پایان فصل ۲۰۲۵ و اتفاقی غیرمنتظره
فصل ۲۰۲۵ سریال Doctor Who (دکتر هو) با یک غافلگیری بزرگ به پایان رسید. دکتر پانزدهم (با بازی Ncuti Gatwa) بدون هیچ مقدمهای به چهرهای شبیه به رز تایلر (Rose Tyler)، همراه سابقش با بازی Billie Piper، بازسازی شد. راسل تی. دیویس، شورانر سریال، تا یازده ماه بعد هیچ توضیحی نداد و فقط وعده داد که ویژهبرنامه کریسمس امسال پاسخ سوالات طرفداران را خواهد داد.
اما در دهم ژوئن، بیبیسی اعلام کرد که تصمیم گرفته است این ویژهبرنامه سالانه را لغو کند، از همکاری با دیویس و شرکت Bad Wolf جدا شود و Doctor Who را به “مناقصه رقابتی” بگذارد. اگرچه کلمه “لغو” برای طرفداران ترسناک است، بیبیسی صرفاً فرنچایز را متوقف کرده تا به دنبال همکاران جدید بگردد. اگر همه چیز خوب پیش برود، این تجدید حیات هنری ممکن است دقیقاً همان چیزی باشد که ارزشمندترین دارایی بریتانیا به آن نیاز دارد، هم برای آینده Doctor Who و هم برای بقای TARDIS در چشمانداز پرچالش سرویسهای استریم.
مناقصههای رقابتی، رویهای معمول برای بیبیسی
مناقصههای رقابتی بخشی عادی از الزامات “حاکمیتی و مقرراتی” بیبیسی طبق منشور آن با دولت بریتانیا است. زمانی که بیبیسی یک دارایی را به مناقصه میگذارد، هر شرکت علاقهمندی میتواند پیشنهادات خود را برای مسیر خلاقانه، مسائل مالی و همه چیز ارائه دهد. هیئت مدیره بیبیسی سپس فهرست نهایی را ارزیابی میکند و به سایر شرکتکنندگان ۸ تا ۱۰ روز کاری فرصت میدهد تا انتخاب اول را به چالش بکشند. پس از نهایی شدن نتایج، همه طرفها قرارداد را امضا میکنند.
بیانیه بیبیسی در ژوئن، ۹ ماه پس از پایان همکاری با دیزنیپلاس منتشر شد. این بیانیه توضیح میدهد که بیبیسی “تصمیم گرفته است به جای پر کردن شکاف با یک ویژهبرنامه، روی سرمایهگذاری بلندمدت برای آینده سریال تمرکز کند.” همزمان، پست اینستاگرام راسل تی. دیویس فاش کرد که او “هرگز فیلمنامهای برای ویژهبرنامه کریسمس ننوشته بود و هیچ بازیگری برای نقش دکتر بعدی در نظر گرفته نشده بود.” با این زمینه، استفاده بیبیسی از یکی از رویههای تجاری معمولش، استراتژی محتاطانهای به نظر میرسد.
Doctor Who قبلاً هم با موانع بزرگ و تغییرات اساسی روبرو شده است. در سال ۱۹۸۹، سه سال پس از وقفهای نادر ۱۸ ماهه، مدیران تصمیم گرفتند سری کلاسیک را بیسروصدا لغو کنند. TARDIS شانزده سال در سکون ماند تا اینکه احیای هوشمندانه دیویس و Bad Wolf در سال ۲۰۰۵، Doctor Who را از یک نماد محبوب بریتانیایی به پدیدهای بینالمللی تبدیل کرد. حتی وقتی محبوبیت سریال تحت نظر کریس چیبنال کاهش یافت، حمایت بیبیسی باز هم سرویسی به بزرگی دیزنیپلاس را تأمین کرد.
Doctor Who از همان روز اول، انعطافپذیری خلاقانه را پیشگام کرده است
Doctor Who همواره به لطف ظرفیت ذاتیاش برای تحول و سازگاری شکوفا شده است. وقتی ویلیام هارتنل، بازیگر اصلی فصلهای اول، پس از سه سال از سریال جدا شد، بیبیسی نقش دکتر را دوباره انتخاب کرد و توضیحی درونجهانی برای جانشین او اختراع کرد. این ریسک جسورانه، سنت منحصربهفرد بازسازیهای Doctor Who را پایهگذاری کرد. بازیگران و نویسندگان مرتباً تغییر میکنند و فضای سریال نیز متناسب با اختراعات خاص هر شورانر (از جمله مکانها، شخصیتها و اسطورهشناسی) و مضامین مورد علاقهشان تکامل مییابد.
با این حال، این دوره گذار ممکن است دشوارتر از معمول باشد. مدل عملیاتی سرویسهای استریم اغلب فرصتهای هنری، دامنه و دسترسی توزیع را حتی برای تلویزیونهای شبکهای تعیین میکند. دو فصل آخر دیویس شامل برخی از قویترین فیلمنامههای دوران حرفهای او بود، اما فشردن قالب ۱۰ تا ۱۳ قسمتی Doctor Who در قالب ۸ قسمتی دیزنیپلاس به قوسهای داستانی شتابزده و پایانبندیهای ناپایدار منجر شد. حتی با در نظر گرفتن محدودیتهای ساختاری، گنجاندن بیلی پایپر در این قلاب داستانی شاید از تجلیل از گذشته سریال برای شصتمین سالگرد آن (مانند بازگشت دیوید تننت، کاترین تیت و شروری مدرن از دوران هارتنل) فراتر رفته و به اتکای بیش از حد به نوستالژی برای جلب توجه تبدیل شده است.
هیچ شکی نیست که مشارکت پایپر در تاریخ علمی-تخیلی بافته شده و او دکتر فوقالعادهای میشد. به همین ترتیب، راهنمایی اصلی دیویس شور و شوقی را شعلهور کرد که فراتر از همه انتظارات بود. اما مشکل اصلی در زمانبندی است. دیویس از همان تاکتیک دو بار در عرض سه سال استفاده کرده، از بازسازی جودی ویتاکر تا بازگشت مخفیانه تننت. بازگشت چهرههای محبوب، دوران کوتاه اما فوقالعاده گاتوا را تقریباً تحتالشعاع قرار میدهد، در حالی که مخفی نگه داشتن چهره جدید دکتر میتوانست به تنهایی جذاب باشد. برای شکوفایی Doctor Who آنگونه که شایسته است، به صداهای جدید در مقابل و پشت دوربین نیاز دارد.
البته، ممکن است آینده فوری سریال وخیمتر از آنچه بیانیه نشان میدهد باشد. ممکن است مناقصه به هیچ توافق هماهنگی نرسد. اگر بدترین سناریو رخ دهد، احیای ۲۰۰۵ ثابت میکند که چیزی به نام میخ قطعی بر تابوت Doctor Who وجود ندارد. شهرت ماندگار آن از جلوههای بصری پرهزینه ناشی نمیشود. Doctor Who زمانی اوج میگیرد که همان دیدگاه تجربی، تخیل رویایی و قلب قابل اعتماد، انعطافپذیر و عمیقاً صادقانهای را به کار گیرد که بر بودجه فروتنانهاش در سالهای ۱۹۶۳ و ۲۰۰۵ غلبه کرد. پس از ۲۱ سال پخش بیوقفه، بیبیسی در حال وقتگذاشتن برای بازنگری در مسیر و دعوت از دیدگاههای تازه است، که نشاندهنده اهمیتی است که برای ارزشمندترین ستون خود قائل است.
شما فکر میکنید کدام صداهای جدید میتوانند جان تازهای به Doctor Who بدهند؟ یا ترجیح میدهید دکتر بعدی چه کسی باشد؟