در حالی که ژانر دلهره‌آور در رمان‌ها و فیلم‌های استثنایی موفقیت زیادی کسب کرده است، هیچ چیز به اندازه‌ی دادن کنترل مستقیم شخصیت به بازیکن، تنش و ریسک داستان را افزایش نمی‌دهد. دلهره‌آورها در دنیای دیجیتال، همراه با پیشرفت‌های تکنولوژیکی این رسانه، به‌طور چشمگیری تکامل یافته‌اند و اکنون به جایی رسیده‌اند که داستان‌های استادانه با ریسک بالا و تنش بی‌نقص می‌توانند در گستره و مقیاس یک بازی ویدیویی روایت شوند.

چه ترسناک‌هایی که ترس و تنش را به گیم‌پلی می‌آورند یا بازی‌های داستان‌محور که از غوطه‌وری استثنایی برای تقویت نقاط قوت داستان خود استفاده می‌کنند، ژانر دلهره‌آور می‌تواند اشکال مختلفی در بازی‌های ویدیویی داشته باشد. تعدادی از آن‌ها به‌طور گسترده‌ای مورد تحسین و قدردانی قرار گرفته‌اند و به پدیده‌های جهانی یا برخی از تأثیرگذارترین بازی‌های دوران خود تبدیل شده‌اند.

۱۰. ‘Heavy Rain’ (باران سنگین) (۲۰۱۰)

دیوید کیج حرفه‌ای برجسته را برای خود به عنوان طراح اصلی بازی‌های ویدیویی که بیشتر با بازی‌های داستان‌محور با مسیرهای منشعب، پایان‌های متعدد و ضبط حرکت پیشگامانه برای دادن احساس و وزن درجه یک به شخصیت‌ها مرتبط است، ساخته است. Heavy Rain به‌راحتی به عنوان پربیننده‌ترین و مشهورترین انتشار او برجسته می‌شود و کنترل چندین شخصیت را در میان یک داستان جنایی تکان‌دهنده و احساسی از آدم‌ربایی یک کودک به بازیکن می‌دهد.

مفهوم آن از دنبال کردن معمای یک قاتل زنجیره‌ای که از دوره‌های طولانی بارندگی برای به دام انداختن قربانیان خود استفاده می‌کند، احساس می‌شود که مستقیماً از یک دلهره‌آور جنایی دهه ۹۰ درجه یک بیرون آمده است. حتی اگر سبک خاص کیج از بازی داستان‌محور با انتشارات بعدی مانند Beyond: Two Souls و Detroit: Become Human تأثیرگذار نبوده است، هنوز هم میراثی انکارناپذیر از Heavy Rain بر دلهره‌آورها در بازی‌های ویدیویی وجود دارد و گاهی اوقات یکی از چهره‌های داستان‌های ویدیویی جذاب است.

۹. ‘Mouthwashing’ (دهان‌شویی) (۲۰۲۴)

یکی از بزرگترین مکاشفات در بازی‌های مدرن این است که با توجه به زمان و فداکاری کافی از سوی کوچکترین تیم‌ها، توسعه‌دهندگان مستقل قطعاً قادر به خلق تجربیات بازی ویدیویی استادانه‌ای هستند که با پیشنهادات مدرن AAA برابری کرده و حتی از آن فراتر می‌روند. در دنیای بازی‌های ویدیویی دلهره‌آور داستان‌محور، هیچ بازی مستقلی این را بهتر از Mouthwashing نشان نمی‌دهد، یک دلهره‌آور روانشناختی علمی-تخیلی تکان‌دهنده که یک کشتی باری را در حال برخورد با یک سیارک می‌بیند و خدمه آن را در فضا سرگردان و در حال مبارزه برای بقا رها می‌کند.

Mouthwashing تجربه‌ای است که قدرت زیادی در اثربخشی داستان خود، وزن و تأثیر پیچش‌ها و چرخش‌های احساسی، و مجموعه بازیگران لایه‌دار و فوق‌العاده پویا در این کشتی بدشانس پیدا می‌کند. این بازی الهام زیادی از دلهره‌آورهای کلاسیک علمی-تخیلی و ترسناک گذشته می‌گیرد و داستانی استثنایی می‌بافد که مخاطب را از ابتدا تا انتها مجذوب خود نگه می‌دارد.

۸. ‘Until Dawn’ (تا طلوع) (۲۰۱۵)

با برگرداندن مفهوم یک بازی بقا-ترسناک و دادن تأثیر مستقیم به بازیکنان بر داستان از طریق انتخاب‌ها و توانایی‌های گیم‌پلی، Until Dawn به‌راحتی مثال بارز این سبک از بازی داستان‌محور با مسیر منشعب در دوران PS4/Xbox One بود. این بازی به‌قدری تحسین‌برانگیز و به‌یادماندنی بود که اقتباسی سینمایی از آن ساخته شد، اگرچه به پای نقاط قوت احساسی و داستان‌سرایی لایه‌دار نسخه اصلی نمی‌رسد.

نبوغ واقعی بازی نحوه تغییر و انطباق آن بر اساس انتخاب‌های بازیکن است، با استفاده از تنش و ترس از اشتباه کردن با کشتن دائمی شخصیت‌های اصلی. ترکیب توالی‌های گیم‌پلی که در آن بازیکن باید تا حد امکان با حسگر ژیروسکوپ کنترلر بی‌حرکت بماند، Until Dawn دنیای جدیدی از تنش را به ارمغان آورد که دنیای بازی‌ها را طوفانی کرد. به خصوص با توجه به اینکه Until Dawn 2 به تازگی اعلام شده است، زمان بهتری از حال حاضر برای امتحان نسخه اصلی نمادین وجود ندارد.

۷. ‘SOMA’ (۲۰۱۵)

از تیم توسعه افسانه‌ای پشت نمادهای ترسناک مانند Amnesia: The Dark Descent، SOMA بدون شک ترسناک‌ترین و احساسی‌ترین بازی آن‌ها تا به امروز است که چرخش علمی-تخیلی به سبک بازی کلاسیک آن‌ها می‌دهد و در این فرآیند داستانی استادانه روایت می‌کند. بازی بازیکن را در حال پیمایش در یک تأسیسات تحقیقاتی زیرآبی از راه دور می‌بیند که از کار افتاده است و بسیاری از ماشین‌ها ویژگی‌های انسانی و دارای ویژگی‌های شخصیتی و هوشیاری هستند. این به بازیکن بستگی دارد که اسرار تأسیسات را بدون اینکه آخرین قربانی آن شود، فاش کند.

مانند بازی‌های قبلی Frictional Games، تنش و ترس از اینکه توسط موجودات ترسناک اطراف از پای درآورده نشوید، هر برخورد را به آزمایش مهارت و همچنین قدرت ذهنی تبدیل می‌کند. با این حال، آنچه SOMA را جذاب‌تر و خوش‌ساخت‌تر از Amnesia می‌کند، داستان‌سرایی و دنیاسازی آن است. SOMA داستانی استثنایی می‌بافد که مخاطب را تا انتها در حدس و گمان نگه می‌دارد و همچنین مخاطب را با یکی از بهترین پایان‌های غافلگیرکننده تمام دوران به وجد می‌آورد.

۶. ‘The Wolf Among Us’ (گرگ در میان ما) (۲۰۱۳)

بر اساس مجموعه کتاب‌های مصور Fables از دی‌سی، The Wolf Among Us ترکیبی از نوآر جنایی خشن و شهر نیویورک مدرن شلوغ با انواع موجودات و شخصیت‌های فانتزی از افسانه‌ها، رمان‌ها و فولکلور است. این بازی ماجراجویی ۵ قسمتی، کلانتر بیگبی ولف را دنبال می‌کند که مأمور تحقیق در مورد یک سری قتل و کشف قاتل مرگبار در مرکز آن است. تمام روح و انرژی مجموعه کتاب مصور اصلی در این تجربه دلهره‌آور معمایی افسانه‌ای به طور کامل تحقق یافته و گسترش یافته است.

از یک سبک بصری پویای رمان گرافیکی تا قرار دادن مستقیم بازیکنان در کنترل در حالی که معمای و روایت اصلی را حل می‌کنند، The Wolf Among Us همه چیزهایی است که یک فرد از یک بازی معمایی دلهره‌آور می‌خواهد. عناصر فانتزی آن بیشتر به خاطره‌انگیزی داستان می‌افزایند و همچنان آن را به یکی از جشن‌گرفته‌ترین بازی‌های ماجراجویی کلیکی دهه ۲۰۱۰ و به‌راحتی یکی از بزرگترین دستاوردهای Telltale Games تبدیل می‌کند.

۵. ‘L.A. Noire’ (ال.ای. نوآر) (۲۰۱۱)

تعداد کمی از ناشران بازی‌های ویدیویی چنین سابقه تقریباً شکست‌ناپذیری مانند Rockstar Games داشته‌اند، با بازی‌های افسانه‌ای مانند Red Dead Redemption، Grand Theft Auto و Max Payne که آن‌ها را به غول‌های صنعت تبدیل کرده است. با این حال، یک عنوان پیشگامانه که، اگرچه در زمان خود جشن گرفته شد، اغلب در میان تسلط استودیو فراموش می‌شود، نامه عاشقانه نوآر جنایی عالی، L.A. Noire است.

از بازآفرینی چشمگیر لس‌آنجلس ۱۹۴۷ گرفته تا فناوری پیشگامانه ضبط حرکت که برای افزودن لایه‌هایی از واقع‌گرایی و عمق به بصری و گیم‌پلی استفاده شده است، L.A. Noire مایل‌ها فراتر می‌رود تا تجربه کامل نوآر جنایی را در قالب بازی ویدیویی ایجاد کند. فناوری ضبط حرکت به ویژه قابل توجه است، زیرا این بازآفرینی‌های واقع‌گرایانه از بازیکنان می‌خواهد که تشخیص دهند آیا شخصیت‌های غیرقابل بازی حقیقت را می‌گویند یا خیر. اگرچه زمان انتشار آن اغلب باعث می‌شود که تحت الشعاع سایر انتشارات Rockstar قرار گیرد، L.A. Noire هنوز جایگاه مهمی در تاریخ بازی‌های ویدیویی دلهره‌آور دارد.

۴. ‘Bioshock’ (بایوشاک) (۲۰۰۷)

یک شاهکار مطلق بازی‌های ویدیویی از ابتدا تا انتها، Bioshock نوعی بازی افسانه‌ای و پیشگامانه است که به طور کامل صنعت را در گستره و مقیاس استادانه خود تغییر شکل می‌دهد و بازتعریف می‌کند. اکشن و داستان‌سرایی هیجان‌انگیزی که حول کاوش در شهر زیرآبی Rapture می‌چرخد، یکی از جذاب‌ترین و قانع‌کننده‌ترین تجربه‌هایی است که بازی‌های ویدیویی قرن بیست و یکم ارائه می‌دهند.

با این حال، برخی از قدرتمندترین ماندگاری بازی از مضامین و داستان‌سرایی استثنایی آن ناشی می‌شود. این دنیای دیستوپیایی، یک بهشت ظاهری، با نوشته‌های نمادهای قرن بیستم و نفس‌های پرطمطراق شخصیت‌های تاریخی واقعی موازی است. این تصویر قابل توجهی از آفرینش رویایی، نادیده گرفتن مشکلات در پی شکوه و ایجاد جنون و خون‌ریزی در نتیجه است. این لحن و هیجاناتی که آن را احاطه کرده است، در سراسر بازی ادامه می‌یابد و تجربه‌ای قدرتمند ایجاد می‌کند که مدت‌ها پس از پایان تیتراژ با گیمرها باقی می‌ماند.

۳. ‘Resident Evil 4’ (شیطان مقیم ۴) (۲۰۰۵)

نسخه‌های قبلی مجموعه Resident Evil قطعاً با رویکرد خود به هیجانات ترسناک افزایش‌یافته نمادین بودند. با این حال، اکشن لحظه به لحظه Resident Evil 4 که مکمل ترسناک است، به قدری مؤثر بود که ژانر اکشن را به طور کامل بازتعریف کرد. به این ترتیب، این بازی اغلب به عنوان یکی از مهم‌ترین و خوش‌ساخت‌ترین دلهره‌آورهای اکشن ترسناک تمام دوران جشن گرفته می‌شود و بیش از ۲ دهه از انتشار آن به عنوان یک لحظه برجسته در تاریخ بازی‌های ویدیویی، همچنان به خوبی دوام آورده است.

این فقط اضافه کردن یک سری اکشن پویا نیست که ریسک و تنش را تقویت می‌کند و بازی را مؤثر می‌کند. در عوض، اکشن اضافه شده به طور یکپارچه هیجانات ترسناک از قبل ملموس مجموعه را تکمیل می‌کند. با طرح‌های موجودات تکان‌دهنده در هر گوشه و تمرکز بر مدیریت منابع که هر مبارزه را تأثیرگذار می‌کند، Resident Evil 4 یک نقطه اوج برای یکی از بزرگترین فرانچایزهای ترسناک در تاریخ بازی‌های ویدیویی است.

۲. ‘Silent Hill 2’ (تپه خاموش ۲) (۲۰۰۱)

ترس روانشناختی مفهومی است که، اگرچه اغلب در قلمرو بازی‌های ویدیویی تلاش می‌شود، معمولاً تأثیر قابل تشخیصی مانند سایر رسانه‌هایی که به ترس روانشناختی می‌پردازند، ندارد. با این حال، بخشی از این شکاف این است که هیجانات و ترس روانشناختی قبلاً در رسانه بازی‌های ویدیویی با Silent Hill 2، یکی از بهترین بازی‌های ترسناک تمام دوران ساخته شده، کامل شده است.

این بازی افسانه‌ای بر روی پرتنش‌ترین لحظات بازی قبلی می‌سازد و آن را از هر نظر بهبود می‌بخشد. داستان جذاب‌تر، ترس‌ها تأثیرگذارتر و گیم‌پلی در ایجاد انباشت تنش مؤثرتر است. این بازی در اجرا و پیشرفت خود عمیقاً هوشمندانه است و بازیکن را در طول بازی ناآرام نگه می‌دارد و در عین حال به عذاب روانشناختی شخصیت اصلی خود می‌پردازد. این بازی از زمان انتشار خود به شدت بر هر بازی ترسناک اصلی دیگر تأثیر گذاشته است و هیچ‌کدام به سطوح نبوغ دلهره‌آور روانشناختی آن نزدیک نشده‌اند.

۱. ‘Alan Wake II’ (آلن ویک ۲) (۲۰۲۳)

نسخه اصلی Alan Wake قبلاً نمادی از دلهره‌آورها در قلمرو بازی‌های ویدیویی بود و خود را وقف لحن و سبک یک مجموعه تلویزیونی دلهره‌آور پر از پیچش‌های داستانی، تعلیق‌های نفس‌گیر، اسرار فراگیر و شخصیت‌های جذاب می‌کرد که مخاطبان را روی نوک پا نگه می‌داشت. با این حال، این فرقه کلاسیک دهه ۲۰۱۰ سرانجام ۱۳ سال بعد با Alan Wake II دنباله‌ای دید، با افزایش عظیم در مقیاس و بودجه که آن را به تجربه قطعی دلهره‌آور در دنیای بازی‌های ویدیویی تبدیل کرد.

در سراسر دو داستان مختلف، Alan Wake II خط بین داستان و واقعیت را با داستان عجیب و متا از فتنه و جنون محو می‌کند. در تمام این مدت، از طریق لحظات پیچیده‌اش، با این حال، ترکیبی متمایز از عناصر کارآگاهی در حالی که در گیم‌پلی بقا-ترسناک پرتنش برای زنده ماندن می‌جنگید، وجود دارد. بازی راه‌هایی برای نگه داشتن مخاطب در حدس و گمان پیدا می‌کند و هرگز نمی‌داند بعد چه اتفاقی می‌افتد، مانند تمام دلهره‌آورهای بزرگی که الهام‌بخش آن بوده‌اند.

کدام یک از این بازی‌های دلهره‌آور روحت رو لرزوند؟ نظرت رو برامون بنویس!