هیس، رفیق! این مقاله حاوی اسپویلهایی برای «Toy Story 5 (داستان اسباببازی ۵)» است.
از سال ۱۹۹۵، مجموعه «Toy Story (داستان اسباببازی)» درباره این بوده که چگونه کودکان از اسباببازیهایشان بزرگتر میشوند، از دید خود اسباببازیها. جدیدترین قسمت، «Toy Story 5 (داستان اسباببازی ۵)»، این موضوع را در طول یک نسل کامل بررسی میکند. کودکان امروزی برای سرگرم شدن به صفحههای نمایش و بازیها و/یا شبکههای اجتماعی روی آنها روی میآورند. به نقل از یک ارباب تاریکی معروف که عاشق حلقه بود: زمان عروسکها به پایان رسیده. عصر تبلت فرا رسیده است.
«Toy Story 5 (داستان اسباببازی ۵)» بررسی میکند که چگونه اسباببازیها ممکن است در برابر فناوری منسوخ شوند و نقطهنظر اصلی متعلق به اسباببازیای است که تجربه جایگزین شدن را دارد: Jessie (جسی) با صدای Joan Cusack. یکی از معروفترین سکانسها در اولین فیلم او، «Toy Story 2 (داستان اسباببازی ۲)»، مونتاژ موزیکال گذشتهاش است. جسی روزگاری اسباببازی محبوب دختری کوچک به نام Emily (امیلی) بود، اما همانطور که امیلی بزرگ شد، مثل همه دختران، کمتر به دختر گاوچران و بیشتر به آرایش، پسرها و غیره علاقهمند شد. یک روز، امیلی نوجوان جسی را در جعبهای برای اهدا گذاشت و این آخرین باری بود که دوستان صمیمی سابق همدیگر را دیدند. این سکانس هیچ دیالوگی ندارد چون کلمات دردناک ترانه «When She Loved Me» با اجرای Sarah McLachlan، تمام آنچه لازم است را بیان میکند.
جسی، که همچنین پس از آنکه Woody (وودی) در پایان «Toy Story 4 (داستان اسباببازی ۴)» او را کلانتر نامید، رهبر اسباببازیهای بانی است، بیشترین دلخوری را از Lilypad (لیلیپد) جدید بانی با صدای Greta Lee و تهدیدی که او ایجاد میکند، دارد. جسی سالها در حالی که امیلی بزرگ میشد، دورافتاده و نادیده نشسته بود و از اینکه صفحههای نمایش باعث میشوند بچهها بزرگ شوند و فوراً تخیلات خود را کنار بگذارند، نه بهتدریج در طول سالهای کودکی، بیزار است.
در «Toy Story 5 (داستان اسباببازی ۵)»، مأموریت جسی اثبات این است که اسباببازیها هنوز بهترین راه بانی برای پیدا کردن دوست هستند و این او را به ابتدای داستان اسباببازی خودش بازمیگرداند.
داستان اسباببازی ۵ گذشته جسی را مرور کرده و نتیجهای اشکبرانگیز دارد

Pixar
جسی هنوز نام و آدرس امیلی را در آستر داخلی شلوارش نوشته دارد، بنابراین خلاصه ماجرا این است که وقتی او و Bullseye (بولسای) در پیادهرو پیدا میشوند، یک زوج مسن آنها را به خانه قدیمی امیلی میبرند، نه خانه بانی. امیلی مدتهاست رفته و خانوادهای جدید در آنجا ساکن شدهاند. جسی سعی میکند دیدار دختر جوان خانواده، Blaze (بلیز) با صداپیشگی Mykal-Michelle Harris، و بانی را ترتیب دهد. وقتی این کار بد پیش میرود، او ناامید میشود و نتیجه میگیرد که ترسهایش درباره بیفایده بودن خودش درست بوده است.
او به سمت یک نقطه آشنا میرود، تاب لاستیکی روی تپهای که سالها پیش با امیلی در آن بازی میکرد. حالا درخت یک ویژگی جدید دارد: کلمات «Jessie was here (جسی اینجا بود)» روی آن حک شده است. پس از کندن (بهمعنای واقعی کلمه)، جسی جعبهای را پیدا میکند که زیر آن حکاکی دفن شده است. داخل جعبه وسایلی از دهه ۱۹۸۰ قرار دارد، از جمله کارتی که نشان میدهد «Jessie (جسی)» اشارهشده چه کسی است: دختر امیلی. این کشف ایمان جسی را بازمیگرداند، زیرا متوجه میشود که امیلی هرگز او یا شادی لحظات بازیشان با هم را فراموش نکرده است.
سکانس «When She Loved Me» در «Toy Story 2 (داستان اسباببازی ۲)» ۲۷ سال است که از کودکان تا والدین را به گریه میاندازد. «Toy Story 5 (داستان اسباببازی ۵)» این دایره را کامل میکند، اما بدون آنکه ترک شدن جسی را تضعیف کند، برخلاف طرحی کنارگذاشتهشده برای ملاقات واقعی جسی با امیلی بسیار مسنتر که ممکن بود رخ دهد.
«Toy Story 4 (داستان اسباببازی ۴)» جسی را در نقشی مکمل نگه داشت و تبدیل شدن او به شخصیت اصلی قسمت پنجم احساس جبران میدهد. کامل شدن قوس شخصیتی او که به طور کامل در «Toy Story 2 (داستان اسباببازی ۲)» نشان داده شده بود، بزرگترین اثبات این است که «Toy Story 5 (داستان اسباببازی ۵)» بهطور مسلم ناهموار اما همچنان قلب مجموعه را در اختیار دارد.
«Toy Story 5 (داستان اسباببازی ۵)» اکنون در سینماها در حال اکران است.
