فیلم‌های نوآر و هیجان‌انگیز به‌طور طبیعی با یکدیگر همخوانی دارند. این فیلم‌ها معمولاً درباره فساد، وسواس و سازش‌های اخلاقی هستند که با تعلیق و خطر همراه شده‌اند. در هر دو ژانر، قهرمان‌ها معمولاً سرسخت و بدبین هستند، آنتاگونیست‌ها فریبکار و گریزان، و فضا کاملاً تاریک است.

با در نظر داشتن این نکات، این لیست به بهترین فیلم‌های نوآر-هیجانی در هشت دهه اخیر می‌پردازد. این شاهکارهای سینمایی داستان‌هایی بی‌زمان از فریب و سرخوردگی هستند که در مناظر تاریک و ظالمانه‌ای از سایه‌های وین پس از جنگ تا خیابان‌های نورانی لس‌آنجلس مدرن جریان دارند. آن‌ها از هر دو ژانر نهایت استفاده را می‌برند و به عنوان آثار برجسته‌ای در کل سینما شناخته می‌شوند.

10. The Long Goodbye (خداحافظی طولانی) – ۱۹۷۳

الیوت گولد با کت و شلوار در حال کشیدن سیگار در ساحل در حالی که امواج پشت سر او می‌پاشند در فیلم خداحافظی طولانی
الیوت گولد در فیلم خداحافظی طولانی (Image via United Artists)

“تو هیچ‌وقت یاد نمی‌گیری، تو ذاتاً بازنده‌ای.”

خداحافظی طولانی یکی از عجیب‌ترین و جذاب‌ترین فیلم‌های نوآر است. در اقتباس رابرت آلتمن از داستان کارآگاهی مشهور ریموند چندلر، کارآگاه خصوصی فیلیپ مارلو (با بازی الیوت گولد) پس از قتل همسر دوستش درگیر شبکه‌ای از فریب می‌شود. داستانی که در ادامه می‌آید شامل گانگسترها، الکلی‌ها، پول‌های گمشده و عجیب‌وغریب‌های هالیوودی است که با لحن غیرمتعارفی همراه شده و به شدت بر زیرژانر نوآر استونر تأثیر می‌گذارد.

بزرگ‌ترین نقطه قوت این فیلم، تفسیر منحصربه‌فرد از شخصیت مارلو است. برخلاف کارآگاهان سرسخت و بااعتمادبه‌نفسی که توسط ستارگانی مانند همفری بوگارت بازی می‌شدند، مارلوی گولد دائماً گیج به نظر می‌رسد و در طول زندگی با زمزمه‌ای از “برای من مشکلی نیست” پیش می‌رود. بااین‌حال، در زیر این حواس‌پرتی ظاهری، مردی قرار دارد که از سازش بر سر اصولش خودداری می‌کند، یادگاری از دوره‌ای دیگر که در دنیایی سرگردان است که دیگر وفاداری، دوستی یا درستکاری را درک نمی‌کند.

9. Nightcrawler (شکارچی شب) – ۲۰۱۴

جیک جیلنهال در فیلم شکارچی شب به‌طور خیره به تلویزیون‌ها نگاه می‌کند
Image via Open Road Films

“اگر می‌خواهی لاتاری ببری، باید پول خرید بلیط را درآوری.”

جیک جیلنهال در این فیلم بازی فوق‌العاده و سردی را به عنوان لو بلوم، یک ولگرد بیکار که دنیای روزنامه‌نگاری جنایی آزاد در لس‌آنجلس را کشف می‌کند، ارائه می‌دهد. لو با یک اسکنر پلیس و یک دوربین فیلمبرداری شروع به ضبط تصادفات، قتل‌ها و جرایم خشونت‌آمیز می‌کند و فیلم‌ها را به ایستگاه‌های تلویزیونی محلی می‌فروشد، اما خط بین ناظر و شرکت‌کننده به سرعت تار می‌شود.

از نظر زیبایی‌شناسی، فضا به شدت نوآر است: چراغ‌های پلیس، تابلوهای نئون و چراغ‌های جلو که تاریکی را می‌شکافند. اما آنچه شکارچی شب را فراتر از یک هیجان‌انگیز بصری دیدنی می‌کند، نقد اجتماعی تیز آن است. این فیلم رابطه بین رسانه‌ها و خشونت را بررسی می‌کند و سوالات ناراحت‌کننده‌ای درباره اشتهای جامعه برای هیجان‌انگیزی مطرح می‌کند، موضوعاتی که در سال‌های پس از اکران فیلم اهمیت بیشتری هم پیدا کرده‌اند.

8. L.A. Confidential (راز لس‌آنجلس) – ۱۹۹۷

راسل کرو درون یک ماشین در حال نگاه کردن به بیرون در فیلم راز لس‌آنجلس
Image via Warner Bros.

“بعضی‌ها دنیا را می‌گیرند. دیگران به روسپی‌های سابق و سفر به آریزونا می‌رسند.”

نوآر در اواخر دهه ۹۰ کاملاً تکراری به نظر می‌رسید، اما کارگردان کرتیس هنسن با این فیلم جان تازه‌ای به آن بخشید. راز لس‌آنجلس مانند یک مجموعه از بهترین‌های مضامین نوآر است که با اعتمادبه‌نفس کامل اجرا شده‌اند. در آن، سه افسر پلیس لس‌آنجلس بسیار متفاوت (کوین اسپیسی، راسل کرو و گای پیرس) در حال تحقیق درباره یک کشتار وحشیانه مرتبط با جرایم سازمان‌یافته و فرهنگ سلبریتی هستند.

با نزدیک شدن مسیرهای شخصیتی آن‌ها، هر یک مجبور می‌شود با حقایق ناراحت‌کننده‌ای درباره خودش و شهری که به آن خدمت می‌کند، روبرو شود. هر یک از شخصیت‌ها لایه‌دار و جذاب هستند: باد (کرو) تحت تأثیر احساسات و خشونت است، اکلی (پیرس) تحت تأثیر جاه‌طلبی و ایده‌آل‌گرایی، و وینسنس (اسپیسی) تحت تأثیر شهرت و خودخواهی. این مسیرهای متضاد به این گوهر جنایی-نوآر عمق احساسی می‌بخشند که بیشتر فیلم‌های هیجان‌انگیز فاقد آن هستند.

7. Se7en (هفت) – ۱۹۹۵

برد پیت در نقش میلز و مورگان فریمن در نقش سامرست در حال گفتگو در فیلم هفت ساخته دیوید فینچر
برد پیت و مورگان فریمن در فیلم Se7en (Image via New Line Cinema)

“اگر می‌خواهی مردم گوش کنند، دیگر نمی‌توانی فقط به شانه‌شان بزنی.”

دیوید فینچر با فیلم هفت به‌طور ماهرانه‌ای کلیشه‌های قاتل سریالی و تاریک‌ترین نوآر فلسفی را در هم آمیخت. داستان، کارآگاه کهنه‌کار ویلیام سامرست (مورگان فریمن) و همکار جوان‌ترش دیوید میلز (برد پیت) را دنبال می‌کند که در حال تحقیق درباره مجموعه‌ای از قتل‌ها با الهام از هفت گناه کبیره هستند. هرچه عمیق‌تر می‌کاوند، پرونده شخصی‌تر و روان‌آزارتر می‌شود.

حال و هوای فیلم عمیقاً تقدیرگرایانه است، چیزی که زیبایی‌شناسی آن کاملاً منعکس می‌کند: سایه‌ها بر قاب غالب هستند، فضاهای داخلی خفه‌کننده هستند و خود شهر به طور ابدی در تاریکی گرفتار شده است. باران تقریباً دائماً می‌بارد. خیابان‌ها شلوغ، کثیف و سرکوبگر هستند. آپارتمان‌ها تنگ و رو به زوال هستند. این نمایشی تحت‌اللفظی از دنیایی بدون امید است که با آن پایان‌بندی افسانه‌ای تاریک، یکی از قدرتمندترین‌های سینمای دهه ۹۰، به اوج می‌رسد.

6. Blade Runner (بلید رانر) – ۱۹۸۲

راتگر هاوئر در نقش ری در بلید رانر با فیلتری که رنگ‌ها را تقویت کرده است
Image via Warner Bros. Pictures

“حیف که زنده نمی‌ماند. اما راستش، چه کسی زنده می‌ماند؟”

کامل‌ترین تلفیق نوآر و علمی-تخیلی. خیال‌انگیزترین دستاورد ریدلی اسکات بر روی ریک دکارد (هریسون فورد)، یک بلید رانر بازنشسته متمرکز است که وظیفه دارد موجودات زیست‌مهندسی‌شده‌ای را که عملاً از انسان‌ها قابل تشخیص نیستند، شکار کند. اما در حالی که دکارد هدف‌هایش را در یک لس‌آنجلس آینده‌نگر تعقیب می‌کند، شروع به زیر سوال بردن فرضیات زیربنای مأموریتش می‌کند.

از طریق او، بلید رانر به سوالات دشوار درباره هویت می‌پردازد. آیا ماشین‌ها می‌توانند احساس کنند؟ چه چیزی ما را انسان می‌سازد؟ فیلم به شدت فلسفی می‌شود، در حالی که همزمان یک طرح کارآگاهی جذاب و تصاویر بی‌پایانی از تصاویر چشمگیر ارائه می‌دهد. طراحی بصری همزمان آینده‌نگر و پوسیده به نظر می‌رسد، با آسمان‌خراش‌های شرکتی عظیم که بر خیابان‌های شلوغ پر از تبلیغات سایه انداخته‌اند، همه چیز کثیف و آلوده به جای روشن و براق. بلید رانر به شدت تأثیرگذار شد و به یک تایتان واقعی در مدیوم تبدیل گشت.

5. Out of the Past (خارج از گذشته) – ۱۹۴۷

جین گریر در نقش کتی موفات در خارج از گذشته در حال کشیدن سیگار
Image via RKO Pictures

“دار مرا بلند بساز، عزیزم.”

اگر کسی بخواهد جوهره فیلم نوآر کلاسیک را درک کند، خارج از گذشته یکی از اولین فیلم‌هایی است که ارزش توصیه کردن دارد. این فیلم حول محور بازرس خصوصی سابق جف بیلی (رابرت میچام) می‌چرخد که تلاش کرده گذشته پرماجرایش را پشت سر بگذارد و یک زندگی آرام در یک شهر کوچک بسازد. متأسفانه، گذشته از مدفون ماندن سر باز می‌زند. وقتی یک همکار قدیمی سراغش می‌آید، جف دوباره به مدار زن افسونگر فراموش‌نشدنی، کتی موفات (جین گریر) کشیده می‌شود.

بهترین عناصر اینجا بازی‌ها هستند. میچام مظهر قهرمان کلاسیک نوآر است: باهوش، توانمند و خودآگاه، اما در نهایت گرفتار انتخاب‌های خود. او از ابتدا می‌فهمد که در نیروهایی بزرگتر از خودش گرفتار شده است. به همان اندازه مهم، بازی گریر در نقش موفات است: زیبا، جذاب، اسرارآمیز و کاملاً خطرناک، که دائماً هم جف و هم تماشاگر را درباره انگیزه‌های واقعی‌اش در تعلیق نگه می‌دارد.

4. The Big Sleep (خواب بزرگ) – ۱۹۴۶

همفری بوگارت در نقش فیلیپ مارلو در خواب بزرگ
Image via Warner Bros.

“تو دوست داری طوری پرسه بزنی تا به جواب برسی.”

یکی از فیلم‌هایی که به ایجاد طرح اولیه نوآر کمک کرد. بوگارت در اینجا در نقش فیلیپ مارلو درخشان ظاهر می‌شود، که این بار توسط ژنرال ثروتمند استرنوود (چارلز والدرون) استخدام می‌شود تا یک طرح اخاذی علیه یکی از دخترانش را بررسی کند. با این حال، آنچه در ابتدا یک پرونده نسبتاً سرراست به نظر می‌رسد، به سرعت به هزارتویی از بدهی‌های قمار، هرزه‌نگاری، افراد گمشده، جرایم سازمان‌یافته و قتل تبدیل می‌شود.

یکی از جذابیت‌های ماندگار خواب بزرگ این است که حتی طرفداران متعصب نیز گاهی در توضیح جزئیات داستان با مشکل مواجه می‌شوند. داستان همه‌اش رازها، معماها، رد گم کردن‌ها، گمراه‌سازی‌ها و پیچش پشت پیچش است. در واقع، فیلم بر پایه فضا، شخصیت و دیالوگ شکوفا می‌شود، به ویژه شیمی بین بوگارت و لورن باکال. صحنه‌های آن‌ها با هم افسانه‌ای هستند، طنازی‌های معاشقه‌آمیز که با هوش، شوخ‌طبعی و تنش جنسی می‌درخشند.

3. Touch of Evil (نشانی از شر) – ۱۹۵۸

میگل (هستون) و سوزی (لی) در حال قدم زدن در خیابان
Image via Universal Pictures

“کار پلیس فقط در یک حکومت پلیسی آسان است.”

نشانی از شر یکی از آخرین کلاسیک‌های بزرگ دوران طلایی این ژانر است. این فیلم با بمب‌گذاری یک ماشین در نزدیکی مرز ایالات متحده-مکزیکو شروع می‌شود و بازرس مکزیکی مواد مخدر، مایک وارگاس (چارلتون هستون) را به تقابل با کاپیتان کهنه‌کار پلیس آمریکا، هنک کوئینلان (اورسن ولز، که کارگردانی را نیز بر عهده دارد) می‌کشاند. وارگاس جرم را بررسی می‌کند و به زودی شواهدی از فساد اخلاقی در زیر شهرت کوئینلان کشف می‌کند.

در حالی که این فیلم امروزه بیشتر به خاطر سکانس بلند و جاه‌طلبانه افتتاحیه‌اش که از نظر فنی چشمگیر است، مشهور شده، نکات بسیار بیشتری در آن وجود دارد. اول از همه، فیلمنامه قوی و معمولاً جسورانه برای زمان خود است: نژادپرستی، سوء رفتار پلیس و فساد سیاسی در تار و پود روایت تنیده شده‌اند. شخصیت‌ها نیز لایه‌های تاریکی دارند، گرفتار تصمیمات گذشته، نقص‌های شخصی و سیستم‌های اطرافشان.

2. Chinatown (چاینا‌تاون) – ۱۹۷۴

جک نیکلسون در حال چرخیدن به سمت راست در چاینا‌تاون
Image via Paramount Pictures

“فراموشش کن، جیک. اینجا چاینا‌تاون است.”

جک نیکلسون در اوج بازی خود در نقش بازپرس خصوصی جیک گیتس است، که استخدام می‌شود تا درباره یک رابطه نامشروع ادعایی شامل یک مهندس قدرتمند آب در لس‌آنجلس دهه ۱۹۳۰ تحقیق کند. مانند کارآگاهان بزرگ نوآر قبل از او، گیتس باهوش، بدبین و به توانایی خود در کشف حقیقت مطمئن است. با این حال، حتی او نیز توسط نیروهایی که با آن‌ها روبرو می‌شود، مغلوب و شکست می‌خورد، رویکردی که چاینا‌تاون را از یک نوآر صرفاً خوب به یک تراژدی تمام‌عیار ارتقا می‌دهد.

فیلمنامه رابرت تاون اساس محکمی را فراهم می‌کند. بی‌دلیل نیست که چاینا‌تاون به طور گسترده یکی از بهترین فیلمنامه‌های تاریخ محسوب می‌شود. اطلاعات به تدریج و به صورت ارگانیک آشکار می‌شوند و بینندگان را عمیق‌تر به معما می‌کشانند در حالی که تنش را حفظ می‌کنند. هر صحنه‌ای هم معما و هم شخصیت‌پردازی را عمیق‌تر می‌کند. گروه بازیگران نیز با اجراهای متعهدانه و پیچیده خود به این فرصت پاسخ می‌دهند.

1. The Third Man (مرد سوم) – ۱۹۴۹

یک مرد مستأصل در یک تونل خالی در فیلم مرد سوم
Image via Studiocanal

“در ایتالیا برای سی سال تحت حکومت بورجیاها، جنگ، ترور، قتل و خونریزی وجود داشت، اما میکل‌آنژ را هم به بار آورد.”

در این فیلم، نویسنده آمریکایی هالی مارتینز (جوزف کاتن) به وین پس از جنگ می‌رسد و انتظار یک پیشنهاد کاری از دوستش هری لایم (اورسن ولز) را دارد. در عوض، هالی می‌فهمد که لایم ظاهراً در یک تصادف مشکوک مرده است. هالی که به شرایط مشکوک است، شروع به تحقیق می‌کند و توطئه‌ای را کشف می‌کند که نشان می‌دهد چقدر کم دوستش را واقعاً می‌شناخته است.

از اینجا به بعد، مرد سوم در سطوح مختلفی موفق عمل می‌کند. فیلمنامه پر از دیالوگ‌های تیز و لحظات به‌یادماندنی است و به عمق سوالات درباره اخلاق و دوستی می‌پردازد، و مضامین و صحنه‌پردازی کاملاً با هم جفت و جور می‌شوند. شهر زخم‌خورده از جنگ یک محیط نوآر کامل ایجاد می‌کند، دنیایی که در آن یقین‌های قدیمی فرو ریخته و مرزهای اخلاقی تار شده‌اند. فیلمبردار رابرت کراسکر این را با سایه‌های دراماتیک، تضادهای قوی و زوایای دوربین کج معروف تأکید می‌کند.

پوستر فیلم مرد سوم

مشخصات فیلم The Third Man (مرد سوم)

  • تاریخ انتشار: ۱ فوریه ۱۹۵۰
  • کارگردان: کارول رید
  • نویسندگان: گراهام گرین، اورسن ولز، الکساندر کوردا
  • بازیگران: اورسن ولز، جوزف کاتن، آلیدا والی، ترور هاوارد، پل هربرت
  • مدت زمان: ۹۳ دقیقه

شما کدام یک از این فیلم‌ها را دیده‌اید؟ به نظر شما بهترین فیلم نوآر-هیجانی تاریخ چیست؟ نظراتتان را با ما به اشتراک بگذارید!