییز: کدام برنده اسکار بهترین فیلم، انتخاب شماست؟

پنج فیلم برنده اسکار بهترین فیلم. پنج دیدگاه کاملاً متفاوت از این که سینما چه می‌تواند باشد و چه تأثیری بر شما بگذارد. یکی از این فیلم‌ها دقیقاً برای ذهن شما ساخته شده است. ده سوال مشخص می‌کند کدام یک.

🪜 انگل (Parasite)
🌀 همه چیز همه جا یکباره (Everything Everywhere All at Once)
☢️ اوپنهایمر (Oppenheimer)
🐦 بردمن (Birdman)
🪙 جایی برای پیرمردها نیست (No Country for Old Men)

سوال ۱ از ۱۰: لحن

چه نوع تجربه سینمایی واقعاً می‌خواهید؟ فیلم‌های خوب فقط سرگرم نمی‌کنند، چیزی از خود به جا می‌گذارند.

الف) چیزی که غافلگیرم کند، طوری که فکر کنم دارم یک جور فیلم می‌بینم و بعد بفهمم کاملاً چیز دیگری است.
ب) چیزی طاقت‌فرسا، خنده‌دار، غمگین، پوچ و واقعاً تکان‌دهنده، همه با هم.
ج) چیزی باشکوه و سنگین، فیلمی که مقیاس کامل آنچه می‌بینم را حس کنم.
د) چیزی که رسماً جسور باشد، فیلمی که مرزهای سینما را جابجا کند.
ه) چیزی کم‌چربی و بی‌وقفه، تنش خالص بدون حتی یک فریم اضافه.

سوال ۲ از ۱۰: تم

کدام ایده در یک فیلم شما را بیشتر جذب می‌کند؟ فیلم‌های بزرگ با یک وسواس مرکزی پیش می‌روند. وسواس شما چیست؟

الف) طبقه، نابرابری و این که مردم وقتی ناامیدی با فرصت روبرو می‌شود، چه می‌کنند.
ب) هویت، خانواده و هرج‌ومرج تلاش برای سرپا نگه داشتن زندگی وقتی همه چیز در حال فروپاشی است.
ج) نبوغ، مسئولیت اخلاقی و وزن فاجعه‌بار تصمیمی که هرگز نمی‌توان پس گرفت.
د) خودبزرگ‌بینی، میراث و وحشت از بی‌ربط شدن در حالی که هنوز زنده‌اید تا شاهدش باشید.
ه) شر، تصادف و این که آیا نظم اخلاقی واقعاً وجود دارد یا فقط به خودمان می‌گوییم.

سوال ۳ از ۱۰: ساختار

دوست دارید داستان چگونه روایت شود؟ فرم همان محتواست. شکل‌دهی داستان معنی آن را تغییر می‌دهد.

الف) پیچش ژانری، دوست دارم از یک مسیر شروع شود و به مسیری کاملاً متفاوت کوچ کند.
ب) حداکثرگرایی و ترکیب ژانرها، کمدی، اکشن، درام، علمی-تخیلی، همه در یک مسیر.
ج) حماسی و غیرخطی، برش زدن بین خط‌های زمانی و ساختن موزاییکی از علت و معلول.
د) یک جریان پیوسته و قطع‌نشدنی، می‌خواهم حس کنم در لحظه زندگی می‌کنم، بدون برش به امنیت.
ه) کم‌گو و دقیق، هر صحنه دقیقاً کاری را که باید انجام دهد و نه بیشتر.

سوال ۴ از ۱۰: شرور

چه چیزی یک آنتاگونیست واقعاً عالی می‌سازد؟ نیروی مقابل قهرمان را تعریف می‌کند. چه نوع تقابلی شما را مجذوب می‌کند؟

الف) یک سیستم، نامرئی، ساختاری و تقریباً غیرممکن برای مبارزه چون چهره واحدی ندارد.
ب) خود، راه‌هایی که ما عزیزانمان را خراب می‌کنیم، رها می‌کنیم و ناامید می‌سازیم.
ج) تاریخ، شتاب توقف‌ناپذیر رویدادهایی که هیچ کس نمی‌تواند متوقف یا منحرف کند.
د) صنعت، ماشین فرهنگ که استعداد را می‌جود و بی‌ربطی را تف می‌کند.
ه) شر ناب و تسلیم‌ناپذیر، نیرویی چنان مطمئن از خود که تقریباً فلسفی می‌شود.

سوال ۵ از ۱۰: پایان‌بندی

از پایان یک فیلم چه می‌خواهید؟ نُت نهایی همانی است که می‌ماند. می‌خواهید چه صدایی داشته باشد؟

الف) شوک و اجتناب‌ناپذیری، نتیجه‌ای که همه چیز قبلی را دوباره معنا می‌کند.
ب) احساس اکتسابی، می‌خواهم گریه کنم، بخندم و واقعاً احساس امیدواری کنم، حتی اگر دنیا به هم ریخته باشد.
ج) ویرانی و شکوه، پایانی که مرا مجبور کند چند دقیقه در سکوت بنشینم.
د) ابهام، چیزی که به اندازه کافی باز بماند تا روزها به آن فکر کنم.
ه) تلخی، امتناع صادقانه از تظاهر به این که دنیا مرتب‌تر از آن است که واقعاً هست.

سوال ۶ از ۱۰: دنیا

کدام فضا شما را بیشتر جذب می‌کند؟ جایی که فیلم اتفاق می‌افتد همه چیز را شکل می‌دهد، حال‌وهوا، ریسک‌ها و حتی ممکن‌ها.

الف) یک شهر مدرن درخشان با زیرشکمی پنهان، زیبایی که فساد را پنهان می‌کند، ثروتی که ناامیدی را.
ب) زندگی حومه‌ای در حال فروپاشی که به چیزی بی‌نهایت باز می‌شود، چندجهانی یک فرد معمولی.
ج) راهروهای قدرت و دانش در نقطه عطفی تاریخی، جایی که تصمیمات دهه‌ها طنین می‌اندازند.
د) آشوب پرشور نیویورک و هالیوود، شهرت هم به عنوان مقصد و هم تله.
ه) چشم‌انداز وسیع و بی‌تفاوت، بیابان و بزرگراه که خشونت بی‌اخطار و بی‌دلیل از راه می‌رسد.

سوال ۷ از ۱۰: هنر

کدام هنر سینمایی شما را بیشتر تحت تأثیر قرار می‌دهد؟ هر فیلم بزرگ یک امضا دارد، عنصری فنی یا هنری که آن را بی‌همتا می‌کند.

الف) طراحی تولید و میزانسن، هر فریم برای حمل معنایی فراتر از سطح ترکیب شده است.
ب) تدوین و کنترل لحن، توانایی جابجایی بین حالت‌ها بدون از دست دادن مخاطب.
ج) موسیقی و طراحی صدا، موسیقی‌ای که از وحشت و شگفتی آنچه می‌بینید جدا نشدنی می‌شود.
د) فیلمبرداری به مثابه اجرا، دوربین نه فقط ثبت‌کننده رویدادها، بلکه شرکت‌کننده در آنها.
ه) سکوت و خویشتن‌داری، آنچه ناگفته و نشان‌داده‌نشده باقی می‌ماند، بیشتر از هر دیالوگی کار می‌کند.

سوال ۸ از ۱۰: قهرمان

برای چه نوع شخصیت اصلی دل می‌سوزانید؟ قهرمان لنز داستان است. این که چه کسی را دنبال می‌کنید چیزی درباره شما می‌گوید.

الف) کسی باهوش و مدبر که تحت فشار تصمیم‌های خطرناک‌تری می‌گیرد.
ب) کسی سردرگم و معمولی که از پس کاری خارق‌العاده برمی‌آید.
ج) شخصیتی درخشان و رنج‌کشیده که استعدادها و نقص‌هایش از هم جدا نیستند.
د) هنرمندی خودویرانگر که خودبزرگ‌بینی‌اش هم ابرقدرت است و هم نابودگرش.
ه) فردی آرام و اصول‌مدار که سعی می‌کند از دنیایی که دیگر معنی نمی‌دهد سر دربیاورد.

سوال ۹ از ۱۰: ریتم

درباره فیلمی که ریتم آرامی دارد چه حسی دارید؟ ریتم یک انتخاب است. بعضی فیلم‌ها می‌دوند؛ بعضی دیگر می‌گذارند تنش آهسته و عامدانه جمع شود.

الف) عاشق ساخت‌و‌ساز آرام هستم وقتی بدانم پایان غافلگیرکننده‌ای در راه است، صبر برای یک افشاگری ویرانگر.
ب) به من شتاب بی‌وقفه بدهید، می‌خواهم تا پایان نفس‌نفس بزنم و از نظر احساسی خالی شوم.
ج) زمان حماسی مرا نمی‌ترساند، اگر ماده داستانی سه ساعت لازم دارد، سه ساعت بدهید.
د) می‌خواهم حتی وقتی از نظر فنی اتفاقی نمی‌افتد، همچنان پرانرژی حس شود، انرژی بی‌قرار در تمام مدت.
ه) عامدانه و بی‌شتاب، می‌خواهم هراس در فاصله بین عمل‌ها جمع شود.

سوال ۱۰ از ۱۰: تأثیر بعدی

وقتی از سینما بیرون می‌آیید، می‌خواهید چه حسی داشته باشید؟ بهترین فیلم‌ها ردی از خود به جا می‌گذارند. چه نوع ردی می‌خواهید؟

الف) ناآرام، انگار چیزی دیده‌ام که نمی‌توانم کاملاً توضیح دهم اما نمی‌توانم به آن فکر نکنم.
ب) تحت تأثیر و پرانرژی، انگار فیلم به من یادآوری کرده چه چیزهایی واقعاً اهمیت دارند و چیزی برای نگه داشتن به من داده است.
ج) فروتن، انگار در حضور چیزی واقعاً مهم و طاقت‌فرسا بوده‌ام.
د) به وجد آمده، انگار سینما کاری کرده که قبلاً هرگز نکرده بود.
ه) تسخیرشده، مثل یک هراس سرد و آرام که روزها با من می‌ماند.

نتایج: فیلم مناسب شما…

پاسخ‌های شما به یکی از این برندگان اسکار بهترین فیلم اشاره دارد. این فیلم برای طرز فکر شما ساخته شده است.

انگل (Parasite) | بهترین فیلم ۲۰۲۰

شما جذب فیلم‌هایی می‌شوید که همزمان در چند سطح کار می‌کنند، فیلم‌هایی که در یک ژانر شروع می‌شوند و بی‌سروصدا به ژانری دیگر مهاجرت می‌کنند. انگل ساخته بونگ جون-هو فیلمی درباره طبقه، میل و معماری نابرابری است که در طول زمانی فوق‌العاده، به طرز تاریکی خنده‌دار، عمیقاً تعلیق‌آمیز و واقعاً شوکه‌کننده از کار درمی‌آید. غریزه شما به سمت سینمایی است که اهداف واقعی خود را تا لحظه‌ای که آماده افشاگری باشد پنهان می‌کند. انگل دقیقاً همین است، فیلمی که به توجه دقیق پاداش می‌دهد و پیش‌فرض‌ها را مجازات می‌کند، درست تا تصویر نهایی ویرانگرش.

همه چیز همه جا یکباره (Everything Everywhere All at Once) | بهترین فیلم ۲۰۲۳

شما همه چیز را می‌خواهید، و این فیلم همه چیز را به شما می‌دهد. ساخته دنیلز یکی از حداکثرگراترین فیلم‌های ساخته شده است: کمدی اکشن، علمی-تخیلی چندجهانی، درام خانوادگی، بحران وجودی و یک هسته احساسی واقعاً به‌دست‌آمده که در میان آشوب یواشکی سراغتان می‌آید. شما کسی هستید که به جاه‌طلبی پاسخ می‌دهد، کسی که نمی‌خواهد سینما بین سرگرم‌کننده بودن و معنی‌دار بودن یکی را انتخاب کند. این فیلم این انتخاب را کاملاً رد می‌کند. طراحی آن طاقت‌فرسا بودن است و این طاقت‌فرسا بودن دقیقاً نکته اصلی است، چون حس له شدن زیر امکان‌های بی‌نهایت دقیقاً همان چیزی است که فیلم درباره آن است.

اوپنهایمر (Oppenheimer) | بهترین فیلم ۲۰۲۴

شما جذب سینمایی در مقیاس بزرگ می‌شوید، فیلم‌هایی که تاریخ را نه به عنوان پس‌زمینه، بلکه به عنوان یک نیرو می‌فهمند و شخصیت‌هایشان را درون آن نیرو قرار می‌دهند و تماشا می‌کنند چه اتفاقی می‌افتد. اوپنهایمر ساخته کریستوفر نولان فیلمی درباره شکاف ترسناک بین آنچه می‌توانیم انجام دهیم و آنچه باید انجام دهیم است که با وزن کامل یکی از مهم‌ترین لحظات تاریخ بشر روایت می‌شود. شما می‌خواهید فیلم‌هایتان مهم به نظر برسند بدون این که خودبزرگ‌بین باشند، و جاه‌طلبی‌شان را از طریق هنر ناب و گرانش موضوعشان به دست آورند. اوپنهایمر دقیقاً همین کار را می‌کند. عظیم، پیچیده است و از دلداری‌های آسان سر باز می‌زند.

بردمن (Birdman) | بهترین فیلم ۲۰۱۵

شما جذب فیلم‌هایی می‌شوید که ساختار خود را به رخ می‌کشند، فیلم‌هایی که «چگونگی» فیلمسازی را بخشی از «درباره چه بودن» آن می‌کنند. بردمن ساخته آلخاندرو گونزالس اینیاریتو، که طوری فیلمبرداری شده که یک برداشت پیوسته به نظر برسد، سینمایی است که خود را از خلال آینه ترک‌خورده خودبزرگ‌بینی یک بازیگر رو به افول بررسی می‌کند. شما به جسارت فرمی پاسخ می‌دهید، به این حس که فیلمی کاری می‌کند که احتمالاً نباید ممکن باشد. بازی مایکل کیتون و دوربین بی‌قرار امانوئل لوبزکی چیزی واقعاً بی‌همتا خلق می‌کنند، فیلمی که همزمان درباره خلاقیت، ربط داشتن، خودویرانگری و غیرممکن بودن این است که هرگز واقعاً بدانیم کارمان اصلاً معنایی دارد یا نه.

جایی برای پیرمردها نیست (No Country for Old Men) | بهترین فیلم ۲۰۰۸

شما جذب سینمایی می‌شوید که به سکوت اعتماد می‌کند، که از توضیح خود سر باز می‌زند و هراس را به مثابه شکلی از معنا می‌پذیرد. جایی برای پیرمردها نیست ساخته برادران کوئن فیلمی درباره ورود نوع جدیدی از شر است: تسلیم‌ناپذیر، خودسر و کاملاً بی‌تفاوت به چارچوب‌های اخلاقی‌ای که برای فهم دنیا به کار می‌بریم. این یکی از به‌شدت کنترل‌شده‌ترین فیلم‌هایی است که تا به حال ساخته شده و کنترل و خویشتن‌داری آن دقیقاً همان چیزی است که آن را تا این حد ترسناک می‌کند. شما می‌خواهید فیلم‌هایتان شما را تسخیر کنند، نه تسلی بدهند. شما به پایان‌بندی علاقه ندارید اگر آن پایان‌بندی ناصادقانه باشد. جایی برای پیرمردها نیست صادق است به طریقی که بیشتر سینما هرگز جرات نمی‌کند باشد.

حالا نوبت شماست

بازیکن شماره یک آماده (Ready Player One) را از دست ندهید و نظرتان را درباره ترکیب علمی-تخیلی و فانتزی با ما به اشتراک بگذارید! شما کدام یک از فیلم‌های اسپیلبرگ را بیشتر دوست دارید؟ آیا بازیکن شماره یک آماده را دیده‌اید؟