شاید بهسختی بتوان کارگردانی را پیدا کرد که موفقتر از استیون اسپیلبرگ (Steven Spielberg) باشد. او در تمام ژانرهای قابل تصور سینما اثر خود را بر جای گذاشته است، بهجز ژانر وسترن (که حتی آن هم در حال جبران است). اما وقتی از ژانرهایی صحبت میکنیم که اسپیلبرگ با موفقیت از پس آنها برآمده، یک ژانر هست که فقط یک بار دست به تجربهاش زده و بهطرز تماشاییای شکست خورده است: کمدی. یک کمدی مستقیم، یعنی فیلم «1941» محصول 1979 که تنها ورود او به این حوزه محسوب میشود.
«1941» نمایش را بر داستان ترجیح میدهد
فیلم «1941» بهطور تقریبی حول محور هیستری جمعی در منطقه لسآنجلس پس از حمله دسامبر 1941 به پرل هاربر ساخته شده است و کلمه «تقریبی» کلمه کلیدی است. به روایت رابرت زمکیس (Robert Zemeckis)، فیلمنامهنویس، این فیلم بر اساس سه رویداد تاریخی واقعی ساخته شده است. اولین مورد، مشاهده یک زیردریایی ژاپنی در سواحل سانتا باربارا در فوریه 1942 است. دومین مورد به «حمله هوایی بزرگ لسآنجلس» معروف است که یک روز و نیم بعد رخ داد. طبق داستان، مردم آنقدر عصبی بودند که شخصی شروع به تیراندازی به آسمان کرد و این کار باعث ایجاد وحشتی شد که طی آن ساکنان لسآنجلس به مدت پنج ساعت متوالی به هواپیماهای دشمن که وجود نداشتند شلیک میکردند. سومین مورد، شورشهای زوت سوئیت در سال 1943 بود، زمانی که سربازان لسآنجلسی با جوانان اقلیت که لباسهای زوت سوئیت (zoot suits) سرکش آن دوران را پوشیده بودند، درگیر شدند.
ساختن یک کمدی بر اساس یک رویداد، چه برسد به هر سه آنها، کار دشواری است و اولین نشانهای که نشان میداد اسپیلبرگ باید از ساخت «1941» صرفنظر کند، واکنش افسانههای هالیوود یعنی جان وین (John Wayne) و چارلتون هستون (Charlton Heston) بود که گزینههای اول و دوم برای نقش ژنرال استیلول بودند. هر دوی آنها فیلم را بیحرمتی به یاد جنگ جهانی دوم و سیلی به صورت آمریکا میدانستند و هر دو از اسپیلبرگ التماس کردند که فیلم را نسازد (طبق گزارش Empire). اما با استعدادهای کمدی مانند جان بلوشی (John Belushi)، دن آیکروید (Dan Aykroyd) و جان کندی (John Candy) (و نقشی طنزآمیز از رابرت استک که در نقش استیلول، بارها از تماشای دامبو (Dumbo) بدون مزاحمت محروم میشود) این اتفاق نیفتاد.
اما خود اسپیلبرگ در مصاحبه با Empire اعتراف میکند که هرگز چشمانداز روشنی برای «1941» نداشته است و این موضوع در فیلم مشهود است. دوز بالایی از هرجومرج و کمدی فیزیکی (اسلپاستیک) برای کمدی فیلم به کار گرفته شده است و بلوشی تنها عضو بازیگرانی است که از قدرتهای خود به عنوان کاپیتان «بیل وحشی» کلسو استفاده میکند که در جستجوی دیوانهوار نیروهای ژاپنی در هواپیمای جنگی خود است. با این حال، صحنههای بزرگ و واقعاً خندهداری توسط اسپیلبرگ ساخته شده است که تماشای آنها فوقالعاده است: زیردریایی ژاپنی که به یک چرخفلک شلیک میکند و باعث میشود از جای خود جدا شود و در اقیانوس بیفتد؛ یک شوخی پیچیده که با افتادن یک لوستر بر روی شخصیت منفی کورپورال سیتارسکی (با بازی تریت ویلیامز) به پایان میرسد؛ و یک نبرد هوایی (خوب، کلسو به یک هواپیمای آمریکایی غیرمسلح شلیک میکند) در امتداد بلوار هالیوود. با این حال، صحنههای تماشایی و هرجومرج یک کمدی نمیسازند.
استیون اسپیلبرگ از «1941» درس میگیرد
اینطور نیست که کاملاً منصفانه باشد که «1941» را شکست بخوانیم: این فیلم که یک اثر کالت محسوب میشود، در واقع سود اندکی به دست آورد و جلوههای بصری، فیلمبرداری و صدا همگی نامزد دریافت جایزه اسکار شدند. با این حال، نسبت به دو فیلم قبلی او (بهترتیب آروارهها (Jaws) و برخورد نزدیک از نوع سوم (Close Encounters of the Third Kind))، «1941» یک گام اشتباه بود که «بزرگترین درس» حرفه اسپیلبرگ را به همراه داشت. در مصاحبهای در سال 2006 با انجمن کارگردانان آمریکا، اسپیلبرگ اعتراف کرد که قبل از فیلمبرداری «1941» احساس میکرده «از تفلون ساخته شده است». موفقیت دو فیلم قبلی این احساس را به او داده بود که هر کاری انجام دهد، به سادگی موفق خواهد شد و هر خندهای که ایجاد کند، نه تنها خنده، بلکه تشویق بزرگ دریافت خواهد کرد. در همین حال، اسکارها هم قطعی به نظر میرسیدند.
نیاز به گفتن نیست که چنین اتفاقی نیفتاد. در همان مصاحبه، اسپیلبرگ میگوید که در نگاه به گذشته، زمان زیادی را صرف درست کردن همه چیز کرده است و حاضر نبوده بار کار را با کسی تقسیم کند. او به عنوان مثال به گرفتن 20 بار تکرار (تیک) برای نماهای درج (اینسرت) اشاره میکند که کاری بود که باید توسط واحد دوم فیلمبرداری انجام میشد، اما او نمیتوانست از آن دست بکشد. اسپیلبرگ میگوید: «بزرگترین درس حرفهام را از تجربه 1941 یاد گرفتم و زمانی که فیلم بعدیام یعنی مهاجمان صندوق گمشده (Raiders of the Lost Ark) را ساختم، متواضع شده بودم.» و جایی که «1941» بسیار بیش از برنامه زمانبندی طول کشید (حتی بیشتر از تولید طوفانی فیلم آروارهها)، اسپیلبرگ «مهاجمان صندوق گمشده» را 14 روز زودتر از برنامه به پایان رساند. درس آموخته شد.
اینکه «1941» اسپیلبرگ را از تلاش دوباره برای ساخت یک کمدی منصرف کرد، یک گناه آشکار است. او بهعنوان یک کارگردان بالغتر، میداند که برای موفقیت یک کمدی، چیزی بیشتر از مجموعهای نامرتبط از نمایش و هرجومرج لازم است. و با فیلمهایی مثل «بازیکن شماره یک آماده» (Ready Player One)، او نشان داده که حاضر است برای لذت فیلمسازی روی فیلمهایی خارج از حوزه صرف اسکار کار کند، بنابراین شاید در کمدی هنوز هم بسته نیست. در واقع، «1941» ممکن است یک سرنخ بزرگ برای اینکه اسپیلبرگ چه کسی را میتواند در یک کمدی تقلید کند داشته باشد: خودش. صحنه آغازین فیلم، تقلید کاملی از شروع فیلم آروارههاست که شامل سوزان بکلینی (بازیگر نقش کریسی محکوم به فنا) میشود (اما به جای کوسه، یک زیردریایی ژاپنی جایگزین شده است)، در حالی که پمپ بنزین کویری که کلسو برای سوخت در آن فرود میآید، همان جایی است که در فیلم «دوئل» (Duel) اسپیلبرگ استفاده شده بود و دوباره همان بازیگر زن (لوسیل بنسون) در هر دو فیلم حضور دارد.
1941
ردهبندی سنی: PG
ژانر: اکشن، کمدی، جنگ
تاریخ انتشار: ۱۴ دسامبر ۱۹۷۹
قدرت گرفته از ScreenRant DB
به نظر شما، آیا اسپیلبرگ باید یک بار دیگر شانس خود را در ژانر کمدی امتحان کند؟ کدام فیلم کمدی از اسپیلبرگ را دوست دارید ببینید؟ نظرتان را با ما به اشتراک بگذارید!
