داستانهای جنایی درباره کودکان گمشده، موضوع تازهای نیستند. از سریالهای رویهای شبکهای مثل Found (پیدا شده) از NBC گرفته تا مینیسریالهای پرزرق و برقی مانند All Her Fault (همه تقصیر اوست) از Peacock، این پروندهها نیروی محرکه بسیاری از سریالهای تلویزیونی هستند و دلیل خوبی هم دارد. وقتی یک کودک بیگناه در خطر باشد، stakes (ریسک ماجرا) به طور خودکار بالا میرود. اقتباسهای هارلن کوبن نیز برای مدتی طولانی، جزء ثابت سرویسهای استریم بودهاند، از آثار موفقی مثل Stay Close (نزدیک بمان) که درباره یک روزنامهنگار، مادر و کارآگاه است که با یک رویداد آسیبزا متحد شدهاند، تا The Stranger (غریبه) با بازی ریچارد آرمیتاژ و هانا جان کامن در نقش یک مرد خانواده و زنی مرموز که انبوهی از رازهای زندگیساز را میداند. مهم نیست کوبن چه نوع موضوعی را روایت میکند، یک سبک سرراست اما پرتعلیق آثارش را تعریف میکند، سبکی که مخاطبان به وضوح عاشقش شدهاند. سریالهای او اغلب به سرعت به صدر جدول نتفلیکس میرسند و برای مدتی قابل توجه همانجا میمانند، چرا که مردم تماشای پشتسرهم آن را در اولویت قرار میدهند. I Will Find You (پیدایت میکنم) مطمئناً از این قاعده مستثنی نخواهد بود.
داستان سریال «پیدایت میکنم» درباره چیست؟
I Will Find You (پیدایت میکنم) بر روی دیوید باروز (سم ورثینگتون) تمرکز دارد که ما او را در زندان ملاقات میکنیم. او پنج سال گذشته را پشت میلهها بوده، پس از آنکه در قتل پسر خردسالش، متیو (اشتون کرسمن)، مجرم شناخته شد، با اینکه خودش همچنان بر بیگناهیاش پافشاری میکند. وقتی خواهرزنش، ریچل (بریت لوئر)، با عکسی جدید از کودکی که دقیقاً شبیه متیو است به دیدنش در زندان میآید، اوضاع پیچیدهتر میشود. دوستان دیوید در زندان، یک زوج پدر و پسر به نامهای فیلیپ (پیتر اوتربریج) و آدام مکنزی (جاناتان تاکر)، قبول میکنند به فرار او کمک کنند تا بتواند حقیقت را کشف کند. او این کار را در حالی انجام میدهد که از یک تعقیب و گریز سراسری فرار میکند، تعقیبی که در ابتدا توسط مکس ویلیامز (چای مک براید) و سارا گریر (لوگان براونینگ) رهبری میشد.
مطابق سبک همیشگی کوبن، این داستان بسیار فراتر از آن چیزی است که در ابتدا به چشم میآید. ما با شخصیتهایی مثل نیکی فیشر (کلنسی براون)، رئیس باند تبهکاری قدیمی، گرترود (مدلین استو)، فرد فوقالعاده ثروتمند و مطیع، هیدن (میلو ونتیمیلیا)، دوست پسر پرنفوذ و رفت و برگشتی ریچل، شریل (ارین ریچاردز)، همسر سابق سوگوار و جراح اطفال دیوید، و افراد دیگری آشنا میشویم که اکثرشان یک یا دو راز در دل دارند و میتوانند به نحوی با این معما مرتبط باشند.
«پیدایت میکنم» مشکلات ریتم دارد، اما در پایان همه چیز نتیجه میدهد

بریت لوئر در سریال I Will Find You (پیدایت میکنم)، عکس از نتفلیکس
یکی از بزرگترین نقاط قوت I Will Find You (پیدایت میکنم) تعهدش به فیلمبرداری در لوکیشن است. از ضبط سکانسهای زندان (و در نهایت فرار از زندان) در یک زندان قدیمی گرفته تا رفتن به میدان تایمز، یک حس غوطهوری طبیعی وجود دارد که به سادگی با صحنههای استودیویی و پرده سبز نمیتوان به آن رسید. در نتیجه، این سریال زمختتر و کم زرق و برقتر از آثار مشابه است، که این موضوع هم خوب است و هم بد. در حالی که بدلکاریهای چشمگیر، لحظاتی پر از تعلیق و سکانسهای اکشن مهیجی وجود دارد، I Will Find You (پیدایت میکنم) هرگز یک سبک بصری متمایز پیدا نمیکند. در اغلب موارد، کارگردانی و فیلمبرداری کمفروغ است، با فیلمبرداری استاندارد و رنگآمیزی بیروح. این حس یک فرصت از دست رفته برای ارتقای جنبههایی را میدهد که سریال را منحصربهفرد میکنند.
ریتم I Will Find You (پیدایت میکنم) نیز میتواند کمی عجیب باشد. علیرغم وجود تعقیب و گریزهای ماشینی و تیراندازیها، نیمه اول کمی کش میآید، با صحنههای تکراری و اطلاعاتی که چندین بار به شخصیتهای مختلف منتقل میشود. در عین حال، خیل عظیمی از شخصیتهای جدید در مدت کوتاهی بدون زمینه چینی زیاد معرفی میشوند، که پیگیری روابط و اتحادها را دشوار میکند.
خوشبختانه، از نیمه داستان به بعد، دنبال کردن شبکه درهم پیچیده شخصیتها آسانتر میشود و سریال موفق میشود ریتم خود را پیدا کند. یک نکته قابل تحسین درباره آثار کوبن این است که، در حالی که پیچشهای داستانی میتوانند به سمت نامعقول بودن متمایل شوند و پایانهای تعلیقی به طور غیرقابل انکاری شوکهکننده هستند، همچنان یک اصالت وجود دارد که همه چیز را در واقعیت پایهگذاری میکند. همه قطعات پازل بدون اعمال زور بیش از حد کنار هم جفت میشوند و یک خط سیر عقلانی در میان تمام افشاگریهای وحشیانه داستان وجود دارد. یک فقدان دلپذیر از ترفندهای ارزان یا حقهبازی به چشم میخورد، و همه چیز به شکلی سختباور اما باز هم منطقی و رضایتبخش در کنار هم قرار میگیرد.
«پیدایت میکنم» بازیگران توانمندی دارد، اما شخصیتها کمی کلیشهای حس میشوند

سم ورثینگتون و بریت لوئر در سریال I Will Find You (پیدایت میکنم)، عکس از نتفلیکس
مدیران انتخاب بازیگر، لیندزی بالداساره و دیوید راپاپورت، شایسته تقدیر برای جمعآوری بازیگرانی هستند که انجام دادهاند. اعضای گروه نه تنها به خوبی نقش خود را ایفا میکنند، بلکه شیمی محکمی نیز با یکدیگر دارند. ورثینگتون راه لیام نیسون و آلن ریچسون را دنبال کرده و برای خود جایگاهی به عنوان یک ستاره اکشن خشن اما با گرمای پدرانه در زیر سطح نقش ساخته است. او به عنوان دیوید، کاری را که به بهترین نحو انجام میدهد به اجرا میگذارد و عمق عاطفی خوبی به نقش میآورد. استو نیز به نوبه خود، به ویژگیهایی که مردم در اجراهایش دوست دارند متمایل میشود و با لذت در غلو جذاب شخصیت گرترود فرو میرود. تماشای این یک لذت واقعی است.
دینامیک میشوند یا نمیشوند لوئر و ونتیمیلیا همزمان مهیج و پرانرژی و نیز راحت و باورپذیر است. به راحتی میتوان پذیرفت که ریچل و هیدن سابقهای طولانی و پیچیده با یکدیگر دارند که ریشه در عشقی عمیق و ماندگار دارد. آنها در مرکز بسیاری از تاثیرگذارترین و جذابترین لحظات سریال قرار دارند. رابطه بین مکس و سارا نیز جذاب است، با لحظاتی از تاثیر عاطفی واقعی، هر چند سریال اطلاعات بیش از حدی درباره گذشته آنها را به نفع صحنههای کلیشهایتر و طبق کتاب کار پلیسی، مخفی نگه میدارد. چیز جذابی بین آنها در حال شکلگیری است، اما سریال پیش از آنکه دیر شود، از کاوش کامل پیچیدگیها دست میکشد، که این امر تاثیر بالقوه آن را کاهش میدهد.
I Will Find You (پیدایت میکنم) ریشه در شخصیتها و مسیر تکاملی آنها دارد، اما در نهایت یک کلیشهبودگی نفوذ میکند، با تکیه بر تیپها و کهن الگوها، مثل خبرنگار سمج، حامی مالی مرموز، پلیس یاغی و غیره، به جای خلق شخصیتهایی کاملتر و پرداختهشدهتر. در پایان روز، تمرکز سریال به سمت ساختن یک پلات شوکهکننده متمایل است تا کندوکاو عمیق در روان شخصیتها. نتیجه سریالی است که به طور خاصی انقلابی نیست، اما همچنان راهی محکم برای گذراندن زمان است که کسانی را که عاشق تماشای پشتسرهم سریالهای کوبن در روز پخششان هستند راضی خواهد کرد.
سریال I Will Find You (پیدایت میکنم) اکنون از نتفلیکس در حال پخش است.
نظر شما درباره این سبک از سریالهای معمایی با محوریت شخصیتهای گمشده چیست؟ آیا با دیدن «پیدایت میکنم»، حدسهایتان درست از آب درآمد یا غافلگیر شدید؟