
مجموعه بازیهای ویدیویی Far Cry (فار کرای) از اولین نسخه خود راه درازی را پیموده است. هرچند بازی Far Cry (فار کرای) محصول ۲۰۰۴ امروزه به خاطر سیستم ذخیرهسازی سختگیرانه و هوش مصنوعی تهاجمیاش کمی ناهموار به نظر میرسد، اما این بازی پایهگذار فضاهای باز تاکتیکی در سبک تیراندازی اول شخص بود. البته هر وقت یک ملک ویدیویی پرسود وجود داشته باشد، یک اقتباس هالیوودی هم در راه است و Far Cry (فار کرای) هم از این قاعده مستثنی نبود و در سال ۲۰۰۸ راهی پرده بزرگ سینما شد.
تنها مشکل این بود که کارگردان فیلم اووه بول بود، کسی که به ساخت فیلمهای به طور عینی ضعیف بر اساس بازیهایی مثل Bloodrayne (بلادرین) و Postal (پستال) شهرت دارد (هرچقدر هم که خود بول به آنها افتخار کند). جای تعجب نیست که Far Cry (فار کرای) ساخته بول یک بمب بزرگ بود و نقدهای منفی شدیدی دریافت کرد.
در نوامبر ۲۰۲۵، ورایتی گزارش داد که یک سریال تلویزیونی از Far Cry (فار کرای) با همکاری نوآ هاولی (خالق Legion (لژیون)) و راب مک (خالق It’s Always Sunny in Philadelphia (همیشه در فیلادلفیا آفتابی است)) در دست ساخت است. این خبر بسیار خوبی است، چرا که بازیهای ویدیویی Far Cry (فار کرای) در طول سالها تکامل زیادی یافتهاند، به خصوص با نسخه Far Cry 6 (فار کرای ۶) که وحشتهای امپریالیسم را به شکلی بیرحمانه به چالش میکشد. هاولی قبلاً در سریالهایی مانند Alien: Earth (بیگانه: زمین) به مضامین به همان اندازه بلندپروازانهای پرداخته است که این موضوع نویدبخش است.
در مورد اقتباس Far Cry (فار کرای) ساخته بول، تنها نکتهای که ارزش دیدن دارد، حضور کوتاه زندهیاد آنتونی بوردین در آن است. بوردین که یک نویسنده تحسینشده و سرآشپز مشهور بود و کتابهای تاثیرگذاری مثل Kitchen Confidential (رازهای آشپزخانه) را نوشت، به خاطر اجرای مستند مسافرتی عمیقاً انسانی Anthony Bourdain: Parts Unknown (آنتونی بوردین: بخشهای ناشناخته) شهرت داشت، مجموعهای که شاید بتواند زندگی شما را برای بهتر شدن تغییر دهد. او در این فیلم نقش یک دانشمند بینام را در یک آزمایشگاه پزشکی بازی میکند. اما داستان فیلم اصلاً درباره چیست؟

فیلم Far Cry ساخته اووه بول واقعاً غیرقابل دفاع است
فیلم Far Cry (فار کرای) در یک جزیره دورافتاده آغاز میشود، جایی که یک جوخه کامل از مزدوران در شب توسط یک مرد کشته میشوند. مشخص میشود که این کار دکتر کریگر (با بازی اودو کیر) است، دانشمندی که مسئول تبدیل سربازان به ماشینهای کشتار غیرقابل پیشبینی میباشد. والری کاردینال (با بازی امانوئل واژیه)، روزنامهنگاری که در حال تحقیق درباره اعمال زیرزمینی کریگر است، متعاقباً قبول میکند که با منبع خبری خود در همان جزیره ملاقات کند و عملیات ویژه کار Jack Carver (جک کارور) (با بازی تیل شوایگر) را برای محافظت از خود استخدام میکند. با این حال، کمی بعد از اینکه این دو به مقصد میرسند، اوضاع به کلی از کنترل خارج میشود.
این چیدمان داستانی ممکن است وحشتناک به نظر نرسد، و واقعاً هم نیست. باید اعتراف کرد که خط داستانی فوقالعاده محکم فیلم میتوانست با ترکیبی حسابشده از اکشن پرتحرک و تعلیق نفسگیر عالی کار کند، به ویژه با توجه به اینکه کل ماجرا در یک جزیره غیرقابل فرار اتفاق میافتد. متاسفانه، فیلم اووه بول کریگر و ماشین کشتارش را به عنوان شرورهایی تکبعدی معرفی میکند که صرفاً برای این وجود دارند که از آنها متنفر باشیم و فاقد هرگونه انگیزه جالب (چه برسد به ظرافت) هستند.
همچنین تلاشی برای شوخطبعی در فیلم وجود دارد که در دیالوگهای گاه و بیگاه عجیب آن منعکس شده است. در یک نقطه، کریگر به جک میگوید: “تو فقط یک قایقران سادهای” و او در حالی که خسته به نظر میرسد پاسخ میدهد: “من چیزی در مورد ساده بودن نگفتم.” اساساً، بین کمدیای که از پس اجرایش برنمیآید و اکشنی که کاملاً کلیشهای به نظر میرسد، Far Cry (فار کرای) در طول ۹۵ دقیقه زمان پخش خود هیچ چیز جالبی برای ارائه ندارد.
فراتر از اینها، Far Cry (فار کرای) یک کسالت مطلق است که از هرگونه تفسیر عمیقتر درباره مضامینی مثل بیهودگی جنگ (مضمونی که در بازی ویدیویی Far Cry 2 (فار کرای ۲) کاوش میشود) خالی است. اگر هیچ چیز دیگری نباشد، این فیلم باعث میشود قدر قدیمیترین بازیهای Far Cry (فار کرای) را بدانید، فقط به این خاطر که آنها وجود دارند.
نظر شما چیه؟ آیا به نظرتون حضور افتخاری یک چهره مشهور میتونه یک فیلم بد رو تا حدی تماشایی کنه، یا اینکه کلاً باید از این اقتباسهای فاجعهبار صرف نظر کرد؟
