سریال‌های کارآگاهی یکی از سرگرم‌کننده‌ترین ژانرهای تلویزیونی هستند. فرقی نمی‌کند یک رویه‌ای (procedural) با معماهای هفتگی باشد یا مجموعه‌ای با یک معمای ادامه‌دار در هر فصل، این سریال‌ها با داستان‌های جذاب و پیچش‌های داستانی غافلگیرکننده، بینندگان را به خود جذب می‌کنند. در رویه‌های کارآگاهی، یک شخصیت اصلی (که می‌تواند یک کارآگاه، مشاور پلیس یا یک بازرس خصوصی باشد) با استفاده از مهارت‌ها یا تجربه منحصر به فرد خود، هر هفته جنایاتی را حل می‌کند که هیچ‌کس دیگری قادر به حل آن‌ها نیست.

در مقابل، سایر مجموعه‌های کارآگاهی با خط داستانی ادامه‌دار، به آرامی یک معمای کلی را در طول هر فصل خود پیش می‌برند. سریال‌های کارآگاهی عالی، تعادلی بین رازهای هیجان‌انگیز و تمرکز بر شخصیت‌هایشان، به ویژه قهرمان داستان که جرم را حل می‌کند و پیچیدگی‌های شغل یا مهارت خاصش، ایجاد می‌کنند. این‌ها همان سریال‌های کارآگاهی هستند که ۱۰ از ۱۰ هستند، بدون هیچ نکته‌ای.

High Potential (با پتانسیل بالا) (۲۰۲۴–اکنون)

کیتلین اولسون در نقش مورگان گیلوری با قیافه متعجب در کنار دانیل سانجاتا در نقش کارادک در High Potential

کیتلین اولسون در نقش مورگان گیلوری با قیافه متعجب در کنار دانیل سانجاتا در نقش کارادک در سریال High Potential (با پتانسیل بالا) – تصویر از ABC

بر اساس مجموعه فرانسوی-بلژیکی HPI، سریال High Potential (با پتانسیل بالا) داستان مورگان گیلوری (با بازی کیتلین اولسون)، زنی با ضریب هوشی بالا را روایت می‌کند. مورگان مادری با سه فرزند است و به عنوان نظافت‌چی شبانه برای اداره پلیس لس آنجلس (LAPD) کار می‌کند. یک شب، حین تمیز کردن بخش جنایات بزرگ، مورگان متوجه یک تناقض در تابلوی پرونده قتل می‌شود. او که نمی‌تواند از کنار این موضوع بگذرد، خودش مشکل را برطرف می‌کند، اقدامی که منجر به این می‌شود که بخش جنایات بزرگ او را به عنوان یک مشاور تمام وقت به کار بگیرد.

یکی از بهترین زیرژانرهای سریال کارآگاهی، نوعی است که در آن یک مشاور عجیب و غریب با مهارتی منحصربه‌فرد، جرایم را به شیوه‌ای حل می‌کند که پلیس قادر به انجام آن نیست. High Potential (با پتانسیل بالا) این مفهوم را می‌گیرد و به بهترین شکل ممکن از آن استفاده می‌کند. هر هفته، مورگان یک قتل یا جرم بزرگ دیگر را در کنار همکارش، کارآگاه آدام کارادک (با بازی دانیل سانجاتا) حل می‌کند. هر معمای قتل هفتگی به تنهایی جذاب است و با یک افشاگری شوکه‌کننده به پایان می‌رسد. این مجموعه همچنین یک خط داستانی اصلی و فراگیر دارد: ۱۵ سال پیش از شروع سریال، دوست پسر مورگان و پدر اولین فرزندش به طور ناگهانی ناپدید شد. حالا، با حمایت اداره پلیس لس آنجلس، مورگان مصمم است تا بفهمد چه بلایی سر او آمده است.

A Man on the Inside (مردی در درون) (۲۰۲۴–اکنون)

جولی و چارلز در فصل دوم A Man on the Inside

جولی و چارلز در فصل دوم A Man on the Inside (مردی در درون) – تصویر از Netflix

A Man on the Inside (مردی در درون) یک سریال کمدی-درام بامزه و دلگرم‌کننده است که داستان چارلز نیووندایک (با بازی تد دنسون)، یک مرد بیوه و استاد بازنشسته را دنبال می‌کند. چارلز روز به روز منزوی‌تر می‌شود و دخترش، امیلی (با بازی مری الیزابت الیس)، نگران اوست. درست همزمان با پیشنهاد امیلی مبنی بر اینکه چارلز یک شغل یا سرگرمی پیدا کند، او به طور اتفاقی یک آگهی روزنامه از بازرس خصوصی جولی کووالنکو (با بازی لایله ریچکریک استرادا) پیدا می‌کند. جولی به دنبال کسی است که بتواند به صورت مخفیانه به عنوان یک ساکن در یک جامعه بازنشستگان نفوذ کند و چارلز دقیقاً فرد مناسب برای این کار از آب در می‌آید.

چارلز نه تجربه دارد و نه تیپ شخصیتی یک جاسوس را، اما دیدگاه outsider او در نهایت به نفعش تمام می‌شود. A Man on the Inside (مردی در درون) یک داستان بامزه «ماهی بیرون از آب» است، اما در عین حال واقعاً تأثیرگذار است، چرا که می‌بینیم چارلز به آرامی برای اولین بار از زمان مرگ همسرش دوباره برای خودش یک جامعه پیدا می‌کند. هر فصلی که تاکنون پخش شده یک معمای مرکزی جذاب دارد که چارلز را در حال تحقیق به صورت مخفیانه می‌بینیم و همه آن‌ها به یک افشاگری عالی ختم می‌شوند که بینندگان را تا آخرین لحظه در حال حدس زدن نگه می‌دارد.

Rizzoli & Isles (ریزولی و آیلز) (۲۰۱۰–۲۰۱۶)

جین ریزولی (انجی هارمون) و دکتر مائورا آیلز (ساشا الکساندر) کنار ماشینهایشان در Rizzoli & Isles

جین ریزولی (انجی هارمون) و دکتر مائورا آیلز (ساشا الکساندر) کنار ماشین‌هایشان در Rizzoli & Isles (ریزولی و آیلز) (۲۰۱۰-۲۰۱۶) – تصویر از TNT

Rizzoli & Isles (ریزولی و آیلز) یک رویه‌ای جنایی است که داستان همکاری کارآگاه جین ریزولی (با بازی انجی هارمون) و بهترین دوستش که یک آسیب‌شناس پزشکی قانونی است، دکتر مائورا آیلز (با بازی ساشا الکساندر) را دنبال می‌کند. برای هر دوی جین و مائورا، شغلشان تقریباً تمام زندگی‌شان است. جین علاقه‌ای به ورود هیچ‌کس دیگری به زندگی‌اش ندارد و مائورا در برقراری ارتباط با مردم مشکل دارد. با این حال، ایندو همدیگر را خوب می‌فهمند و همکاری فوق‌العاده‌ای با یکدیگر دارند. با ترکیب مهارت‌های تحقیق و تفحص خبره جین و دانش مائورا از سرنخ‌هایی که یک جسد می‌تواند فاش کند، آن‌ها قادر به حل قتل‌هایی هستند که هیچ‌کس دیگری نمی‌تواند.

Rizzoli & Isles (ریزولی و آیلز) یکی از سریال‌های کارآگاهی تیره‌تر و خشن‌تر است. این سریال از نشان دادن واقعیت‌های سنگین شغل جین و مائورا ابایی ندارد و آن‌ها به طور مرتب روی پرونده‌های قتل وحشیانه و آزاردهنده کار می‌کنند. Rizzoli & Isles (ریزولی و آیلز) یک مجموعه عمیقاً سرگرم‌کننده است که بینندگان را هم با معماهای قتل هفتگی و هم با تعدادی خط داستانی کلی و پر از پیچش درگیر نگه می‌دارد. همچنین یک سریال با طنز تلخ، با نگارشی تیز و شوخی‌های عالی بین جین و مائورا است.

Veronica Mars (ورونیکا مارس) (۲۰۰۴–۲۰۱۹)

کریستن بل نشسته پشت میز ناهار و در حال نگاه کردن به دوردست در Veronica Mars

کریستن بل در Veronica Mars (ورونیکا مارس) – تصویر از UPN

Veronica Mars (ورونیکا مارس) داستان یک کارآگاه نوجوان به نام ورونیکا مارس (با بازی کریستن بل) را دنبال می‌کند. داستان سریال پس از آن شروع می‌شود که ورونیکای محبوب سابق، تقریباً همه چیز را پس از قتل بهترین دوستش، لیلی (با بازی آماندا سیفرید) از دست داده است. هیچ‌کس به طور قطع نمی‌داند چه کسی این کار را کرد و پس از متهم کردن فرد اشتباه، پدر ورونیکا که کلانتر است، کیث (با بازی انریکو کولانتونی)، باعث شده هر دوی آن‌ها از سوی بقیه شهر کوچکشان طرد شوند.

کیث به زودی شرکت بازرسی خصوصی خود را باز می‌کند و ورونیکا به او در حل پرونده‌ها کمک می‌کند. هر اپیزود او را در حال کار روی یک پرونده هفتگی متفاوت نشان می‌دهد، در حالی که همزمان به آرامی سعی دارد به ته و توی یک معمای قتل فراگیر برای آن فصل برسد. در فصل ۱، ورونیکا قتل لیلی را تحقیق می‌کند، به ویژه پس از اینکه می‌فهمد مردی که به خاطر کشتن او زندانی شده بود، در واقع این کار را انجام نداده است. Veronica Mars (ورونیکا مارس) یک مجموعه کارآگاهی عالی با خطوط داستانی تاریک، نگارشی فوق‌العاده و یک شخصیت اصلی پیچیده و باریک‌بین است.

Castle (کسل) (۲۰۰۹–۲۰۱۶)

ناتان فیلیون در نقش ریچارد کسل و استانا کاتیک در نقش کیت بکت با هم در یک کلانتری در Castle

ناتان فیلیون در نقش ریچارد کسل و استانا کاتیک در نقش کیت بکت با هم در یک کلانتری در Castle (کسل) – تصویر از ABC

Castle (کسل) یک رویه‌ای فوق‌العاده دیگر درباره همکاری غیرمنتظره بین یک کارآگاه جدی و یک مشاور که خارج از چارچوب فکر می‌کند است. ریک کسل (با بازی ناتان فیلیون) یک نویسنده مشهور و به شدت موفق است که رمان‌های معمایی قتل می‌نویسد. این موضوع طبیعتاً کمی او را مغرور کرده و او از همه اینها کمی زیادی لذت می‌برد. وقتی یک قاتل زنجیره‌ای شروع به کشتن قربانیان با بازسازی صحنه‌های قتل از کتاب‌های کسل می‌کند، اداره پلیس نیویورک (NYPD) برای کمک در این پرونده با او تماس می‌گیرد.

چیزی که تنها به عنوان یک پرونده شروع می‌شود، به یک همکاری دائمی تبدیل می‌شود و کسل به یک مشاور برای NYPD بدل می‌گردد. او با کارآگاه کیت بکت (با بازی استانا کاتیک) همکار می‌شود و در هر اپیزود، این دو با هم جرایم را حل می‌کنند. Castle (کسل) یک رویه‌ای مفرح و اغلب احمقانه است که همچنین تعدادی خط داستانی پرتعلیق و معماهای هفتگی جذاب دارد و گزینه‌ای عالی برای یک تماشای پشت سر هم محسوب می‌شود.

Pushing Daisies (هل دادن گل‌ها) (۲۰۰۷–۲۰۰۹)

Pushing Daisies (هل دادن گل‌ها) یک سریال کارآگاهی است که در دنیایی دنج و افسانه‌ای اتفاق می‌افتد. داستان نِد (با بازی لی پیس)، یک پای‌ساز را دنبال می‌کند که یک راز دارد: با رعایت برخی قوانین و شرایط بسیار خاص، ند می‌تواند مردگان را با یک لمس زنده کند. وقتی در مغازه پای‌فروشی‌اش نیست، ند به بازرس خصوصی امرسون کاد (با بازی چی مک‌براید) برای حل قتلها کمک می‌کند، با این روش که قربانیان را بیدار می‌کند و از آن‌ها می‌پرسد چه کسی قاتلشان بوده است. هر اپیزود نشان می‌دهد که ند و امرسون یک قتل عجیب و غریب و اغراق‌آمیز متفاوت را حل می‌کنند و اغلب اوقات، افشاگریهای قربانیان کمک چندانی به آن‌ها نمی‌کند.

وقتی آخرین پرونده امرسون تحقیق در مورد قتل چاک (با بازی آنا فریل)، عشق کودکانه نِد که از او دور افتاده بود می‌شود، ند او را زنده می‌کند تا ازش بپرسد چه کسی این کار را کرد. حتی با اینکه چاک جواب را نمی‌داند، ند خودش را قادر نمی‌بیند که دوباره با لمس او را به مرگ بازگرداند و این دو برای اولین بار پس از تقریباً دو دهه دوباره با هم متحد می‌شوند. چاک در کنارشان می‌ماند و خود را با زندگی به عنوان یک فرد مرده متحرک وفق می‌دهد، در حالی که او و ند دوباره به عنوان بزرگسال یکدیگر را می‌شناسند. تنها مشکل این است که آن‌ها هرگز نمی‌توانند یکدیگر را لمس کنند، وگرنه او برای همیشه به زندگی پس از مرگ برمی‌گردد.

Psych (سایک) (۲۰۰۶–۲۰۱۴)

شان و گاس در حال درآوردن چهره غرش با دست‌های بالا در Psych

شان و گاس در حال درآوردن چهره غرش با دست‌های بالا در Psych (سایک) – تصویر از USA Network

پیدا کردن یک سریال کارآگاهی بهتر از Psych (سایک) کار سختی است، حتی اگر شخصیت اصلی آن به هیچ وجه یک کارآگاه نباشد. این رویه‌ای خنده‌دار داستان شان اسپنسر (با بازی جیمز رودی رودریگز) را دنبال می‌کند، مردی که فاقد انگیزه و تمرکز است، اما حافظه تصویری و قدرت توجه خارق‌العاده‌ای به جزئیات دارد که سال‌ها توسط پدر کارآگاهش (با بازی کوربین برنسن) در او پرورش یافته است. شان جنایات را بهتر از پلیس حل می‌کند و گهگاهی با آن‌ها تماس می‌گیرد تا نکاتی در مورد هویت مجرم ارائه دهد. وقتی او کمی زیادی خطر می‌کند و نزدیک لو رفتن می‌شود، شان متهم می‌شود که خودش جرمی را که در تلاش برای حل آن است مرتکب شده، بنابراین برای حفظ آبروی خود تظاهر می‌کند که یک روان‌بین است.

چیزی که به عنوان راهی برای رهایی از دردسر شروع می‌شود، به یک شغل جدید برای شان تبدیل می‌شود. شان با کمک بهترین دوستش، گاس (با بازی دولی هیل)، یک آژانس روان‌بینی باز می‌کند که به طور مرتب روی پرونده‌ها برای اداره پلیس سانتا باربارا مشاوره می‌دهد. هر اپیزود نشان می‌دهد که شان و گاس برای حل یک پرونده متفاوت با یکدیگر هم‌تیمی می‌شوند، در حالی که شان همزمان باید کار اضافی‌ای انجام دهد تا اطرافیانش را متقاعد کند که پرونده را با استفاده از قدرت‌های روان‌بینانه‌اش حل کرده است.

حالا نوبت شماست: شما کدام یک از این معماهای هیجان‌انگیز را بیشتر برای یک ماراتن تماشا انتخاب می‌کنید و چرا؟