فیلمهای نوآر دهه ۱۹۴۰ که از اکسپرسیونیسم خشن آلمانی الهام گرفته بودند، ذاتاً «سنگین» بودند. داستانها معمولاً حول یک قهرمان درونگرا و مشکلدار میچرخند که درگیر جنایتی بزرگ میشود، اغواگر فم فتال او را بیشتر گرفتار میکند و در نهایت مجبور میشود با یک شخصیت یا نهاد فاسد روبرو شود (همه اینها در حالی که ابر ضخیم اضطراب پس از جنگ بر فضا سایه افکنده است). سپس، در دهه ۱۹۷۰، فرم تکامل یافت و فیلم نئو-نوآر به پرده سینماها راه یافت.
در حالی که نئو-نوآرها بسیاری از ویژگیهای ظالمانه آثار اصلی را حفظ کردند، بسیاری از آنها مضامین سبکتر و مرتبطتری با زمان خود را تزریق کردند. عامل رابطه جنسی در بسیاری از فیلمها به شدت تقویت شد، در حالی که برخی دیگر بیشتر به سمت زاویه طنز خشک و تیز متمایل شدند. با این حال، برخی از فیلمهای نئو-نوآر لحن و موضوعات فوقالعاده سنگین دوران گذشته را حفظ کردند. اینها که از اعماق ناشناخته افسردگی و فساد بیرون کشیده شدهاند، سنگینترین فیلمهای نئو-نوآر تمام دوران هستند.
10. L.A. Confidential (محرمانه لسآنجلس)

این فیلم نئو-نوآر دورانی که در لسآنجلس دهه ۱۹۵۰ جریان دارد، با موضوعات متراکم زیادی سر و کار دارد. داستان بر جنایات آن زمان و نحوه برخورد مجریان قانون شهر فرشتگان با سیستم قضایی به طرز وصفناپذیری فاسد متمرکز است. کارگردان و نویسنده همکار، کورتیس هانسون، با فیلم L.A. Confidential یکی از بهترین نئو-نوآرهای دهه ۱۹۹۰ را خلق کرد، و قطعاً یکی از سنگینترینها را نیز.
پس از وقوع یک قتل چندگانه، سه پلیس لسآنجلس اساساً مأمور رسیدگی به پرونده میشوند. هر یک از این سه نفر نماینده روشی متفاوت در کارآگاهی است. اد اکسلی (گای پیرس) کارها را به روش استاندارد رویهای انجام میدهد، حتی اگر جاهطلبیاش بر او غلبه کند. جک وینسنس (کوین اسپیسی) کارآگاهی است که کمی خارج از عرف عمل میکند، زیرا اطلاعات مهم پرونده را برای پول به رسانهها درز میدهد. سپس باد وایت (راسل کرو) قرار دارد، کارآگاهی که هیچ ابایی از کتک زدن افراد ندارد. این فیلم همچنین کیم بیسینگر را در نقش یک روسپی سطح بالا، لین براکن، در نقش برنده اسکار خود به نمایش میگذارد. در مجموع، داستان پیچیده و هوشمندانهای با حال و هوای شیک و لحنی بسیار جدی است.
9. After Dark, My Sweet (پس از تاریکی، عزیزم)

برخی از فیلمهای نئو-نوآر به فرم اصلی وفادار میمانند که ذاتاً مضامین تاریک و سنگینی دارد؛ برخی دیگر یک قدم فراتر رفته و تاریکتر میشوند. این مورد در شاهکار آرام سوز کارگردان و نویسنده همکار، جیمز فولی، یعنی After Dark, My Sweet صادق است. یک جنبه کوچک اما برجسته وجود دارد که این فیلم جنایی شعلهور را به این فهرست میآورد: پایان داستان. بنابراین، در اینجا کمی لو دادن هوسانگیز وجود خواهد داشت؛ به شما هشدار داده شده است، عزیزم…
این داستان تلخ کولی (جیسون پاتریک، که عمقهایی را نشان میدهد که پیشتر دیده نشده بود) را دنبال میکند، بوکسوری که ضربات زیادی به سرش خورده است. او اکنون یک ولگرد است که از یک بیمارستان روانی فرار کرده است. در یک چشمانداز خشک، او با فی (ریچل وارد زیبا) روبرو میشود، بیوهای با برنامهای پلید. او کولی را ترغیب میکند تا در انجام برخی کارها کمک کند… که یکی از آنها شامل یک آدمربایی کوچک است. فی توسط عموی متقلبش، باد (بروس درن با چهرهای موشمانند) کمک میشود. وقتی همه چیز تمام میشود و نقشه به ناچار خراب میشود، کولی خود را فدا میکند تا بچه را نجات دهد و از فی محافظت کند. این پایان غمانگیزی برای یک شخصیت تراژیک است، زیرا فداکاری واقعی و مرگبار قهرمان داستان به ندرت در فیلمهای نوآر دیده میشود، بنابراین این فیلم را به طور قابل توجهی از نظر احساسی متراکم میکند.
8. Devil in a Blue Dress (شیطان در لباس آبی)

برخی از نئو-نوآرها در دوره زمانی نوآرهای اصلی ساخته شدهاند، اما این باعث نمیشود که کمتر «نو» باشند. این مورد در فیلم Devil in a Blue Dress، کلاس درس استادانه داستانسرایی معمایی-جنایی کارگردان و نویسنده همکار، کارل فرانکلین، صادق است. این فیلم با کالبدشکافی مضامین سنگین نژاد، نابرابری طبقاتی، سرخوردگی پس از جنگ و فقر اقتصادی، در تمام سطوح موفق است. این فیلم به مخاطب اجازه میدهد تا عمق و شدت موقعیتهای شخصیتها را کاملاً احساس کند.
اِزِکیِل «ایزی» رالینز (دنزل واشنگتن، در نقشی درخشان دیگر که به نظر میرسد به طور خاص برای او نوشته شده است) کهنه سرباز جنگ بزرگ است، به خانه بازگشته و اساساً نمیداند با بقیه عمرش چه کند. ایزی توسط دیویت آلبرایت (تام سایزمور همیشه بدذات) استخدام میشود تا زنی به نام دافنه مونه (جنیفر بیلز زیبا و فریبنده) را پیدا کند. با این حال، همانطور که حدس زدید، مشکلاتی پیش میآید، اجساد روی هم تلنبار میشوند و ایزی مظنون اصلی میشود. او با یک دوست قدیمی، ریموند «موس» الکساندر (دان چیدل) تماس میگیرد تا به او کمک کند از دنیای زیرزمینی متلاطم لسآنجلس دهه ۱۹۴۰ عبور کند. کمی لو دادن داستان، اما دافنه که سفیدپوست به نظر میرسد، در واقع دو نژادی است و از «سفیدپوستی» خود به عنوان وسیلهای برای عبور از این چشمانداز خطرناک استفاده کرده است. واقعاً سنگین.
7. Blue Ruin (ویرانه آبی)

این فیلم نه تنها به دلیل مضامین تاریک انتقام، تروما و درد مداوم ذاتی داستان، به شدت سنگین به نظر میرسد، بلکه به دلیل نحوه استثنایی وحشیانه و واقعگرایانهای که خشونت روی صحنه نمایش داده میشود نیز. فیلم Blue Ruin با بودجه بسیار کم، نوشته و کارگردانی جرمی سالنیه، یک داستان نئو-نوآر انتقامجویانه است که تأثیری عمیق و ویرانگر بر جای میگذارد.
داستان ساده این است که یک ولگرد کمحرف به نام دوایت (مکون بلر در نقش موفقیتآمیزش) میفهمد کسی که والدینش را کشته تازه از زندان آزاد شده است. او سپس برای کشتن قاتل اقدام میکند و به نوعی موفق میشود… در حالی که خود و خواهر جداافتادهاش، سم (ایمی هارگریوز) را عمیقتر به ورطهای از اضطراب، خشونت و ناامیدی دائمی میکشاند. پایان فیلم کاملاً افسردهکننده است، پس برای آن کمربندها را محکم ببندید، اما با یک جرقه کوچک و ضعیف از امید به پایان میرسد (در غیر این صورت در جایگاه پایینتری در این فهرست قرار میگرفت).
6. One False Move (یک حرکت اشتباه)

وقتی لحظات آغازین یک فیلم شامل چندین قتل وحشتناک باشد، بلافاصله آشکار است که فیلم ماهیتی سنگین خواهد داشت. فیلم جنایی خشن کارل فرانکلین، One False Move، یک نئو-نوآر است که غرق در اعمال بیرحمانه خشونت، تفسیرهای تیز و مضامین آزاردهنده است. این فیلم، یکبار دیگر سرشار از تنشهای نژادی، مخاطب را در تمام مدت روی لبه صندلی خود نگه میدارد.
گروهی سه نفره از دزدان تبدیل به قاتل، شامل پلوتو (مایکل بیچ)، رهبر احتمالاً دیوانه، ری (بیلی باب تورنتون به طرز عجیبی ترسناک، که فیلمنامه را نیز نوشته است) و معشوقه ری، فانتزیای پریشان (سیندا ویلیامز)، پس از ارتکاب اعمال قتلعام متعدد از لسآنجلس فرار میکنند. آنها به زادگاه فانتزیا میروند، یک شهر کوچک جنوبی که توسط دیل دیکسون (بیل پکستون) اداره میشود، کلانتری با گذشتهای آسیبزا (که به طور تصادفی با گذشته فانتزیا گره خورده است…). به سبک نوآر قدیمی، فیلم مملو از طنز تلخ و پیچشهای داستانی هوشمندانه است، اما به سبک نئو-نوآر، وحشتناک، حیوانی و بیپروا سنگین است.
5. The Place Beyond the Pines (آنسوی کاجها)

ترومای نسلی یکی از موضوعات بزرگ است. بدیهی است که از زندگی یک فرد فراتر میرود و میتواند در تمام وجود فرزندان بعدی نفوذ کند. در درام جنایی پرتنش کارگردان و نویسنده همکار، درک سیانفرانس، یعنی The Place Beyond the Pines، گناهان دو پدر جداگانه، زندگی فرزندانشان را به شیوهای واقعاً عمیق و سرنوشتساز تحت تأثیر قرار میدهد.
خلاصه داستان سه بخشی از این قرار است: لوک (رایان گاسلینگ، مثل همیشه قابل اعتماد)، یک موتورسوار بدلکار مسابقهای، میفهمد که واقعاً پدر شده است و مصمم میشود تا به نامزد سابقش، رومینا (اوا مندس همیشه جذاب) و نوزادشان زندگی خوبی بدهد. بنابراین، او به پول بیشتری نیاز دارد. او شروع به سرقت از بانکها میکند و این به فصل بعدی منتهی میشود، جایی که رو در روی یک پلیس جوان با همه چیز برای اثبات، اِیوری کراس (بردلی کوپر) قرار میگیرد. نیازی به گفتن نیست که جانهایی از دست میروند. بخش سوم داستان ۱۵ سال بعد آغاز میشود و شامل بچههای لوک و ایوری و برخورد اجتنابناپذیر آنها میشود. وقتی همه چیز آشکار میشود، در نهایت بخشش وجود دارد، اما فوقالعاده سنگین و سرشار از مفاهیم تلخ است.
4. Affliction (مصیبت)

برای ساختن یک نوآر نیازی به خیابانهای مهآلود و بارانزده نیست؛ پل شریدر این را با درام جنایی دلخراش خود، Affliction، که در جنگلهای پوشیده از برف نیوانگلند میگذرد، ثابت کرد. مضامین بررسیشده در این فیلم فوقالعاده پیچیده و با شکوه فیلمبرداری شده واقعاً سنگین هستند، زیرا اعتیاد به الکل در خط مقدم قرار دارد و کودکآزاری سرکوبشده روی شعله پشتی در حال جوشیدن است و فقط منتظر است تا همه چیز را به آتش بکشد.
قهرمان شکنجهشده و اخلاقاً مبهم داستان، وید وایتهاوس (نیک نولتی با صدای گوشخراش) است، کلانتر یک شهر کوچک دور افتاده در نیوهمپشایر. یک مرد ثروتمند «به طور تصادفی» در یک گردش شکار کشته میشود و وید مصمم است تا از میان فریبکاریها عبور کرده و به حقیقت برسد. در این راه، او باید با پدر بیعرضهاش، گلن (جیمز کابرن که برای این نقش خشن و درگیرکننده اسکار گرفت) و دخترش، جیل (بریجید تیرنی) که به درستی نمیخواهد با او کاری داشته باشد، دست و پنجه نرم کند. نیازی به گفتن نیست که اوضاع برای وید بیچاره بدتر و بدتر میشود و پایان سرد فیلم کاملاً بیرحمانه است.
3. A History of Violence (تاریخچه خشونت)

همانطور که از عنوانش پیداست، این فیلم بر اساس وحشیگری بومی در طبیعت انسان بنا شده است. مضامین بررسیشده در این فیلم فوقالعاده وحشیانه تقریباً به سنگینی ممکن است؛ گذشته گریزناپذیر است، انسانها ذاتاً خطرناک هستند و چیزهای تیره و تار در ناخودآگاه ما به ناچار فوران کرده و ویرانی به بار میآورند. در یک انحراف نادر از علمی تخیلی و وحشت، کارگردان دیوید کراننبرگ مخاطب را به سفری میبرد که بر اساس واقعیت است، و این احتمالاً ترسناکترین بخش ماجراست.
پس از شروع با یکی از آزاردهندهترین صحنههای تاریخ سینما، صحنه عوض میشود و با تام استال (ویگو مورتنسن) آشنا میشویم، صاحب رستورانی خوشبرخورد… یا حداقل اینطور به نظر میرسد. خیلی زود فاش میشود که تام گذشته پرماجرایی دارد (واقعاً یک تاریخچه خشونت)، و این گذشته بالاخره به سراغش آمده است (پس از اینکه ناخواسته پس از برخی «قهرمانیهای» غیرمنتظره در کانون توجه رسانهها قرار میگیرد). قاتل قراردادی کاملاً وحشتناک، کارل فوگرتی (اد هریس با گریم سوختگی ترسناک) در شهر کوچک ایندیانای تام ظاهر میشود و جهنمی بر پا میشود. تام با گذشته خود دست و پنجه نرم میکند، در حالی که سعی دارد اوضاع را در خانه با همسرش، ادی (ماریو بلوی قدرتمند) ثابت نگه دارد. اوضاع در یکی از سنگینترین صحنههای احساسی تاریخ به اوج میرسد، جایی که تام با برادر رئیس مافیایی خود، ریچی کیوزاک (ویلیام هرت، کاملاً عالی) روبرو میشود. در مجموع، این فیلم مملو از تنش و موتیفهای سیاه مطلق و به طرز ویرانگری واقعی است.
2. Taxi Driver (راننده تاکسی)

مضامین روسپیگری زیر سن قانونی، خودسرقانونگویی روانپریشانه، خشونت بیدلیل و بیماری روانی درماننشده، یک فیلم را در بسیاری از فهرستهای مرتبط با «سنگینی» قرار میدهند. عمق فیلم Taxi Driver که توسط یکی از بهترین کارگردانان قرن بیستم و بیست و یکم، مارتین اسکورسیزی، به شما ارائه شده، تنها یکی از جنبههای بسیار جذاب این شاهکار نئو-نوآر است.
برای هر کسی که به نحوی این فیلم را از دست داده، داستان نسبتاً ساده کهنه سرباز ویتنام و راننده تاکسی، تراویس بیکل (رابرت دنیرو، در زمانی که فقط فیلمهای باکیفیت را برای بازی انتخاب میکرد) را دنبال میکند، در حالی که هم در بخشهای براق و مجلل شهر نیویورک و هم در کثیفترین و پستترین مناطق پرسه میزند. در حالی که به طور استعاری و روانی به دنبال هدفی میگردد، با آیریس (جودی فاستر، در اولین نقش اصلی نامزد اسکار خود) روبرو میشود، یک روسپی دوازده ساله. او به طرز قابل توجهی پرانرژی است و به نظر میرسد میتواند از پس خودش برآید، اما تراویس این ظاهر را نمیخرد و مصمم میشود که آیریس باید از زندان کثیفی که به آن محکوم شده آزاد شود (توسط دلال محبت، اسپورت، با بازی هاروی کایتل در لزجترین نقش دوران حرفهایش). وقتی تراویس موهایش را به شکل موهاوک میتراشد، میدانید که ماجرا شروع شده است. وزن عمیق این داستان انتقامجویانه نوآر تقریباً بیش از حد قابل تحمل است… پس شاید بهتر باشد فقط یک اوبر بگیرید.
1. Chinatown (محله چینیها)

به عنوان سنگینترین فیلم این فهرست، احتمالاً بهترین نئو-نوآر تاریخ است، و به گفته بسیاری از منتقدان و طرفداران، بهترین فیلم تمام دوران. با این اوصاف، فیلم مشهور رومن پولانسکی، Chinatown، قطعاً شایسته این شهرت است. و همچنین باید به عنوان سنگینترین نئو-نوآر در نظر گرفته شود، به دلیل مضامین شعلهور فساد، ناکارآمدی مقامات، حسادت، آسیبهای خانوادگی، دوگانگی سیاسی، غریزه قتل و البته توطئههای آبی.
داستان به اندازه کافی ساده شروع میشود: یک کارآگاه خصوصی به نام جیک گیتز (جک نیکلسون، در نقشی که او را به عنوان یک اسطوره هالیوود تثبیت کرد) در لسآنجلس دهه ۱۹۳۰ استخدام میشود تا یک «خیانتکار» را افشا کند. جیک ناخواسته در چاهی از توطئههای جنایی درهمتنیده سقوط میکند و یک کلاهبرداری پیچیده مربوط به سدها و تخصیص مجدد آب را فاش میکند. در بحبوحه این ماجرا، جیک با اولین ملوری (فی داناوی) جذاب درگیر میشود. او کسی است که جیک را برای جاسوسی از شوهرش استخدام کرده بود… اما داستان واقعی بسیار تاریکتر است و پدرش، نوآ کراس (جان هیوستون) را درگیر میکند. کمی لو دادن داستان اینجا وجود دارد، بنابراین اگر هنوز Chinatown را ندیدهاید، به عشق هر آنچه در سینما مقدس است، همین حالا بروید آن را تماشا کنید… به هر حال، اولین در بیشتر طول فیلم سعی میکند از فرزندش محافظت کند و در پایان، فاش میشود که او همچنین «خواهر» او نیز هست. موضوعات زیادی سنگینتر از تجاوز-محارم وجود ندارد، بنابراین Chinatown کیک افتضاح را در این دسته میبرد. این فیلم خشن است، این زندگی واقعی است… (فراموشش کن، جیک) این محله چینیهاست…
شما کدام یک از این فیلمهای فوقالعاده سنگین را دیدهاید؟ به نظر شما سنگینترین نئو-نوآری که تا به حال ساخته شده کدام است؟ نظرات و تجربیات خود را در بخش کامنتها با ما به اشتراک بگذارید!